userinfo close

  ,

دلخوشی های فراموش


delkhoshihayefaramoosh

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فریده م - معاونان
 

عنوان بحث

فریده م , faryjoon
فریده م - 23:39 1385/10/4

قصه ها و غصه ها

یکی بود
یکی نبود
اونی که نبود
روزه‌ بود
روزه‌ی سکوت

وقتی که روزه‌ش رو شکست
اونی که بود
مرده بود
دیگه نبود.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فریده م , faryjoon
فریده م - 23:40 1387/07/6
192

کجایی مرد؟ نیستی. اصلا انگار هیچ وقت نبوده ای. یعنی اگر هم بودی من که دیگر یادم نیست چگونه بودی و چرا بودی و چه بودی. حالا هم که طوری نیست، دزدی که نکرده ای، فقط نبودی. آن هم که جدید نیست. بیا بنشین برایت از نبودنت بگویم. نبودنت هم دنیایی ست.


نبودی، اصلا هم نیامدی تا ببینی چه خبر است. چند روز قبل که هنوز نبودی عشق تمام شد. نبودی تا از خودت دفاع کنی. می گفتند دروغ گفته ای. نبودی. می گفتند... ولش کن. گفتن ندارد. فقط گفتند وقتی که آمدی اگر حرفی داشتی، دنبالشان بروی. نبودی و دنبالشان هم نرفتی. خودشان درش را بستند و گفتند: دیگر تمام شد. نبودی تا تمام شدنش عشقت را هم  ببینی. از روز بعد هم به جای عشق، شمشیر می فروشند. نبودی تا شمشیرها را بخری. خوب می برند.


همه را بریدند و دوختند و نبودی.


نبودی... دیگر نبودنت هم مثل قدیمتر ها نیست. اصلا دیگر خودت نیستی. نبودن راحت تر است. من هم نیستم. باز هم نباش. وقتی که نیستی دروغ هم نیست. کسی را هم آزار نمی دهی. نباش. دیگر هیچ وقت خودت نباش، تا روزی که دلیلی برای بودن پیدا کنی. تا آن روز لااقل مواظب نبودنت باش.


بدرود.

فریده م , faryjoon
فریده م - 23:56 1387/07/5
191
بهش بگین: سفید بودن خوبه، ولی تا وقتی که نفهمیده باشی که همه ی دورت سیاه، یا اگه خیلی خوشبین باشی خاکستریه تیره ست.
آره، سفید بودن اونوقته که خوبه، نه حالا.
یادش بدین.
لازمشه.
آدمه سفید، آدمه سفید تنها، زود لک برمی داره. اگه بخوره زمین زود کثیف میشه.
اونموقع چه جوری می خواین لکه هاشو براش پاک کنین شماها...
هومم؟

فریده م , faryjoon
فریده م - 17:23 1387/07/2
190

?...Are you somewhere feeling lonely or is someone loving you

فریده م , faryjoon
فریده م - 00:05 1387/06/25
189
گره ی ‌کور چیز بدیه.
بعضی وقتا همه چیز به هم گره میخوره . تو هرچقدر هم که خوب و باهوش و با کمالات باشی بهش دست که بزنی گره‌ش کور تر میشه. خب؟
حالا فرض کن این گره‌کور یه طنابه که دور گردن توئه. حالا هی بهش دست نزن که بدتر نشه. هی بهش دست نزن که گره ش کورتر نشه، بالاخره خودش باید باز شه دیگه، نه؟
آره ! ولی معمولاً وقتی گره‌ طناب دور گردن تو باز میشه که تو خفه شدی و تموم...
حالا ، زندگیم شده همون طناب دور گردنم که گره‌کور خورده.

فریده م , faryjoon
فریده م - 23:21 1387/06/21
188
شاید، من دلتنگ شدم
هوووم
گفتم شاید...

فریده م , faryjoon
فریده م - 00:06 1387/06/20
187
می دانی؟
دیگر سراغت را از نارنجِ رها شده در پیاله‌ی آب نخواهم گرفت.
دیگر سراغت را از ماه، ماهِ درشت و گلگون نخواهم گرفت.
دیگر سراغت را از گلدانِ شکسته بر ایوانِ آذرماه نخواهم گرفت.

دیگر
نه خواب ِ گریه تا سحر
نه ترس ِ گمشدن از نشانی ِ ماه
دیگر نه بُن‌بستِ باد و نه بلندای دیوار ِ بی‌سوال

من،
همین من ِ ساده ...
باور کن ...
برای یکبار برخاستن، هزار‌هزار بار فروافتاده‌ام
دیگر می‌دانم نشانی‌ها همه دُرُست
کوچه همان کوچه‌ی قدیمی
و کاشی همان کاشی ِ شبْ شکسته‌ی هفتم
خانه همان خانه
و باد که بی‌راه
و بستر که تهی ...

