| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
5
|
91/1/21 (14:05)
|
|
||
|
|
22
|
128
|
91/1/21 (14:02)
|
|
||
|
|
1
|
32
|
89/1/23 (02:36)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
88/9/1 (15:47)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/2/13 (14:02)
|
|
||
|
|
7
|
61
|
87/12/3 (21:15)
|
|
||
|
|
2
|
34
|
87/12/1 (00:05)
|
|
||
|
|
4
|
36
|
87/11/27 (17:05)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
87/11/24 (12:10)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/11/17 (19:27)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/11/2 (17:47)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/10/27 (16:22)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/10/16 (22:30)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
87/6/12 (22:50)
|
|
||
|
|
0
|
26
|
87/6/12 (22:28)
|
|
||
|
|
3
|
34
|
86/5/15 (14:08)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
86/2/24 (09:19)
|
|
||
|
|
4
|
22
|
86/2/17 (19:29)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
86/2/17 (19:27)
|
|
||
|
|
21
|
144
|
86/2/17 (19:26)
|
|
دیوان لغات ترك، در اصل لغت نامه-دائره المعارفی برای یاد دادن زبان تركی به اعراب و به زبان عربی است. در این اثر همچنین در باره تاریخ، فولكلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم شناسی، طوائف و ادبیات تركان پیش و پس از اسلام معلومات داده می شود و قواعد دستوری زبان تركی و لهجه شناسی آن بررسی می گردد. نقشه رنگی مدور موجود در دیوان، نخستین نقشه جهان ترك است. محمود كاشغری و اثرش دیوان لغات ترك را بنیانگذار توركولوژی و یا علم تركی شناسی نامیده اند.
بی شك دیوان لغات ترك در ردیف سنگ نوشته های اورخون، یكی از مهمترین گنجینه های ادبی جهان تورك، تركان آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران است. اما آزربایجانیان دلیل دیگری برای اعزاز و گرامیداشت این اثر گرانقدر دارند. زیرا آنها سهم و نقشی اساسی در حفظ این اثر و رساندن آن به روزگار ما داشته اند. چرا كه نسخه منحصر به فرد دیوان لغات ترك، تحفه آزربایجان و یا دقیقتر محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی به جهان تورك و مدنتیت می باشد.
این کتاب نخستین واژه نامه جهان و کتاب تورکی پژوهی و به صورت دانشنامه است. کاشغری در این کتاب مخزنی از واژگان تورکی تهیه کرده است که بر اساس قواعد صرف زبان عربی نوشته شده است. وی در این کتاب برای شرح کلمات از ضرب المثل ها ، شعر های حماسی فولکولر ملل تورک و همچنین مثال هایی از زندگی مردم بهره برده است. وی در این کتاب دو زبان عربی و تورکی را در مقابل هم قرار داده و به این ترتیب قدرت این دو زبان را مساوی دانسته و حتی اشاره کرده است : "تورکی و عربی همچون دو اسب شرط بندی هستند".
این دانشنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سازه بندی شده و حاوی 7500 تکواژ ، 290 ضرب المثل و 220 قطعه شعر است.
خود کاشغری در مقدمه دیوان خود می نویسد :
"من شیوه های گویشی تیره های ترک،ترکمن ، اوغوز ، چیگل، یغما، قیر غیز و سروده هایشان را فرا گرفتم ،ضبط کردم و بهره ها بردم.بدانگونه که زبان هر تیره از آنان با بهترین اسلوبی در پیش من گرد آمد. من آن را به رساترین صورت نظم دادم و به آراسته ترین ترتیب بیاراستم. به فضل الهی این کتاب را به عنوان یادگار جاویدان و اندوخته ای ابدی تالیف کردم و دیوان لغات الترک نام نهادم... من این کتاب را به سخنانی سرشار از حکمت ، سجع، امثال،شعر، رجز و نثر بیاراستم و به ترتیب حروف ، معجم ساختم. جهت آنکه خواهنده بتواند خواسته خود را در جای خود و جوینده جسته اش را در جایی که باید بیابد، هر کلمه ای را در جای خود آوردم .ژرفایی آنها را معلوم ساختم و سختی های آنها را هموار کردم.... در کتاب برای باز نمودن دیدگاهها ، دانش و جهان بینی ترکان ، مثال ها از اشعارشان آوردم.مثل ها و سخنان حکمت آمیزشان را نیز که در فراخی و آسایش و شادمانی ، با اندیشه هایی والا بر زبان رانده اند، فراهم ساختم....همراه با آن در کتاب کلمات بسیار مهمی گرد آوردم.بدینگونه، کتاب در پاکیزگی و شفافی به نهایت رسید و در زیبایی و لطافت به غایت برتری برفت.
