userinfo close

  ,

دکتر چمران


dr_chamranclub

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جواد جواد - معاونان
برادران! خواهران! عاشق باشید، عشق است که به شما قدرت زندگی کردن می‌دهد، عقل فقط به شما کمک ادامه »


برادران! خواهران! عاشق باشید، عشق است که به شما قدرت زندگی کردن می‌دهد، عقل فقط به شما کمک می‌کند که چطور بهتر بخورید و بهتر بخوابید.


عشق هدف حیات است و محرک زندگی من است، و زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام، و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام، عشق است که روح مرا به تموج وا

می‌دارد، قلب مرا به جوش می‌آورد.

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
515
1531
91/3/8 (21:15)
186
774
91/3/8 (01:49)
844
1780
91/3/11 (10:29)
188
460
91/3/11 (10:31)
179
313
91/3/10 (17:40)
839
1794
91/3/10 (01:30)
238
795
91/3/9 (00:30)
381
1342
91/3/8 (23:12)
208
773
91/3/8 (21:23)
170
692
91/2/29 (22:57)
55
189
91/2/16 (16:49)
164
823
91/2/9 (14:11)
98
325
91/2/8 (14:30)
130
397
91/2/7 (08:37)
94
360
91/2/4 (21:04)
145
382
91/2/2 (22:11)
109
429
91/1/28 (10:56)
46
177
91/1/25 (16:43)
78
241
91/1/20 (16:25)
54
152
90/10/30 (01:17)

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

اطهر  , atharrashno
اطهر - 12:45 1390/02/8

مناجاتهای دکتر چمران در آیات و احادیث و...

در این بحث سعی داریم  نیایش های دکتر چمران را از بعد ادبی و عرفانی مورد بحث قرار دهیم دوستان میتوانند

بعد از ذکر پاره ای  از نیاش های دکتر، ایه یا حدیث مرتبط با ان را قرار بدهند  تا  منشا  نیایش های دکتر را در ایات روایات و احادیث جستجو کرده باشیم در این راستااستفاده از اشعار مرتبط و سخنان دیگر عرفا  خالی از لطف نیست

و اما چند نکته صرفا جهت  بهره بری بیشتر از مباحث:

1)    دوستان عزیز لطف کنید  برای خوانایی مطالب  نیایش های دکتر را با رنگ آبی و توضیحات آیی و روایی را با  رنگ  مشکی و به صورت bold شده قرار بدهید

 

2)     از ارائه پاسخ های طولانی با فونت ریز و خطوط فشرده خوداری کنید

 

 

3)     از تطابق دلنوشتهای دکتر با شخصیت های سیاسی و جهت گیری های سیاسی حاضر خوداری کنید

 

4)     در صورتی که نیایشی را مرتبط با شرایط محیطی ان دوره میبینید در پاسخ خود به عنوان مقدمه حال و هوای محیط را مختصرا شرح دهید

 


1)     در اخر  دوستان عزیز میتوانید  از کتاب زمزم عشق که در اینجامعرفی شد استفاده کنید


  درد غم

دکتر چمران:

"درد غم از وجودم اکثیری ساخت که جز حقیقت چیزی نجوید جز فداکاری راهی بر نگزیند و جز عشق چیزی از ان ترشح نکن"

 

 امام صادق :

الحزن من شعار العارفین  لکثره وارداه الغیب علی سرائرهم

"حزن شعار عارفان است به دلیل کثرت و فزونی واردات غیب در بواطن انها"

 

قیصر امیر پور:

شعر تازه مرا... درد گفته است ...درد هم شنفته است

پس در این میانه من.... از چه حرف میزنم

درد حرف نیست

درد نام تازه من است

من چگونه نام خویش را صدا زنم



ه ه ه ه ه از این همه جدی حرف زدن خفه شدم .....اخیش....

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
جواد  جواد  , lovealamdar
جواد جواد - 14:30 1391/02/8
98



من همشو دوست دارم ... خصوصا اون قسمت اخر و همین که جاوید عزی  نوشته ....



مظلومیت دکتر شریعتی (ره) رو میرسونه :



ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و

تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را

به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را

تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و

بالاخره... «شهید» کرد...


نسترن ص , naaaaastaran
نسترن ص - 02:09 1391/02/8
97
خدایا به امید تو!
خدایا!
به هر که دل بستم تو دلم را شکستی،
عشق هر کس را به دل گرفتم تو او را از من گرفتی،
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم،
تو یکباره همه را بر هم زدی
و در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی
تا هیچ آرزویی در نپرورم . به هیچ چیزی امید نداشته باشم.
خدایا!
تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و
جز تو به چیزی و کسی امید نبندم و
جز در سایه توکل به تو آرامش و امنیت احساس نکنم.
خدایا!
بر همه این نعمت ها شکر.
«شهید چمران
اطهر  , atharrashno
اطهر - 11:03 1391/01/28
96

در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودیخدایا تو را شکر می کنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.

برترین بی نیازی و دارایی، ناامیدی است از آنچه در دست مردم است. حضرت علی(ع)

جاوید حسینی  , javid_2000
جاوید حسینی - 14:13 1391/01/26
95



روح دکتر شریعتی و دکتر چمران شاد باشه و هزاران سلام و صلوات هدیه به روح پاکشون





(

ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا


کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و


حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم


می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو


هم‌راز و همنشین شدم.



ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و


معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این


بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.)




