| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
515
|
1531
|
91/3/8 (21:15)
|
|
||
|
|
186
|
774
|
91/3/8 (01:49)
|
|
||
|
|
844
|
1780
|
91/3/11 (10:29)
|
|
||
|
|
188
|
460
|
91/3/11 (10:31)
|
|
||
|
|
179
|
313
|
91/3/10 (17:40)
|
|
||
|
|
839
|
1794
|
91/3/10 (01:30)
|
|
||
|
|
238
|
795
|
91/3/9 (00:30)
|
|
||
|
|
381
|
1342
|
91/3/8 (23:12)
|
|
||
|
|
208
|
773
|
91/3/8 (21:23)
|
|
||
|
|
170
|
692
|
91/2/29 (22:57)
|
|
||
|
|
55
|
189
|
91/2/16 (16:49)
|
|
||
|
|
164
|
823
|
91/2/9 (14:11)
|
|
||
|
|
98
|
325
|
91/2/8 (14:30)
|
|
||
|
|
130
|
397
|
91/2/7 (08:37)
|
|
||
|
|
94
|
360
|
91/2/4 (21:04)
|
|
||
|
|
145
|
382
|
91/2/2 (22:11)
|
|
||
|
|
109
|
429
|
91/1/28 (10:56)
|
|
||
|
|
46
|
177
|
91/1/25 (16:43)
|
|
||
|
|
78
|
241
|
91/1/20 (16:25)
|
|
||
|
|
54
|
152
|
90/10/30 (01:17)
|
|
بااین نقاشیها و دست خطها ،کمی بیشتر
دکترچمران رابشناسیم
نقاشی ها و دست خط های اسکن شده دکتر چمران
::::::::::::::::::::::::::::
فكر میكنید بهترین زیرنویس برای هر نقاشی چی میتونه باشه؟










خواب و بیداری
کشید آن یار دست بر بالینم که ای خسته خواب یا بیداری
که دیدم من نیستم یکی دیگرگردو غبارراه نشسته در چشمانش
به خود آمد دیدم خودم هستم نپرسیدم کجا هستم
تیرو تار گشته رسم و مرام عاشقی دگر جلوه نمی نماید آیینم
من روزی بودم مه پروردگارین مگر نبودم افتخار آسمانین
چگونه گشته وجودم همچین سیاهی؟
چرا نمیگیرد اوج بالها؟ نمیدانم شدم اهلی
------------------------------------------------/
آه مرا شبی زغفلت لحظه ای نگاهم را دزدیدند
به جاه و مقامم اهریمنان چقدر آن حال خندیدند
به تلاوت هوس به گوشم ادان گفتند
به جانم جز نمیدانم ندارم را نشان دادند
چه آسان زلف عاشق را به آتشها خزان کردم
نشانه راه را انها هزاران بار نشان دادند و گم کردم
درد خطایم را ا با خطاها ی درمان کردم
---------------------------------
تو که از غم راه خبر داری ز خنجر خشمگین اهرمن خبر داری
برون شو از صف بی خدایی ها
نگاه کن به نور عزوجلی ها
صدا ی کن که اماما با ندای یار می آیند
به گفتن اسم اعظم از سوی خدا ی می آیند
دست بده به دست طراوت بوی نسیم
که از کوی کوهستان ها صدای بهار می آید
بکار تخم سبزه در وجود پر مهرت
که از ابرها باران دعا ی هر لحظه می آید

... و یک صبح بهار
ابر سیه پوشیده می گرید
و می گرید کنار جویباری بید مجنونی
بنفشه در میان سبزه ها خم می کند سر را
همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم.
شهید چمران

و چه زیبا نشان دادی كه میتوان تنهای تنها در برابر كوهی از مشكلات ایستاد و فقط خدا رو دید و دیگر
هیچ...
همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم.
شهید چمران

بر صحرا افتاده است .