در این کار که دل بر آن داده ام ، از خداوند مدد می جویم . هر گونه نیرو و توانایی ما از اوست و او ما را بسنده است و نیکوترین یاور ماست. "
کاشغری در همین مقدمه به حدیثی از پیامبر اشاره می کند که به گفته خودش از دو نفر از پیشوایان بخارا و نیشابور شنیده است. وی می نوسید:
"سوگند یاد می کنم که من از یکی از امامان ثقه بخارا و نیز یکی از امامان اهل نیشابور شنیدم و هر دو با سلسله سند روایت کنند که پیامبر ما چون نشانه های رستاخیز و فتنه آخر الزمان و نیز خروج ترکان اوغوز را بیان داشت چنین فرمود : زبان ترکی را بیاموزید زیرا که آنان را فرمانروایی دراز آهنگ در پیش است.
اگر این حدیث صحیح باشد - بر عهده راویان آن- پس آموختن زبان ترکی کاری بس واجب است و اگر هم درست نباشد خرد اقتضا می کند که مردم فرا گیرند".
تنها نسخه موجود دیوان لغات الترك به خط كاشغری نبوده بلكه به خط یك آزربایجانی اهل ساوه بنام “محمد بن ابی ابكر بن ابی الفتح الساوی” است. ناسخ خود را چنین معرفی می كند: “از نوشتن فارغ شدم بنده نیازمند به خدای تعالی محمد بن ابی ابكر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی، عفا الله تعالی عنه”. در واقع این نسخه منحصر به فرد دیوان لغات الترك را كه توسط محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی استنساخ شده می بایست “نسخه آزربایجانی دیوان” نامید. این نسخه كه تخمینا بعد از گذشت دویست سال از تحریر كتاب در شهر دمشق سوریه نوشته شده اكنون در موزه آیاصوفیای استانبول در تركیه نگاهداری می شود.
نکته جالب در مورد این کتاب این است که تا مدتها اثری از این کتاب پیدا نشده بود تا اینکه مرحوم علی امیری آن را در راسته صرافها پیدا کرد . ماجرا به طور خلاصه از این قرار است که علی امیری مثل همیشه به دوستی به نام برهان بیگ در این راسته سر می زده است.یک روز برهان بیگ به او می گوید یک نسخه خطی گرانقیمتبرای فروش نزد من آورده اند که مشتری ندارد. کتاب را به بنیاد دانش نشان داده ام و آنها قیمت آن را به یک سوم قیمت تعیین شده پیشنهاد کرده اند.علی امیری بعد از نگاه کردن به آن متوجه می شود که اثر گم شده بسیار با ارزشی را پیدا کرده است.ارزش کتاب سی لیر تعیین شده بود پول کتاب را پرداخت کرده و با عجله به منزل می رود تا اوراق آشفته دیوان را منظم کند و آن را مطالعه نماید.بعد ها معلم رفعت این کتاب را از امیری به امانت می گیرد و آن را رونویسی و تصحیح می کند.
به این ترتیب افتخار نخستین نشر متن این کتاب نصیب مرحوم احمد رفعت ،معروف به معلم رفعت گردید که وی آن را در سال 1335 هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.
