userinfo close

  ,

دنیز


denizklub

تاسیس: 23 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آک دنیز - معاونان
ne mutlu turkim diyene
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
5
91/1/21 (14:05)
22
128
91/1/21 (14:02)
1
32
89/1/23 (02:36)
2
27
88/9/1 (15:47)
0
11
88/2/13 (14:02)
7
61
87/12/3 (21:15)
2
34
87/12/1 (00:05)
4
36
87/11/27 (17:05)
2
27
87/11/24 (12:10)
0
7
87/11/17 (19:27)
0
3
87/11/2 (17:47)
0
1
87/10/27 (16:22)
0
1
87/10/16 (22:30)
0
14
87/6/12 (22:50)
0
26
87/6/12 (22:28)
3
34
86/5/15 (14:08)
1
5
86/2/24 (09:19)
4
22
86/2/17 (19:29)
2
7
86/2/17 (19:27)
21
144
86/2/17 (19:26)

عنوان بحث

آک دنیز      , mehmet
آک دنیز - 22:50 1387/06/12

2008، سال محمود کاشغری



Click the image to open in full size.

حتما شما هم از چند ماه قبل انتخاب سال 2008 به عنوان سال محمود کاشغری از سوی یونسکو را در مطبوعات خوانده و یا شنیده اید.
یونسکو سال ٢٠٠٨ را – به پیشنهاد وزارت فرهنگ تركیه- به نام محمود كاشغری زبانشناس مشهور ترك (اصلا از تركان اویغورستان- تركستان شرقی) نامگذاری كرده است.
سال 2008 دقیقا مصادف با هزارمین سال تولد این شخصیت مشهور تاریخی است که جزو یکی از پیشرو های رشته زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی است.
وقتی به زمان های بسیار دور و دانشمندان آن زمان فکر می کنیم اولین حسی که به ما دست می دهد حس تعجب است.تعجب از این که چطور یک نفر در هزار سال قبل ،زمانی که هنوز کتابت به آن معنای کامل رایج نبوده و اغلب مردم دارای سواد خواندن و نوشتن نبودند عمر خود را صرف اینگونه کار ها می کند و ماحصل آن یکی از بزرگترین و قدیمی ترین دایره المعارف ها و لغت نامه های دنیا می شود .
تصور کنید اگر کسی امروزه و با وجود انواع وسایل نقلیه سریع و وسایل دیجیتال پیشرفته بخواهد تمام کشور های تورک نشین را از چین تا قلب اروپا مسافرت نموده ، لهجه های مختلف را یاد بگیرد ، فولکولورهای آنها را ضبط کند و با آنها مدتی زندگی کند ، چند سال باید صرف کند و چه هزینه گزافی باید متحمل شود؟!. حالا به حدود هزار سال قبل برگردید . زمانی که کاغذ برای نوشتن بسیار نایاب بود و وسایل سفر اسب و شتر بودند. نه نقشه درست و حسابی بود و نه امکاناتی که لااقل بسیاری از کار ها را سریعتر کند.تنها چیزی که در دانشمندان آن زمان وجود داشت همت،بالا بود.
کاشغری اغلب کشورهای تورک نشین را گشته است.با آنها زندگی کرده ، اخت شده و اغلب شعر ها ، ضرب المثل ها ، گویش ها ، لغات و اصطلاحات را ضبط کرده است و در نهایت در سنین کهنسالی کتاب را به پایان رسانده و از خود برای ما به یادگار گذاشته است.

