| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1429
|
1377
|
91/3/10 (10:58)
|
|
||
|
|
1346
|
3010
|
91/3/7 (01:36)
|
|
||
|
|
168
|
862
|
91/2/28 (10:38)
|
|
||
|
|
403
|
2632
|
91/1/18 (21:31)
|
|
||
|
|
79
|
322
|
91/3/10 (16:23)
|
|
||
|
|
57
|
241
|
91/3/10 (16:16)
|
|
||
|
|
153
|
492
|
91/3/9 (17:40)
|
|
||
|
|
32
|
143
|
91/3/9 (01:35)
|
|
||
|
|
66
|
448
|
91/3/9 (01:10)
|
|
||
|
|
11
|
62
|
91/3/9 (00:53)
|
|
||
|
|
866
|
3412
|
91/3/8 (15:14)
|
|
||
|
|
219
|
1238
|
91/3/6 (09:46)
|
|
||
|
|
168
|
170
|
91/3/5 (22:57)
|
|
||
|
|
147
|
311
|
91/3/5 (22:56)
|
|
||
|
|
9
|
29
|
91/2/31 (15:27)
|
|
||
|
|
75
|
452
|
91/2/29 (21:56)
|
|
||
|
|
282
|
1079
|
91/2/20 (12:45)
|
|
||
|
|
93
|
940
|
91/2/19 (08:28)
|
|
||
|
|
67
|
196
|
91/2/9 (19:24)
|
|
||
|
|
192
|
1081
|
91/1/24 (07:49)
|
|
به نام خدا
شبهای دوکوهه، هنوز هم با خود عطر روزگارانی نه چندان دور را دارد. نماز شبخوانهای زمین صبحگاه، ضجه های شبانه بچه های گردان تخریب، حسینه حاج همت و حوضی که همه شهدا در آن وضو گرفته اند ...
چند وقتی است به همه این یادگارها، یکی دیگر هم اضافه شده است. سماوری که به عشق اباعبدالله می جوشد! یادگاری از شاعر بسیجی و بی ریای دفاع مقدس مرحوم ابوالفضل سپهر ... می گفت: نماز خواندن در حسینیه حاج همت، لذت دیگری دارد... آن روزها که بود، سماوری بزرگ در گوشه یکی از خوابگاهها ترتیب داده بود تا بازدید کنندگان دوکوهه را یک چای گرم میهمان کند. و امروز بر و بچه های گرم و صمیمی و دوستان او، بساط سماوری را که به عشق اباعبدالله می جوشد را هنوز گرم نگه داشته اند.
چایی های دوکوهه هم باید با بقیه جاها فرق داشته باشد. باید عطر و بوی شهدا بدهد. در تاریکی شب، چای به دست، راه حسنیه گردان تخریب را پیش می گیرم. زمین صبحگاه را قبلا دیده ام. صدای ابوالفضل و اتل متل های جگرسوزش، و طعم چای که از سماوری است که به عشق اباعبدالله می جوشد ... چند کلامی به یاد ابوالفضل سپهر بر وزن اتل و متل هایش تقدیم به همه آنانکه چای او را خورده اند یا خواهند خورد...
کامل شده این اتل متل را باید در یادداشتهای سفر راهیان نور آن سال جستجو کنم. که فعلا یادداشتها را در دسترس ندارم. نقدا هرچه که از خلوت آنشب به یادماندنی در خاطرم مانده است را می نویسم تا انشاءالله اصل و کامل شده شعر را پیدا کنم.
اتل متل یه شاعر که رفته پیش خدا
جاش چقدر خالیه یادش به خیر بچه ها
اتل متل یه جانبار، یه مرد شیمیائی
که تا آخر عمر گفت گل نرگس کجائی
اتل متل یه جبهه یه دشت پر حماسه
یه شاعر بسیجی نشسته روی ماسه
ای قصه قصه قصه نون و پنیر و پسته
قصه دارم براتون یه قصه پر غصه
.....
التماس دعای خیر...
شب چراغ
به نام خدا
عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان
سرکار خانم یه منتظر گرامی، این شعر از مرحوم سپهر نیست. این شعر را من به یاد مرحوم سپهر در سفر راهیان جنوب سال 85 سرودم.
سرکار خانم نرگس، انشاءالله زودتر دستنوشته های سفر آنسال را که بعد از سفر بعلت مصادف شدن با حادثه تلخ سکته پدرم، و بیماری سخت و طولانی مدت ایشان، نمی دانم چه کارش کردم و کجا گذاشتم را پیدا می کنم و کاملش را اینجا خواهم نوشت انشاءالله.
موفق و موید باشید
سلام
من كتاب شعر مرحوم سپهر رو دارم
اما خیلی وقته دست دوستان امانته
اعضای محترم كسی این شعر رو كامل داره؟
سلام
کاش ادامه ی این شعر و کامل اون رو میذاشتید تا به یاد مرحوم سپهر عزیز ،توی دفترم یادداشت کنم .
ممنون.التماس دعا .یا علی
هوالرئوف
سلام به همه ....خوبید ان شا الله ؟
خدا رحمتشون کنه ....هر بار میریم جنوب کلی به یادشون هستیم ....بچه ها از سفری که با این عزیز داشتند خیلی برام میگن و من میمونم و حسرت اینکه چرا اون سفر همراهشون نبودم ؟!!! .....
شعرهای خیلی قشنگی داره ."دفتر سرخ " یه مجموعه تقریبا کامل از شعرهاشه ،اگه تونستید حتما بخونید ....خیلی قشنگه خصوصا شعر یادم تو را فراموش ......
ممنون که این بحث رو ایجاد کردید ...شادی روح این عزیز صلوات ...
یا علی و یا حق ....خیلی التماس دعا