| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
3
|
91/1/1 (21:49)
|
|
||
|
|
8
|
18
|
90/12/27 (22:38)
|
|
||
|
|
6
|
12
|
90/11/17 (09:38)
|
|
||
|
|
11
|
13
|
90/11/16 (20:56)
|
|
||
|
|
4
|
10
|
90/11/16 (20:55)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/10/26 (00:44)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/9/29 (18:21)
|
|
||
|
|
60
|
395
|
89/10/18 (19:30)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
89/3/12 (21:12)
|
|
||
|
|
3
|
9
|
89/3/12 (20:56)
|
|
||
|
|
5
|
28
|
90/11/17 (22:00)
|
|
||
|
|
4
|
30
|
87/2/13 (00:21)
|
|
||
|
|
4
|
18
|
90/11/16 (20:59)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
90/11/15 (21:47)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
89/9/30 (10:54)
|
|
||
|
|
11
|
22
|
91/3/9 (19:36)
|
|
||
|
|
13
|
7
|
90/11/19 (20:40)
|
|
||
|
|
3
|
7
|
90/11/16 (16:03)
|
|
||
|
|
6
|
14
|
90/11/16 (14:13)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
90/11/13 (11:16)
|
|
هرچی رو كه احساس میكنی موقع تنهایی رنجت میده یا حرف دلت رو بگو .....
پاسخ به ندای قلب موردسفارش اکید بزرگان بشریست، ولی تشخیص صدای قلب ازصدا های مخل ومخرب شیطانی آسون نیست. نظرشما هم همین نیست؟
نیاز ، من ترس تورو ندارم ولی بسیاربرای بشری که دراین شش هزارسال تمدن ، خودش وهمنوعشو ازرسیدن به خواست مشروع دل بازمیداره گله مندم وسخت براش متاسفم.چه سختیها وشکنجه هائی داده ومیده همنوعشو این آدم هبوط یافته وچه بیرحمانه همنوعشو از دهکده سبزرویاهاش دورمیکنه ونمیذاره بهش دلخوش کنه.
قلب من از زندگی هراس دارد از تمام موجودات زندگی میترسد هر گاه كه برای كسی می تپد به جای خون ترس درون رگهای
وجودش جاری می شود
به نام آنکه عشق را آورد بدید
کزین، عشق من و تو آید بدید
در این دنیای سنگدل که کسی به فکر کسی نیست و در گوشه دل تاریک آن جایی ندارد، قلب هایی هست که هنوز بتبند.
قلب هایی در آرزوی تسخیر. من همانند ذره ای از خاک کویر که تشنه ی قطره ای آب است، تشنه ی گوشه ی نگاه گیرای توام، همان نگاهی که مانند لیلی از آب کویرم را سیراب می کند.
نشسته ماه بر گردونه عاج .
به گردون می رود فریاد امواج .
چراغی داشتم، كردند خاموش،
خروشی داشتم، كردند تاراج ...
چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ كس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی كه از كنارم گذشتی... و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟
ارزش آدمها به چیزایی نیست که دارن به چیزیه که هستن.
چه خوبه بودنها مون زیبا باشه تا داشته هامون.
* خدای من *
مهر دلدار تنها خرمی بخش جان من بوده است .
شبها برایم تراته ی نیکبختی می خواند و سپیده دمان بیدارم می ساخت تا
مفهوم زندگی و رازهای طبیعت را در برابرم هویدا سازد .
مهری آسمانی و سرشار بود رشک و آز را نمی شناخت و هرگز به روحم
آسیب نمی رساند . یک همدلی ژرف بود که جانم را
در نهر شادمانی شستشو می داد
و مرا سخت گرسنه ی محبتی می ساخت
که پس از سیری به جانم غنا می بخشید .
و دستی لطیف داشت که بی آن که دلم را بیازارد ،
بدان امید بخشیده و زمین زیر پایم را فردوس برین ، و زندگی ام را
رؤیایی زیبا می ساخت . بامدادان که در کشتزاران گام می زدم ،
در بیداری طبیعت ، نشان ابدیت را می دیدم و کنار دریا که می نشستم ،
خیزابه ها ترانه ی جاودانگی را به گوشم می آوردند .

کفش هایت را در بیاور ...
اینجا سرزمین مقدّس قلب است !!!

وقتی دریچه ی بین زبان و فکر را باز می کنی و بعد کاملاً عمدی
آن را باز می گذاری افکار به مغزت هجوم می آورند .
آن وقت کاری از تو بر نمی آید ... افکار حمله کرده اند
و حالا دیگر دفاعی نیست .
نه راه پس داری و نه راه ِ پیش . افکار اختیار را از زبان می دزدند
و زبان معنی - باید ِ - آنها را می فهمد .
زبان افکار را کلمه می کند و بعد عرضه می نماید .
حالا هیچ دفاعی نیست .
خودت خواستی ... حالا مسوولیت پذیرش کلمات سنگین است .
فهم این افکار ساده نیست و برای همین سهل اندیشان برداشت ِ ساده
و سطحی خودشان را ملاک قرار می دهند .
تو محکوم هستی به خاطر یک - عمد - .
به خاطر اینکه عمداً دریچه ی بین فکر و زبان را باز گذاشتی ...
همه چیز از یک هجوم غافاگیرانه شروع شد .
و حالا هجوم و حمله ی اینها را هم بپذیر .
از یک هجوم درونی تا یک هجوم بیرونی
غروب یعنی زیبا شدن
غروب یعنی احساس عاشق
غروب یعنی سرخی آتش
غروب یعنی درخشش پنهان ستاره ها
غروب یعنی نمایش از آفریدگار
و در یک کلام
غروب یعنی:
(( دوست داشتن )) 
مث آسمون عجیبی شبی آبی شبی قرمز
ولی هر رنگی كه باشی من و دوست نداری هرگز
یه روزی می شی یه دریا فرداش اما مثل كوهی
هر چی كه دلت می خواد باش هر جا باشی با شكوهی
پره از اسم قشنتگت صفحه صفحه ی كتابم
به همون تعداد اسما تو ولی دادی عذابم