| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
194
|
514
|
90/10/16 (19:20)
|
|
||
|
|
2
|
57
|
89/6/1 (01:26)
|
|
||
|
|
21
|
226
|
91/2/9 (16:07)
|
|
||
|
|
60
|
376
|
90/10/15 (22:40)
|
|
||
|
|
36
|
229
|
90/6/10 (16:13)
|
|
||
|
|
22
|
4
|
91/2/10 (00:28)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/2/9 (16:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/2/5 (14:20)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
91/2/5 (14:20)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
91/2/4 (20:43)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/12/19 (22:35)
|
|
||
|
|
4
|
16
|
90/11/14 (19:21)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/11/4 (14:51)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/11/4 (11:05)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
90/10/30 (00:56)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
90/10/16 (19:03)
|
|
||
|
|
8
|
73
|
90/10/15 (22:02)
|
|
||
|
|
2
|
21
|
90/8/23 (19:36)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
90/8/15 (09:57)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
90/8/4 (16:44)
|
|
دَرویش به مسلمان صوفی گفته میشود که در راه طریقت گام بر میدارد.
پیرامون واژه
واژهٔ پارسی «درویش» از ریشهای باستانی و برگرفته از واژهای نیاایرانی است که در اوستایی به صورت «دریگو-» (-drigu) به معنای «نیازمند، گدا» است.این واژهٔ ایرانی احتمالاً با واژهٔ سانسکریت ودایی «آدریگو-» (-adhrigu) همریشه باشد که صفتی با معنای نامشخص است که به ایزدان گوناگونی اضافه شدهاست. این واژهٔ ودایی احتمالاً به صورت «آ-دریگو-» (-a-dhrigu) واکافت میشود که «نا دریگو» خواهد شد، شاید به معنای «نا فقیر»، بهمعنای «غنی». وجود این همریشهٔ ودایی نشان میدهد که بنیاد فقرای مقدس آنقدر در میان هندو-ایرانیان اهمیت داشته که در ایران آینده به صورت تاریخی در شکل برادری درویشی و نیز در هند در شکل مکتاب مختلف سنیاسیان (sannyasis) وجود داشتهاست.
هرچندکه واژهشناسی این واژه از دیدگاه زبان فارسی نو مشخص نیست، اما تلاشهایی برای تفسیرپذیری اجزای واژه بر پایهٔ واژههای معاصر و بر پایهٔ مفاهیم عرفانی صوفیگری نیز صورت گرفتهاست. از آنجا که «در» در فارسی به معنای درب بوده، پس گفته میشود که «درویش» بهصورت تحتالفظی بهمعنای «بازکنندهٔ در» معنی خواهد شد. از سوی دیگر برخی اصل واژه را «درویز» دانسته که «ز» به «ش» معجمه تبدیل شده و اصل واژه «درآویز» بوده به معنای کسی که هنگام گدایی از در میآویزد (در را میگیرد) بنابراین گدا را درویش گفتهاند. برخی دیگر از پژوهشگران گفتهاند که اصل واژهٔ درویش، «دریوز» بوده که «ی» و «و» جابجا شدند و به «درویز» تبدیل شد، و «ز» نیز به «ش» تبدیل شد، و یوز از یوزیدن به معنای جستجو کردن میباشد. این واژهٔ فارسی همچنین در برخی زبانها به معنای «زاهد، ریاضتکش» نیز آمدهاست، مثلاً در زبان اردو، darwaishana thabiyath به معنای «خلقوخوی زاهدانه و مرتاضی» است. این واژه در ترکی به صورت «دِرویش» آمده است. دامنهٔ رواج این واژه تا آنجا پیش رفته که تا شمال آفریقا نیز رسیدهاست، برای مثال در زبان قبائلی، «آدِرویک» (Aderwic) به معنای مجنون میباشد.
سماع
سماع در لغت به معنای شنیدن و وجد و سرور و پای کوبی صوفیه است و به نوعی رقص و چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی میگویند. هرچند تاریخچه دقیق سماع روشن نیست اما به نظر میرسد که سابقهای دینی ولی غیر اسلامی دارد و بسیار دیرین است، با این وجود سماع در قرن سوم هجری قمری بین متصوفه ایران موسوم بودهاست.
چله
چله گرفته شده از عدد چهل به معنای چهل روزی است که دراویش به عبادت و ریاضت میپردازند.[۸] اینکار با هدف تزکیه نفس انجام میشود، کسی که چله نشینی میکند، در این مدت به اصطلاح ترک حیوانی یعنی ترک فرآوردههای حیوانی میکند،
دراویش در ایران
دراویش در ایران، بزرگترین اقلیت مذهبی به حساب میآیند، به نقل از خبرگزاری فارس ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شدهاست. با این وجود جمهوری اسلامی ایران فشارهای زیادی از جمله بازداشت، تخریب خانقاهها و حسینیههای دراویش را بر این اقلیت مذهبی وارد میکند.
