| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
3
|
87/6/2 (01:13)
|
|
||
|
|
15
|
94
|
87/5/2 (17:34)
|
|
||
|
|
5
|
49
|
87/3/19 (22:50)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
87/2/18 (23:17)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/12/10 (19:04)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/12/10 (18:44)
|
|
||
|
|
31
|
206
|
86/12/9 (23:24)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
86/11/24 (19:50)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
86/9/14 (00:00)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
86/9/13 (23:55)
|
|
عنوان بحثمقوله زمان 10 بهمن 85 - 18:36 | |
یكی از مباحث مهم در فلسفه مقوله زمان است كه بسیاری از متفكران را وادار به تفكر كرده است كانت نیز یكی از فیلسوفانی است كه در این زمینه نظراتی دارد به نظر شما زمان در تاریخ فلسفه و به ویژه در اندیشه كانت چگونه تبیین گشته است؟ | |
پاسخ ها14 27 اردیبهشت 1386 ساعت 09:50 | |
شناخت شناسی کانت عمدتا متکی بر مکانیک نیوتنی است. از این لحاظ می توان فضا و زمان را نزد کانت مقولاتی مطلق و نسبی دانست، همان طور که نزد نیوتن چنین بود. ولی تاملات شخص کانت روی مفهوم زمان به نظر کمی فراتر از این می رسد. جالب اینجاست که آینشتین عضو انجمن کانت خوانان شهر خود بوده است و به نظر من چه بسا بعید نیست که ایده ی نسبیت همزمانی که یکی از دو فرض اساسی نسبیت خاص است پس از چنین مطالعاتی در او شکل گرفته باشد. |
13 26 فروردین 1386 ساعت 07:08 | |
در بحث حس شناسی استعلایی کانت از دو شرط ماتقدم(1) زمان و مکان می گوید. او این دو شرط را برای هر حس شهودی لازم می داند. هرآنچه مکان دارد حتما زمان بر آن می گذرد اما هرآنچه زمان دارد لزوما مکان ندارد و می تواند فقط در ذهن ما اتفاق بیفتد. بنابراین زمان عمومیت بیشتری دارد تا مکان. تعبیر کانت از زمان و مکان مثل تعبیری ست که نیوتن از این دو دارد یعنی هر دو را واقعی در نظر می گیرد. کانت آنچه مکان دارد را ذات نمی داند بلکه پدیدار می داند یعنی آنچه نمود یافته است. او زمان را توالی امور درونی بشر می داند. پدیدارها باید حتما زمان و مکان داشته باشند تا شناخته شوند. پ.ن : دو نوع شناخت در فلسفه مطرح است: یکی شناخت ماتقدم یعنی شناختی که نیازی به تجربه برای آن نیست و دیگری شناخت ماتاخر یعنی شناختی که برای آن به تجربه نیاز است نقل از: فلسفه
نقادی کانت-
دکتر
کریم مجتهدی-
انتشارات کتابخانه امیر
کبیر-
چاپ
دوم 1378- تهران مسلما اندیشه های هیچ کدوم از ما مثل تفکر کانت جهان رو تکون نداده لااقل توی نظریات خودتون شرط انصاف رو رعایت کنین |
12 3 اسفند 1385 ساعت 04:08 | |
مدیر محترم كلوب، بحث اصولی داره كه باید رعایت بشه و یكی از اساسی ترین و ضروری ترین اصول هر گفتمانی دست كشیدن از تعهدات و پیش فرضهای خویش است یعنی هیچ كس حق نداره با ذهن جزمی خویش وارد بحث بشه منتهی اینجا و در این كلوب چنین مسایلی معنی نداره و هر كس در پی اثبات عقاید خویش است نه بحث كردن و تاسف اور انكه این امر در كلوب كانت اتفاق می افتد كه از ازادی ان هم از نوع معنویش صحبت می كنه و از وجدان اخلاقی. البته من نمیدونم اعضای كلوب به اصطلاح كانت اصلا اثار كانت را دیده اند كه در بحث های راجع به كانت شركت كنند یا خیر پیام در تاریخ 85/12/2 ویرایش شده است. |
