| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
6
|
89/11/19 (01:15)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/10/1 (13:37)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/8/3 (08:11)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
88/6/6 (16:06)
|
|
||
|
|
2
|
45
|
87/8/9 (17:57)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
86/12/5 (10:12)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
86/11/27 (19:21)
|
|
||
|
|
2
|
23
|
86/11/23 (01:22)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
86/11/1 (13:39)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
86/9/15 (14:49)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
86/8/15 (16:54)
|
|
||
|
|
1
|
13
|
86/8/1 (06:05)
|
|
||
|
|
1
|
19
|
86/7/29 (07:20)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
86/7/26 (20:52)
|
|
||
|
|
6
|
17
|
86/7/21 (07:51)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/7/20 (15:25)
|
|
||
|
|
11
|
123
|
86/7/20 (06:06)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
86/7/19 (16:30)
|
|
||
|
|
8
|
141
|
86/7/19 (06:33)
|
|
||
|
|
9
|
67
|
86/7/17 (00:08)
|
|
الف ـ مدعای مشترك و اصلی شبهات
پیام
مشترك و مدعای اصلی شبهات مذكور این است كه پوشش چادر سیاه برای بانوان
مكروه و نا مطلوب است ، بنابر این از چادر رنگارنگ استفاده شود .
ب ـ ادله و نقد و بررسی آنها
در
لابلای این شبهات برای اثبات مدعای قبل به طور پراكنده به ادله ای استناد
شده است . نگارنده پس از استخراج و نقل قول مستقیم ادله به نقد منطقی و
استدلالی آنها پرداخته و داوری را به خوانندگان محترم ، مخصوصا بانوان
مؤمن و عفیف و فرهیخته واگذار می كند .
دلیل اول : « چادر به احتمال خیلی زیاد از زمان قاجاریه در ایران جا افتاده است و هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد . »
اولا
: این كه واقعا چادر در چه زمانی بین زنان ایرانی جا افتاده است ، نیاز
مند مطالعه تاریخی است و گویندگان این بحث نیز سند و مدرك معتبر تاریخی
برای حرف خویش نقل نكرده اند بنابر این كلام ایشان مدعایی بدون دلیل است .
ثانیا
: بر فرض ، آنگونه كه ایشان ادعا كرده اند بپذیریم چادر در زمان قاجار در
ایران جا افتاده است . پس از اثبات ارتباط وثیق و مستحكم چادر با دین كه
در قسمت بعد ذكر می شود ، باید زنان ایرانی افسوس بخورند كه چرا دیر و در
زمان قاجار متوجه چادر به عنوان مدل و الگوی پوشش مناسب شده اند نه اینكه
از این پوشش متین و دارای وقار گلایه مند باشند . و البته زنان مسلمان و
مؤمن حقیقی هیچ وقت از پوشش كامل اسلامی مثل چادر گلایه مند نبوده و
نخواهند بود .
ثالثا : گویندگان محترم ادعا نموده اند اساسا چادر (
چه رسد به رنگ مشكی آن ) هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد . دقت و پژوهش
در آیه 59 احزاب كه واژه جلابیب ( جمع جلباب ) در آن بكار رفته، صحت مدعای
فوق را مورد تردید جدی قرار می دهد .
حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل از پوششی استفاده می كرده كه امروز ‹‹ چادر ›› نام گرفته است .
در
آیه مذكور آمده است : « یا ایها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین
یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و كان الله غفورا
رحیما » 3
براساس ترجمه مرحوم الهی قمشه ای معنای آیه شریفه چنین نقل
شده است : « ای پیامبر گرامی به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو كه
خویشتن را به چادر فرو پوشند كه این كار برای اینكه آنها ( به عفت و حریت
) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت هوسرانان آزار نكشند ، بر آنان بسیار
بهتر است و خدا در ( حق خلق ) آمرزنده و مهربان است .
به منظور بررسی
صحت و سقم ادعای مذكور لازم است بین جلباب مطرح شده در قرآن و چادر رایج
فعلی در ابعاد چهار گانه « مفهوم » ، « اندازه » ، « كاركرد « و « رنگ »
مقایسه ای انجام گردد تا ارتباط یا عدم ارتباط چادر با دین اسلام و قر آن
آشكار گردد . برای انجام مقایسه مذكور به طور مستقل به تبیین ابعاد چهار
گانه مذكور نسبت به جلباب و چادر پرداخته می شود .
