userinfo close

  ,

دکتر عباسی


dr_abbasi

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سید شهاب غدیری - معاونان
ما از شخص دفاع نمی كنیم، بلكه از عقیده درست استقبال می كنیم.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
18
184
91/2/25 (23:29)
3
57
91/2/20 (20:12)
2
13
91/2/20 (18:54)
10
46
91/2/16 (03:46)
1
10
91/1/16 (23:40)
1
15
91/1/1 (12:04)
3
267
90/12/18 (22:37)
0
19
90/12/3 (12:06)
0
10
90/11/23 (22:26)
0
11
90/11/23 (22:23)
0
36
90/11/9 (23:18)
1
45
90/11/7 (18:15)
8
45
90/10/16 (22:45)
0
21
90/9/30 (14:12)
4
105
90/9/15 (19:29)
5
39
90/9/9 (01:34)
9
113
90/8/28 (10:36)
13
207
90/8/25 (18:21)
4
45
90/8/24 (09:41)
3
109
90/8/12 (16:07)

عنوان بحث

محمد، پدافند سایبری اسلام و فدایی امام علی النقی هادی علیه السلام , mfysoft

آیا جنگ ایران و عراق، جنگ جهانی سوم بود؟






آیا جنگ ایران و عراق، جنگ جهانی سوم بود؟



  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد، پدافند سایبری اسلام و فدایی امام علی النقی هادی علیه السلام , mfysoft
5
آیا جنگ ایران و عراق، جنگ جهانی سوم بود؟

410740_EvGTbnRq

نقل مشهور- و البته معتبری- هست  از زبان سرداران و فرماندهان سابق جنگ با این مضمون که « ما در جنگ با عراق از سربازان 15 کشور دنیا اسیر داشتیم» (البته رقم‌های دیگری هم گفته شده که ما به کمترینش اکتفا می‌کنیم) و خب واضح است که وقتی از حداقل 15 کشور دنیا اسیر داشته‌ایم، این به معنی آن نیست که فقط 15 کشور به صدام در جنگ با ایران کمک کرده‌اند. طبعا هر کشوری ریسک فرستادن سرباز برای جنگیدن در میدان یک کشور دیگر را به خود نمی‌دهد چرا که برای هر اسیر یا کشته‌ای که در جنگ بدهد باید در مقابل مردمش پاسخگو باشد. ولی همین کشور‌ها می‌توانند امکانات لجستیکی و یا اطلاعاتی به کشور دوست خودشان بدهند و صدای هیچ‌کدام از شهروندانشان هم بلند نشود. پس خیلی هم بی‌راه نیست اینکه دوستان جنگ‌رفته‌مان می‌گویند « جنگ ما با عراق جنگ جهانی سوم بود».

اما برای اثبات این ادعا باید دلایل و نشانه‌هایی هم وجود داشته باشد. آیا برای اثبات این «جنگ جهانی سوم» ادله‌ی کافی و مستدلی هم داریم؟

در این جنگ نه‌تنها خود عراق بازار پرسودی برای کشورهای صادرکننده‌ی تجهیزات جنگی بود، بلکه به دلیل ترسی که صدام در دل کشورهای دیگر به‌ویژه در دل کشورهای عربی انداخته بود، آنها هم تبدیل به بازار پرسودی برای قدرت‌های نظامی دنیا شده بودند. اما برسیم به اصل بحث یعنی میزان امکاناتی که دولت‌های غربی در اختیار صدام گذاشتند:

1- طبعا آمریکا را باید بزرگترین هم‌پیمان عراق در مقابله‌ی با ایران اسلامی دانست. جالب آنکه جنگ ایران و عراق باعث شد تا بعد از 17 سال قطع روابط دیپلماتیک بین آمریکا و عراق، این دو کشور دوباره آغاز به برقراری مناسبات سیاسی بکنند. در نوامبر ۱۹۸۳ آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که «دولت آمریکا هر آنچه لازم، و از نظر قانون موجه است را انجام می‌دهد تا عراق در جنگ با ایران مغلوب نشود».

