| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
176
|
89/5/1 (05:33)
|
|
||
|
|
13
|
386
|
89/4/1 (12:12)
|
|
||
|
|
0
|
127
|
87/7/2 (03:40)
|
|
||
|
|
0
|
164
|
87/7/2 (02:16)
|
|
||
|
|
1
|
107
|
87/7/2 (01:42)
|
|
||
|
|
1
|
79
|
87/7/2 (00:54)
|
|
||
|
|
1
|
34
|
87/4/13 (12:34)
|
|
||
|
|
0
|
83
|
87/4/12 (02:38)
|
|
||
|
|
14
|
58
|
89/12/21 (01:52)
|
|
||
|
|
12
|
410
|
87/10/18 (13:49)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
84/11/5 (09:06)
|
|
||
|
|
3
|
39
|
87/8/14 (11:34)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/4/9 (14:12)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
87/2/16 (00:21)
|
|
||
|
|
5
|
67
|
86/2/30 (23:50)
|
|
||
|
|
0
|
36
|
85/8/19 (07:20)
|
|
||
|
|
1
|
57
|
85/8/16 (11:20)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
89/3/28 (08:50)
|
|
||
|
|
24
|
100
|
87/10/20 (19:01)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/9/4 (00:45)
|
|
آن شهید بزرگوار دارای ابعاد مختلف و جاذبههای گوناگون بود؛ آن چنان که دوست و دشمن او را به ستودند. او حتی پیش از انقلاب در محافل سیاسی و علمی جهان شهرت داشت و مجموعههایی که در سطح بینالمللی منتشر میشد، بیوگرافی او را نیز نوشتند.
مردی بود عالم، اندیشمند، دارای وسعت نظر، آزاده، صاحب اخلاق و رسالت اخلاقی، متین و موقّر، سرسخت در برابر ناحق، و تسلیم و متواضع در برابر حق و عدل... حامی مستضعفان، بیقرار و ناآرام در مقابل بیعدالتیها، شیفته دلاوران و شجاعان و در آرزوی تثبیت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی بود، و این حالت را تا لحظات آخر عمر پربرکتش حفظ نمود. در اینجا به گوشههایی از ویژگیهای این شهید راه حق، اشاره میکنیم.
او در اخلاق و به ویژه در آنچه که تحت عنوان زیربنای اخلاقی و ملکه اخلاق مطرح است، جزو سرآمدها بود. کمتر دیده شد که خشمگین شود و بدون محاسبه با دشمن خود درآویزد. بدگوییها و تهمتها را با زبان نرم پاسخ میگفت و سعی داشت مسائل را از راه بحث و استدلال حل کند.
او در یکی از مصاحبههایش گفته بود: ما میتوانیم داغ و کوبنده و قاطع حرف بزنیم، ولی فحش ندهیم، حرفهای زشت و تعابیر زشت در گفتارمان نداشته باشیم. و نیز میگفت: اسلام به ما آموخته که نسبت به دشمنان خود دروغ نگوییم، تهمت نزنیم، فحش ندهیم.
آن شهید بزرگوار از معدود افرادی بود که در برابر تندی افراد در هنگام گفتگو، با صبر و متانت رفتار میکرد. وی با متانت و بردباری، به سخن مخالف گوش فرا میداد و آنگاه با پاسخی منطقی، او را مجاب میکرد؛ به طوری که آن فرد در برابر چنین رفتاری شرمنده میشد. همسر شهید بهشتی درباره صبور بودن ایشان میگوید: «من در طول 29 سال زندگی مشترکمان آنچه در ایشان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. ایشان به قدری صبر و متانت و خونسرد بود که انسان خجالت میکشید. در سرتاسر زندگی این مردِ مبارز و باتقوا، لحظهای عصبانیت بی موقع را از ایشان به یاد ندارم.»(5)
او اهل ریا و تزویر نبود و میگفت «ریا» آفت زندگی است. در پیام فروردین 1359 در صدا و سیما گفت: ما کارهای انجام نشده فراوانی در پیش داریم و باید در همه بخشها که در انتظار تلاش هماهنگ و برنامهریزی شده و مصممانه ماست، با برنامهریزی و هماهنگی و تصمیم و قاطعیت بیشتر بتوانیم به کارها برسیم و این کارهایی که انجام نشده را به انجام برسانیم.
از ویژگی بارز آن شهید «صداقت و خلوص نیت» ایشان است. او اهل ریا و تزویر نبود و میگفت «ریا» آفت زندگی است. در پیام فروردین 1359 در صدا و سیما گفت: ما کارهای انجام نشده فراوانی در پیش داریم و باید در همه بخشها که در انتظار تلاش هماهنگ و برنامهریزی شده و مصممانه ماست، با برنامهریزی و هماهنگی و تصمیم و قاطعیت بیشتر بتوانیم به کارها برسیم و این کارهایی که انجام نشده را به انجام برسانیم.
از ویژگیهای اخلاقی او «خوش قولی» بود؛ امکان نداشت که قولی بدهد و دیرتر سر قرار حاضر شود یا قولی بدهد و عمل نکند و از این بابت زبانزد همگان بود.
