| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
515
|
1531
|
91/3/8 (21:15)
|
|
||
|
|
186
|
774
|
91/3/8 (01:49)
|
|
||
|
|
843
|
1779
|
91/3/10 (03:27)
|
|
||
|
|
179
|
313
|
91/3/10 (17:40)
|
|
||
|
|
839
|
1794
|
91/3/10 (01:30)
|
|
||
|
|
187
|
460
|
91/3/10 (01:29)
|
|
||
|
|
238
|
795
|
91/3/9 (00:30)
|
|
||
|
|
381
|
1342
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
208
|
773
|
91/3/8 (21:23)
|
|
||
|
|
170
|
692
|
91/2/29 (22:57)
|
|
||
|
|
55
|
189
|
91/2/16 (16:49)
|
|
||
|
|
164
|
823
|
91/2/9 (14:11)
|
|
||
|
|
98
|
325
|
91/2/8 (14:30)
|
|
||
|
|
130
|
397
|
91/2/7 (08:37)
|
|
||
|
|
94
|
360
|
91/2/4 (21:04)
|
|
||
|
|
145
|
382
|
91/2/2 (22:11)
|
|
||
|
|
109
|
429
|
91/1/28 (10:56)
|
|
||
|
|
46
|
177
|
91/1/25 (16:43)
|
|
||
|
|
78
|
241
|
91/1/20 (16:25)
|
|
||
|
|
54
|
152
|
90/10/30 (01:17)
|
|
به نام خالق زیبایی ها
در این بحث قصد داریم یک سیر مطالعاتی عمیق در باب آثار و دلنوشته های دکتر چمران داشته باشیم.
و از آنجایی که سطر سطر دلنوشته های دکتر نیاز به تدبر و تعمق جدی داره تا بتوان جان کلام را از آن استخراج کرد در این بحث سعی میکنیم تا بدان طریق قطره قطره با دریای عمیق اعتقادات و بینش های دکتر آشنا بشیم .
و باز هم از آنجایی که هدف ما کاربردی کردن این مفاهیم در سطح زندگی خودمان هست تلاش خواهیم کرد که تا آنجا که میتوانیم مصداقهای عملیاتی این بینش ها را در زندگی خودمان هم پیدا کنیم و یا تصوری از آن اعتقاد در زندگیمان پیدا کنیم .
روش سیر مطالعاتی بدین صورت خواهد بود که ابتدا یکی از کتاب های دکتر چمران مشخص خواهد شد و سپس برای هر 7 الی 10 روز تعداد صفحه های محدودی مشخص خواهد شد تا توسط هر یک از اعضا مطالعه شود و سپس در اینجا به بحث گذاشته شود ...
با این امید که شاهد یاری خود شهید چمران در درک و عملی کردن این مفاهیم در زندگی خودمان باشیم ..
1. خدا بود و دیگر هیچ نبود ...
برای 10 روز اول و برای شروع کار 10 صفحه ابتدایی از این کتاب را مد نظر میگیریم ...
1.یادداشتهای امریکا از ابتدا تا تاریخ 1 سپتامبر 1961...
2.از قسمت قبلی تا تاریخ نوامبر1972 (عقل و دل)
" از آنجایی که طرفداران دکتر در این کلوب عمدتا همچون دکتر چمران مشغله های علمی بسیار زیادی دارند ،برای هر دوره تعداد صفحات خیلی کمی را مدنظر گرفتیم تا دوستان فرصت کافی برای هم مطالعه و هم تدبر در جمله جمله نوشته های دکتر را داشته باشند تا بتوان مفاهیم مفیدی را از آن استخراج کرد ..."
پس ....
دوستان گلم ....
>>>>>>> یـــــــا علـــــــی <<<<<<<



سوالهای مهم و در حال بررسی
1:
مهدیه ب - 13:37 1390/12/19
101
با اجازه من اولین سوالو میپرسمیه جا شهید چمران میگن که:
خدایانمىدانم تاكى بایدبسوزم؟ تاچندرنجببرم؟ درهمه حال،همه جاوهمیشه توشاهدبوده اى. عشقى پاكداشتم وآنرابه پرستش ذات مقدس توارتباطم ىدادم،ولى عاقبتش به آتشى سوزان مبدل شدكه وجودمراخاكستركرد. احساس مىكنم تاابدخواهم سوخت. شمعى سوزانخواهم بودكه ازسوزش من شایدبشریت لذتخواهدبرد!
چطوری میشه یه عشق زمینی رو به پرستش خدا ربط داد؟
2:
با اجازه سوال دومم بپرسم
یه جا دکتر گفتن که :
اگرچه بیش از دیگران میدوم و کار میکنم ،اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده و میکنم ولی نتیجه آن مرا خشنود نمیکند فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش میگذارم و در کشمکش حیاط شرکت میکنم و در این راه انتظار هیچ نتیجه ای ندارم!
خب آخه چجوری میشه که این دیدگاه رو داشت ولی اینقدر تلاش کرد؟من خودم حس میکنم اگه نتیجه برام مهم نباشه هیچ تلاشینمیکنم.