در کتاب «غرب چگونه عراق را مسلح ساخت» آمده است: «… در شرایطی که سرانجام ایران رسماً پذیرش قطعنامه 598 را به سازمان ملل اعلام کرده بود، وزارت بازرگانی آمریکا به روال سابق، همچنان با صدور تکنولوژی پیشرفته آمریکا به کارخانه ها و تأسیسات اسلحه‌سازی عراق موافقت می‌کرد. پروانه‌های صادر شده از سوی این وزارتخانه در هشت ماهه پس از کشتار «حلبچه» حاکی از تحویل مداوم تجهیزات کشتِ ویروس، قارچ و تک‌یاخته‌ای به آژانس انرژی اتمی عراق، تحویل دنده‌های الکترونیکی و ابزار‌های ماشینی چندکاره به مرکز تولید موشکی «سعد ـ 16»،کارخانه تولید بمب «بدر»،کارخانه صنایع موشکی صدام، کارخانه‌های الکترونیک دفاعی منصور و صلاح الدین و مجتمع تسلیحاتی عظیم «ناجی» است».

در ژوییه 1988 شرکت نفتی «بچتل» که کارگزار آن «جرج شولتز» سمتِ وزیر خارجه آمریکا را بر عهده داشت، قراردادی به مبلغ یک میلیارد دلار با وزارت صنعت و صنایع نظامی ژنرال «حسین کامل» ـ داماد صدام ـ در بغداد منعقد ساخت. به موجب این قرارداد، بچتل طراحی و ساخت یک مجتمع پتروشیمی نزدیک «المسیب» در جنوب بغداد را به عهده گرفت. حسین کامل و ژنرال «عامر السعدی» در نظر داشتند در مجتمع مزبور با نام P.C.2 گاز خردل و اکسید اتیلن تولید کنند. اکسید اتیلن در تولید سوخت موشک مورد استفاده قرار می گرفت.

شرکت علمی American Type Culture Collection یک بار در ۱۹۸۶ مجموعه‌ای از عوامل بیماری‌زا شامل سه‌گونه سیاه‌زخم، ۵ نوع سم بوتولینیوم و سه‌گونه بروسلا به دانشگاه بغداد فروخت. درخواست عراق برای این عوامل بیماری‌زا بار دیگر در ۱۹۸۸ به دلیل خصومت دوطرف با ایران پذیرفته شد و این‌بار ۱۱ گونه از این عوامل از جمله ۴ نوع سیاه‌زخم به این کشور ارسال شد.

گزارش‌ها نشان می‌دهند که آمریکا طی سالهای 1361 تا 1366 معادل 5/1 میلیارد دلار تجهیزات الکترونیکی، انواع ماشین آلات، دستگاه‌های حساس و کامپیوترهای فوق‌العاده قوی در زمینه‌ی تولید سلاح‌های شیمیایی، موشکی و هسته‌ای را به دولت عراق فروخته بود. بعدها، یک بازپرس کنگره‌ی آمریکا که مسوول بررسی عملکرد دولت آمریکا در برابر عراق بود، اظهار داشت: «دامنه و وسعت انواع تجهیزات تکنولوژیکی، اطلاعاتی و نظامی حساسی که از طرف دولت آمریکا به عراق ارسال شده است، آدم را شوکه می‌کند».

2- کمک‌های شوروی به عراق هم بسیار جالب توجه است. براساس گزارش هفته نامه‌ی «فارین ریپورت»(Foreign Report) چاپ لندن روسها از اول ماه ژانویه‌ی 1987 یک قطار هوایی به منظور تحویل اسلحه به عراق به کار انداختند و موشک‌های زمین به زمین با برد متوسط از نوع اسکاد B، تانک‌های جدید تی-72، هواپیماهای میگ23 و میگ 25 و موشک‌های ضدهواپیما از انواع گوناگون همراه با تکنسین‌های روسی را به عراق فرستادند. علاوه بر آن، مسکو چهار فروند هواپیمای سوخت‌رسان از نوع توپولوف 72 برای سوخت‌رسانی از آسمان به هواپیماهای جنگی و بمب افکن‌های عراق به آن کشور تحویل داد.