«نظم»، اولین ویژگی شهید بهشتی بود. آن شهید به این کلام امام علی(ع): «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» بسیار پایبند بود و در همه حال آن را مراعات میکرد. شهید شاهچراغی در اینباره میگوید: «آنچه که قبل از هر چیزی موجب جلب شدن افراد به سوی ایشان بود، نظمی بود که وی در کارها اعمال میکرد. به یاد دارم که ایشان برای کلاسهایی که داشتند مجبور بودند از تهران به قم بیایند، اما هیچگاه ندیدم که حتی یک دقیقه دیرتر از رأس ساعت 9 که ساعت شروع کلاسش بود، در کلاس حاضر شوند و آن قدر منظم بود که طلاب همیشه میگفتند: ما با ورود
دخترش میگوید:
«وقتی به ایشان معترض میشدیم که چرا جواب تهمتها و افتراها را که دشمن بر ایشان میبست نمیدهید، در پاسخ میگفت: اینها، همه ریشه در حسادت افراد دارد. حیف وقتی که به خاطر صرف پاسخگویی به این اراجیف تلف شود.»
ایشان ساعتمان را تنظیم میکنیم؛ به علاوه او تأکید زیادی نیز در نظم شاگردان داشت.»(6)
به گواهی همه کسانی که کم و بیش به او مأنوس بودند، وی فردی متعبد و در عبادت دارای خلوص خاصی بود. نماز اول وقت را به شدت ارج مینهاد، و حتی در ماه مبارک رمضان، قبل از افطار نماز مغرب را به جا میآورد. ایشان در مهمترین جلسات نیز، هنگام نماز جلسه را تعطیل مینمود و به نماز میایستاد. او معتقد بود: «نماز، به آدمی نشاط معنوی خاصی میدهد و از پژمردگی و افسردگی روح جلوگیری مینماید.»(7) شهید شاهچراغی در اینباره میگوید: «وقتی وضو میگرفت و یا به نماز میایستاد، به قدری باشکوه بود و به قدری در نماز شاداب بود که هر بینندهای را، حتی اگر اعتنای چندانی به نماز نداشت، به سوی نماز جلب میکردند.»(8)
شهید در سال 1330 با یکی از بستگانش ازدواج کرد و زندگی سادهای را با او آغاز نمود و حاصل این ازدواج دو پسر و دو دختر است. زندگی خانوادگی او در محیطی پر از صفا و صمیمیت و اخلاق و معنویت بود. اساس زندگی او در خانواده بر دو پایه ایمان و آرمان مشترک استوار بود و در این راه جهت تداوم رأی و نظرش اصرار و تلاش بسیاری داشت. او برای همسر و فرزندانش پیش از این که سرپرستی مهربان و رازدار باشد، معلم خوبی بود؛ چنان که برای مردم جامعه نیز معلمی نمونه بود.
وی هرگز مسائل و مشکلات خارج منزل را وارد منزل نمیکرد. «با وجود مشغله فکری زیاد و مسئولیتهای سنگین سیاسی و اجتماعی، هنگامی که وارد خانه میشد، با رویی گشاده و لبخندی بر لب، با همه اعضای خانواده احوالپرسی مینمود و از آنچه که در طول روز اتفاق افتاده بود، میپرسید. سعی میکرد از مشکلات هرکدام از اعضای خانواده سؤال نموده و راهحلی برای آن بیابد. تک تک فرزندانشان هم که به جریانات اجتماعی سیاسی روز علاقهمند بودند، سؤال میکردند و در موارد مختلف از وی کسب تکلیف می نمودند.»(9) ایشان افزون بر همفکری با اعضای خانواده و راهنمایی آنان، در کارهای منزل نیز به اعضای خانواده کمک میکرد. «در خانه، کارها را بین اعضای خانواده تقسیم کرده بودند که خانم خانه بیش از حد خسته نشوند. به طور متناوب کارهایی مانند: شستن ظرفها، آب دادن گلها، خرید مواد غذایی بین دختران و پسرانشان تقسیم شده بود و خود ایشان نیز در کارها تا زمانی که در خانه بودند، مشارکت داشتند. محیط خانه بسیار گرم و صمیمی بود و هیچ کس بر دیگری رجحان نداشت؛ به عنوان مثال در خانوادهها معمولاً پسر بر دختر رجحان دارد، ولی ایشان همان امکاناتی که برای پسرانشان به ویژه در زمینه تحصیلات فراهم میکردند، برای دخترانشان نیز فراهم کرده بودند.»(10) آن شهید بزرگوار همواره به دوستانش توصیه میکرد که با خانوادههایشان مهربان و رضایت آنها را به دست آورند. یکی از دوستان شهید میگوید: «قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در تابستان سال 56 به توصیه ایشان برای مطالعه درباره اوضاع مسلمانان در خاور دور به ژاپن رفتم که کتاب «اسلام در ژاپن» محصول همین سفر است قبل از سفر، ایشان به من گفتند: حتما با کسب رضایت همسرتان به این سفر بروید و اگر نتوانستید ایشان را راضی کنید و بدون رضایت ایشان سفر رفتید، حتما در طول سفر از طریق نامه و تلفن با ایشان ارتباط داشته باشید و احوالشان را بپرسید و در بازگشت برای ایشان سوغاتی بیاورید.»(11)
شهید بهشتی به حقیقت، شخصیتی برجسته بود. با این که همواره مورد حمله لیبرالها و منافقین واقع میشد، اما با سعهصدری که داشت، هیچگاه این آزار و اذیتها نتوانست او را احساساتی و از مسیر اعتدال و منطق خارج سازد.
دخترش میگوید: «وقتی به ایشان معترض میشدیم که چرا جواب تهمتها و افتراها را که دشمن بر ایشان میبست نمیدهید، در پاسخ میگفت: اینها، همه ریشه در حسادت افراد دارد. حیف وقتی که به خاطر صرف پاسخگویی به این اراجیف تلف شود.»(12