1 ـ مفهوم ، اندازه ، كاركرد و رنگ جلباب
1
ـ 1 ـ مفهوم جلباب : اصل ریشه لغوی جلباب ، جیم ، لام و باء است كه طبق
نقل كتاب لغت معتبر معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست . معنای اول آوردن
شیء از جایی به جایی و معنای دوم چیزی كه شیء دیگر را می پوشاند . كه
جلباب از معنای دوم مشتق شده است . 4
واژه جلباب در اصل مصدر فعل
رباعی جلبب است كه از مصدر ، اسم ذات اراده شده و نام پوشش ویژه ای قرار
گرفته است . برای فهمیدن ویژگی جلباب و مفهوم آن باید از كتابهای لغوی و
تفسیری معتبر كمك گرفت .
كتابهای لغت : كتابهای لغوی معتـبر مثل
العین ، لسان العرب ، صحاح اللغه ، مصباح المنیر ، معجم الوسیط 5 اتفاق
نظر دارند كه مفهوم جلباب پوشش گسترده است ولی در اینكه اندازه آن چه
مقدار بوده و چه میزان از بدن و لباسهای دیگر را می پوشانده است ، اختلاف
نظر دارند .
كتابهای لغت قرآنی : در كتاب لغت قرآنی « لسان التنزیل »
نگاشته قرن چهارم و پنجم كلمه جلباب به چادر معنی شده است . 6 مرحوم
شعرانی نیز در كتاب لغت قرآنی « نصر طوبی » جلباب را به چادر معنی كرده
است . 7
كتابهای تفسیر : در تفاسیر مهم شیعه و عامه معانی مختلفی برای جلباب ذكر شده است .
بعضی
از مفسرین مانند شیخ طوسی 8 و بیضاویی 9 جلابیت را به ملاحف تفسیر كرده
اند . ملاحف جمع ملحفه 10 پوشش فراگیری است كه بالای لباسهای دیگر پوشیده
می شود و از نظر كاركرد ، كار آیی چادر را دارد . علامه طباطبایی11 و شیخ
محمد جواد مغنیه 12 ابتدا گفته اند جلباب به معنای پوشش كامل و فراگیر است
و سپس قول دیگری مبنی بر اینكه جلباب به معنای خمار و مقنعه است را نیز
نقل كرده اند .
تفسیر قرطبی جلباب را به لباسی كه همه بدن را می پوشاند معنا كرده است . 13
حاصل
اینكه از مجموع كلمات لغویین و مفسرین استفاده می شود جلباب پوششی گسترده
بوده است ، ولی اینكه دقیقا اندازه آن چه مقدار بوده و چه میزان از بدن و
لباسهای دیگر را می پوشاند دیدگاه های متفاوتی وجود دارد .
1 ـ 2 ـ
اندازه جلباب : از مجموع كلمات لغوین و مفسرین كه ذكر آنها گذشت در مورد
اندازه جلباب سه دیدگاه قابل اشاره است . دیدگاه اول : جلباب پوششی فراگیر
بوده كه از بالای سر تا قدمها را می پوشانده است .
دیدگاه دوم : جلباب پوششی بزرگتر از خمار و مقنعه بوده كه كمتر از مقدار ردا ، یعنی تقریبا تا زانوها را می پوشانده است .
دیدگاه سوم : جلباب همان خمار و مقنعه است ، پوششی كه فقط سر و سینه ها را می پوشانده است .
باذكر دو شاهد آشكار می گردد كه دیدگاه اول درست و دیدگاه دوم و سوم مخدوش است .
شاهد اول : از نحوه پوشش حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدك 14 دو نكته مهم استفاده می شود .
نكته
اول : از جریان تاریخی مذكور فهمیده می شود حضرت دو پوشش مستقل به نام
خمار و جلباب داشته اند . بنابر این نظر طرفداران دیدگاه سوم مانند راقب
اصفهانی در مفردات كه جلباب را به خمار معنی كرده اند مخدوش می گردد .
