userinfo close

  ,

دموکراسی


democracyaz

تاسیس: 10 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: آکام حبیبی - معاونان
آنکس که نمی فهمد یک درد دارد.. آنکس که می فهمد هزار و یک درد دارد.. آنکس که می فهمد و می خواهد به دی ادامه »
آنکس که نمی فهمد یک درد دارد..
آنکس که می فهمد هزار و یک درد دارد..
آنکس که می فهمد و می خواهد به دیگران نیز بفهماند هزار و هزار و هزار یک درد دارد..
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
11
79
89/2/29 (20:47)
7
24
84/11/10 (12:33)
4
33
87/10/27 (23:12)
58
74
89/12/22 (11:35)
7
22
89/11/27 (14:52)
14
22
89/11/26 (10:21)
3
15
89/3/29 (18:24)
3
7
89/2/30 (02:19)
1
5
88/12/28 (16:35)
1
7
88/12/24 (00:21)
2
10
88/12/23 (00:32)
0
3
88/12/4 (18:05)
1
3
88/10/23 (00:25)
0
3
88/10/22 (13:19)
0
2
88/8/18 (20:31)
2
21
88/8/14 (10:03)
0
25
88/8/13 (21:52)
0
5
88/6/15 (00:57)
40
86
88/4/27 (16:50)
0
2
88/1/5 (15:45)

عنوان بحث

مزدک میردامادیان , raspinadesigner

در سوگش اگر خون بگرییم رواست

.

 [fatemi01.jpg]
تقریبا پانزده ماه پس از کودتای 28 مرداد، در سحرگاه 19 آبان سال 1333 دکتر فاطمی اعدام شد. وزیرخارجه کابینه دکتر مصدق و از بازیگران اصلی نهضت ملی شدن نفت، قادر نبود با پای خویش به محل تیرباران برود، چرا که به وحشیانه‌ترین شکل مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته بود و پیکر بیمارش هنگام اعدام در تب 40 درجه می‌سوخت. دو سرباز او را به قتلگاه کشاندند. دکتر فاطمی هنگام مرگ 37 سال بیشتر نداشت. او هنوز جوانترین وزیر امورخارجه ایران در تاریخ است.
مصدق بعد از مرگ دکتر فاطمی گفت: "اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود باید سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است. در تمام مدت همکاری با این جانب حتا یک ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد"

