| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1853
|
2957
|
91/3/6 (15:16)
|
|
||
|
|
268
|
737
|
91/3/3 (08:19)
|
|
||
|
|
32
|
78
|
91/3/3 (08:18)
|
|
||
|
|
56
|
361
|
90/11/24 (23:34)
|
|
||
|
|
31
|
73
|
91/3/3 (08:23)
|
|
||
|
|
26
|
80
|
91/3/3 (08:23)
|
|
||
|
|
387
|
937
|
91/3/3 (08:22)
|
|
||
|
|
58
|
341
|
91/3/3 (08:19)
|
|
||
|
|
26
|
135
|
89/11/21 (20:27)
|
|
||
|
|
32
|
164
|
89/6/31 (09:43)
|
|
||
|
|
996
|
2605
|
91/3/3 (08:26)
|
|
||
|
|
358
|
889
|
91/3/3 (08:25)
|
|
||
|
|
464
|
1134
|
91/3/3 (08:25)
|
|
||
|
|
240
|
853
|
89/8/22 (13:51)
|
|
||
|
|
279
|
717
|
89/8/11 (00:59)
|
|
||
|
|
2000
|
4276
|
89/1/22 (18:43)
|
|

سلام بچه ها.من لیلا هستم.23ساله.
دنیای یک زن پر از عشق و صداقته.نفرت در اون دنیا جایی نداره.بزرگترین عصیان در دنیای یک زن اشکه.
نفست سبز سید جان ..
پا بر شانه هایم بگذار ،روی به آسمان بگیر ،چلچراغ عشق را از تارک آسمان بچین ،و نورانی کن جاده دلدادگی را...گاهی دستها یاورند ،و چشمها همراه ،زمانی دل پیشرو ست ، و گاه به گاه پاییست در رکاب ....چلچراغ رخ آسمانیت که هر روز به زمین هبوط می کند ،بی نیازی می آورد از کورسوهای زمین ...تک شعله ای از آن نگاه می سوزاند خرمن علف های هرز را ،سبز می کند خلوت هر پیله را ،بهاری می کند هر نفس را ..نورانی کن جاده دلدادگی را...زیباترینم !انباشته ام از جرم ،سیاهم از انبوه رنگها ...چشمهایم خیره به دستان توست ،دستی بجنبان ..جرمی بزدای ، رنگم کن ،تنها از رنگ خودت..









دنیای یک زن
است.ولی مدیرش یک آقا است.متعجبم چرا خانمها هیچ اعتراضی نکردند.










اقای افشین که الان هم از کلوب حذف عضویت زدی!!!مگه آقایون نمی تونن دنیای خانومها رو بسازند؟؟؟
مگه یک مرد نمیتونه دنیای یک زن رو تشکیل بده؟
چرا همیشه بعضی از ما می خوان با تفکیک جنسی بین زن و مرد؛شیرینی با هم بودن رو از بین ببرند و اون رو به تلخی تبدیل
کنند؟؟؟











دنیای یک زن
است.ولی مدیرش یک آقا است.متعجبم چرا خانمها هیچ اعتراضی نکردند.










کمــــــــــــــــــــند
این منم .. بانوئی شرقی .. از شرقی ترین دیار .. شهرزاد بی شهریار شبهای هزار و یک شب تنهائی های تو .. تجسم تلخی از یادواره های قصه های روزگار تو ... تندیسی از عشـــــــــــــق .. تعبیری از فریادهای بی صدای سوگلی های دیار تو .. این منم ... سبوی ننوشیده و شکسته به جرم بد مستی های شبانه تو .. این منم .. ترنم باران در بغض همیشه نشسته در صدای تو .همیشه چکیده بر گونه های تو ... با دلی تاوول خورده از سوزش عشق .. با نگاهی پر از حسرت از بدرقه های گام های رفتن و آمدن های تو .. ..با لبانی تفیده از خواهش های بی جواب مانده از پاسخ های تو ..


