userinfo close

  ,

شهید دکتر بهشتی


drbeheshticlub

تاسیس: 25 آذر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر مسعود نیائی - معاونان
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان/ هزار باده نخورده در رگ تاک است
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
176
89/5/1 (05:33)
13
386
89/4/1 (12:12)
0
127
87/7/2 (03:40)
0
164
87/7/2 (02:16)
1
107
87/7/2 (01:42)
1
79
87/7/2 (00:54)
1
34
87/4/13 (12:34)
0
83
87/4/12 (02:38)
14
58
89/12/21 (01:52)
12
410
87/10/18 (13:49)
0
15
84/11/5 (09:06)
3
39
87/8/14 (11:34)
0
33
87/4/9 (14:12)
1
27
87/2/16 (00:21)
5
67
86/2/30 (23:50)
0
36
85/8/19 (07:20)
1
57
85/8/16 (11:20)
0
15
89/3/28 (08:50)
24
100
87/10/20 (19:01)
0
33
87/9/4 (00:45)

عنوان بحث

ریحانه ط , shamimsmile
ریحانه ط - 03:40 1387/07/2

فعالیت های دکتر بهشتی

 فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی

* تدریس

شهید بهشتی از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه و از کسانی است که بیش از دیگران به ضرورت وحدت بین حوزه و دانشگاه پی‏برد. از این‏رو، از سال 1330 به عنوان دبیر زبان «انگلیسی» که این هم از شگفتی‏های آن روز روحانیت است در دبیرستان حکیم‏نظامی قم مشغول به کار شد، و در این زمینه بسیار موفق بود.

در حدود سالهای 1333 بود که دبیرستان «دین و دانش» را تأسیس کرد و با همکاری عده‏ای از فضلا اداره و سرپرستی آن را به عهده گرفت و این کار را تا سال 1342 که در قم بود ادامه داد. علاوه بر اینها، از جمله کارهای ارزنده فرهنگی آن شهید این بود که از حدود سالهای 1338 کلاس زبان انگلیسی برای طلاب حوزه، در این مدرسه (دین و دانش) دائر نمود که این باب خوبی جهت مطالعات و تبلیغ در پیشرفت خوب آنان به شمار می‏آمد.

درسهای او چه در دبیرستان و چه در حوزه چشمگیر بود. او حتی مدتها بین قم و اصفهان آمد و شد داشت و طلاب آن منطقه را نیز از نظر علمی اقناع می‏کرد.

* برگزاری جلسات تفسیر قرآن

شهید بهشتی در مدت حضورش در تهران، درس تفسیر قرآن را آغاز کرد که در این جلسه، جمع کثیری از جوانان شرکت داشتند. وی در این باره می‏گوید: «از سال 1350 من یک جلسه تفسیر قرآن را آغاز کردم که روزهای شنبه به عنوان «مکتب قرآن»، مرکزی بود برای تجمع عده‏ای از جوانان فعال از برادرها و خواهرها. در این اواخر حدود 400 تا 500 نفر شرکت می‏کردند.» این جلسات به لحاظ آثار خوب و ارزشی آن، ساواک را به خشم آورد و در سال 54 با دستگیری شهید به تعطیلی کشید.

* تهیه کتب درسی تعلیمات دینی

به یقین می‏توان گفت که زندگی او با اسلام و به خاطر اسلام بود. برای اسلام سخن می‏گفت و به خاطر اسلام می‏نوشت. بیانات و نیز نوشته‏هایش همه ساده و قابل فهم و قابل دسته‏بندی و در عین حال برگرفته ذوق و سلیقه منحصر به فرد وی است.

شهید بهشتی برای جبران خلأ فرهنگ دینی، بهترین راه را در نوشتن و تغییر کتاب تعلیمات دینی مدارس کشور دانست. وی در این‏باره می‏گوید: «در همان سالها به فکر این افتادیم که با دوستان، این کتابها و برنامه تعلیمات دینی مدارس را که امکانی برای تغییرش فراهم آمده بود، تغییر بدهیم. دور از دخالت دستگاه‏های جهنمی رژیم، در جلساتی توانستیم این کار را پایه‏گذاری کنیم و پایه برنامه جدید و کتابهای جدید تعلیمات دینی را با آقای دکتر باهنر و آقای دکتر غفوری و آقای برقعی و بعضی از دوستان، آقای رضی شیرازی که مدت کمی با ما همکاری داشتند و بعضی دیگر، مانند مرحوم آقای روزبه، که خیلی نقش مؤثر داشتند، با همکاری اینها پایه‏های این برنامه فراهم شد.» این برنامه با همت و پشتکار این عزیزان سامان یافت؛ اما شهید بهشتی اجازه نداد تا نامش بر روی جلد آن ثبت شود؛ زیرا او نمی‏خواست نامش در کتابی که عکس شاه خائن روی جلد یا داخل جلد آن چاپ می‏شد، درج گردد.

