| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
176
|
89/5/1 (05:33)
|
|
||
|
|
13
|
386
|
89/4/1 (12:12)
|
|
||
|
|
0
|
127
|
87/7/2 (03:40)
|
|
||
|
|
0
|
164
|
87/7/2 (02:16)
|
|
||
|
|
1
|
107
|
87/7/2 (01:42)
|
|
||
|
|
1
|
79
|
87/7/2 (00:54)
|
|
||
|
|
1
|
34
|
87/4/13 (12:34)
|
|
||
|
|
0
|
83
|
87/4/12 (02:38)
|
|
||
|
|
14
|
58
|
89/12/21 (01:52)
|
|
||
|
|
12
|
410
|
87/10/18 (13:49)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
84/11/5 (09:06)
|
|
||
|
|
3
|
39
|
87/8/14 (11:34)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/4/9 (14:12)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
87/2/16 (00:21)
|
|
||
|
|
5
|
67
|
86/2/30 (23:50)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
85/8/19 (07:20)
|
|
||
|
|
1
|
57
|
85/8/16 (11:20)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
89/3/28 (08:50)
|
|
||
|
|
24
|
100
|
87/10/20 (19:01)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/9/4 (00:45)
|
|
شهید بهشتی از پیشگامان وحدت حوزه و دانشگاه و از کسانی است که بیش از دیگران به ضرورت وحدت بین حوزه و دانشگاه پیبرد. از اینرو، از سال 1330 به عنوان دبیر زبان «انگلیسی» که این هم از شگفتیهای آن روز روحانیت است در دبیرستان حکیمنظامی قم مشغول به کار شد، و در این زمینه بسیار موفق بود.
در حدود سالهای 1333 بود که دبیرستان «دین و دانش» را تأسیس کرد و با همکاری عدهای از فضلا اداره و سرپرستی آن را به عهده گرفت و این کار را تا سال 1342 که در قم بود ادامه داد. علاوه بر اینها، از جمله کارهای ارزنده فرهنگی آن شهید این بود که از حدود سالهای 1338 کلاس زبان انگلیسی برای طلاب حوزه، در این مدرسه (دین و دانش) دائر نمود که این باب خوبی جهت مطالعات و تبلیغ در پیشرفت خوب آنان به شمار میآمد.
درسهای او چه در دبیرستان و چه در حوزه چشمگیر بود. او حتی مدتها بین قم و اصفهان آمد و شد داشت و طلاب آن منطقه را نیز از نظر علمی اقناع میکرد.
شهید بهشتی در مدت حضورش در تهران، درس تفسیر قرآن را آغاز کرد که در این جلسه، جمع کثیری از جوانان شرکت داشتند. وی در این باره میگوید: «از سال 1350 من یک جلسه تفسیر قرآن را آغاز کردم که روزهای شنبه به عنوان «مکتب قرآن»، مرکزی بود برای تجمع عدهای از جوانان فعال از برادرها و خواهرها. در این اواخر حدود 400 تا 500 نفر شرکت میکردند.» این جلسات به لحاظ آثار خوب و ارزشی آن، ساواک را به خشم آورد و در سال 54 با دستگیری شهید به تعطیلی کشید.
به یقین میتوان گفت که زندگی او با اسلام و به خاطر اسلام بود. برای اسلام سخن میگفت و به خاطر اسلام مینوشت. بیانات و نیز نوشتههایش همه ساده و قابل فهم و قابل دستهبندی و در عین حال برگرفته ذوق و سلیقه منحصر به فرد وی است.
شهید بهشتی برای جبران خلأ فرهنگ دینی، بهترین راه را در نوشتن و تغییر کتاب تعلیمات دینی مدارس کشور دانست. وی در اینباره میگوید: «در همان سالها به فکر این افتادیم که با دوستان، این کتابها و برنامه تعلیمات دینی مدارس را که امکانی برای تغییرش فراهم آمده بود، تغییر بدهیم. دور از دخالت دستگاههای جهنمی رژیم، در جلساتی توانستیم این کار را پایهگذاری کنیم و پایه برنامه جدید و کتابهای جدید تعلیمات دینی را با آقای دکتر باهنر و آقای دکتر غفوری و آقای برقعی و بعضی از دوستان، آقای رضی شیرازی که مدت کمی با ما همکاری داشتند و بعضی دیگر، مانند مرحوم آقای روزبه، که خیلی نقش مؤثر داشتند، با همکاری اینها پایههای این برنامه فراهم شد.» این برنامه با همت و پشتکار این عزیزان سامان یافت؛ اما شهید بهشتی اجازه نداد تا نامش بر روی جلد آن ثبت شود؛ زیرا او نمیخواست نامش در کتابی که عکس شاه خائن روی جلد یا داخل جلد آن چاپ میشد، درج گردد.