جیمز بیل یکی از محققان آمریکایی، طی مقاله‌ای درباره‌ی کمک‌های شوروی به عراق می‌نویسد: «شوروی با عراق روابط بسیار نزدیک دارد و حدود 60 درصد از تجهیزات نظامی آن کشور را تامین می‌کند و علاوه بر هواپیماهایی مانند میگ 21،23 و 25 در حال حاضر میگ 29 و هزاران موشک زمین به زمین اسکاد در اختیارعراق گذاشته است. شکی وجود ندارد که اتحاد جماهیر شووری بزرگترین قدرت خارجی است که از عراق حمایت می‌کند».

بنابر گزارش رسمی روزنامه اخبار مسکو، فهرست بخشی از تسلیحات نظامی که شوروی در طول جنگ تحمیلی علیه ایران به عراق تحویل داد به شرح زیر است:

500 دستگاه تانک تی-72، 1000 دستگاه تانک تی-62، 350 فروند موشک زمین به زمین با برد 300 کیلومتر، 25 فروند هواپیمای شکاری میگ 29، 23 فروند هواپیمای شکاری میگ 25، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 23، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 21، 30 فروند جنگنده شکاری سوخوی 25 و 50 فروند جنگنده شکاری سوخوی 20.

3- انگلستان نیز داستانی مشابه آمریکا و شوروی دارد و در طول جنگ همواره سعی داشته تا به هر شیوه ای وارد بازار اسلحه عراق شود. چند ماه پس از پایان جنگ ایران و عراق، «آلن کلارک» وزیر دفاع انگلستان، معاون خود «دیوید هیستی» را به بغداد روانه ساخت. او می گوید: «تمام تلاش مان را به خرج دادیم تا رابطه را گرم نگه داریم. طی جنگ هشت ساله صدام علیه رژیم تهران، به طور متوسط هر سال چهل خلبان نظامی عراقی در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا آموزش می‌دیدند و شرکت های خصوصی نظیر هواپیمایی C.S.I هم بر این دوره ها نظارت داشتند.» از خدمات بسیار ارزشمند بریتانیا به حکومت دیکتاتور عراق در طول جنگ، آن بود که «برزان التکریتی» رئیس سازمان اطلاعاتی عراق و فرماندهان سرویس خدمات هوایی ویژه (S.A.S) در انگلستان را به هم نزدیک نمود. این سازمان در یک قرارداد محرمانه، متعهد شد واحد های ویژه هوابرد عراق را در پایگاه فوق سری جزیره‌ای در رود دجله آموزش دهد.

احداث شبکه‌ی پناهگهای پرهزینه‌ی زیرزمینی، بخش دیگری از تلاش‌های عراق بود که در ژوئن 1982 با تصمیم صدام و مشارکت مهندسان انگلیسی آغاز شد. کالین گرافت، رییس فدراسیون مشاوران پناهگاههای هسته‌ای انگلیس می‌گوید: «شرکت‌های انگلیسی طرح‌هایی ارایه کردند که به موجب آن برای 48 هزار سرباز، پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می‌توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. در هر پناهگاه پست‌های فرماندهی، محل بیماران ،اتاق‌های ضدآلودگی،آشپزخانه، انبار غذاهای خشک، آب و قورخانه یعنی تمام ملزومات یک اقامت بلندمدت پیش بینی شده بود».