نكته
دوم : از عبارت « لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها » كه درمورد
نحوه پوشش حضرت نقل شده است ، استفاده می شود كه خمار همانند مقنعه های
امروزی برای پوشش سر بوده و جلباب نیز پوششی سرتاسری بوده كه تمام آن وجود
مبارك از سر تا قدمها را شامل و فرا گرفته است .
شاهد دوم : مؤید
مدعای قبل كه جلباب از نظر اندازه ، پوششی است كه از بالا تا پایین بدن را
می پوشانده است . 15 حاصل این اندازه جلباب بلند و گسترده بوده است ، به
گونه ای كه همانند چادر های فعلی بانوان ، از سر تا پایین پا را می
پوشانده است . پس از مشخص شدن اندازه جلباب باید بررسی نمود كیفیت پوشش و
كار كرد جلباب چه بوده است ؟
3 ـ 1 ـ كار كرد جلباب : برای فهمیدن
كاركرد جلباب و كیفیت پوششی آن لازم است معنای « یدنین علیهن من جلابیبهن
» در آیه 59 سوره احزاب معلوم گردد . تقریبا همه مفسرین آورده اند كه تا
قبل از نزول آیه مذكور بعضی از زنان حر همانند زنان برده به دلیل رعایت
نكردن پوشش مناسب و كامل گاهی اوقات در بین كوچه ها مورد اذیت و آزار مردم
لاابالی قرار می گرفتند . آیه شریفه نازل شد كه اگر زنان می خواهند مورد
اذیت و آزار مزاحمان قرار نگیرند ، هنگام خروج از منزل ، جلابیب خویش را
به سر و بدن خود نزدیك سازند تا به عفت و حجاب شناخته شده و در نتیجه از
مردم آزاری شهوت رانان مسون بمانند .
بعضی از تفاسیر مانند : تفسیر
زمخشری كشاف از ابن سیسرین در مورد معنای « یدنین » نقل كرده اند كه مراد
قرار دادن جلباب بالای ابرو و گرد كردن و جمع و جور كردن و قرار دادن گوشه
های جمع شده آن بالای بینی است . 16
كار كرد مذكور و كیفیت پوشش جلباب
، دقیقا همان كاری است كه امروزه بسیاری از دختران و زنان چادر پوشی كه
حساسیت بیشتری نسبت به رعایت حجاب خویش دارند ، انجام می دهند .
آیا علاوه بر مفهوم ، اندازه و كاركرد جلباب قرآنی ، رنگ خاصی نیز داشته است یا نه ؟
4
ـ 1 ـ رنگ جلباب : قرآن به زبان عربی مبین نازل شده كه برای مردم عرب زبان
خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم بوده است . بنابر این باید بررسی نمود
زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه ، از واژه ، جلباب چه برداشتی داشته و
تبادر ذهنی آنها از واژه مذكور چه بوده است ؟ سنن ابن داوود قضیه ای از ام
سلمه نقل كرده است كه مبین تبادر ذهنی زنان عرب است .
در كتاب ابن
داوود آمده است وقتی آیه « یدنین علیهن من جلابیبهن » نازل شد ، زنهای
انصار از خانه هایشان خارج شدند در حالی كه پوشش مشكی داشتند ، گویی بالای
سر آنها كلاغ نشسته است . 17
در كتاب عون المعبود شرح سنن ابن داوود
آمده است ، چون پوششهایی كه زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده
كرده بودند سیاه رنگ بوده است ، لذا به كلاغ كه رنگ آن سیاه بوده است
تشبیه شده اند . 18
بعضی از تفاسیر مهم عامه و شیعه مانند تفسیر
الدرالمنثور سیوطی ، روح المعانی الوسی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی
نیز جریان فوق را نقل كرده اند . 19
شواهد لغوی نیز موید و تثبیت كننده
تبادر ذهنی فوق است . بسیاری از كتابهای لغوی معتبر مانند لسان العرب ،
القاموس المحیط ، اقرب الموارد ، محیط المحیط ، معجم الوسیط و … هنگام بحث
از جلب ریشه جلباب تصریح كرده اند كه یكی از معانی جلب ، سیاهی است .
