userinfo close

  ,

ادگارد آلن پو


edgaralenpoe

تاسیس: 12 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهدی مرتضوی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
10
90/1/22 (16:43)
3
16
87/12/6 (08:51)
. .
0
8
87/8/26 (01:14)
1
20
87/4/17 (15:44)
0
10
87/4/7 (22:20)
0
12
87/3/27 (18:56)
0
28
86/8/11 (16:20)
0
12
86/8/5 (01:22)
0
72
86/5/10 (22:03)
1
61
86/1/18 (08:40)
0
66
85/8/30 (17:15)
0
63
85/7/3 (19:56)
1
40
85/7/3 (18:01)
1
20
85/7/3 (09:05)
0
78
85/7/2 (07:03)
1
50
85/6/11 (01:49)
2
26
85/6/9 (07:13)
1
19
85/5/26 (10:07)
0
41
85/5/6 (15:15)
0
19
85/3/29 (04:27)

عنوان بحث

امیر  هادیز  , kafka29
امیر هادیز - 05:30 1385/07/3

بازخوانی زندگی و مرگ ادگار آلن پو( به نقل از سایت فلش)

بازخوانی زندگی و مرگ ادگار آلن پو
گردآوری و ترجمه سپیده جدیری

زمانی كه ادگار آلن پو را در جوی آب خیابانی در ایالت بالتیمور آمریكا پیدا كردند كه به حال اغما فرو رفته بود، هیچ كس نتوانست بفهمد چه بر سرش آمده است چرا كه در چهار روزی كه با مرگ دست و پنجه نرم می‌كرد، تنها از شبحی روی دیوار و توهمات دیگری سخن می‌گفت. حال چگونه می‌شود از راز توهمات این نویسنده داستان‌های خیال و وهم پرده برداشت؟
پو در مقاله معروف خود، «فلسفه سرودن» نوشته است در شعر‌هایش بیش از هر مضمون دیگری به مضمون اندوهناك از دست دادن زنی زیبا پرداخته است. این در حالی است كه در آن دوران آثار ادبی بی شماری درباره عشق نوشته می‌شد اما پو بسیار بیشتر از هم نسل‌‌هایش در سرودن شعر به موضوعات عاشقانه توجه داشته است. تفاوت شخصیت‌های زن در اشعار پو با چنین شخصیت‌‌هایی در اشعار تغزلی آن دوران در این است كه زن‌های آثار او غالبا از بنیه ضعیفی برخوردارند و این می‌تواند به عدم امنیتی برگردد كه پو با رفتن محبوب‌ترین زنان زندگی‌اش به كام مرگ، در روح تن‌های خود احساس می‌كرده است. 
شارل بودلر، شاعر برجسته و مشهورترین مترجم و مفسر فرانسوی آثار ادگار آلن پو می‌گوید: «زن‌های پو جملگی درخشان و بیمارند، از بیماری‌های عجیب می‌میرند، با صدایی كه به موسیقی می‌ماند حرف می‌زنند...» (1)
چه در زندگی و چه در آثار پو، عشق و مرگ به شكلی لا‌ینفك در هم تنیده شده و هر دو به عنوان هدف غایی، ذهن او را به سمت مضمون‌های دهشتناك در نوشتن سوق داده است. این تا آنجا پیش رفته است كه برخی او را تنها یك فروشنده داستان‌های ترسناك می‌دانند كه الگوی آن‌ها را هم از داستان‌های آلمانی عصر خود وام گرفته است. اما خود پو در پیشگفتار «داستان‌های گروتسك و عربسك» می‌گوید: «اگر در بسیاری از آثار من، وحشت فرض (تز) قرار گرفته به این دلیل است كه به اعتقاد من، وحشت نه از آلمان كه از روح نشأت گرفته است و من این وحشت را تنها از منابع مشروع آن استنتاج كرده‌ام و بر نتایج مشروعش اصرار ورزیده‌ام.» (2)
بدین ترتیب، دلبستگی‌های پو است كه منشا وحشت روح، به ویژه برای خود او می‌شود.