از آن شهید بزرگوار آثار و تألیفاتی باقی مانده است که همگی بر اساس نیاز زمان تهیه شده‏اند. البته ناگفته نماند که بسیاری از گفته‏ها و نوشته‏های ایشان به صورت کتاب عرضه نشده و حتی جمع‏آوری و تدوین نگشته‏اند. بدین جهت نمی‏توان همه آثار او را برشمرد؛ ولی آنچه به صورت کتاب و مجله در اختیار است، به شرح زیر است:

خدا از دیدگاه قرآن، نماز چیست، بانکداری و قوانین مالی در اسلام، یک قشر جدید در جامعه، روحانیت در اسلام و در میان مسلمین، مبارز پیروز، شناخت دین، نقش دین در زندگی انسان، کدام مسلک، شناخت، مالکیت.

* تصویب اصل مترقی ولایت فقیه

شهید دکتر بهشتی، طلایه‏دار اصل مترقی «ولایت فقیه» بود. وی در تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نقشی مهم داشت. با این که ایشان نائب رئیس مجلس بودند، اما به دلیل شایستگی بسیار بالا و توان و تدبیر او و بنا به خواست رئیس مجلس، مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی به وی سپرده شد. این در حالی بود که بسیاری از اعضای مجلس خبرگان از علمای طراز اوّل بودند. هرچند عناصر معاند کهنه‏کار سیاسی که همواره در روند انقلاب اسلامی کارشکنی می‏نمودند، در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتند، اما شهید بهشتی توانست مجلس را به خوبی اداره کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به تصویب برساند. این عملکرد بسیار درخشان و قوی موجب شناخت بیشتر فرهیختگان حوزه و دانشگاه از وی شد. دشمنان نیز که به توان بالای آن شهید پی برده بودند، به فکر ترور شخصیت و شخص او برآمدند و از آن پس تهمتها، جسارتها و بی‏احترامی‏ها آغاز شد و روزبه‏روز شدت گرفت و مظلومیت او بیشتر نمایان شد. مطبوعات داخلی، رسانه‏های خارجی به ویژه رسانه‏های غربی و دولت موقت که غربزده بودند، همواره به مجلس خبرگان فشار وارد می‏کردند تا به هر طریق ممکن، اصل «ولایت فقیه» را حذف کنند؛ از جمله این فشارها، سناریوی استعفای دولت موقت بود که به دست گروهک نهضت آزادی طراحی شد تا با حذف اصل «ولایت فقیه»، حاکمیت دینی را به شکست بکشانند؛ اما امام خمینی (ره) با قبول استعفای دولت موقت و سپردن مسئولیت دولت به شورای انقلاب که ریاست آن نیز به عهده شهید بهشتی بود، ضرورت وجود اصل «ولایت فقیه» در قانون اساسی را تأیید کردند. این روزها مخالفت با اصل «ولایت فقیه» با هدف تهی کردن قانون اساسی و ترویج و تبلیغ حکومت سکولار از همان آبشخور سرچشمه می‏گیرد.

فعالیتهای سیاسی

بی شک، شهید دکتر بهشتی از چهره‏های بزرگ سیاسی، فرهنگی و فکری تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی بود. وی با دوراندیشی و تیزبینی خاص، موانع را به خوبی می‏شناخت و در پی رفع آن بود. ازاین‏رو، تدبیر سیاسی وی از ویژگی‏های بارز آن شهید بزرگوار بود که او را از بسیاری سیاسیون، برتر نشان می‏داد. اندیشه سیاسی وی ناشی از نگرش نابش به اسلام بود. او بر این باور بود که اسلام هم دین است و هم دولت. اسلام توان اداره جامعه و قوانین مربوط به آن را دارد. با این اندیشه، فعالیت سیاسی خود را در مبارزه با رژیم ستم‏شاهی آغاز کرد.

