__
عنوان بحث
اصلا آقای صفایی حائری كی بودن؟
24 آبان 85 - 04:14

«عین – صاد» را می شناسید؟ استاد «علی صفایی حائری» را می گویم. مجتهدی است كه رمان می خواند، فقیهی است كه فیلم نقد می كند، یك روحانی است كه با هنرهای غربی آشنا است و با هنر و هنرمندان (ملاقلی پور، شورجه، سلحشور، میركریمی و ... ) انسی دیرینه دارد.هنر، ادبیات و سینما از مقولاتی است كه برای این استاد حوزوی اهمیت بسیاری دارد.

اخلاق شگفت استاد نیز مثال زدنی است: «یك بار یك جوانی با تیپ رپ برای دیدنش آمده بود قم. از همسایه ها كه نشانی شیخ را می گرفت، یكی از همسایه ها گفته بود با این وضعیت فكر نكنم شیخ قبولت كند. جوان می گفت همین كه شیخ در را باز كرد، آنقدر تحویلم گرفت و با مهر و محبت برخورد كرد كه انگار سال هاست مرا می شناسد و خیلی وقت است منتظر من بوده.»

این را هم یكی دیگر از شاگردان استاد می گوید: «آن دیگری سال ها قبل از انقلاب، سوار بر ترک موتور، هوس می کند سر به سر شیخی که در کنار خیابان ایستاده است بگذارد و تفریح شبانه ای داشته باشد که نه پس از روزها، که دقایقی بعد خود را گرفتار جذبه ای شیرین می یابد و سر از طلبگی در می آورد...»

سهیل محمودی (شاعر) می گوید: «خیلی از شعرهایی كه كه من حفظ بودم، روحشان را وقتی آقای صفایی می خواند، حس می كردم.»

طالب زاده (كارگردان متعهد) هم می گوید: «بچه های هنرمند انقلابی، تمنای پرچمداری هنر اسلامی را از آقای صفایی داشتند ، که ایشان قبول نمی کرد.»

بیایید او را از تنهایی در بیاوریم، نشانی خانه شان؟ نه ... او هفت سال است كه دیگر به خانه شان نمی رود، 22 تیرماه 78 آخرین روزی بود كه او بود. جاده مشهد این بار بی وفایی كرد و استاد را برنگرداند، ولی من هنوز چشم به راهم، استاد! منتظرم، برگرد... .

 منبع:www.talabeh3.persianblog.ir

 

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
8
13 تیر 1387 ساعت 16:10

سلام .

یه حرف جدید خواندم که کمی در ندیدن استاد آرامم کرد:

وقتی کتاب های حاج شیخ را می خوانی ، انگار که دارد با انسان صحبت می کند.

کتابهایش فرقی با صحبتش ندارند و صحبتش فرقی با کتابهایش نداشت .

7
4 اسفند 1386 ساعت 20:56

استادم بارها مرا نصیحت می کرد که جایی خودم را گرو نگذارم و مطلع شده بود که ضامن کسی شده ام . این روایت را تذکردادند که " الضمانه غرامه " ؛ ضمانت غرامت است . غصه است . گفتم با توجه به همین مساله اقدام کرده ام ؛ چون باید حساب کرد که چه کسی غرامت را بهتر می تواند تحمل کند و چه کسی تواناتر است . من اگر به این خاطر به زندان هم بیفتم ، هیچ باکم نمی شود و نظام کارم از هم نمی پاشد ، در حالی که آن طرف چه بسا به جنون برسد و یا به قبرستان نقب بزند و یا شیرازه ی زندگی اش ا زهم بپاشد .

6
4 اسفند 1386 ساعت 20:56

برای شناخت بیشتر استاد، کتاب آیه های سبز که داستانها و نکات تربیتی از آثار استاد را جمع آوری کرده گزینه ی خوبی است .

اگر دوستان موافق باشند هر چند وقت یک قسمت آن را باهم بخوانیم . ان شاا... راه گشا باشد .

5
23 بهمن 1386 ساعت 21:28
برخوردهای  او یادآور این کلام حضرت علی ( علیه السلام) در وصف پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) بود که می فرمود : طبیبی که منتظر نمی ماند تا به سراغش بیایند ، بلکه او خود به سراغ بیماران می رفت ؛ بیمارانی که خود و راه و مقصد را گم کرده بودند .
4
15 اردیبهشت 1386 ساعت 22:43
آقای صفایی یا به قول بچه ها حاج شیخ از معدود علمایی بوده که تونسته ابداعی تو روش بیان دین داشته باشه به قول بعضی ها از اون آدمایی که هر قرن یکی دوتا از اونا بیشتر به خودش نبینه
اگه بعضی حسودی نکرده بودن می شد تاثیر حرف ایشون رو بهتر دید همون بعضی که الان بعد از هشت سال از فوتش بازم دارن بهش حسودی می کنن خدا هممون رو هدایت کنه ان شا الله
3
10 بهمن 1385 ساعت 05:11
خوب من كه ایشون رو نمی شناسم كه چیزی بگم اما ممنون میشم اگر این بحث فعال بشه
2
11 بهمن 1385 ساعت 03:51

شاید بهتر باشه به جای این که یک معرفی شناسنامه ای از ایشون داشته باشیم بریم سراغ افکار ایشون و از طریق تحلیل اونا با ایشون آشنا بشیم .

نقل هست که یکی از دوستان استاد دلش برای ایشون تنگ شده بود و می ره در خونه ایشون تا ایشون رو ببینه.

استاد در حیاط رو باز می کنن و می گن چی کار داری ؟ می گه اومدم شما رو ببینم

استاد چرخی می زنه و می گه این من !! خودت رو ببین

1
20 آذر 1385 ساعت 02:24

خوب یه بنده از بندگان خدا

كسی كه سعی داشت از همه ی استعداداش استفاده كنه تا شیعه باشه.تب هدر نرفته باشه

كاری كه همه ی ما باید به دنبالش باشیم.

امیدوارم از پس خودمون بربیایم.

__