مثلا
جلب اللیل به معانی سیاهی شب آمده است . در بسیاری از كتابهای لغوی و
تفسیری ، شواهدی از شعرهای عربی نقل شده كه جلب در آنها به معانی سیاهی
بكار رفته است ، مثل ‹‹ و جلب اللیل یطرده النهار ›› لسان العرب پس از نقل
عبارت مذكور تسریح كرده است گوینده شعر از جلب ، سواد و سیاهی را اراده
كرده است .
رمز توصیه ائمه اطهار (ع) به والدین مبنی بر عادت دادن فرزندان از كودكی به مسائل دینی ، سخت نبودن انجام آنها در بزرگسالی است .
علاوه
بر كتابهای لغوی معتبر ، بسیاری ازكتابهای تفسیر مثل كشاف ، بعضی از شواهد
شعری كه جلب در آنها به معنای سیاهی بكار رفته را نقل كرده اند ؛ مثل :
مجلبب من سواد اللیل جلبابا .
حاصل اینكه از قرینه تاریخی مذكور و شواهد لغوی فوق استفاده می شود رنگ جلباب قرآنی مورد استفاده در صدر اسلام مشكی بوده است .
2 ـ مفهوم ، اندازه ، كاركرد و رنگ چادر
1 ـ 2ـ مفهوم چادر : چادر پوشش گسترده است كه از بالای سر روی لباسهای دیگر پوشیده می شود .
2
ـ 2 ـ اندازه چادر : از نظر اندازه ، چادر پوششی بزرگ است كه سر تا سر بدن
و لباسهای دیگر را از بالای سر تا قدمهای پا را می پوشاند .
3 ـ 2 ـ
كاركرد چادر : كاركرد چادر به گونه ای است كه از بالای سر پوشیده شده و
اطراف آن جمع و جور شده و به گونه ای كنترل می گردد تا پوشش بیشتر و بهتری
داشته باشد . بسیاری از زنان حساس نسبت به حجاب خویش اطراف قسمت بالای
چادر را جمع و جور كرده با دست خویش كنترل می كنند .
4 ـ 2 ـ رنگ
چادر : گرچه رنگ چادر به اقتضاء شرایط محیط بعضا متفاوت است . ولی پس از
پیروزی انقلاب اسلامی خصوصا در محیطها و شهرهای مذهبی به دلیل ملازمت چادر
مشكی با وقار و متانت ، رنگ چادر دختران و بانوان متدین ، غالبا مشكی است
.
3 – مقایسه جلباب و چادر از نظر مفهوم ، اندازه ، كاركرد و رنگ
1
ـ 3 ـ مقایسه مفهوم جلباب و چادر : گذشت كه از نظر مفهوم هر دو پوشش
گسترده و بزرگ هستند كه از بالای بدن و روی لباسهای دیگر پوشیده می شوند .
2 ـ 3 ـ مقایسه اندازه جلباب و چادر : ذكر شد كه بر اساس دیدگاه صحیح
در اندازه جلباب ، چادر و جلباب اندازه شان یكسان است به نحوی كه هر دو از
بالای سر تا پایین پا را می پوشانند .
3 ـ 3 ـ مقایسه كاركرد جلباب و
چادر : با توجه به معنای مذكور درباره « یدنین » و تطبیق آن با كاری كه
زنهای چادری هنگام استفاده از چادر انجام می دهند معلوم شد كه كاركرد و
كیفیت پوشش هر دو یكسان است .
4 ـ 3 ـ مقایسه رنگ جلباب و چادر :
گذشت كه به دلیل تبادر ذهنی و شواهد لغوی ، رنگ جلباب زنان عرب ، زمان
نزول آیه مشكی بوده است و اكنون رنگ اكثر چادرها به ویژه چادر زنان متدین
در محیطهای مذهبی نیز مشكی است . بنابر این از نظر رنگ نیز اختلافی ندارند
.