وحشت در آثار ادگار آلن پو
ادگار آلن پو در نوشتن داستان‌هایش برای «وحشت» اهمیت زیادی قایل بود و محتوای داستان‌هایش و حتی بسیاری از شعر‌هایش را هم هیجانات و التهابات درونی و دلهره‌ها و اضطراب‌های ناشناخته شكل می‌داد.
در عین حال، آثار پو از زندگی روزمره مردم عادی بسیار دور بود و چندان ارتباطی با زندگی واقعی نداشت.
در دایره المعارف «كاسل» درباره این آثار آمده است: «تمام آثار ادگار آلن پو، از نظر فنی قدرتمند و هنرمندانه نوشته شده‌اند اما به طور كلی فاقد هر گونه ارتباط و پیوستگی با زندگی واقعی هستند. واقعیتشان یا حتی واقعیت ساختگی شان هنرمندانه است.»
با این حال پو توانسته است با ریزه كاری‌ها و مواد و مصالح واقعی، جلوه‌ای قابل قبول به آثارش ببخشد و آن‌ها را باورپذیر كند.
او در آثار وهمناك خود، تخیلا‌ت هولناكش را به تصویر كشیده است و وقایع شگفتی را خلق كرده كه ضمیر ناخودآگاهش از ترس سركوب شدن، به ناگزیر آن‌ها را پنهان نگاه می‌داشته است.
راجر اسلینو درباره این توهمات می‌گوید: «قصه‌های خیالی آلن پو كه بنا به ماهیتشان باید كاملا‌ غیرشخصی باشند، در واقع در اعماق وجود او ریشه دوانده‌اند. هر یك از این قصه‌ها پوششی است بر د‌هانه غاری كه در اعماق تاریكش موجوداتی هیولا‌یی -‌ افكار خوره‌ای و ترس‌های بیمارگونه نویسنده‌ - می‌خزند. یا تصویر دیگری بدهیم، هر قصه نوشته تازه‌ای بر نوشته كهن پاك شده‌ای است كه باید سعی كنیم در زیر متنی كه خواناست، دستنوشته كاملا‌ پاك شده‌ای را كه متن تازه پنهان می‌دارد، بخوانیم، متن پاك شده‌ای كه اگر موفق به خواندنش شویم همه چیز را روشن خواهد كرد. خود آلن پو زمانی گفته است: این فرض كه كتاب نویسنده چیزی است جدا از خویشتن او به نظر من فرضی كژبنیاد است.» (3)
در عین حال، شخصیت‌های آثار ادگار آلن پو، شخصیت‌های تنها و زجركشیده‌ای هستند و اغلب از بیماری‌های موروثی رنج می‌برند.