محمود کاشغری

Click the image to open in full size.
محمود کاشغری یا به بیان کاملتر محمودابن حسین ابن محمد کاشغری در سال 1008 میلادی(380 هجری) به دنیا آمد.عده ای زادگاه او را کاشغر می دانند ، اما بسیاری نیز بر این عقیده اند که وی خان زاده ای است که در شهر بارسغان که امروزه در شهر قرقیزستان واقع شده است به دنیا آمده و سپس به کاشغر رفته.
آنطور که نوشته شده است وی در جوانی به علت اینکه پدرش فرمانروا بود فنون رزمی و سوارکاری را در حد اعلای خود فرا گرفته اما سپس به علت عشقی که در دلش ایجاد شده بود به سیر و سفر و جمع آوری اطلاعات پرداخت تا کتابهای خود را بنویسد.
وی سپس به بغداد رفت .این دوره مصادف شده بود با قدرت روز افزون تورک ها و زمان خلیفه عباسی ابولقاسم عبدالله ابن محمد المقتدای بامرالله.به همین دلیل نیاز به آشنایی بیشتری با زبان و فرهنگ تورک ها در بین حکومت وقت احساس شده بود. همین باعث شد که این کتاب بیشتر ارزش پیدا کند.
سال تالیف کتاب را بین سالهای 466 و470 حدس می زنند که تقریبا کاشغری در آن زمان حدود 88 سال داشته است. به گفته خود کاشغری این کتاب چهار بار بازخوانی ، تصحیح و بازنگری شده است تا کتاب بی نقصی نوشته شود.
وی سپس از بغداد به زاد بوم خود برگشته و در شهر کاشغر ساکن شده است و در سال 1105 میلادی در سن 97 سالگی در گذشته است.

کاشغر و مزار کاشغری
مزار محمود کاشغری در شهر اوپال در نزدیکی کاشغر قرار گرفته است.کاشغر مرکز ایالت ترکستان چین و یکی از غربی ترین شهرهای چین است. این شهر مروارید جاده ابریشم نام داشته و یکی از قدیمی ترین شهرهای اسلامی چین است.
کاشغر شهری سرسبز و آباد است و رود "قیزیل سو" که از دامنه های "آلا داغ" سرچشمه می گیرد از میان این شهر می گذرد.این شهر تاکستان های مشهوری دارد.
مزار کاشغری نه در خود کاشغر که در شهر اوپال قرار دارد .قبلا در مورد مزار کاشغری حدس و گمان هایی زده می شد اما به طور رسمی تعدادی از باستانشناسان در اواخر سال 1982 توانسته اند مزار وی را در 45 کیلومتری شهر اوپال کشف کنند.وقفیه این مکان نیز سپس پیدا و منتشر شد و از سال 2006 مزار کاشغری به موزه تبدیل شده است و همه ساله میزبان گردشگران بسیاری است.

دیوان لغات الترک

Click the image to open in full size.

