userinfo close

  ,

دین در سیاست


dinn

تاسیس: 20 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد شریعتی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
3
90/4/1 (16:42)
6
11
89/11/19 (19:09)
. .
2
41
89/4/28 (15:32)
0
3
88/5/19 (08:54)
0
8
88/5/18 (18:02)
0
8
88/5/18 (17:26)
0
5
88/5/14 (12:16)
0
11
88/2/6 (09:26)
0
16
87/7/27 (21:34)
0
2
87/7/27 (21:32)
0
9
87/4/6 (13:32)
0
3
86/12/6 (15:00)
0
9
86/7/23 (05:35)
0
3
86/7/11 (14:42)
0
5
86/6/18 (12:05)
4
74
86/2/30 (01:15)
0
17
86/2/23 (01:12)
2
12
85/11/7 (00:15)
0
13
85/8/16 (01:06)
1
30
85/6/4 (22:35)

عنوان بحث

آمدم باز آمدم , ehsantoraj
آمدم باز آمدم - 12:05 1386/06/18

حالا دیگه وقتشه ...

هاشمی انسان بزرگی است! ؟؟

حسام ایپکچی

بی تردید آنجایی که «مرگ بر امریکا» به عنوان یک «جهانبینی» مطرح می گردد، آمریکا نه یک کشور با چندین ایالت، بلکه پرچم یک جریان فکری است که هیچ هدفی جز حذف جهانبینی اسلامی را ندارد. اینجاست که مصداق امریکا حتی می تواند در یک شخص در همین سرزمین ایران باشد.....


آراء امروز انتخابات خبرگان، بهانه ای شد تا در خاطر خود بنویسم «هاشمی انسان بزرگی است» و این بزرگی نه به معنای بی خطا بودن بلکه به معنای تاثیر گذار بودن و همواره تاثیر گذار بودن است. اینکه شخصی بتواند بیش از سه دهه بر بلندای تحولات سیاسی یک کشور تکیه بزند را نمی توان ساده انگاشت. اینکه عده ای در سایه مدیحه سرایی هاشمی در مقام رای خریدن برای خویش بر می آیند و عده ای در سایه فحاشی به هاشمی به کرسی تکیه می زنند هر چند دو جلوه متعارض را نشان می دهد اما یک معنای مستتر باطنی بیشتر ندارد، و آن نقش محوری هاشمی است.


این چندان مهم نیست که او با وصف «سردار» خطاب شود یا «عالیجناب»، بلکه مهم آن است که موافق یا مخالف به این وحدت عملی رسیده اند که هاشمی می تواند بزرگشان کند. رجوعی به صفحات نه چندان دور تاریخ، دهها مصاحبه و مناظره را به عنوان شاهد ثبت کرده است که بسیاری از به دولت رسیدگان و منصب یافته گان که سرمایه غنی در سوابقشان برای اثبات «آری به من» نداشته اند، با تمسک به «نه به هاشمی» راه را برای خود هموار کرده اند و این حربه منحصر به جریان خاصی نیست و تقریبا عمومیت یافته آنچنان که در مجلس ششم به حد اعلی و در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم به سبکی دیگر شاهد این سبک بودیم.


هاشمی بیش از سه دهه در انتخاباتها میانگین پیروزی قابل قبولی دارد. هرچند این دوام نسبی در توفیق برای برخی ناظران قابل تحمل نیست و تقلای ایشان در یافتن راهی برای بهانه جویی واضح و عیان است. میزان رای همواره مهم و معنا دار است، اما «بهانه جویی رقمی» نیز به همان میزان مضحک و بی معنا است. اینکه هاشمی رفسنجانی در انتخابات پیشین با 65 رای نایب رئیس می شود و در این انتخابات با 41 رای رئیس قابل تامل است اما پیروزی او را کمرنگ نمی کند. اینکه 11 نفر از نمایندگان صاحب حق رای غایب باشند مهم است اما اینکه غیبت ایشان خودش رای محسوب می شود نیز قابل کتمان نیست. لذا نمی توان چنین گفت که 11 نفر از موافقان رقیب غیبت کرده اند. بلکه باید به انصاف چنین نوشت که احتمالاً یازده نفر از نمایندگان نتوانستند به رجحان قاطعی برای رای برسند.


آری! هاشمی انسان بزرگی است، اما اشتباه هم دارد. اشتباهات کوچک انسان های بزرگ نیز بزرگ است. آنچنان که گاهی نسبت «دیپلماسی» با «جهان بینی» در یادداشتهایش محو می شود. بی تردید شعار مرگ بر امریکا، در مقام طرح ریزی دیپلماسی، می تواند بماند یا نماند. می تواند پررنگ شود یا کمرنگ شود. آنچه که موضوعیت دارد اقتدار بلاد اسلامی است و در مقام طریقیت، می توان حقایق را با رعایت مصلحت گفت، اما آیا در مقام «جهانبینی» هم همین است؟ آیا در آنجا نیز غرض از «امریکا» تنها یک کشور سیاسی است؟ یا آنکه امریکا، خود نماد یک جهانبینی وارونه و در جهت اضمحلال جهانبینی اسلامی است؟


بی تردید آنجایی که «مرگ بر امریکا» به عنوان یک «جهانبینی» مطرح می گردد، آمریکا نه یک کشور با چندین ایالت، بلکه پرچم یک جریان فکری است که هیچ هدفی جز حذف جهانبینی اسلامی را ندارد. اینجاست که مصداق امریکا حتی می تواند در یک شخص در همین سرزمین ایران باشد. لذا نفی مرگ بر امریکا به معنای تصدیق «مرگ بر خود» است. و این عدم تمایز میان دیپلماسی و جهان بینی، حتی اگر اشتباهی کوچک باشد (که نیست)، آنگاه که بر قلم بزرگان ثبت شود، بزرگ می شود!

گزیده عرض نگارنده آن است که، هاشمی انسان بزرگی است. او مانند هر کس دیگری می تواند نقد شود. شیوه صدارت و حکومت او اشتباهاتی دارد که باید اصلاح شود. در دوره مسئولیت او کجی هایی پدیدار شده که باید راست گردد اما همه اینها ذیل یک جمله است و آن اینکه هاشمی را نمی توان کتمان کرد. از او باید درسها آموخت. سخت می توان در زمره سیاست ورزان امروزی کسی را یافت که خدماتش به جمهوری اسلامی، بیش از هاشمی باشد. آنچنان که اگر کسی مدعی شود که چنانچه در دوره سازندگی، او بجای هاشمی رئیس جمهور میشد، بهتر می ساخت و می نواخت، بیشتر به لاف زن می ماند تا مرد عمل.


بلایی که امروز بر سر تحلیل ها و قلم های نقاد نازل شده است، شیوع نگاه «لوچ های سیاسی» است که نگاه راست بین ندارند. همه چیز را کج به ذاقه خود نگاه می کنند. یکی را در حد معجزه هزاره بر تارک تملق می نشانند و دیگری را در حد ام الفساد سب می کنند. جماعتی که در همه نطق ها و نوشته هاشان، تاریخ تحلیل سیاسی شان از 1368 شروع می شود. هرچند که در ظاهر هاشمی را نشان می روند و آغاز ریاست جمهوری او را مبداء انحراف انقلاب می دانند. اما آگاه باشند یا نباشند، به عمد شیطنت کنند یا به غفلت واقعیت آن است که 1368 تنها آغاز ریاست جمهوری هاشمی نیست، و لذا نمی توان این فریادهایی که در ردای تقوا بلند می شود را تنها به نشانه روی هاشمی متهم دانست. فتدبر...

منبع : انتخاب

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.