از آن شهید بزرگوار آثار و تألیفاتی باقی مانده است که همگی بر اساس نیاز زمان تهیه شدهاند. البته ناگفته نماند که بسیاری از گفتهها و نوشتههای ایشان به صورت کتاب عرضه نشده و حتی جمعآوری و تدوین نگشتهاند. بدین جهت نمیتوان همه آثار او را برشمرد؛ ولی آنچه به صورت کتاب و مجله در اختیار است، به شرح زیر است:
خدا از دیدگاه قرآن، نماز چیست، بانکداری و قوانین مالی در اسلام، یک قشر جدید در جامعه، روحانیت در اسلام و در میان مسلمین، مبارز پیروز، شناخت دین، نقش دین در زندگی انسان، کدام مسلک، شناخت، مالکیت.
شهید دکتر بهشتی، طلایهدار اصل مترقی «ولایت فقیه» بود. وی در تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نقشی مهم داشت. با این که ایشان نائب رئیس مجلس بودند، اما به دلیل شایستگی بسیار بالا و توان و تدبیر او و بنا به خواست رئیس مجلس، مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی به وی سپرده شد. این در حالی بود که بسیاری از اعضای مجلس خبرگان از علمای طراز اوّل بودند. هرچند عناصر معاند کهنهکار سیاسی که همواره در روند انقلاب اسلامی کارشکنی مینمودند، در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتند، اما شهید بهشتی توانست مجلس را به خوبی اداره کند و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به تصویب برساند. این عملکرد بسیار درخشان و قوی موجب شناخت بیشتر فرهیختگان حوزه و دانشگاه از وی شد. دشمنان نیز که به توان بالای آن شهید پی برده بودند، به فکر ترور شخصیت و شخص او برآمدند و از آن پس تهمتها، جسارتها و بیاحترامیها آغاز شد و روزبهروز شدت گرفت و مظلومیت او بیشتر نمایان شد. مطبوعات داخلی، رسانههای خارجی به ویژه رسانههای غربی و دولت موقت که غربزده بودند، همواره به مجلس خبرگان فشار وارد میکردند تا به هر طریق ممکن، اصل «ولایت فقیه» را حذف کنند؛ از جمله این فشارها، سناریوی استعفای دولت موقت بود که به دست گروهک نهضت آزادی طراحی شد تا با حذف اصل «ولایت فقیه»، حاکمیت دینی را به شکست بکشانند؛ اما امام خمینی (ره) با قبول استعفای دولت موقت و سپردن مسئولیت دولت به شورای انقلاب که ریاست آن نیز به عهده شهید بهشتی بود، ضرورت وجود اصل «ولایت فقیه» در قانون اساسی را تأیید کردند. این روزها مخالفت با اصل «ولایت فقیه» با هدف تهی کردن قانون اساسی و ترویج و تبلیغ حکومت سکولار از همان آبشخور سرچشمه میگیرد.
بی شک، شهید دکتر بهشتی از چهرههای بزرگ سیاسی، فرهنگی و فکری تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی بود. وی با دوراندیشی و تیزبینی خاص، موانع را به خوبی میشناخت و در پی رفع آن بود. ازاینرو، تدبیر سیاسی وی از ویژگیهای بارز آن شهید بزرگوار بود که او را از بسیاری سیاسیون، برتر نشان میداد. اندیشه سیاسی وی ناشی از نگرش نابش به اسلام بود. او بر این باور بود که اسلام هم دین است و هم دولت. اسلام توان اداره جامعه و قوانین مربوط به آن را دارد. با این اندیشه، فعالیت سیاسی خود را در مبارزه با رژیم ستمشاهی آغاز کرد.