شهید دکتر باهنر می‏گوید: «یادم هست اولین مقاله‏ای که از ایشان گرفتیم، برای همان مکتب تشیع، "حکومت در اسلام" بود و پیدا بود از

همان روزایشان در سر، هوای ایجاد و استقرار حکومت اسلامی دارد.»

شهید بهشتی پس از ورود به تهران، فصل جدیدی از فعالیت سیاسی را آغاز کرد، و به صورت فعال در تظاهرات و اجتماعات شرکت می‏کرد. وی در سال 1331 در اعتصابات 26 تا30 تیر فعالیت چشمگیری داشت. در سال 1342 با جمعیت هیئتهای مؤتلفه رابطه‏ای سازمان یافته داشت و به پیشنهاد شورای مرکزی این هیئت و به دستور امام خمینی(ره) به سمت یکی از چهار عضو شورای فقهی و سیاسی آن تعیین گردید.

* بازشناسی خط امام و خط سازش

هنگامی که لیبرالها و ملی‏گراها شعار مذاکره با امریکا سر می‏دادند و به فکر تکیه زدن بر اریکه قدرت بودند، پیروان خط امام سخت مخالفت می‏کردند و مردم نیز با آنان به مخالفت برمی‏خاستند. آیت اللّه شهید دکتر بهشتی در جمع مردم اصفهان به تبیین خط امام و خط سازش می‏پردازد و مردم را با ماهیت این دو خط فکری آشنا می‏کند. ایشان می‏گوید: «خط امام و خط سازش، مقابل یکدیگرند. خط امام از نظر ایدئولوژیک، یعنی خطی که اسلام اصیل را با اندیشه باز می‏شناساند و می‏پذیرد و عمل می‏کند و نمی‏ترسد به او بگویند مرتجع امّل یا مرتجع و نمی‏ترسد که به او بگویند: آدمی است که خیلی روشن فکر شد. نه از برچسب روشن فکر منحرف می‏ترسد، نه از برچسب ارتجاع.»

شهید بهشتی به شدت با حاکمیت تفکر غرب‏گرایانه در کشور مخالف بود و بیم آن داشت که استقلال کشور که با خون هزاران شهید و مجروح و... به دست آمده است، کم رنگ و به تدریج بی‏رنگ شود.

* تربیت نیرو و سازماندهی

از جمله فعالیتهای مهم سیاسی آن شهید، جذب، شناسایی و تربیت نیرو بود. «وی روحیه‏ای تشکیلاتی داشت و پیوسته علاقه‏مند بود که با کار جمعی و برنامه‏های شورایی، مدیریت صحیح و شایسته خود را اعمال کند.» ایشان درباره ضرورت تربیت و کادرسازی می‏گوید: «یادم هست که مقایسه می‏کردیم کار ملت ایران در رابطه با نفت و استعمار انگلیس با کار ملت مصر و جمال عبدالناصر و مسئله کانال سوئز و انگلیس و فرانسه بعد از کودتای 28 مرداد در یک جمع بندی به این نتیجه رسیدیم که در آن نهضت، ما کادرهای ساخته شده، کم داشتیم؛ بنابراین تصمیم گرفتیم که یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم و تصمیم گرفتیم که این حرکت اصیل، اسلامی باشد و پیش رفته باشد و زمینه‏ای برای ساخت جوانها؛ بنابراین، دبیرستانی به نام «دین و دانش» در قم تأسیس کردند.» ایشان هم چنین اتحادیه انجمن های اسلامی در آلمان را تأسیس کرد، اما مسئولیت آن را به دانشجویان واگذار کرد و خود فقط نظارت و هدایت می کرد تا به آنان شخصیت داده و از نظر سیاسی و اجتماعی رشد کنند.

شهید دکتر باهنر می‏گوید: «جهت دومی که ایشان روی آن زیاد کار می‏کرد، ساختن نیروی انسانی بود برای یک جامعه اسلامی. ایشان تبلیغات عمومی را کافی نمی‏دانست و معتقد بود که نیروی اساسی لازم برای نظام باید ساخته بشود، از این جهت از طریق تأسیس مدارس، تشکیل انجمنها، ایجاد کلاسهای منظم آموزشی آزاد یا سازمان‏یافته گروهی جهت ساختن افراد مفیدی برای نظام آینده اقدام می‏کرد و توفیق خوبی داشت.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.