حاصل اینكه پس از مقایسه جلباب و چادر در ابعاد چهارگانه مفهوم ،
اندازه ، كاركرد و رنگ آشكار گردید كه جلباب و چادر در ابعاد مذكور ،
همخوانی و شباهتهای بسیار نزدیكی با یكدیگر دارند . بنابر این بر خلاف
اظهار نظر گوینده محترم می توان گفت چادر رایج فعلی بانوان مؤمن و مسلمان
ارتباط بسیار وثیق و مستحكمی با دین اسلام خصوصا قرآن دارد .
علاوه
بر اینكه پژوهش در آیه 59 سوره احزاب ارتباط وثیق چادر حتی رنگ مشكی آن با
دین اسلام و قرآن را آشكار ساخت ، برای فهمیدن ارتباط چادر با دین و مذهب
باید به نظرات فقها و مراجع تقلید به عنوان كارشناسان دینی توجه نمود .
حجاب و پوشش اسلامى كه بهترین نوع آن چادر است،
چادرى كه یادگار
منبع عصمت و عفتى چون
فاطمه زهرا (علیها السلام)
است.
پرسش:
می گویند انسان ها نسبت به چیزی كه از آن منع می شوند، حریص تر می گردند، پس چرا اسلام بر پوشش و عدم روابط زن و مرد تأكید دارد؟
پاسخ:
طرفداران اخلاق جنسی معتقدند: آتش میل و رغبت بشر در اثر منع و محدودیت فزونی می گیرد و مشتعل تر می گردد اما در اثر ارضا و اشباع، كاهش می یابد و آرام می گیرد. برای این كه بشر را از توجه دائم به امور جنسی و عوارض ناشی از آن منصرف كنیم، یگانه راه صحیح آن است كه هر گونه قید و ممنوعیتی را از جلوی پایش برداریم و به او آزادی بدهیم.(1) فروید و پیروان وی بر این اساس معتقد به آزادی غریزة جنسی شده اند اما استاد مطهری می گوید: "اشتباه فروید و امثال او در این است كه پنداشته اند تنها راه آرام كردن غرایز، ارضا و اشباع بی حد و حصر آن ها است. این ها فقط متوجه محدودیت ها و ممنوعیت ها و عواقب سوء آن ها شده اند. طرحشان این است كه برای ایجاد آرامش این غریزه باید به آن آزادی مطلق داد. این ها چون یك طرف قضیه را خوانده اند، توجه نكرده اند همان طور كه محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سركوب و تولید عقده می كند، رها كردن و تسلیم شدن و در معرض تحریكات و تهییجات در آوردن، آن را دیوانه می سازد و چون این امكان وجود ندارد كه هر خواسته ای برای هر فردی برآورده شود، بلكه امكان ندارد همة خواسته های بی پایان یك فرد برآورده شود، غریزه بدتر سركوب می شود و عقدة روحی به وجود می آید".(2) به نظر استاد مطهری برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: ارضای غریزه در حد نیاز طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریك آن.(3) اما این كه می گویند: انسان نسبت به چیزی كه از آن منع شود حریص است، مطلب صحیحی است، ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریك شود. به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار كنند اما او را ممنوع سازند. اگر امری اصلاً عرضه نشود یا كم تر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان كم تر خواهد بود.(4)
"فروید" كه طرفدار سرسخت آزادی غریزة جنسی بود، متوجه شد خطا رفته است، از این رو پیشنهاد كرد باید آن را از راه خاص خودش به مسیر دیگری منحرف كرد. "راسل" نیز كه به آزادی جنسی معتقد است، اعتراف كرده كه عطش روحی در مسائل جنسی غیر از حرارت جسمی است. آن چه با ارضا تسكین می یابد، حرارت جسمی است، نه عطش روحی. یعنی روح انسان سیری ناپذیر است و اگر چه شاید از نظر حرارت جسمی در زمانی ارضا شود، اما چون انسان روح سیری ناپذیر دارد، به آن حد قناعت نمی كند و می خواهد از آن هم بالاتر رود. پس باید گفت: آزادی در روابط زن و مرد و یا بی توجهی به حجاب، از حرص و ولع نسبت به شهوت، پیشگیری نمی كند، بلكه سبب شعله ور شدن شهوات می گردد. آمار موجود در جهان گویای این واقعیت است. ره آورد آزادی جنسی در عصر حاضر، رفتارهای خشونت آمیز در روابط جنسی و استفاده قهر آمیز از زنان و آزار جنسی در محل كار و بیماری های مقاربتی از جمله ایدز است. در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دورة زندگی شغلی خود به مدت طولانی دچار آزار جنسی می گردند. در مورد تجاوز جنسی نیز بررسی ها در لندن آشكار ساخت كه از هر شش تن یك تن مورد تجاوز قرار گرفته بود.