| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
12
|
90/2/20 (15:05)
|
|
||
|
|
12
|
76
|
90/9/22 (12:31)
|
|
||
|
|
4
|
26
|
90/1/19 (10:20)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
89/12/12 (10:29)
|
|
||
|
|
43
|
152
|
90/9/14 (21:01)
|
|
||
|
|
2
|
15
|
90/7/28 (18:26)
|
|
||
|
|
11
|
77
|
90/2/20 (12:15)
|
|
||
|
|
28
|
111
|
90/2/7 (17:42)
|
|
||
|
|
23
|
175
|
89/11/6 (20:42)
|
|
||
|
|
8
|
38
|
89/10/21 (21:52)
|
|
||
|
|
20
|
179
|
89/4/6 (14:45)
|
|
||
|
|
2
|
47
|
89/2/30 (04:01)
|
|
||
|
|
6
|
38
|
88/8/29 (16:40)
|
|
||
|
|
5
|
14
|
88/5/2 (21:26)
|
|
||
|
|
7
|
51
|
87/12/19 (22:49)
|
|
||
|
|
5
|
73
|
87/8/9 (22:10)
|
|
||
|
|
2
|
25
|
87/6/15 (16:04)
|
|
||
|
|
14
|
79
|
87/4/20 (02:49)
|
|
سلامجناب اقای دانیال پیغمبرانی چون داوود ع موسی ع سلیمان ع و.... قبل از حضرت زرتشت بوده اند .پس قبل از حضرت زرتشت یگانه پرستی بوده.
کوروش کبیر همان ذوالقرنین است
| کوروش بزرگ |
|
|




/ 1
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ادامه مطالب ... | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کوروش بابل را به مرکز ثقل فرهنگی جهان تبدیل کرد |
|
|




/ 1
|
|
|
| ادامه مطالب ... |







بدون شک ذوالقرنین همان کورش کبیر هست و دلایل آن هم دادن آزادی به تمام ادیان است. وقتی که کورش بابل را فتح می کند به همه ی مردم شهر امان می دهد و به آنان این آزادی ارا می دهد که دین خود را داشته باشند و حتی خدایان آنان را احترام می کند.در ضمن از زندان های بابل 20000 یهودی را نیز آزاد می کند و به آنان مهربانی می کند.آیا اسکندر(که یک انیرانی ست یعنی غیر ایرانی) نیز می تواند بدین اندازه مهربان باشد؟کسی که تخت جمشید باشکوه را به وسوسه ی معشوقه ی هوسرانش(آتیکا)آتش می زند و اوستااین کتاب مقدس را آتش می زند انسان نیک سرشتی ست؟
در تاریخ باستان ما ایرانیان به نیکی شهره بودیم چون الگویمان زردشت و 3 اصل پندار نیک،گفتار نیک و کردار نیک بود که سرچشمه ی تمام خوبیهاست.
زنده باد نام کورش و ایران و ایرانی نیک سرشت
درود بر همه ی پاكان و پارسیان
اینكه پرسش نداره هر كسی میدونه كه كوروش بزرگ هخامنشی است و اسكندر گجستك فقط یك خونخوار و آتش زننده ی كتاب مقدس اوستاست
مقدمتا لازم بذکر است مفسّران بزرگی چون علامه طباطبائی صاحب المیزان و آیت الله مکارم شیرازی صاحب تفسیر نمونه و ترجمۀ قرآن کریم، ذوالقرنین برشمردن کوروش را محتمل الصدق می خوانند و بعضی از قرآن پژوهان از جمله شادروان خزائمی صاحب «اعلام قرآن» نیز آن را معقول شمرده و از آن دفاع کرده است.
در خصوص ذوالقرنین علاوه بر چند نظریه فرعی، دو نظریه اصلی وجود دارد که عبارتند از: 1) ذوالقرنین همان کوروش است 2: ذوالقرنین کسی نیست جز اسکندر مقدونی.
دلایلی که ثابت میکند ذوالقرنین اسکندر مقدونی نیست:
1: یادی از اسکندر در عهد عتیق نیست. حال آنکه از کوروش هست.
2: اسکندر موحد و خداپرست نبوده، حال آنکه ذوالقرنین به توصیف قرآن خداشناس و مؤمن بوده است.
3: دیگر اینکه سدی با مشخصات قرآنی که دارای مس و آهن باشد به اسکندر منسوب نیست.
دلایلی که ثابت می کند ذوالقرنین همان کوروش است:
1: کوروش شخصیتی است که در کتاب مقدس یعنی عهد عتیق از او یاد شده است.
2: ذوالقرنین قرآن شخصیتی است که خداوند به او تمکن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است، و این با شخصیت کوروش که بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراطوری بزرگ تاریخ را تأسیس کرده است، توافق دارد.
3: ذوالقرنین قرآن موحد و خداشناس میباشد، و کوروش هم خداشناس و یکتا پرست بوده است.
4: ذوالقرنین اولین بار سفر یا لشکر کشی به سمت مغرب یا غرب داشته است و این با لشکر کشی کوروش به غرب ایران و شکست کروزس پادشاه لیدیا و تسلّط بر آن سرزمین انطباق دارد.
5: ذوالقرنین فرآن با قومی وحشی مواجه شده است و این با رفتن کوروش به سمت شمال و کوههای قفقاز و نبرد با اقوام وحشی «سکا» که به یک تعبیر همان یاجوج و ماجوج میباشند انطباق دارد. محققان این اقوام وحشی تجاوزگر را اقوامی دانسته اند که در هر منطقه به نامی خوانده شده اند؛ از جمله در نزد یونانیان (لیت) و در نزد اروپاییان (میگر) یا (مجار) و در آسیا تاتار نامیده اند. همچنین به «گومر و ماگوگ» «گاگ و ماگاگ»، «بادی و یادان» و «منغولی و یواشی» نیز یاد شده اند.
چرا ذوالقرنین را به این نام می خواندند:
در اینکه چرا ذوالقرنین را به این نام میخوانند وجوهی نوشته اند:
1: دو قرن زندگی کرد و مردم دو قرن و دونسل منقرض شدند و او باقی ماند و یا دو قرن حکمفرمایی او و خاندانش ادامه یافت.
2: یک بار ضربتی به طرف راست سر او خورد در گذشت و باز زنده شد. این است که در سرش دو شاخ و یا دو طرف سر مانند شاخ بلندی، بود که از این جهت وی را ذوالقرنین گفته اند. همچنین از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که«....او هم قوم خود را به راه راست هدایت و به یگانگی دعوت میکرد و آنقوم او را دو مرتبه ضربت زدند که بدین جهت او را ذوالقرنین گفته اند....»
3: وجه تسمیه دیگر این است که در تاج سلطنتش دو شاخ بود.
4: آنکه دو قرن یعنی دو طرف، شرق و غرب دنیا را گرفت و سلطنت کرد و سیر و تماشا کرد.
5: آنکه دو گیسو در جانب سرش بود.
6: آنکه خداوند نور و ظلمت را مسخر او کرد.