userinfo close

  ,

امپراطوری هخامنشیان


emprratoorie_hakhamaneshian

تاسیس: 11 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: افروز عظیما - معاونان
بر آگاهان و فرهنیگان پوشیده نیست که در آغاز امپراطوری بزرگ هخامنشیان پاسارگاد پایتخت سیاسی آن بوده ا ادامه »
بر آگاهان و فرهنیگان پوشیده نیست که در آغاز امپراطوری بزرگ هخامنشیان پاسارگاد پایتخت سیاسی آن بوده استایرانیان در قرن ششم ق.م در سایه رهبری خردمندانه کوروش کبیر و در دوران حکومت مدبرانه داریوش بزرگ موفق به تشکیل یک حکومت جهانی و با فرهنگ شد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
12
90/2/20 (15:05)
12
76
90/9/22 (12:31)
4
26
90/1/19 (10:20)
2
22
89/12/12 (10:29)
43
152
90/9/14 (21:01)
2
15
90/7/28 (18:26)
11
77
90/2/20 (12:15)
28
111
90/2/7 (17:42)
23
175
89/11/6 (20:42)
8
38
89/10/21 (21:52)
20
179
89/4/6 (14:45)
2
47
89/2/30 (04:01)
6
38
88/8/29 (16:40)
5
14
88/5/2 (21:26)
7
51
87/12/19 (22:49)
5
73
87/8/9 (22:10)
2
25
87/6/15 (16:04)
14
79
87/4/20 (02:49)

عنوان بحث

علیرضا  فیضی , ali540
علیرضا فیضی - 15:05 1390/02/20

نظر شما در مورد اسکندر مقدونی چیست؟

اسکندر کبیر
Alexander the Great


اسکندر در حال جنگ با داریوش سوم

دوران

۳۳۶۳۲۳ پیش از میلاد

نام کامل

اسکندر سوم مقدونی

یونانی

Μέγας Ἀλέξανδροςiv[›] (مگاس الکسانروس، اسکندر کبیر)
Ἀλέξανδρος ὁ Μέγας (
الکسانروس هو مگاس)

لقب(ها)

شاهنشاه فارس, فرعون مصر و فرمانروای آسیا

زادروز

۲۰ یا ۲۱ ژوئیه ۳۵۶ پیش از میلاد

زادگاه

پلا، مقدونیه

مرگ

۱۰ یا ۱۱ ژوئن ۳۲۳ پیش از میلاد (۳۲ سال)

محل درگذشت

بابل

پیش از

اسکندر چهارم مقدونی
فیلیپ سوم مقدونی

پس از

فیلیپ دوم مقدونی

همسران

رکسانا از باختر
استاتیرا از ایران

دودمان

آرگیاد

پدر

فیلیپ دوم مقدونی

مادر

المپیاس از اپیروس

فرزندان

اسکندر چهارم مقدونیه

او پسر فیلیپ دوم بود معلم او ارسطوی بزرگ بوده .

اسکندر در لشکر کشی‌های خود به آسیا، در زمان داریوش سوم به سرزمین امپراتوری پارس حمله کرد و سپاهیان ایران را شکست داد.

نخستین نبرد اسکندر و ایرانیان در بهار (۳۳۴ پ.م) در حوالی آسیای صغیر نبرد گرانیک یا گرانیکوس نامیده می‌شود. اسکندر از بغاز داردانل گذشته وارد آسیای صغیر شد. این نبرد در کنار رود گرانیک روی داد که به دریای مرمره می ریزد.

درگیری میان پارس و یونان سالیان سال ادامه داشت. نقطهٔ اوج این کشمکش‌ها را سیل رخدادهائی تشکیل می داد که حملهٔ اسکندر عامل و باعث آن‌ها بود. عصری که بدین ترتیب پایان می گرفت چیزی حدود سیصد سالی به درازا کشیده بود. [۱]

دومین نبرد اسکندر و ایرانیان در نبرد ایسوس، (333 پ.م.) اولین نبرد مستقیم اسکندر است با سپاه داریوش سوم. داریوش و اسکندر در نزدیکی شهر ایسوس با یکدیگر رو به رو شدند.

میان جهان باختر و جهان خاور در درازای تاریخ، نه نبردهای قدرت، نه درگیری‌های اعتقادی، نه رقابت هنرها و نه بگو مگوهای اندیشمندان هیچگاه گسسته نشده است. اوج این درگیری، که کهن‌ترین موضوع تاریخ را تشکیل می دهد، برخورد خصمانهٔ غرب با شرق در سال ۳۳۳ پیش از میلاد مسیح در نبرد «ایسوس» بود. پیروزی بنام غرب رقم خورد. پیامدهای آن فوق العاده بودند. [۲]

سومین نبرد اسکندر و ایرانیان در نبرد گوگمل، (331 پ.م.) دومین نبرد مستقیم اسکندر است با سپاه داریوش سوم در گوگمل واقع در نزدیکی هه‌ولێر اربیل امروزی. بیشترین مقاومت‌ها را کوردهای برزینی در نبرد گوگمل انجام دادند.

پس از پیروزی «گوگمل» اسکندر از همان میدان نبرد، یک گردان سواره نظام تحت فرماندهی «فیلُکسِنوس» به «شوش» گسیل داشت با این امید که پیش از این که همهٔ گنجینه‌ها منهدم، سوزانده، به یغما رفته یا به ایران شمالی منتقل شده باشند، شهر را اشغال کند. در رقابت با شایعهٔ پیروزی عظیم، «فیلُکسِنوس» عازم جنوب شد. امید اسکندر بر آورده شد. پس از آن که داریوش در نتیجهٔ دوبار گریختنش هم در نبرد «ایسوس» و هم «گوگمل» شکست خورد، ساتراپ ها، تا جائی که به چنگ فاتح افتاده بودند، دیگر نیازی نمی دیدند، برای این هخامنش ِ فراری سرشکی فرو ریزند. یا شاید هم تنها یک قطرهٔ دیگر نثارش کرده باشند! اما در این وقت فرماندهان بزرگ شروع به سیاست ورزی کردند، سیاستی بزرگ. در موقعیت آنان، سخن رایج، کنار آمدن با فاتح بود. تدبیر دورنگرانهٔ اسکندر در رفتار دوستانه اش با «میتر ِ نس» ِ ساتراپ که در زمان خود، شهر «سارد» را به او تسلیم کرده بود و پذیرفتنش به حلقهٔ نزدیکان دربار پادشاهی، به بار نشست. ملایمت اسکندر نسبت به همهٔ کسانی که در برابرش مقاومتی نشان نداده بودند، تسلیم ساتراپ‌ها را تسهیل کرد. «شوش» تحویل شد. در ماه نوامبر سال ٣٣۱، تقریباً چهار سالی پس از عبور از «هلسپونتوس»، اسکندر وارد پایتخت امپراتوری پارس شد. [۳]

اسکندر با تصرف پارسه، یکی از پایتخت‌های هخامنشیان این سلسله ایرانی را برای همیشه نابود کرد. وی فرمان به آتش کشیدن پارسه را صادر کرد که برخی آن را برای تلافی به آتش کشیده شدن آتن به دست خشایارشا می‌دانند.

مرگ

اسکندر پس از فتح هند که تا رود هیفاز (بیس امروزی) پیشروی کرده بود به علت کمی قشون به ایران بازگشت و به فکر تسخیر عربستان افتاد. بنابراین به سمت بابل حرکت کرد ولی در آنجا به علت تبی که از باتلاق‌های بابل بر او مستولی شده بود در سن ۳۲ سالگی درگذشت

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.