4- اما از همه دردناک‌تر کمک‌های تسحیلاتی آلمان است به عراق، چرا که آلمان بیش‌ترین میزان سلاح‌های شیمیایی را تقدیم رژیم عراق کرد. فن‌آوری آلمان‌ها در زمینه‌ی تولید سلاح‌های شیمیایی و موشکی بیش از سایر بخش‌ها به کار گرفته شد. آلمان ‌در چارچوب سیاست‌هایش و با هدف کاهش خشم صدام نسبت به روابط بازرگانی آلمان با ایران، صادرات تجهیزات نظامی شیمیایی را در اواخر جنگ نسبت به سالهای قبل از آن با جهش چشمگیری ادامه داد. ارزش فن‌آوری پیشرفته‌ی اعطایی آلمان به عراق تنها در سالهای 1987 و 1988 میلادی به ترتیب به 8/374 و 8/826 میلیون دلار رسید. بخشی از کارخانه‌های آلمان نیز به صورت انحصاری، سلاح‌های مورد نیاز صدام را می‌ساختند. به گزارش مجله‌ی اشپیگل چاپ آلمان، در تاسیسات شیمیایی که شرکت‌های آلمانی در سامره عراق ساخته بودند؛ مواد شیمیایی بسیار مرگبار «تابون» و« کلاست» تولید می‌شد. کارشناسان آلمانی هم‌چنین متوجه شدند سه کارخانه فروخته شده به عراق قادر به تولید «اسیدسیائیدریک» غلیظ و فشرده بودند. حتی برابر گزارش‌های موثق و محرمانه، آلمان‌ها اطلاعات به دست آمده از مجروحان شیمیایی ایران در بیمارستان‌های آلمانی را در اختیار عراق می‌دادند تا از آنها برای اصلاح ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در سلاح‌هایشان بهره‌برداری کنند. فن‌آوری آلمان‌ها این امکان را برای عراق فراهم می‌ساخت تا به تدریج تولید و ساخت قطعات موشک‌ها از جمله موشک اسکاد و بدنه‌ی آن را آغاز کنند. بعدها بازرسان سازمان ملل به مخازن ترکیب اکسیژن سیستم ثبت فشار و شاسی‌های پرتاب موشک عراق دست پیدا کردند که همگی ساخت آلمان بودند. مجله‌ی اشپیگل با آشکار شدن نقش این کشور در انتقال فن‌آوری و کمک‌های فنی به عراق نوشته بود: «امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فن‌آوری آلمان، عراق قادر به تولید موشک‌های دوربرد اسکاد B نبوده است. فن‌آوری پیشرفته‌ی آلمان که در اختیار عراق قرار می‌گرفت؛ به بغداد این امکان را می‌داد که برد موشک‌های اسکاد B را به 600 کیلومتر افزایش دهد».

5-  شاید برای‌تان جلب باشد که بدانید بیشترین میزان کمک نظامی به عراق در طول جنگ تحمیلی از آن فرانسوی‌ها است. فرانسوی‌ها منابع استراتژیک و توانایی‌های مالی لازم را برای تقویت عراق در اختیار داشتند و به همین دلیل از شهریور سال 1359 فروش تسلیحات نظامی فرانسه به عراق به 6/5 میلیارد دلار رسید و 7/4 میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهای بازرگانی و غیرنظامی میان دو کشور منعقد شد که دست کم هفت میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود. در سال 1982 میلادی، 40 درصد از صادرات تسلیحاتی فرانسه به عراق ارسال می‌شد؛ میراژ اف-1، موشک‌های هوا به هوای مجیک-1، موشک‌های اگزوست AM-39، و پس از آن هواپیماهای سوپراستاندارد علاوه بر تقویت قدرت هوایی عراق، این کشور را برای حمله به نفت‌کش‌ها و پایانه‌های نفتی ایران از موقعیت برتری برخوردار می‌کرد. هم‌چنین، عراقی‌ها یک قرارداد 5/6 میلیارد دلاری تحت عنوان «پروژه‌ی فاو» با سه شرکت خصوصی فرانسوی به امضا رساندند. افزون بر این فرانسوی‌ها در ساخت راکتور اتمی و فراهم کردن زمینه دستیابی عراق به سلاح اتمی نقش برجسته‌ای داشتند. یکی از فرودگاه‌های پیشین ناتو در فرانسه محل بارگیری هواپیماهای نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول‌پیکر باری، هر روز به این فرودگاه می‌آمدند و موشک‌های ساخت فرانسه، بمب‌های خوشه‌ای، فیوز، تجهیزات راداری و الکترونیکی هواپیماها را با خود به عراق می‌بردند. محموله‌های تسلیحاتی فرانسه به عراق آن قدر زیاد بود که تقریبا از اواسط سال 1986 حتی هواپیماهای غیرنظامی خطوط هوایی بغداد- پاریس نیزبه حمل جنگ افزار می‌پرداختند.