11 2 اسفند 1385 ساعت 08:29 | |
چون كافره |
10 30 بهمن 1385 ساعت 09:53 | |
این بحث كاملا شبیه یك گپ دوستانه شده به طور مشخص تر یك نوع كل كل بهتر بحثها جذابتر باشند تا افراد بیشتری در بحثها شركت كنند، هر چند كه نمیدونم چرا كسی علاقه ای به شركت در بحثهایی كه مرتبط با جناب كانت هست نداره ، امیدوارم كه اینطور نباشه. |
9 30 بهمن 1385 ساعت 01:13 | |
من فكر كردم جواب بحث را دادم در واقع صحبت های شما سه بخش داشت یه بخشش بحث متافیزیكی بود كه در حوزه فلسفه كانت نمی گنجید منتهی نمیدونم شما چرا دوست دارین بحث را منحرف كنین بخش دوم و سومش هم همون چیزهایی بود كه شما نوشته بودین و منم جوابش دادم البته من یه فرق اساسی با شما دارم و اونم اینه كه پیش فرض هام وارد بحث نمی كنم و هیچ گاه دوست نداشتم دیگران مثل من فكر كنن |
8 29 بهمن 1385 ساعت 06:59 | |
شما جواب بحث را بدهید ایا به استدلال من خدشه وارد است در ثانی الیور كان نه ااموانل كانت باز الیور به یه دردی می خوره |
7 26 بهمن 1385 ساعت 07:21 | |
در ضمن جناب جم كانتی كه ما از او صحبت می كنیم امانوئل كانت است نه اولیور كانت
|
6 26 بهمن 1385 ساعت 07:19 | |
جناب جم مشكل شما ان است كه دوست دارین همه مثل شما فكر كنند و اگر كسی مثل شما فكر نكرد یا ملحد است و یا روان پریش قطعا معیار این قضیه هم شما هستین متاسفم كه در كلوب كانت صحبت كردن و بحث كردن با انگ زدن و فرافكنی یكی انگاشته شده است چگونه است كه ذات اقدس باریتعالی كه نمی دانم شما بر چه اساس علمداری او را بر دوش می كشین به این ادمهای ملحد و روان پریش اجازه زندگانی داده است.
|
5 26 بهمن 1385 ساعت 05:56 | |
زمان تغییر ایجاد نمی كند حركت تغییر ایجاد می كند وحركت را خداوند كه ثابت است ایجاد می كند به همین راحتی حالا شما داری حرف یك ملحد روان پریش بنام الیور كانت رال می زنی |
4 18 بهمن 1385 ساعت 06:59 | |
به نظر من با استفاده از بحث تغییر برای اثبات زمان وارد یك دور فلسفی شدیم زمان تغییر ایجاد می كند زمان یعنی تغییر این یك سفسطه است نه فلسفه بحث ما مقوله زمان است ان هم از دیدگاه كانت پیام در تاریخ 85/11/17 ویرایش شده است. |
3 18 بهمن 1385 ساعت 06:42 | |
از حسن توجه شما سپاسگزارم امه جواب سوال شما سوال اول شما اول بگویید صد سال گذشته زمان یعنی چه ایا با شاخصی غیر از تغییر معنا پیدا می كند سوال دوم عامل تغییر حركت است در جوهر از ذات باذی تعالی ونه از گذشت زمان و تغییر یعنی ظهور حركت كه در ممكنات است و مجردات وذات باری از ان منزه است |
2 14 بهمن 1385 ساعت 08:41 | |
با سلام جناب جم با توجه به پاسخ حضرتعالی دو سوال برای من مطرح است اگر صد سال زمان بگذرد و تغییری صورت نگیرد زمان نگذشته است؟ دومین نكته این است كه حال كه شما زمان را با تغییر تعریف كرده اید كه این در دنیای فلسفه چیز اشتباهی است خود تغییر چیست اگر زمان مطرح نباشد یا معنا نداشته باشد در آن صورت تغییر خواه در جوهر باشد خواه در عرض چگونه معنا می یابد؟ به نظر می رسد كه هنوز زمان معنا نشده است پیام در تاریخ 85/11/14 ویرایش شده است. |
1 13 بهمن 1385 ساعت 04:08 | |
به نظر من زمان مقدار تغییر است واگرتغییری نباشد زمان نیست |