دیوان لغات ترك، در اصل لغت نامه-دائره المعارفی برای یاد دادن زبان تركی به اعراب و به زبان عربی است. در این اثر همچنین در باره تاریخ، فولكلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم شناسی، طوائف و ادبیات تركان پیش و پس از اسلام معلومات داده می شود و قواعد دستوری زبان تركی و لهجه شناسی آن بررسی می گردد. نقشه رنگی مدور موجود در دیوان، نخستین نقشه جهان ترك است. محمود كاشغری و اثرش دیوان لغات ترك را بنیانگذار توركولوژی و یا علم تركی شناسی نامیده اند.
بی شك دیوان لغات ترك در ردیف سنگ نوشته های اورخون، یكی از مهمترین گنجینه های ادبی جهان تورك، تركان آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران است. اما آزربایجانیان دلیل دیگری برای اعزاز و گرامیداشت این اثر گرانقدر دارند. زیرا آنها سهم و نقشی اساسی در حفظ این اثر و رساندن آن به روزگار ما داشته اند. چرا كه نسخه منحصر به فرد دیوان لغات ترك، تحفه آزربایجان و یا دقیقتر محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی به جهان تورك و مدنتیت می باشد.
این کتاب نخستین واژه نامه جهان و کتاب تورکی پژوهی و به صورت دانشنامه است. کاشغری در این کتاب مخزنی از واژگان تورکی تهیه کرده است که بر اساس قواعد صرف زبان عربی نوشته شده است. وی در این کتاب برای شرح کلمات از ضرب المثل ها ، شعر های حماسی فولکولر ملل تورک و همچنین مثال هایی از زندگی مردم بهره برده است. وی در این کتاب دو زبان عربی و تورکی را در مقابل هم قرار داده و به این ترتیب قدرت این دو زبان را مساوی دانسته و حتی اشاره کرده است : "تورکی و عربی همچون دو اسب شرط بندی هستند".
این دانشنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سازه بندی شده و حاوی 7500 تکواژ ، 290 ضرب المثل و 220 قطعه شعر است.
خود کاشغری در مقدمه دیوان خود می نویسد :
"من شیوه های گویشی تیره های ترک،ترکمن ، اوغوز ، چیگل، یغما، قیر غیز و سروده هایشان را فرا گرفتم ،ضبط کردم و بهره ها بردم.بدانگونه که زبان هر تیره از آنان با بهترین اسلوبی در پیش من گرد آمد. من آن را به رساترین صورت نظم دادم و به آراسته ترین ترتیب بیاراستم. به فضل الهی این کتاب را به عنوان یادگار جاویدان و اندوخته ای ابدی تالیف کردم و دیوان لغات الترک نام نهادم... من این کتاب را به سخنانی سرشار از حکمت ، سجع، امثال،شعر، رجز و نثر بیاراستم و به ترتیب حروف ، معجم ساختم. جهت آنکه خواهنده بتواند خواسته خود را در جای خود و جوینده جسته اش را در جایی که باید بیابد، هر کلمه ای را در جای خود آوردم .ژرفایی آنها را معلوم ساختم و سختی های آنها را هموار کردم.... در کتاب برای باز نمودن دیدگاهها ، دانش و جهان بینی ترکان ، مثال ها از اشعارشان آوردم.مثل ها و سخنان حکمت آمیزشان را نیز که در فراخی و آسایش و شادمانی ، با اندیشه هایی والا بر زبان رانده اند، فراهم ساختم....همراه با آن در کتاب کلمات بسیار مهمی گرد آوردم.بدینگونه، کتاب در پاکیزگی و شفافی به نهایت رسید و در زیبایی و لطافت به غایت برتری برفت.
در این کار که دل بر آن داده ام ، از خداوند مدد می جویم . هر گونه نیرو و توانایی ما از اوست و او ما را بسنده است و نیکوترین یاور ماست. "
کاشغری در همین مقدمه به حدیثی از پیامبر اشاره می کند که به گفته خودش از دو نفر از پیشوایان بخارا و نیشابور شنیده است. وی می نوسید:
"سوگند یاد می کنم که من از یکی از امامان ثقه بخارا و نیز یکی از امامان اهل نیشابور شنیدم و هر دو با سلسله سند روایت کنند که پیامبر ما چون نشانه های رستاخیز و فتنه آخر الزمان و نیز خروج ترکان اوغوز را بیان داشت چنین فرمود : زبان ترکی را بیاموزید زیرا که آنان را فرمانروایی دراز آهنگ در پیش است.
اگر این حدیث صحیح باشد - بر عهده راویان آن- پس آموختن زبان ترکی کاری بس واجب است و اگر هم درست نباشد خرد اقتضا می کند که مردم فرا گیرند".

تنها نسخه موجود دیوان لغات الترك به خط كاشغری نبوده بلكه به خط یك آزربایجانی اهل ساوه بنام “محمد بن ابی ابكر بن ابی الفتح الساوی” است. ناسخ خود را چنین معرفی می كند: “از نوشتن فارغ شدم بنده نیازمند به خدای تعالی محمد بن ابی ابكر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی، عفا الله تعالی عنه”. در واقع این نسخه منحصر به فرد دیوان لغات الترك را كه توسط محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی استنساخ شده می بایست “نسخه آزربایجانی دیوان” نامید. این نسخه كه تخمینا بعد از گذشت دویست سال از تحریر كتاب در شهر دمشق سوریه نوشته شده اكنون در موزه آیاصوفیای استانبول در تركیه نگاهداری می شود.