زن در زندگی و آثار ادگار آلن پو
ادگار پو روز 19 ژانویه 1809 در بوستون به دنیا آمد. پدر و مادرش از بازیگران فقیر تئاتر بودند و پدر كه در تئاتر همیشه نقش‌های كم اهمیت تری را نسبت به مادر بر عهده می‌گرفت، سرانجام به الكل پناه آورد و خیلی زود درگذشت.
از آن به بعد مادر پو به تنهایی بار مسئولیت و نگهداری سه فرزند خردسالش را به دوش كشید و این در حالی بود كه درآمد بازیگری به سختی می‌توانست نیاز فرزندان او را برآورده سازد. اتفاق بدتری هم پیش آمد: مادر به بیماری سل مبتلا‌ شد و چهره رنگ پریده و سرفه‌هایش برای همیشه در ذهن ادگار نقش بست.
بدین ترتیب، ادگار به طور غیر رسمی توسط جان آلن و همسرش كه ساكن ریچموند ویرجینیا بودند به فرزندی پذیرفته شد و از آن به بعد نام او به «ادگار آلن پو» تغییر پیدا كرد.
مادرخوانده ادگار هم زنی نحیف، بیمار و با ادگار كوچك، مهربان بود و خود او هم در كودكی یتیم و به فرزندی پذیرفته شده بود. در سال 1815، آلن‌ها به انگلستان عزیمت كردند و پوی كوچك را در مدرسه ای درStoke-Newington ثبت نام كردند. آن‌ها در سال 1820 به آمریكا برگشتند و پو به مدرسه ای خصوصی در ریچموند فرستاده شد تا برای ورود به دانشكده آمادگی پیدا كند.
هرچند كه خانم آلن برای ادگار كوچك در حكم یك قهرمان بود، از آنجا كه او دیگر بیشتر وقت خود را در مدرسه سپری می‌كرد، به ندرت پیش می‌آمد كه میان آن دو دیداری صورت بگیرد. این بود كه راب استانرد، دوست هم كلا‌سی ادگار كه نبوغ او را بسیار می‌ستود، او را به مادر خود معرفی كرد.
بنابراین هیچ جای تعجب نیست كه وقتی ملا‌قات با خانم آلن برای پوی جوان میسر نباشد، به جستجوی مادر جدیدی بشتابد و این مادر جدید هم كسی جز خانم استانرد نبود. تازه این خانم استانرد به نوعی هم به مادر اصلی ادگار و هم به خانم آلن شباهت داشت; وجه تشابهش هم این بود كه بیمار بود.
تشابه مرگ خانم استانرد كه یک سال بعد از آشنایی با پو در اثر بیماری روحی درگذشت با آن چه برای «مادلین» در داستان «پاییز خانه راهنما» نوشته پو پیش می‌آید، انكار ناپذیر است. خود پو نیز در جایی گفته است كه خانم استانرد الهام بخش شعر جاودانه او، «به هلن» بوده است:
شكوه تو، «هلن»، برای من شد
تداعی درخت‌های «نایشن»،
كه عطر آن چو رود، گشته جاری
به بومی‌تنت، چو ساحل شن.
گذشته ام ز یاس، همچو گرداب
به یمن عطر مو و ماه رویت،
درخششی، چنان كه داشت «یونان»
و با شكوه، همچو «روم»، كویت.
به چشم من، میان روزن نور
تو ایستاده‌ای چنان كه تندیس!
چراغ، چون عقیق خون به دستت،
چو بال و پر شكسته ‌ روح قدیس! (4)
ادگار آلن پو در 17 سالگی در دانشگاه ویرجینیا ثبت نام كرد اما درست بعد از یك سال یعنی در سال 1826 به خاطر بدهی‌هایی كه بالا‌ آورده بود، از دانشگاه اخراجش كردند.
درباره دوران دانشجویی پو شایعه ای هم بر سر زبان‌ها افتاده است كه باز مشخص نیست خود او آن را از تخیلا‌تش خلق كرده یا واقعا اتفاق افتاده است. به هر حال، شایعه این است: ادگار جوان در دوران دانشجویی دلباخته المیرا رویستر شده بود. البته خود المیرا هم در جایی از ادگار به عنوان نامزد خود یاد كرده است; پسری كم حرف، خوش قیافه و بسیار دست و دل باز. المیرا گفته است زمانی كه ادگار در دانشگاه به سر می‌برده، پدرش نامه‌های او را مخفی می‌كرده، به طوری كه المیرا تا مدت‌ها از وجود آن‌ها بی اطلا‌ع بوده و به همین دلیل هم با مرد دیگری ازدواج كرده است.