فاطمی سه سال پیشتر در ٢٣ بهمن ١٣٣٠ در مراسم بزرگداشت محمد مسعود نیز مورد اصابت گلوله محمد مهدی عبدخدایی عضو 16 ساله فدائیان اسلام قرار گرفت. سلاح را صرافان، مأمور سید ضیاء الدین طباطبائی (سردسته انگلیس گرایان) در اختیار فدائیان اسلام گذاشته بود.(*) آثار این جراحت در بدنش باقی ماند و تا آخر عمر او را آزار می‌داد. حتی پس از انتقال به بیمارستان نیز فاطمی دوباره مورد سوء قصد قرار می‌گیرد. نیمه شب عده‌ای وارد اطاق شده مشغول برداشتن پانسمان و پاره كردن بخیه‌هایش می شوند. دکتر فاطمی هنوز در حالت بیهوشی پس از عمل بود. پرستار مراقب سر می‌رسد و قاتلان می‌گریزند. فاطمی بار دیگر تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد. پس از ترور، هنگامی که فاطمی را غرقه در خون به بیمارستان ‌می‌بردند. در راه به همراهانش گفته بود: «دیدید بالاخره انگلیسی‌ها مرا کشتند.» همچنین در نخستین مقاله‌ی که پس از ترور نافرجامش در باختر امروز نوشت گفت: «این گلوله‌ی اینتلیجنت سرویس بر پایداری و استقامت من صدچندان افزود و مرا در راه خدمت به میهن عزیزم سرسخت‌تر و آهنین‌تر و فداکارتر نمود.»
پس از پیروزی کودتا رژیم بیشتر از هرکس به دنبال دكتر فاطمی بود.
چرچیل طی نامه محرمانه ای به تاریخ 30 سپتامبر 1953 از شاه می‌خواهد حال كه مصدق در كودتا كشته نشده است از اعدام اوصرف نظر كند، اما در باره دكتر فاطمی چنین می‌نویسد: برای فاطمی بهترین جواب اعدام است تا زمانی كه این افراد زنده و در ایران هستند امكان ضد كودتا وجود دارد... (استخراج از سند شماره اف او371/104584)
سر دنیس رایت سفیر بازگشته انگلیس به تیمور بختیار چنین می‌گوید: در نخستین فرصت مشتی به دهان او بكوب تا بداند هیبت امپراطوری بازی كردنی نیست!
شاه در ملاقات با كرومیت روزولت مامور سیا و عامل كودتای 28مرداد جنین می‌گوید: من تاج وتختم را مدیون خدا، ملتم، ارتشم و شخص شما هستم...و درباره نحوه برخورد با مصدق و یارانش برای مصدق 3 سال و برای ریاحی 2 سال زندان در نظر می‌گیرد و در ادامه چنین می‌گوید: فقط یك استثنا وجود دارد و او دكتر حسین فاطمی است... او پس از دستگیری اعدام خواهد شد.
سرگرد مولوی هنگام دستگیری با هفت تیر بر سر دكتر فاطمی می‌كوبد و با همان لباس منزل او را به نزد نصیری می‌برد. نصیری شروع به بددهنی می‌كند. دكتر فاطمی در جواب ناسزای نصیری می‌گوید تیمسار شما مودب‌تر صحبت كنید. نصیری در جواب چنان با مشت به صورت او می‌كوبد كه تمام صورت و لباس فاطمی پر خون می‌شود و دماغش می‌شكند. سرگرد مولوی همان روز به پاس دستگیری فاطمی درجه سرهنگی می‌گیرد ولی فحشها هم از بختیار می‌خورد كه چرا دكتر فاطمی را زنده آورده است. اشرف پهلوی نیز چون ماده گرازی خشمگین است مصرانه از بختیار می‌خواهد كه سریعتر فاطمی را به قتل برساند. او در دفتر تیمور بختیار اسلحه‌اش را به سمت سر دكتر فاطمی نشانه می‌رود و سپس به سقف شلیك می‌كند كه موجب وحشت شدید دكتر فاطمی می‌شود.
بعدتر هنگامی كه دكتر فاطمی را از شهربانی می‌اورند شعبان بی‌مخ و دارودسته اوباش‌اش با هماهنگی تیمور بختیار پای پله‌های شهربانی با چاقو بر سر دكتر می‌ریزند و اگر فداكاری خواهر از جان گذشته‌اش خانم سلطنت فاطمی نبود كار او را همان جا می‌ساختند. اما خواهر از جان گذشته خود را بر روی او می‌اندازد و در این مراحم ملوكانه چندین ضربه چاقو نصیب او و چندین ضربه هم نصیب دكترفاطمی می‌شود. این جراحات حال دكترفاطمی بیمار را وخیمتر می‌نماید. این خبر همچنین به تمام جهان مخابره می‌شود و شاه برای جلوگیری از افتضاح بیشتر دستور می‌دهد فاطمی را تا برگزاری دادگاه زنده نگه دارند.
پس از دستگیری دكتر فاطمی جلادان چهره كریه خود را نمایانتر می‌كنند. در چهارشنبه سوری (23 اسفند 1332) اشرف و علیرضا پهلوی در زندان حضور می‌یابند و امیر مختار كریمپور شیرازی شاعر و روزنامه نگار ملی كه از او نیز همچون از فاطمی كینه شدیدی به دل داشتند را به مناسبت چهارشنبه سوری آتش می‌زنند و بی نام و نشان در گورستان مسگر آباد دفن می‌كنند. جلادان پس از این جنایات جشن مجللی در قصر می‌گیرند.(**)
حكم اعدام دكتر فاطمی قبلا تائید شده بود اما دربار می‌خواست از او توبه نامه‌ای هم بگیرد و سرهنگ زیبایی او را به شدت تحت فشار می‌گذاشت. از جمله اقدامات آنها این بود: هنگامی كه فاطمی می‌خواست كمی بخوابد ناگهان سر و صدای شدیدی به راه می‌انداختند و خواب را بر او حرام می‌كردند. دكتر فاطمی در این هنگام در تب می‌سوخت فشار خون و ضربان قلب بسیار بدی هم داشت و جلادان بجای مداوای او اتاقش را بسیار گرم می‌كردند و دكتر فاطمی به شدت عرق می‌كرد و بعد ناگهان در را باز می‌كردند و دكتر از سرما می‌لرزید. اما فاطمی همانگونه که پیشتر پس از آن ترور نافرجام گفته بود، چون كوه مقاوم و استوار باقی ماند.
روز 7 مهر ماه 1333 دكتر فاطمی را كه از درد به خود می‌پیچید روی برانكارد به دادگاه نظامی منتقل كردند. وكیل او سرتیپ قلعه‌بیگی از دادگاه خواست تا قاضی و دادستان از محل زندان كه نزدیك محل دادگاه هم بود دیدن کرده و آثار استفراغ خون شب قبل دكتر فاطمی را مشاهده نمایند تا ثابت شود كه محاكمه فاطمی در چنین شرایطی غیر قانونی است. اما پزشكان خائن سرلشكر دكتر خوشنویسان، سرلشكر دكتر ایادی، سرتیپ دكتر مقبل وسرهنگ دكتر تدین اعلام نمودند كه او در سلامت است و وكیل او نیز پس از زمان تنفس دیگر به دادگاه بازنگشت. برای آن كه سریعتر كار تمام شود دادگاه دكتر شایگان و مهندس رضوی را كه حتی تا آن موقع پرونده را ندیده بودند به عنوان وكیل تسخیریش انتخاب كرد. آزموده جلاد و منفور که او را «آ یشمن ایران» نیز نامیدند از دادگاه خواست تا محاكمه غیر علنی باشد، در حالی كه حتی محاكمه مصدق نیز علنی بود. سرانجام حكم فرمایشی اعدام دكتر فاطمی صادر شد. رئیس دادگاه اولیه سرتیپ قطبی و رئیس دادگاه تجدید نظر سرلشكر مزین بود. تقاضای فرجام نیز رد شد.
پیش از محاکمه فاطمی در نامه‌ای از رفقای جبهه ملی می‌خواهد نحوه دفاع او را مشخص كنند و بپرسند كه آیا دكتر مصدق دستوری برای او دارد یا نه. او می‌نویسد: مخصوصا" این نكته را بنده با كمال صداقت و آرزوی خلوص عرض می كنم كه به هیچ وجه در تعیین این خط مشی منافع شخصی ما را در نظر نگیرید كه بنده مریضم، چاقو خورده ام، زن و بچه وخواهر و برادرم چه می گویند بلكه آن چیزی را در نظر بگیرید كه ما به خاطر حفظ و حمایت آن جهاد كرده و به این روز افتاده ایم... آرزو دارم كه نفسهای آخر زند گیم نیز در راه نهضت و سعادت هم وطنانم صرف شود...
در مورد شیوه دفاعیه خود می گوید: به هرحال در دادگاه ما می توانیم بسیاری حقایق را فاش كرده و داغ باطله بر كنسرسیوم و حامیان او بزنیم... بر فرض كه هیچ كس هم نفهمد و صدای ما را خفه كنند در تاریخ و در پرونده باقی خواهد ماند و فردای روشن ممكن است مورد استفاده نسلهای آینده و همچنین نسل معاصر قرار بگیرد.