3
126:بچه ها با خوندن این مطالب بنظرتون غم دکتر بیشتر از چیه ؟؟؟
آخه چرا ایشون اینقدر باید غم داشته باشه ؟؟؟وقتی همه شرایط زندگیشون خوبه ؟؟
این کتابو به یکی دادم خوند وقتی پس داد گفت : خیلی قشنگ بود ولی نخون زیاد دکتر چمران افسردگی داشته
من اینجوری شدم :!!!!!؟؟؟؟؟
واقعا دلیل این غم ها چیه؟ افسردگیه ؟!
اگرچه بیش از دیگران میدوم و کار میکنم ،اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده و میکنم ولی نتیجه آن مرا خشنود نمیکند فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش میگذارم و در کشمکش حیاط شرکت میکنم و در این راه انتظار هیچ نتیجه ای ندارم!
خب آخه چجوری میشه که این دیدگاه رو داشت ولی اینقدر تلاش کرد؟من خودم حس میکنم اگه نتیجه برام مهم نباشه هیچ تلاشی نمیکنم.
1. به وظیفه عمل کردن ، نتیجه رو سپردن به خدا .مثل امام حسین علیه السلام که برای انجام وظیفه ای که به دوشش بود کارش رو کرد و نتیجه رو سپرد به خدا .
2. بزرگان می گن ،هدف اگر در زندگی یه کار مناسب باشه ، به بیشتر از اون نمی رسیم چون خدا همون قدر می ده که ما می خوایم ، اگر شهادت باشه خدا بهمون همین قدر می ده برخی کارها هدفی والاتر از مقصد های دنیایی داره مثل شهادت .
اینم منبع جناب کناری
در ضمن ... بحث اینجا 3 نفرس
که الان میشه 4 نفره 


یه نکته ی دیگه هم که قابل تامله اینه که حواسمون به مهارتهای شیطان در ایجاد غفلت باشه ..
خداوند حضور در مجلس فساد را بر ما حرام کرده چرا که مکر شیطان آنقدر قوی است که حضور در میان جمعی که همگی در حال ارتکاب به گناه هستند ناخواسته انسان را به انجام آن گناه ترغیب میکند و یا اینکه قبح آن گناه را در چشم ما میشکند و احتمال انجام آن گناه در آینده را در ما بیشتر میکند
پس میبینیم که از نظر دینی هم حضور در میان مومنان سفارش شده و حتی سفارش شده که در انتخاب همنشین خود دقت کنید چرا که همنشین در شما اثر خواهد گذاشت
حالا اینکه در یک کشور بی دین زندگی کنیم بسیار خطرناک است ....بشرط ایمان بسیار قوی میتوان آنجا ثابت ماند وگرنه خطر سقوط جدی است !!! و بنظر من خدا خودش میداند چه خلق کرده که گفته در میان آنان نباش تا سقوط نکنی و همین در میان آنان نبودن و سقوط نکردن و با ایمان زندگی کردن حتی یک ایمان سطحی نزد خدا باارزش است
این نظر من بود البته !
یه نکته ی دیگه هم که قابل تامله اینه که حواسمون به مهارتهای شیطان در ایجاد غفلت باشه ..
خداوند حضور در مجلس فساد را بر ما حرام کرده چرا که مکر شیطان آنقدر قوی است که حضور در میان جمعی که همگی در حال ارتکاب به گناه هستند ناخواسته انسان را به انجام آن گناه ترغیب میکند و یا اینکه قبح آن گناه را در چشم ما میشکند و احتمال انجام آن گناه در آینده را در ما بیشتر میکند
پس میبینیم که از نظر دینی هم حضور در میان مومنان سفارش شده و حتی سفارش شده که در انتخاب همنشین خود دقت کنید چرا که همنشین در شما اثر خواهد گذاشت
حالا اینکه در یک کشور بی دین زندگی کنیم بسیار خطرناک است ....بشرط ایمان بسیار قوی میتوان آنجا ثابت ماند وگرنه خطر سقوط جدی است !!! و بنظر من خدا خودش میداند چه خلق کرده که گفته در میان آنان نباش تا سقوط نکنی و همین در میان آنان نبودن و سقوط نکردن و با ایمان زندگی کردن حتی یک ایمان سطحی نزد خدا باارزش است
این نظر من بود البته !
این سوالت منو یاد توصیه شهید
بهشتی به یکی از مبلغینی که المان می رفت انداخت
شخص مبلغ از این ناراحت بود که مبادا در بلاد کفر ایمانش
ضعیف بشه و شهید بهشتی بهش توصیه کرد به انجام مستحبات هم اصرار بورز.
به نظر من زندگی کردن در همچین جاهایی از این بایت که
ادمی را هر روزه به چالش میکشه میتونه نبرد حق و باطل مفیدی باشه که ادمی به زندگی خاکستری
عادت نکنه
اما
باز احتمال بی تفاوت بودن در قباال این جریان وجود داره. از همین روست که دائم این واژه را میشنویم که از برکات انقلاب اسلامی..... چرا که نفس کشیدن در محیطی که ادمی را به اشتباه نکردن تشویق میکنه قطعا با برکت است.