بدین ترتیب، شكاف عمیقی كه به خاطر مرگ مادر در زندگی پو ایجاد شده بود، هیچ گاه پر نشد.
او بعد از اخراج از دانشگاه به بوستون رفت و به ارتش پیوست. در آن دوران بود كه نخستین مجموعه شعر خود «تیمور لنگ» (1827) را به چاپ رساند. بعد، در سال 1829، از ارتش هم اخراجش كردند و با این حال، مجموعه شعر دومش در همین سال به چاپ رسید. كمی بعد، در آزمون ورودی مدرسه نظام «وست پوینت» پذیرفته شد، اما پس از چند ماه در آنجا هم نام او را خط زدند.
تراژدی زندگی پو با مرگ خانم آلن به خاطر بیماری سل ادامه پیدا كرد. آقای آلن نیز مجددا ازدواج كرد و این بار وارثی جدید به جمع آلن‌ها پیوست كه ثمره این ازدواج بود. پدرخوانده پو هم پیش از مرگش در سال 1834 تمام ارثیه خود را به نام وارث جدیدش ثبت كرد و بدین ترتیب، تمام امید‌های پو برای رسیدن به ثروتی هنگفت نقش بر آب شد.
بنابراین، پو آلن‌ها را برای همیشه ترك كرد و به نیویورك رفت اما شرایط بد مالی‌اش سبب شد كه زندگی با عمه مهربانش در بالتیمور را برگزیند. شوهر این عمه مهربان هم مرده بود و تنها یك ملك رهنی و یك خانوار را برای او باقی گذاشته بود. بدین ترتیب، پو كه به جمع آن‌ها اضافه شده بود، برای آن كه سربار عمه نباشد، به داستان نویسی و فروش داستان‌هایش در ازاء مبلغی ناچیز به مجلا‌ت روی آورد و جایزه داستان كوتاهBaltimor Saturday Visitor را هم به خاطر داستان «دست نوشته‌ای در بطری» از آن خود كرد. این موقعیتی شغلی را نیز در مجلهSouthern Literary Messenger در ریچموند برایش به ارمغان آورد.
پو در سال 1836 با دختر عمه 14 ساله اش ازدواج كرد و در سال 1837، در حالی كه مجلهMessenger با داستان‌ها و شعر‌های او به شهرتی ملی دست یافته بود، خسته از روزمرگی، كار در آن مجله را ر‌ها كرد و همراه با خانواده‌اش به نیویورك رفت. پو‌ها در سال 1838 به فیلا‌دلفیا نقل مكان كردند و در آنجا بود كه باز «زن ‌- مرگی» چون طلسمی گریز ناپذیر در زندگی پو ظاهر شد: همسر جوان او به بیماری لا‌علا‌جی مبتلا‌ شد و چند سال بعد در اثر آن درگذشت.
در سال 1840، داستان‌های «گروتسك» و «عربسك» از ادگار آلن پو در دو مجلد به چاپ رسید اما او در همان سال شغل خود را در مجله‌هایBurton's Gentleman's و Graham از دست داد، حال آن كه هر دو مجله تحت سردبیری پو دامنه فعالیتشان را به طور چشمگیری گسترش داده بودند.
در سال 1844، آلن پو و خانواده‌اش دوباره زندگی در نیویورك را برگزیدند. چاپ كتاب برجسته «كلا‌غ» در سال 1845، شهرت زیادی را در سراسر آمریكا و حتی خارج از آن برای پو به ارمغان آورد و چاپ مجموعه ای جدید از داستان‌هایش هم به این شهرت افزود.
همسر جوان او سرانجام در سال 1847 درگذشت و تا دو سال بعد از مرگ او تمام آن چه این نویسنده منتشر كرد، تنها چهار شعر غم انگیز بود: «آنابل لی»، «برای آنی»، «اولا‌لوم» و «سرزمین زر».
درست سه سال بعد از مرگ همسرش، یك روز صبح، او را مست لایعقل و در حالی كه هذیان می‌گفت در جوی آبی پیدا كردند و این ماجرا به مرگ او در صبح یكشنبه 7 اكتبر 1849 در بیمارستان منجر شد.


