| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
16
|
34
|
88/5/23 (17:30)
|
|
||
|
|
192
|
620
|
87/7/6 (23:40)
|
|
||
|
|
18
|
62
|
87/3/11 (11:12)
|
|
||
|
|
17
|
92
|
87/3/11 (10:56)
|
|
||
|
|
23
|
109
|
87/3/7 (14:59)
|
|
||
|
|
38
|
98
|
86/8/26 (21:43)
|
|
||
|
|
129
|
489
|
86/8/26 (21:27)
|
|
||
|
|
8
|
66
|
86/7/26 (12:05)
|
|
||
|
|
9
|
25
|
86/1/30 (20:58)
|
|
||
|
|
3
|
49
|
85/8/23 (10:56)
|
|
میان كوچه میپیچد صدای پای دلتنگی
به جانم میزند آتش غم شبهای دلتنگی
چنان واما نده ام در خود كه از من میگریزد غم
منم تصویر دلتنگی منم معنای دلتنگی
چه می پرسی زحال من ؟ كه من تفسیراندوهم
سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی
در آ ن ساعت كه چشمانت به خوابی خوش فرومی رفت
میان كوچه های شب شدم هم پای دلتنگی
شبی تا صبح با یادت نهانی اشك باریدم
صفایی كرده ام در آن شب زیبای دلتنگی
فریاد نزن ای عاشق
من صدایت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فریاد نزن ای عاشق
فریاد نزن
از هیاهوی واژه ها خسته ام
من سکوتم را از اوراق سفید آموختم
آیا سکوت روشنترین واژه ها نیست؟
همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیدم
ایا مرگ خونسردترین واژه ها نیست
تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم
شبی شاید امشب زیر نور یک واژه خواهم نشست
نام خونسرد عشقم را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت
و همزمان پایین اخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت
پایان...
دیروز را
به باد فردا می سپرم
و امروز تو را میبینم که آهسته آهسته
ظاهر می شوی
بر صفحه های متنافر تو در تو
با هزار چهره . با هزار رنگ
امروز
در پیچ همین کوچه
طنین زوزه وار صدایی پیچید و چرخان در خود فرو مرد.
چیزی شبیه ناله گرگی شاید چند قدم آن طرف تر
شاید چند کوچه آن طرف تر ......
چیزی شبیه صدای پاره شدن باد
که به سرعت از میان شاخه های خشک پائیزی گذشت
و در خود فرو مرد...................و در خود فرو مرد
الان دیگه قصه نمیگم
الان واقعا گریه می کنم
نه مثل توو قصه ها
الان داره بارون میاد
بارون واقعی
نه مثل قصه ها
الان
همین الان ٬
من میرم زیر بارون
و بارون زیاد میشه
من خیسم
خیلی
شاید خیس بارون
غمگینم
و بیمار
و دلتنگ.
امشب
زیبا ترین شب بود
برای خداحافظی
و بارونی ترین شب بود
برای پاک شدن.
خداحافظ تمام خاطرات قریه ی زیبا
دل من؛
سخت، غمگین است.
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنب دیدنی با چشم کور
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لخظهها
عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی یک سوال بی جواب
عشق یعنی راه رفتن توی خواب
الهی فدای ستاره گلم بشم 
خانمی غم رو که اینجوری ه هو هورت نمی کشن ادمها ..
غم رو باید کم کم خورد ...
حالمان خوب است غم کم میخوریم
کم نه کم کم می خوریم ...
زیبا ...خیلی امروز دلم گرفته ...نمیتونم گریه کنم ...نمیدونم چرا ..خیلی همم دلم برا ت تنگ شده ...یادت نت میوفتم ...یادش بخیر ....
8->
می گن آسمون هفت طبقه داره
کی میدونه هر طبقه چند تا ستاره داره
می گن اگه آدم بخواد بشماره عددها رو کم میاره
اما دل همه ستاره ها یِه غم داره
میدونی هر ستاره ِ با یِه ستاره چقدر فاصله داره
اصلاً میدونی از یِه ستاره تا یکی دیگه چند تا ستاره راهِ
ستاره اُومده ِ تا بسوزه،
اُومده تا تنها باشه
یا اینکه همدم آدمهای تنها باشه
همیشه آدمها با ستاره ها حرف می زنند
اما شده یه آدم به حرف ستاره گوش بده
ببینه دردش چیه ؟
غمِش چیه؟
چرا می سوزه و هیچی نمیگه؟
درد ستاره دوری ِ ، دوری از ستاره ها ست.
ستاره ها هیچوقت نمی خوابند
اگه یِه روز خواب بیاد چشم یکی شون ،لحظه مرگ اونه
ستاره ها ی دیگه نگاش میکنن
تا خاموش بشه ، تن داغش سرد بشه
کاری نمیتونن براش بکنن، آخه تکونم نمیتونن بخورن
فقط اشک می ریزن
هر قطره اشک ستاره می شه یک ستاره دنباله دار
میگن اگه ستاره دنباله دار دیدی آرزو کنی بهش میرسی
این دفعه اگه ستاره دنباله دار دیدی
آرزو کن که دیگه نمیره ستاره ایی
ستاره هم میاد ،
عاشق میشه،
می سوزه ،
آره ستاره ها هم اشک می ریزن!!!
حالا شاید با این متن گریه کنم
زمین عاشق شد و آتشفشان كرد و هزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت. خدا یكی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد تا در سینهام بگذارم و قلبم باشد.حالا هروقت كه روحم یخ می كند، سنگ آتشینم سرد می شود و تنها سنگش باقی می ماند و هروقت كه عاشقم، سنگ آتشینم گُر می گیرد و تنها آتشاش میماند.مرا ببخش كه روزی سنگم و روزی آتش.مرا ببخش كه در سینهام سنگی آتشین است

خودت میدونی چقدر حالم خرابه ..