بزرگی روح دکتر شریعتی رو میرسونه و ... ممنون جواد جان این مرثیه رو گذاشتی خیلی برام



جالب بود ...
اطهر  , atharrashno
اطهر - 19:13 1391/01/25
94
كدوم قسمت این مرثیه را بیشتر دوست دارید اقا جواد؟
جواد  جواد  , lovealamdar
جواد جواد - 11:08 1391/01/25
93


مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران








ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم


که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم،


زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که


وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود


بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و


موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر


صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.


می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع)


می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را


که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.


ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا


کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و


حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم


می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو


هم‌راز و همنشین شدم.



ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و


معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این


بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.


ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت


جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان


«امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا


و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در


آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز


می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا،


لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها


را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود...


ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های


سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر


کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.



ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو


می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به


پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو


می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که


از سر تا به پا می‌سوزم....



ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش،


از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ،


آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)،


زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که


مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.



راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت


خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را


که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!



ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و


ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد


آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر


فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از


حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان


سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان


می‌دهد ... .



‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و

تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه

علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با

معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل

دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر»

برخاستی و همه را به زانو در آوردی.


ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و

تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را

به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را

تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و

بالاخره... «شهید» کرد...



اطهر  , atharrashno
اطهر - 22:10 1391/01/17
92

 مصطفی چمران:

سکوت اسرارآمیز آسمان به او فهماند که تو لجن خاکى استحقاق هم نشینى مرا ندارى. به ستارگان رجوع کرد، ولى هر یک بى اعتنا گذشتند، به صحراهاى دور رفت و خواست در کویرى تنها زندگى کند ولى کویر نیز با سکوت سرد و سوزان خود او را سرگردان باقى گذاشت

آنچه در آبادی ها از انسان می گیرند در کویر می توان بدست آورد.

دكتر علی شریعتی

.night-sky-stars-buttes-monument.jpeg

 

زینب مهربان , pbt
زینب مهربان - 10:12 1391/01/14
91
شهید دکتر مصطفی چمران در نماز جماعت با رزمندگان اسلام


خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.


اطهر  , atharrashno
اطهر - 19:47 1391/01/2
90

اگرچه بیش از دیگران میدوم و کار میکنم ،اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده و میکنم ولی نتیجه آن مرا خشنود نمیکند فقط به عنوان وظیفه قدم به پیش میگذارم و در کشمکش حیاط شرکت میکنم و در این راه انتظار هیچ نتیجه ای ندارم

امام خمینی:

ما مکلف به نتیجه نیستیم، ما مکلف به انجام وظیفه هستیم.

emam_khomeini_19908.jpg

اطهر  , atharrashno
اطهر - 18:28 1390/12/24
89

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد "تو او را خراب کردی.

امام صادق(ع):

دل حرم خدا است در حرم خدا غیر خدا را منشان


e-pray86.jpg

محدثه    , mv505
محدثه - 14:06 1390/12/23
88
1341382301071949184237156811381402321426129.jpg

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود  در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز "خدا" چیزی را احساس نکنم...

اطهر  , atharrashno
اطهر - 20:03 1390/12/18
87

خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است ؛ تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهhttp://drcham.persiangig.com/image/text-image4/space-winter-fantuuasy-1024x7681.jpg.


fa_alalam1314600783.jpg

http://www.washingtonpost.com/rf/image_606w/2010-2019/WashingtonPost/2011/11/17/National-Enterprise/Images/APTOPIX_Occupy_Protests_Anniversary_0f42c.jpg

391935_192951427461588_114024538687611_372949_1822242848_n.jpg

اطهر  , atharrashno
اطهر - 13:31 1390/12/13
86
نقل قول از : گل یاس

شما را به خدا قلب مرا به من بسپارید،


می خواهم با او راز و نیاز کنم.


با او درد دل کنم.


بگویم، شب را تا صبح در کنار او به سر آورم،


آب دیده تقدیمش کنم


و از خاک پایش بوسه


برگیرم...


"شهید دکتر مصطفی چمران"



گفتم که عطش می‌کُشدم در تب صحرا 

         گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر چمشه‌ای آنجاست  

             گفتی چو شدی تشنه‌ترین قلب تو دریاست
گفتم که در این راه ، کو نقطهٔ آغاز         

         گفتی که تویی تو ، خود پاسخ این راز


http://betterlearning.persiangig.com/V-Z/water-heart-drop.jpgسهراب سپهری

گل یاس  , goleyas64
گل یاس - 01:08 1390/11/1
85

شما را به خدا قلب مرا به من بسپارید،


می خواهم با او راز و نیاز کنم.


با او درد دل کنم.


بگویم، شب را تا صبح در کنار او به سر آورم،


آب دیده تقدیمش کنم


و از خاک پایش بوسه


برگیرم...


"شهید دکتر مصطفی چمران"



دختران شهید شهید , dokhtarshahid
84

 

 

خدایا تو را شکر میکنم که باغ شهادت را به روی بندگان خاصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است بتوان دست به این باغ شهادت زد و پیروزمندانه و پر افتخار به خدا رسید

 

امام حسین در دعای عرفه:

ماذا  وجد من فقدک و ما الذی فقد من وجدک

ان کس که تو را نیافت چه یافته است و ان که تو را یافت پس چه چیزی گم کرده است

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.