بخش پایانی شعر بلند «اولا‌لوم»
... جاده ما را برد تا یك در
درب یك آرامگاه دور
گفتم او را: «خواهر شیرین!
كیست نامش بر در این گور؟»
گفت: «اولا‌لوم ‌- اولا‌لوم -‌
آه، این آرامگاه اوست!
گور آن گم گشته اولا‌لوم ‌
آه، سرداب سیاه اوست!»
قلب من آنگه چو برگی خشك
رنگ خاكستر شد و لرزید،
من گریستم كه: «آن شب بود
یك شب اكتبر، بی تردید
سال پیش، آن شب جانكاه
آن شب شب‌تر ز هر شب، آه!
كز همین جاده گذر كردم‌
كوله بار بیم بر دوشم‌
راز اینجا آمدن هم بود
وعده‌های دیو در گوشم
آن شب شب‌تر ز هر شب، آه!
می‌شناسم اینك اینجا را
ساحل دریاچه «آوبر»-
مه گرفته در میان «ویر»-
سردی دریاچه ای در عمق،
جنگل دیوان، مكان «ویر».» (5)
 
اسرار مرگ ادگار آلن پو
حالا‌ بیش از یك قرن و نیم بعد از مرگ اسرارآمیز ادگار آلن پو، اسرار این مرگ دستمایه نوشتن رمانی شده است كه نویسنده آن سعی دارد به هر شكل ممكن از راز این مرگ پرده بردارد.
«شبح پو»، رمان جدید ماتئو پیرل، رمان نویس 30 ساله آمریكایی در واقع چیزی نیست جز در هم آمیختن تحقیقات پژوهشگران و تخیلا‌ت پیرل درباره اسرار مرگ ناگهانی ادگار آلن پو.
خود پیرل درباره مرگ پو می‌گوید: «ما این واقعیت را می‌دانیم كه برنامه پو در آن تاریخ این بوده كه از ریچموند به فیلا‌دلفیا برود، چرا كه مارگارت سنت لئون لود، زن ثروتمندی كه در فیلا‌دلفیا زندگی می‌كرده، در مقابل ویرایش مجموعه شعرش به پو صد دلا‌ر پیشنهاد داده بود. شاید 100 دلا‌ر از نظر ما مبلغ ناچیزی باشد اما فراموش نكنیم كه پو در تمام عمر خود درآمدی بیش از چندصد دلا‌ر به دست نیاورده بود. بنابراین پیشنهاد آن زن ثروتمند برای پو در حكم گنج وسوسه انگیزی بوده و برای همین هم آن را پذیرفته بود.»
به گفته پیرل، سفر پو به فیلا‌دلفیا در عین حال می‌توانست در حكم بازگشت به شهری باشد كه شش سال از عمر خود یعنی سال‌های 1838 تا 1844 را در آن سپری كرده بود.
درست یك هفته بعد از این كه پو، ریچموند را به قصد فیلا‌دلفیا ترك كرد، او را در جوی آبی در بالتیمور پیدا كردند. در این یك هفته پو چه می‌كرده است؟ مسلما اتفاقی كه در این یك هفته روی داده منجر به مرگ او شده است اما متاسفانه درباره این هفت روز اسرارآمیز هیچ اطلا‌عی در دست نیست.
پیرل درباره تحقیقاتش در این باره می‌گوید: «طبق تحقیقات من، پو در بالتیمور در لباسی ظاهر شده كه اصلا‌ اندازه‌اش نبوده است و در عین حال بسیار هم ژنده و پاره پاره بوده است.»
بعد از آن كه پو را به بیمارستان انتقال دادند، تا ساعت‌ها در فریاد‌های خود نام «رینولدز» را تكرار كرد و بعد درگذشت.
چرا پو به فیلا‌دلفیا نرفت و از بالتیمور سر درآورد؟ چرا در لباس شخص دیگری ظاهر شده بود؟ چرا مدام فریاد می‌زد: رینولدز؟!
این سئوالا‌ت بی جواب انگیزه خلق رمان «شبح پو» بوده است.

منابع:
1- شناخت ادگار آلن پو - ترجمه ی ربیعا اسکینی- نشر دشتستان
2- Arthur Voss: The American Short Stories, Oklahoma, 1973, P. 49
3- راجر اسلینو: ادگار آلن پو - ترجمه خشایار دیهیمی – نسل قلم 1373
4- کلاغ – گزیده اشعار ادگار آلن پو – ترجمه سپیده جدیری – نشر ماه ریز
5- کلاغ – گزیده اشعار ادگار آلن پو – ترجمه سپیده جدیری – نشر ماه ریز

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.