حتی پس از ابلاغ حكم اعدام او حجم زیادی از نامه هایش در ارتباط با كنسرسیوم و نفت بود. آیت الله زنجانی به كمك آقای شهشهانی تلاش بسیاری برای جلوگیری از اعدام دكتر فاطمی می‌كند و حتی از آیت الله بروجردی هم كمك می‌خواهد ولی آیت‌الله بروجردی در پاسخ او چنین می گوید: انگلیسیها از او كینه به دل دارند، شاه هم ضعیف است، كاری نمی‌شود كرد!
... و سرانجام در آخرین نوشته خود در شب 19 آبان فاطمی آشكارا از عذاب 15 ماهه بعد از كودتا گلایه می‌كند و بیان می‌دارد كه از این زندگی سراسر رنج و عذاب خسته شده است...
ساعت چهار و هفت دقیقه صبح 19 آبان دكتر فاطمی در تب می‌سوخت و توان حركت نداشت اما پزشكان به امر شاه برگه ای كه حاكی سلامت او بود را امضا كردند... آزموده گفت: اگر وصیتی دارید بفرمائید، شما كه مكرر می گفتید از مرگ ابایی ندارم و مرگ حق است... دكتر فاطمی نگذاشت سخن او تمام شود، گفت آری آقای آزموده مرگ حق است آنهم مرگ به چنین پر افتخاری، من می‌میرم كه نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع كرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این كشور حكومت نمایند. من درهای سفارت انگلیس را بستم غافل از آنكه تا دربار هست انگلیس سفارت لازم ندارد...
آزموده فریاد زد: آمبولانس لازم نیست خودش می‌آید. زندانی با تقلا ایستاد اما دوباره زمین خورد. سربازان او را به سمت قتلگاه حمل کردند... حسین فاطمی با چشمان باز در برابر جلادان ایستاد. هشت گلوله از تفنگ چهار سرباز شلیك شد. دو تیر به قلب و شش تیر به سینه او اصابت کرد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------

*-بعید می دانم فداییان اسلام نیازی به اسلحه ی ارسالی سید ضیاء داشته باشند و این ادعا ساختگی به نظر می رسد. ماهیت سید ضیاء که برای همه روشن است ولی شواهد نشان می دهند که برخلاف آنچه گفته می شود؛ برخی رهبران فداییان اسلام و از جمله نواب از تصمیم برای ترور رهبران جبهه ملی بی خبر بوده اند، این تصمیم با باورهای فداییان اسلام و نقشی که بعد از آن و تا کودتای 32 در ضربه زدن به نهضت ملی داشتند کاملا سازگار است و این فرافکنی در مورد فاطمی برای تبرئه ی تروریست های اسلام گرایی ست که در آن مرحله مواضع جبهه ملی و اقبال عمومی به ملی گرایی را در تضاد با اهداف خود می دیدند. بازمانده های همین جریان پس از انقلاب 57 نیز با ملی گرایان تسویه حساب کردند و تا همین امروز به فتوای فقیهان و به دست سازمان های اطلاعاتی جمهوری اسلامی به حذف نیروهای ملی و چپ ادامه می دهد.

*-با وجود آنکه مستبدین جنایات کمی در حق دگراندیشان و آزادی خواهان نکرده اند ولی این آتش زدن در چهارشنبه سوری که بیشتر به داستان شباهت دارد را بدون سند و شاهد تاریخی نمی توانم بپذیرم

-----------------------------------------------------------------------------------------------

http://pardeh.blogspot.com/2008/11/blog-post_08.html

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.