بنا به گزارش‌های منتشر شده در آن مقطع زمانی، فرانسه نخستین جنگنده بمب افکن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادی گروگان‌های آمریکایی از ایران (در بهمن 1359) به عراق فرستاد. کمی بعد چهار فروند میراژ فرانسوی با هدایت خلبانان نیروی هوای فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقی به عراق منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهای فرانسوی در پی سفارش عراق به این کشور تحویل داده شدند. هم‌چنین 13 دستگاه موشک‌انداز متحرک، علاوه بر سکوهای ثابت به عراق تحویل داده شدند. بازسازی راکتور هسته‌ای ازیراک، که در سال 1981 به دست اسراییلی‌ها منهدم شده بود، از جمله کمک‌هایی بود که «لکود شسول» وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه 1983 به طارق عزیز، قول آن را داد.

عرب‌های خلیج

به دلیل جلوگیری از طولانی شدن بیش از حد مطلب از توضیح تفصیلی کمک اعراب منطقه به صدام خودداری می‌کنم فقط همین‌قدر باید اشاره کرد که کمک دولت‌های عربی به صدام تماما از جنس کک‌های مالی بود(چرا که خودشان هم تولید جنگ‌افزاری نداشتند که بخواهند کمک کنند) و رقم بالای این کمک‌های مالی هم زمانی روشن شد که عراق به کویت حمله کرد و همین بهانه‌ای شد که شیوخ عرب رقم‌های نجومی کمک‌های خود به صدام در زمان جنگ با ایران را به وی یادآوری کنند و نمک‌نشناسیش را به رخش بکشند.

کلام آخر

این فقط گوشه‌ی خیلی خیلی کوچکی بود از کمک‌های کشورهای دنیا به صدام، آنهم در روزهایی که جمهوری اسلامی ایران حتی از داشتن حق خرید سیم خاردار که یک وسیله غیر نظامی به شمار می رود، محروم بود.  یقینا جمع‌آوری اعداد و ارقام کامل این کمک‌ها نیاز به نگارش یک کتاب دارد. بر اساس تخمین‌های موجود بیش از 60 کشور دنیا در جریان جنگ به عراق کمک کرده‌اند اعم از کمک‌های نظامی، اطلاعاتی و یا دیپلماتیک. ما در اینجا حتی رقم واقعی کمک‌های 5 کشور اصلی یعنی آمریکا، شوروی، انگلستان، آلمان و فرانسه را هم نتوانستیم بیان کنیم. اما این می‌تواند مشتی باشد نمونه‌ی خروار. باشد که درس عبرتی باشد برای روزهای پیش‌رو.

منبع: وبسایت انجمن مدافعان حقوق بشر

سید شهاب غدیری , shahabgh
سید شهاب غدیری - 21:45 1390/08/13
4
18 تا کشور به نقل از سردار بزرگ، قاسمی بوده، به روایت هایی که منبع ش یادم نیست، بالای بیست ملیت (که عمدتا از کشورهای عربی و تحت افکار ناسیونالیسیتی عربی) اسیر گرفته شد.  این جمله از این جهت گنگه، که چند نفر از کدام ملیت ها در جنگ حضور داشتند یا اسیر شدند؟ البته اگر خیلی بخوایم وسواس هم نشون بدیم، باید به یه تعریف "جنگ جهانی" برسیم
محمد، پدافند سایبری اسلام و فدایی امام علی النقی هادی علیه السلام , mfysoft
3
فقط اینو بگم از 18 کشور دنیا اسیر گرفتیم 
سید شهاب غدیری , shahabgh
سید شهاب غدیری - 20:37 1390/08/6
2
نه نبود.
علی بهرامی , alib70
علی بهرامی - 22:31 1390/08/2
1
معلومه که نه! جنگی که در محیط جغرافیایی دو کشور انجام بگیره که جنگ جهانی نمی شه. حتی کشته های دو طرف هم خیلی کمتر از جنگ جهانی اول هست چه برسه به جنگ دوم.  تازه این جنگ هشت سال طول کشید. که خیلی کمتر از جنگ 19 ساله ویتنام است. 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.