سپس در سال 1928 مرحوم کارل بروکلمان این کتاب را به زبان آلمانی برگرداند.البته این ترجمه کامل نبود و تنها شامل 7993 تکواژ می شد.
سپس این کتاب توسط عاطف قونیه ای و بعد از آن توسط بسیم آلاتای به ترکی استانبولی ترجمه شد.وی در واقع دو ترجمه معلم رفعت و عاطف قونیه ای را که دارای اشکالات زیادی بودند،تصحیح کرد و کتاب او بی نقص تر از بقیه شد.
در سال 1963 این کتاب به ترکی ازبکی نیز برگردانده شد صالح مطلب اوف با استفاده از ترجمه آلاتای این کتاب را در تاشکند منتشر کرد.
ترجمه انگلیسی دیوان نیز در سال 1985-1982 توسط دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد به نام های روبرت دنکوف و جیمز مک کلی در سه مجلد به چاپ رسید.
در سال 1997 ترجمه این کتاب به زبان ترکی قزاقی نیز آماده چاپ شد.اصغر کرماشولی آگابایوف در شهر آلما آتی دست به ترجمه این کتاب زده و آن را در سه مجلد چاپ کرد.
بالاخره در سال 1384 شمسی این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارس زبانان قرار گرفت.در بعضی از مطالب این متن نیز از این کتاب کمک گرفته شده است.
Amaç : نشانه، هدف، - آماج
Atış : به یكدیگر تیر انداختن، - (دستور تیر اندازی) آتش
Adaaş : دوست ، رفیق- آغ داداش(برادر)
Ocaq : اوجاق، محل تجمع، كانون- اوجاق(محل روشن كردن آتش)
Azuq : توشه، آزوق- در همین معنا
Ütük : اطو، از ریشه یه (اوتماق)
Ağıl : آغل ، تویله- در همین معنا
Amul :هر چیز هلیم- ام اول(عامی، احمق)
Aş : طعام، غذا در مفهوم كلی-آش(غذایی خاص)
Ördək : اوردك، مرغابی
Astan : آستین، قسمت پایین لباس
Ulağ : قاصد و پیك – اولاغ ، خر
Ordu : شهر خاقان نشین-اردو
Alaçu : سرا پرده ، خیمه و چادر-آلاچیق
Abacı : خواهر، آبجی- در همین معنا
Armağan : هدیه ، ره آورد( توركی اوغوزی)
Qoç : قوچ، بز كوهی
Köç : كوچ، نقل مكان
Közək : كوزه، ظرف گلی مخصوص آب
Qatır : قاطر، استر
Sağız : سقز، آدامس
Batığ : باتلاق
Qorığ: منطقه حفاظت شده، قرق-
Pamuq : پنبه
Çıbıq : شاخه تر و نازك-چوبوق
Çarıq : چارق، كفش-
Çulaq : دست بریده- چلاق
Çomaq : عصا- چوماق
Qaşuq : قاشق
Qılıq : خوی- قلق
Bəzək : نقش و نگار- آرایش، بزك
Töşək : تشك- در همین معنا. ریشه یه این كلمه (توش-دوش) به معنی افتادن است، محل افتادن
Sibək : قطعه آهنی كه سنگ آسیاب بر روی آن میچرخد- سیبك
Kəpək : سبوس گندم و جو -كپك
Kövük : كوره- در همین معنا. ریشه این كلمه (كوز) به معنی زغال شعله ور است
Sigil : زگیل- در همین معنا
Tütük : دود، دخان- توتون. روشن است كاشفان توتون یعنی سرخ پوستان آمریكا هم نژاد مغول ها هستند.
Çögən : چوگان- در همین معنا . بازی كه فارسها آن را متعلق به خود می پندارند.
Saban : سپند- در همین معنا
çatır : چادر، خیمه- در همین معنا. چادر از ریشه (چات) بوده و در مقایسه با آلاچیق سبكتر و به راحتی قابل حمل بوده.
