| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
11
|
79
|
89/2/29 (20:47)
|
|
||
|
|
7
|
24
|
84/11/10 (12:33)
|
|
||
|
|
4
|
33
|
87/10/27 (23:12)
|
|
||
|
|
58
|
74
|
89/12/22 (11:35)
|
|
||
|
|
7
|
22
|
89/11/27 (14:52)
|
|
||
|
|
14
|
22
|
89/11/26 (10:21)
|
|
||
|
|
3
|
15
|
89/3/29 (18:24)
|
|
||
|
|
3
|
7
|
89/2/30 (02:19)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
88/12/28 (16:35)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
88/12/24 (00:21)
|
|
||
|
|
2
|
10
|
88/12/23 (00:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/12/4 (18:05)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
88/10/23 (00:25)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
88/10/22 (13:19)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/8/18 (20:31)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
88/8/14 (10:03)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
88/8/13 (21:52)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/6/15 (00:57)
|
|
||
|
|
40
|
86
|
88/4/27 (16:50)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/1/5 (15:45)
|
|
وای به روزگار قومی که عقلایش مطهری و توکلی و لاریجانی و ... باشند!
چه کسی این نمایش های مسخره را باور خواهد کرد؟ سوزاندن مهره های خاص، مناظره های کشکی، استعفای فلان آدمک و اتفاقاتی از این دست هیچ قدم مثبتی برای ملت مظلوم ایران نیست. این عقلای قوم بهتر است هرچه زور دارند بزنند تا مبادا روزی اختیار کشور بدست ملت بیافتد و خودی های نظام نخودی شوند.
باز هم به آدم مستقلی چون آقای علامه زاده که یک کلمه حرف حساب زد وگرنه خیلی ها که معلوم نیست این روزها حواسشان کجاست، نشسته اند و برای نمایش های کسانی کف می زنند که خود برای بقای نظام هر حقی را قربانی خواهند کرد و امروز نامشان شده عقلای قوم
ملت بیدار است و تا این مرز خودی و غیرخودی در نظام سیاسی ایران شکسته نشود، مستبدین را در هر لباسی رسوا خواهد کرد
.
.
.
رضا علامه زاده
قتل زهرا کاظمی در اثر ضربهی مغزی در زندان بیتردید تنها جنایتی نیست که ارتکابش به دست قاضی مرتضوی صورت گرفته است. چندین بار دیگر پیش از آن نیز اسم این مومن ذوب شده در ولایتِ خامنهای به عنوان آمر یا عامل شکنجه و قتل این یا آن زندانی بر زبانها رانده شده بود. اثر این افشاء شدنها اما جز ارتقاء درجه در سیستم جانیپرور ولایت مطلقه فقیه و نزدیکی بیشتر او به بیت رهبری نتیجهای نداشت. چرا که ولایت، سکوت مردم در مقابل نابکاریهای حکومتش را مدیون همینگونه رفتارها از سوی قاضی مرتضویها میدید. اما وقتی مردم معترض علیرغم اینهمه سال سرکوب و تجاوز وارد صحنه شدند، معادلات بهم خورد. و این طبیعیترین تاثیر حضور مردم معترض در خیابانهاست. نه امروز، که همیشه.
انگار همین دیروز بود که شاه با دستگیری تیمسار نصیری، رئیس ساواکش موافقت کرد و او به دست تیمسار ازهاری که از خودش خوشنامتر نبود به زندان افکنده شد. و از سرنوشتش همه خبر دارند. آنروز دیگر به تیمسار نصیری به عنوان یکی از عوامل استمرار سکوت معترضین در نزدیک به دو دهه نگاه نشد بلکه بعنوان عامل شکستن آن سکوت دیده شد. اگر پیش از آن «عقلای قوم»ِ آن زمان باز گذاشتن دست او را در هر جنایتی لازمهی بقای رژیم پادشاهی میدانستند، آنروز دست بسته به زندان فرستادنش را برای تداوم رژیم ضروری تشخیص دادند.
از وقتی حرکت اعتراضی مردم وطنمان از سطح «الله اکبر» و «یا حسین میر حسین» به عمق «مرگ بر دیکتاتور» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» رسید پیدا بود که دیر یا زود رژیم ولایت مطلقه فقیه به موازات تشدید سرکوب و فشار و سانسور ناچار میشود به قربانی کردن برخی از مهرههایش تن در دهد. و همین یعنی آغاز فروپاشی ساختار رژیم از درون. فرقی نمیکند چه کسانی به دست چه کسانی از کار کنار زده، محاکمه یا زندانی میشوند. همینقدر که این روند آغاز شود به این معناست که مردمی که برای رسیدن به آزادی اینگونه مصمم به میدان آمدهاند دارند میوه شیرین نهالی که کاشتهاند را برداشت میکنند.
شاید برخی در داخل و خارج رژیم به این امید بسته باشند که به اصطلاح خودشان «عقلای قوم» بتوانند جنبش دموکراسی طلبانه مردم ما را مهار کنند. من از این بابت نگرانی ندارم. این «عقلای قوم» اگر واقعا عاقل بودند آنوقت که زمام امور را در دست داشتند تا این حد پا از گلیمشان درازتر نمیکردند و کمی به خواست مردم ایران اهمیت میدادند. شاه هم وقتی زیر فشار تظاهرات خیابانی و آغاز اعتصابات، شریف امامی را به عنوان نخست وزیر انتصاب کرد و به آزادی زندانیان سیاسی رضایت داد خیال کرد کار را به دست عقلای قوم زمان خودش سپرده است. او گمان میکرد شریف امامی که نخست وزیریاش حدود دو دهه پیش از آن با قتل دکتر خانعلی در تظاهرات مسالمتآمیز آموزگاران و فرهنگیان ساقط شده بود از ذهن مردم به اندازه کافی دور مانده است. دور گرفتن عقلای قوم در آخرین ماههای قبل از خروج شاه از کشور جز تشدید مبارزه نتیجهای برای او نداشت. رژیم شاه به روشنی در بن بست قرار گرفته بود. نه راه پیش داشت نه راه پس. تندروان به وضوح نشان داده بودند که دیگر قادر به مهار جنبش نیستند و میانهروان هم به عینه دریافتند که پس از آن همه سال تندروی تمامی پلهای پشت سر برای میانهروان فرو ریخته است. وضعیتی که امروزه رژیم ولایت مطلقه فقیه با آن روبروست. بن بست! در شرائط فعلی باز گذاشتن دست تندروان برای سرکوب و جنایت بیشتر، به وضوح نتیجهای جز تشدید نارضایتی و سرعت گرفتن جنبش مردم نخواهد داشت، و عقب نشینی و قربانی کردن چهرههائی همچون قاضی مرتضوی به دست کسانی که در تجاوز به حقوق مردم دستکمی از خود او ندارند نیز نیروبخش جنبش اعتراضی مردم خواهد بود.
متهم شناخته شدن قاضی مرتضوی در سه قتل در بازداشتگاه کهریزک که تنها مشتی از خروار است گام آغازین در برپائی محاکماتی است که دیر یا زود سران جمهوری اسلامی، از رهبرشان گرفته تا آنان که «عقلای قوم» نامیده میشوند را انتظار میکشد؛ دادگاهی با نظارت بینالمللی و رعایت تمامی حقوق متهمان؛ حقوقی که زهرا کاظمی و هزاران هزار زندانی سیاسی دیگر در تمام این سالهای سیاه رژیم اسلامی به تمامی از آن محروم بودهاند.
http://reza.malakut.org/2010/01/post_486.html