می‌دانم ...
حالا می‌دانم همه‌ی ما جوری غریب ادامه‌ی دریا و نشانی ِ آن شوق ِ پُر گریه‌ایم
گریه در گریه ...
خنده به شوق ...
نوش نوش ...
لاجرعه‌ی لیالی ...
در جمع من و این بُغض ِ بی‌قرار...
جای تو خالی...

جای تو ...
خالی.

فریده م , faryjoon
فریده م - 01:14 1387/06/18
186
نمی دونی که چه سخته ... 
فریده م , faryjoon
فریده م - 02:01 1387/06/15
185
درست مثل نگاه کردن به آینه اول هر صبح٬ بعد مسواک زدن ...


?We've met before, haven't we
- I don't think so. Where was it you think we met?
: At your house. Don't you remember?
- No, No, I don't. Are you sure?
: Of course. As a matter of fact, I'm there right now.
- What do you mean? You're where right now?
: At your house.
- That's absurd.
: Call me. Dial your number. Go ahead



فریده م , faryjoon
فریده م - 01:04 1387/06/13
184
پیش نوشت:
آدم وقتی اسباب کشی میکنه یا زندگیش زیر و رو میشه؛ توی کمدش یه هو چند تا گل سرخ خشک شده می بینه که رنگشون گرفته . یه روزی سرخ سرخ بودن ولی حالا رنگشون خیلی گرفته.
آدم یه هو یاد اون کتابه و اون فیلمه و اون آدمه میفته... آدم غمگین میشه. آدم گریه ش میگیره. آدم دلش میره یه جای دور. آدم از خودش بدش میاد.
ولی با همه ی اینا به نظرم بهتره آدم هر روز اسباب کشی کنه ؛ هر شب ؛ همیشه.
من هنوزم گل خشک هام رو دوست دارم. خیلی زیاد ولی تلخ.
بعضی دوست داشتنا شیرینن مثل دوست داشتن ِ بوسیدن یه بچه ی شیرین و ناز.  یه سری دوست داشتنا ترشن؛ مثل دوست داشتن بعضی رابطه ها، بعضی آدما، بعضی میوه ها ... یه سری از دوست داشتنا هم تلخن، مثل ...


. . .


پی نوشت:
بعضی وقتا
آدم دلش میخواد
وقتی که بغض کرده
وقتی که تلخه
به یکی بگه ...
نه! نگه اصلا!
نیگاش کنه و بهش بفهمونه که
داغونه.
بعد بره توو بغلش
اونم بفهمه که یه داغون رو بغل کرده
هووم.
فریده م , faryjoon
فریده م - 00:24 1387/06/11
183

دل من راس راسی دیوونه شده...

فریده م , faryjoon
فریده م - 00:01 1387/06/6
182
درمانده شدن بده ولی هیچ چیز تلخ تر از اعتراف این درماندگی نیست.
فریده م , faryjoon
فریده م - 18:38 1387/06/3
181

خون بایدم. :|

فریده م , faryjoon
فریده م - 04:12 1387/05/29
180
بعضی وقتا گفتن یا نوشتن یه چیزایی مثل بوسیدن یه كسیه كه خوابیده ...
اگه ببوسیش بیدار میشه
خوابی كه می بینه نصفه میمونه
اگه نه، لذت بوسیدنشو وقتی خوابه از دست دادی .
مثه كاری كه می خوای انجام بدی ولی حیفت میاد یا می ترسی اونجوری كه می خوای نباشه .
مثه مردن، می خوای بمیری ولی می ترسی برای اونایی که دوسشون داشتی .
مثه وایسادن در لبه ی دنیا می مونه .
مثه وقتایی كه زندگی به وضوح، به مرگ تكیه داده .

جرات گفتن ندارم...
حتی اگه تو جرات شنیدن داشته باشی...

فریده م , faryjoon
فریده م - 19:32 1387/05/27
179
به تو فکر می کنم که چه آروم یه کناری میشینی تا راحت فراموشت کنم... و گذشته‌ها رو دوباره می بینم و آهنگ خودم رو گوش می کنم.

فریده م , faryjoon
فریده م - 17:18 1387/05/25
178

ته ِ تصویر  ِ من و تو  ،  یه نفر می خواد بمیره

تو نـَبــُر ، واسه بریدن، حالا دیگه خیـــلی دیره

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.