Sağır : ظرف مخروطی كه در آن شراب ریزند- ساغر
Qatun : خاتون، خانم- در همین معنا. در تركی خان به مرد و خانم به زن اطلاق میشود.
Tağar : تغار
Tirək : ستون، دیرك
Çömçə : كفگیر، چمچه
Bərək : تازیانه-تركه. به قطعه چوبی اطلاق میشود كه تازه اما محكم باشد. از كلمه (برك) به معنی محكم گرفته شده است.
Sirək : سركه- در همین معنا
Tügmə : دكمه- در همین معنا. این حرف از ریشه (توش) به معنی كنار هم، دو به دو گرفته شده
Qışlaq : محلی كه در زمستان آب و هوای مناسب تری دارد- قشلاق
Çaqmaq : سنگ آتش زنه ، چخماق- در همین معنا
Monçuq : منجوق
Budursın : بلدرچین
Çəkük : چكش
Yağı : دشمن
Yaqa : یقه
Tüp : بن و ریشه- ترب؛تربچه
Top : توپ و قوی. (توپلاشماق= گرد هم آمدن)
Kip : قالب- كیپ
Çit : پارچه پر نقش و نگار- چیت
Tor : تور و تله
Tiz : مكان مرتفع . فرسها اسن كلمه را از تركان آموخته به قلعه<دز>(=دژ) میگویند
Tüş : بالای سینه ، سرسینه- دوش
Tiş : گاو آهن-خیش
Kiş : تیردان. در این شعر سعدی نیز آمده:
( هر تیر كه در كیش است گر بر دل ریش آید ما نیز یكی باشیم از جمله قربانها)
Kög : بمی و زبری صدا در خوانندگی و اجرای آهنگ- كوك
Çat : چاه
Tar : تنگ- تار
Taz : كچل ، تاس
Qaz : مرغابی، غاز. نئجه كی بیلیرسیز آلپ ار تونقانین دا قیزینین آدی (قاز) ایدی و قزوین كلمه سی ده بو قیزین آدیله ایلگیلی دیر چون بو قیزین یاشادیغی یره( قاز اویون) یعنی قازین اوینایان یری دئمك دیر.
Taq : كوه- فرسها با لفظ طاق در مورد سقف به كا میبرند كه همان معنی بلند را میرساند
Dağ : نشانه ای كه بر اسبان می نهند تا از اسبان دیگر متمایز گردند-داغ
Bəg : بیگ ، آقا
Xan : بزرگترین شاه وفرمانروا در بین توركان- خان
San : شماره-در فارسی لفظ سان به هنگام رژه سپاه به كار میرود كه در اصل همان دیدن شمار سپاه است
Yal : موی گردن اسب، یال
Tovul : طبل و دهل
Qayır : جایی دارای خاك سفت- بایر
Tavuş : حس و حركت- تلاش
Qayığ : زمین بر كنار از جاده- قایق، وسیله ای بر كنار از ساحل
Turıga : گونه ای گنجشك- طغرا
Toqımaq : تخماق و جامه كوب
Tüğ : چوبی كه بر گردن دو گاو شخم زن می اندازند-طوغ
Sağu : ظرف توزین، پیمانه-ساغر
Baga : قورباغه، به تناسب صدایی كه ایجاد میكند (قور) به اول آن افزوده شده
Səku : دكان-سكو
Tənə : دانه
Mamu :زن همراه عروس كه تا حجله عروسی وی را همراهی میكند-ماما
Turna : نوعی پرنده ، درنا
Boxtay : جامه دان-بقچه لباس
Qırquy : گونه ای مرغ شكاری-قرقی
Bank : گریستن، فریاد زدن- بانگ
Çənk : چنگ و زنگ- سنج
Mənk :لك و خال روی صورت- مك
Kənkəş : دیدارة مذاكره، مشورت و رایزنی در امور-كنكاش
Yorınça : یونجه
Bələq : بزرگ شدن-بلوغ
یازان: بایتاش
قایناق: دیوان الغات الترك