نکته جالب در مورد این کتاب این است که تا مدتها اثری از این کتاب پیدا نشده بود تا اینکه مرحوم علی امیری آن را در راسته صرافها پیدا کرد . ماجرا به طور خلاصه از این قرار است که علی امیری مثل همیشه به دوستی به نام برهان بیگ در این راسته سر می زده است.یک روز برهان بیگ به او می گوید یک نسخه خطی گرانقیمتبرای فروش نزد من آورده اند که مشتری ندارد. کتاب را به بنیاد دانش نشان داده ام و آنها قیمت آن را به یک سوم قیمت تعیین شده پیشنهاد کرده اند.علی امیری بعد از نگاه کردن به آن متوجه می شود که اثر گم شده بسیار با ارزشی را پیدا کرده است.ارزش کتاب سی لیر تعیین شده بود پول کتاب را پرداخت کرده و با عجله به منزل می رود تا اوراق آشفته دیوان را منظم کند و آن را مطالعه نماید.بعد ها معلم رفعت این کتاب را از امیری به امانت می گیرد و آن را رونویسی و تصحیح می کند.
به این ترتیب افتخار نخستین نشر متن این کتاب نصیب مرحوم احمد رفعت ،معروف به معلم رفعت گردید که وی آن را در سال 1335 هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.
سپس در سال 1928 مرحوم کارل بروکلمان این کتاب را به زبان آلمانی برگرداند.البته این ترجمه کامل نبود و تنها شامل 7993 تکواژ می شد.
سپس این کتاب توسط عاطف قونیه ای و بعد از آن توسط بسیم آلاتای به ترکی استانبولی ترجمه شد.وی در واقع دو ترجمه معلم رفعت و عاطف قونیه ای را که دارای اشکالات زیادی بودند،تصحیح کرد و کتاب او بی نقص تر از بقیه شد.
در سال 1963 این کتاب به ترکی ازبکی نیز برگردانده شد صالح مطلب اوف با استفاده از ترجمه آلاتای این کتاب را در تاشکند منتشر کرد.
ترجمه انگلیسی دیوان نیز در سال 1985-1982 توسط دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد به نام های روبرت دنکوف و جیمز مک کلی در سه مجلد به چاپ رسید.
در سال 1997 ترجمه این کتاب به زبان ترکی قزاقی نیز آماده چاپ شد.اصغر کرماشولی آگابایوف در شهر آلما آتی دست به ترجمه این کتاب زده و آن را در سه مجلد چاپ کرد.
بالاخره در سال 1384 شمسی این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارس زبانان قرار گرفت.در بعضی از مطالب این متن نیز از این کتاب کمک گرفته شده است.

Amaç : نشانه، هدف، - آماج

Atış : به یكدیگر تیر انداختن، - (دستور تیر اندازی) آتش

Adaaş : دوست ، رفیق- آغ داداش(برادر)

Ocaq : اوجاق، محل تجمع، كانون- اوجاق(محل روشن كردن آتش)

Azuq : توشه، آزوق- در همین معنا

Ütük : اطو، از ریشه یه (اوتماق)

Ağıl : آغل ، تویله- در همین معنا

Amul :هر چیز هلیم- ام اول(عامی، احمق)

: طعام، غذا در مفهوم كلی-آش(غذایی خاص)

Ördək : اوردك، مرغابی

Astan : آستین، قسمت پایین لباس

Ulağ : قاصد و پیك اولاغ ، خر

Ordu : شهر خاقان نشین-اردو

Alaçu : سرا پرده ، خیمه و چادر-آلاچیق

Abacı : خواهر، آبجی- در همین معنا

Armağan : هدیه ، ره آورد( توركی اوغوزی)

Qoç : قوچ، بز كوهی

Köç : كوچ، نقل مكان

Közək : كوزه، ظرف گلی مخصوص آب

 Qatır : قاطر، استر

Sağız : سقز، آدامس

Batığ : باتلاق

 Qorığ: منطقه حفاظت شده، قرق-

Pamuq : پنبه

Çıbıq : شاخه تر و نازك-چوبوق

Çarıq : چارق، كفش-

Çulaq : دست بریده- چلاق

Çomaq : عصا- چوماق

Qaşuq : قاشق

Qılıq : خوی- قلق

Bəzək : نقش و نگار- آرایش، بزك

Töşək : تشك- در همین معنا. ریشه یه این كلمه (توش-دوش) به معنی افتادن است، محل افتادن

Sibək : قطعه آهنی كه سنگ آسیاب بر روی آن میچرخد- سیبك

Kəpək : سبوس گندم و جو -كپك

Kövük : كوره- در همین معنا.  ریشه این كلمه (كوز) به معنی زغال شعله ور است

Sigil : زگیل- در همین معنا

Tütük : دود، دخان- توتون.  روشن است كاشفان توتون یعنی سرخ پوستان آمریكا هم نژاد مغول ها هستند.

 Çögən : چوگان- در همین معنا . بازی كه فارسها آن را متعلق به خود می پندارند.