(6) بر این اطلاعات باید آمار همجنس بازی ها و كشانده شدن به راه های دیگر را اضافه كنیم كه همه نشان از آن دارد كه عطش روحی هیچ گاه سیری پذیری نیست. اگر آزادی جنسی و روابط آزاد زن و مرد، حرص و ولع را كاهش می دهد، پس اتفاقات در غرب ناشی از چیست؟ بهتر است بگوییم آن قدر پیامدهای بد زیاد است كه نسبت به آن بی اهمیت شده اند، نه آن كه دیگر تجاوزات و راه های انحراف مانند همجنس بازی دیگر وجود ندارد. مانند این كه كسی به خانه ای وارد می شود و می بیند بچه های خانه دیوار را خراب كرده، فرش ها را پاره كرده و ظرف ها را شكسته، آن وقت می بیند مادر خانه اصلاً ناراحت نیست یا توجه نمی كند. عدم توجه مادر، نشان آن نیست كه وضع خانه به هم ریخته و خراب نیست، بلكه ناشی از بی توجهی مادر به وضعیت است. اسلام نه به صورت مطلق، غریزة جنسی را محدود و سركوب كرده و نه آن را به طور مطلق آزاد گذارده است. به نظر می رسد راه میانه ای را مطرح كرده است و آن عبارت است از: ارضای غریزة جنسی به صورت طبیعی و قانونمند با حفظ كرامت انسانی و امنیت روانی جامعه؛ پرهیز از تحریك و تهییج غریزة جنسی و تأكید بر آسان گیری در ازدواج.
فلسفة اصلی پوشش، حیا و عفت است كه خصلت بشری است و تمامی انسان ها آن را پذیرفته اند. البته نتایج دیگری نیز بر پوشش مترتّب است، مانند سلامت جامعه و حفظ اصالت خانواده.
اینم چند نمونه از مزایای بدحجابی كه از یكی از دوستان نقل می كنم :
1- تغییر كاربری دستمال سفره دم كنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه
2- تولید نیروی برق و الكتریسیته از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر
3- كاهش نرخ بیكاری افراد شاغل در شغل های خفاش شب، عنكبوت،اتوزنی، تاكسی مرسی...
4- تكامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش 360 درجه برای دید زدن حداكثر داف ممكن
اما برای ثمربخشی به اوقات فراغت چه باید كرد؟
1- هر فعالیتی كه انجام میدید در راستای علاقه و گرایش سنی تون تنظیم كنید
2- رعایت تنوع روحی در طرح و اجرای برنامه ها از عوامل موفقیت آمیز بودن برنامه هاست.
3- لحظاتی را به خلوت های شخصی و با خود بودن و خلوت كردن با معبود بی همتای مهربان اختصاص بدید. این كار باعث تقویت ذهن و رشد خودآگاهی فرد میشه و همین طور درك جامع تری رو از زندگی و دنیای پیرامون به انسان میده.
4- از حیات اجتماعی و معاشرت های خودتون كه یك ضرورت غیر قابل انكاره مراقبت كنید.
بر اساس گزارش ها نرخ جرایم و بزهكاری در اوقات فراغت افزایش پیدا می كنه و همین طور بیشترین عامل ارتكاب جوونها به رفتارهای ضد اجتماعی و معاشرت های آلوده و دوستی های مشكوك گزارش داده شده است.
5- برنامه مفید و جامعی برای خود داشته باشید كه شامل ورزش،فعالیت های فیزیكی،كتابخوانی بر اساس یك سیر منظم مطالعاتی و جبران عقب افتادگی های احتمالی آموزشی، پرورش ذوق و هنر و سلیقه های متنوع،آموزش مهارتهای زندگی اجتماعی، تلیم دوره های مختلف زبان و رایانه، تقویت مبانی دینی و اخلاقی ،مطالعه زندگینامه الگوها و پیشوایان الهی و سایر موارد مفید و ارزنده باشد.