شهید دکتر باهنر میگوید: «یادم هست اولین مقالهای که از ایشان گرفتیم، برای همان مکتب تشیع، "حکومت در اسلام" بود و پیدا بود از
همان روزایشان در سر، هوای ایجاد و استقرار حکومت اسلامی دارد.»
شهید بهشتی پس از ورود به تهران، فصل جدیدی از فعالیت سیاسی را آغاز کرد، و به صورت فعال در تظاهرات و اجتماعات شرکت میکرد. وی در سال 1331 در اعتصابات 26 تا30 تیر فعالیت چشمگیری داشت. در سال 1342 با جمعیت هیئتهای مؤتلفه رابطهای سازمان یافته داشت و به پیشنهاد شورای مرکزی این هیئت و به دستور امام خمینی(ره) به سمت یکی از چهار عضو شورای فقهی و سیاسی آن تعیین گردید.
هنگامی که لیبرالها و ملیگراها شعار مذاکره با امریکا سر میدادند و به فکر تکیه زدن بر اریکه قدرت بودند، پیروان خط امام سخت مخالفت میکردند و مردم نیز با آنان به مخالفت برمیخاستند. آیت اللّه شهید دکتر بهشتی در جمع مردم اصفهان به تبیین خط امام و خط سازش میپردازد و مردم را با ماهیت این دو خط فکری آشنا میکند. ایشان میگوید: «خط امام و خط سازش، مقابل یکدیگرند. خط امام از نظر ایدئولوژیک، یعنی خطی که اسلام اصیل را با اندیشه باز میشناساند و میپذیرد و عمل میکند و نمیترسد به او بگویند مرتجع امّل یا مرتجع و نمیترسد که به او بگویند: آدمی است که خیلی روشن فکر شد. نه از برچسب روشن فکر منحرف میترسد، نه از برچسب ارتجاع.»
شهید بهشتی به شدت با حاکمیت تفکر غربگرایانه در کشور مخالف بود و بیم آن داشت که استقلال کشور که با خون هزاران شهید و مجروح و... به دست آمده است، کم رنگ و به تدریج بیرنگ شود.
از جمله فعالیتهای مهم سیاسی آن شهید، جذب، شناسایی و تربیت نیرو بود. «وی روحیهای تشکیلاتی داشت و پیوسته علاقهمند بود که با کار جمعی و برنامههای شورایی، مدیریت صحیح و شایسته خود را اعمال کند.» ایشان درباره ضرورت تربیت و کادرسازی میگوید: «یادم هست که مقایسه میکردیم کار ملت ایران در رابطه با نفت و استعمار انگلیس با کار ملت مصر و جمال عبدالناصر و مسئله کانال سوئز و انگلیس و فرانسه بعد از کودتای 28 مرداد در یک جمع بندی به این نتیجه رسیدیم که در آن نهضت، ما کادرهای ساخته شده، کم داشتیم؛ بنابراین تصمیم گرفتیم که یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم و تصمیم گرفتیم که این حرکت اصیل، اسلامی باشد و پیش رفته باشد و زمینهای برای ساخت جوانها؛ بنابراین، دبیرستانی به نام «دین و دانش» در قم تأسیس کردند.» ایشان هم چنین اتحادیه انجمن های اسلامی در آلمان را تأسیس کرد، اما مسئولیت آن را به دانشجویان واگذار کرد و خود فقط نظارت و هدایت می کرد تا به آنان شخصیت داده و از نظر سیاسی و اجتماعی رشد کنند.
شهید دکتر باهنر میگوید: «جهت دومی که ایشان روی آن زیاد کار میکرد، ساختن نیروی انسانی بود برای یک جامعه اسلامی. ایشان تبلیغات عمومی را کافی نمیدانست و معتقد بود که نیروی اساسی لازم برای نظام باید ساخته بشود، از این جهت از طریق تأسیس مدارس، تشکیل انجمنها، ایجاد کلاسهای منظم آموزشی آزاد یا سازمانیافته گروهی جهت ساختن افراد مفیدی برای نظام آینده اقدام میکرد و توفیق خوبی داشت.