Saban : سپند- در همین معنا

çatır : چادر، خیمه- در همین معنا. چادر از ریشه (چات) بوده و در مقایسه با آلاچیق سبكتر و به راحتی قابل حمل بوده.

Sağır : ظرف مخروطی كه در آن شراب ریزند- ساغر

Qatun : خاتون، خانم- در همین معنا. در تركی خان به مرد و خانم به زن اطلاق میشود.

Tağar : تغار

Tirək : ستون، دیرك

Çömçə : كفگیر، چمچه

Bərək : تازیانه-تركه. به قطعه چوبی اطلاق میشود كه تازه اما محكم باشد. از كلمه (برك) به معنی محكم گرفته شده است.

Sirək : سركه- در همین معنا

Tügmə : دكمه- در همین معنا. این حرف از ریشه (توش) به معنی كنار هم، دو به دو گرفته شده

Qışlaq : محلی كه در زمستان آب و هوای مناسب تری دارد- قشلاق

Çaqmaq : سنگ آتش زنه ، چخماق- در همین معنا

Monçuq : منجوق

Budursın : بلدرچین

Çəkük : چكش

Yağı : دشمن

Yaqa : یقه

Tüp : بن و ریشه- ترب؛تربچه

Top : توپ و قوی. (توپلاشماق= گرد هم آمدن)

Kip : قالب-  كیپ

Çit : پارچه پر نقش و نگار- چیت

Tor : تور و تله

Tiz : مكان مرتفع . فرسها اسن كلمه را از تركان آموخته به قلعه<دز>(=دژ) میگویند

Tüş : بالای سینه ، سرسینه- دوش

Tiş : گاو آهن-خیش

Kiş : تیردان. در این شعر سعدی نیز آمده:

( هر تیر كه در كیش است گر بر دل ریش آید    ما نیز یكی باشیم از جمله قربانها)

Kög  : بمی و زبری صدا در خوانندگی و اجرای آهنگ- كوك

Çat : چاه

Tar : تنگ- تار

Taz : كچل ، تاس

Qaz : مرغابی، غاز. نئجه كی بیلیرسیز آلپ ار تونقانین دا قیزینین آدی (قاز) ایدی و قزوین كلمه سی ده بو قیزین آدیله ایلگیلی دیر چون بو قیزین یاشادیغی یره( قاز اویون) یعنی قازین اوینایان یری دئمك دیر.

Taq : كوه- فرسها با لفظ طاق در مورد سقف به كا میبرند كه همان معنی بلند را میرساند

Dağ : نشانه ای كه بر اسبان می نهند تا از اسبان دیگر متمایز گردند-داغ

Bəg : بیگ ، آقا

Xan : بزرگترین شاه وفرمانروا در بین توركان- خان

San : شماره-در فارسی لفظ سان به هنگام رژه سپاه به كار میرود كه در اصل همان دیدن شمار سپاه است

  Yal : موی گردن اسب، یال

Tovul : طبل و دهل

Qayır : جایی دارای خاك سفت- بایر

Tavuş : حس و حركت- تلاش

Qayığ : زمین بر كنار از جاده- قایق، وسیله ای بر كنار از ساحل

Turıga : گونه ای گنجشك- طغرا

Toqımaq : تخماق و جامه كوب

Tüğ : چوبی كه بر گردن دو گاو شخم زن می اندازند-طوغ

Sağu : ظرف توزین، پیمانه-ساغر

Baga : قورباغه، به تناسب صدایی كه ایجاد میكند (قور) به اول آن افزوده شده

Səku : دكان-سكو

Tənə : دانه

Mamu :زن همراه عروس كه تا حجله عروسی وی را همراهی میكند-ماما

Turna : نوعی پرنده ، درنا

Boxtay : جامه دان-بقچه لباس

Qırquy : گونه ای مرغ شكاری-قرقی

Bank : گریستن، فریاد زدن- بانگ

Çənk : چنگ و زنگ- سنج

Mənk :لك و خال روی صورت- مك

Kənkəş : دیدارة مذاكره، مشورت و رایزنی در امور-كنكاش

Yorınça : یونجه

Bələq : بزرگ شدن-بلوغ

یازان: بایتاش

قایناق: دیوان الغات الترك


 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.