حضرت امام سجاد ‹ع›:
و استفرغ ایامی فیما خلقتنی له
بارالها ،اوقات فراغت من را در راستای هدف خلقتم قرار ده"
" - بخشی از دعای مكارم الاخلاق. "
شبههاى كه در ذهنیتبعضى افراد هست، این است كه خیال مىكنند حجاب براى زن محدودیت و حصارى است كه خانواده و وابستگى به شوهر براى او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف ومحدودیت زن است.
راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید كاملا درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر كردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضاى خانواده رضایتبدهند، حجاب زن، حقى الهى است، لذا مىبینید در جهان غرب و كشورهایى كه به قانون غربى مبتلا هستند اگر زن همسردارى الوده شد وهمسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام مىكنند، اما در اسلام اینچنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویه برادر وفرزندانش مىباشد، همه اینها اگر رضایتبدهند قرآن راضى نخواهد بود، چون حرمت زن وحیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداى سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید كه معلم رقتباشد وپیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهاى این درس رقت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال غریزه وشهوت رفتند به همان فسادى مبتلا مىشوند كه در غرب ظهور كرده است. لذا كسى حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این كه قرآن كریم مىگوید هر گروهى، اگر راضى هم باشند، شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا كنید، معلوم مىشود عصمت زن، حقالله است وبه هیچ كسى ارتباط ندارد. قهرا همه اعضاى خانواده واعضاى جامعه وخصوصا خود زن امین امانت الهى هستند. زن به عنوان امین حقالله از نظر قرآن مطرح استیعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان كه حق خود اوست، به زن داده وفرموده: این حق مرا تو به عنوان امانتحفظ كن، عظمت زن در این است كه:
«ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال»
نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. (((((((((
بحار الانوار، ج103، ص238.

حجاب، یا هویت جنسی زن
سوالیکی از مخالفان حجاب : من دربارهی حجاب دچار تردید هستم و نمیدانم چرا باید زنان با حجاب باشند. مگر انسانیت و شرافت آدمها فقط با حجاب تأمین میشود. الان هم كه به نظر میرسد حجاب بیشتر حكومتی است نه اسلامی و اخلاقی.
جواب: حجاب، یا هویت جنسی زن
گاه گفته میشود مسألهی پوشش كه دربارهی زن طرح شده و تأكید و توصیه فراوان بر آن میشود به معنای آن است كه زن جز هویت جنسی شخصیتی دیگر ندارد و زمانی میتواند به هویت واقعی خود برسد كه هویت جنشیاش را با پوشش حفظ كند.
در سخن برخی نقادان چنین میخوانیم:
"... به طور خلاصه میتوان گفت تأكید وسواسگونهی حكومتگزاران كنونی بر حجاب زن، تنها ناشی از یك اعتقاد مذهبی نیست، بلكه در حال حاضر حجاب نمادی است كه همچون اهرمی سیاسی در خدمت حفظ مبانی زیر قرار گرفته است:
برداشت و تعریف از زن و هویت او به مثابه موجودی تماماً جنسی؛ یعنی جنسیت اگر هم تمامیت او نباشد، بر سایر ابعاد انسانی او غلبه دارد و در نتیجه همواره ظرفیت فتنه، وسوسهی شیطانی و به خطر افكندن تقوی (هم تقوای خود و هم تقوای مرد) را به همراه دارد. لذا تا آنجا كه میتوان، زن را باید پوشاند و از حضورش در كنار مرد جلوگیری كرد.
salam be nazare man khahi nashavi rosva ham range jamaat sho ? man etegadam ine ke hameye adam ha azadan vali mohem chadoro geyre chador nist mohem ine ke zan be shoharesh vabaste bashe delesh saf bashe ba 1 tike chador nemishe goft ke momen pas shalvar kotah beposhim vali adam bahsim adam rozi 2 nafar senafar az ma khobi bebinan na galbeshono beshganim del saf bashe kafiye chadoro bikhoyal