اعتقادات دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی 
_ دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی مسلمان و شیعه اثنی عشری می باشند و به پیامبر و دوازده امام معتقد می باشند و معتقد
هستند كه امام دوازدهم حضرت حجت در غیبت كبری به سر میبرند و مانند همه شیعیان منتظر ظهور حضرت هستند
از نظر تقلید دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی در امور شرعی از یكی از مجتهدین جامع الشرایط تقلید میكنندو هر یك از -
افراد در این سلسله عرفانی مختار به تقلید از هر مرجعی كه خود انتخاب كند می باشند.
- از نظر شرعی مقید هستند كه علاوه بر دوری از محرمات و عمل به واجبات تا حد امكان از مكروهات دوری و مستحبات را انجام دهند مانند تقید به بیداری اسحار،نماز سر وقت ،ذكر دوام و دوام در طهارت......
- فقراء(دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی ) معتقدند كه همانطور كه در امور شریعت و احكام باید از یك فقیه جامع الشرایط تقلید كرد در امور طریقت معرفت و عرفان و كمال روحی از یك عارف كامل و قطب پیروی كنند .این پیر و مرشد باید دارای اجازه و اذن غیر مخدوشه از ائمه اطهار(ع) و حضرت رسول (ص) باشند
فقراء سلسله نعمت الهی گنابادی مانند تمام اتباع كشور ایران ملزم به رعایت و احترام به قانون اساسی می باشند از نظر سیاسی مانند تمام افراد جامعه آزاد و مختارند اما به عنوان در ویشی و تصوف هیچ نوع گرایش و دخالت در سیاست نداشته و ندارند.
در سلسله گنابادی مسائلی همچو ن رقص و سماع .تقید به لباس خاص و كشكول وتبرزین .گدایی ودریوزگی وبیكاری و اعتیاد مذموم است و وجود ندارد ونیز این سلسله خانقاه ندارد و از حسینیه های خود جهت عزاداری و جشنهاو اعیاد مذهبی استفاده كرده ودر ان مكان دور هم جمع میشوند
مجالس درویشان گنابادی در حسینیه های خود هر شب جمعه و شب دوشنبه با نظم كم نظیری با نمازمغرب اغاز شده و با خواندن كتب نثر وكتب نظم عرفانی همچون سعدی حافظ مولوی و فیض در حالی كه سكوت در مجلس حكم فرماست و دراویش مشغول ذكر قلبی خود هستند به پایان میرسد
احادیثی در تایید تصوف
حدیث اول قال رسول ا...: من سره ان یجلسمع ا... فلیجلس مع اهل تصوف
كسی كه از همنشینی با خدا خشنود می شودباید با اهل تصوف همنشینی كند) .راوی حدیث ابن ابی جمهور احساوی از كتاب بشارت المصطفی لشیعة المرتضی
حدیث دوم قال رسول ا...:لا تطعنوااهل تصوفوالخرق فان اخلاقهماخلاق النبیاولباسهم لباس الانبیا-بر اهل تصوف وصاحبان خرقه ها طعت نزنید كه هما نا اخلاقشان اخلاق انبیاولباسشان لباس انبیاست) از منبع قبلی
حدیث سوم : ( قال علی ابن ابیطالب:التصوف اربعه احرف تاء و صاد و واو و فاء .والتاء:ترك وتوبه تقی-والصاد:صبر صدق وصفا-والواو:ورد و ود ووفاء-الفاء:فرد فقر فناء
تصوف چهار حرف است تا صاد واو وفا تا:ترك دنیا و توبه وپرهیزگاری است و صاد:صبروراستی وصفای دل است و واو :توجه ودوستی به ورد ودعاو وفای به عهد است و فاء:تنها بودن از خلق وفقر الی الله ونیستی وفانی شدن از انانیت است )از كتاب مجلی و غوالی اللئالی تالیف علم جلیل محمد بن علی بن ابراهیم بن ابی جمهور احساوی
حدیث چهارم:قال امام جعفرصادق:من عاش فی ظاهر الرسول فهو سنی ومن عاش فی باطن الرسول فهو صوفی (حلیة الاولیا جلد یك ص بیست) تالیف حافظ ابو نعیم اصفهانی (متوفی چهارصد سی قمری) متابعت رسول سنت است ومتابعت احوال او تصوف:
بزرگان و مشایخ دراویش سلسله نعمت الهی گنابادی
مشایخ این سلسله كه در زمان ائمه از اصحاب راز و نمایندگان ائمه محسوب می شوند و بعد از غیبت نیز همانند علمای واقعی شیعه به ترویج معارف و طریقت شیعی می پرداخته اند از معروف ترین این بزرگان شاه نعمت الله ولی می باشد و اقطاب اخیر این سلسله چون در گناباد می زیسته اند به نعمت الهی گنابادی معروف شده اند از جمله جناب سلطانمحمد سلطان علیشاه شهیدایشان دارای تالیفات بسیار و ارزشمندی در عرفان واسلام می باشد از جمله تفسیر بیان ا لسعادة فی مقامات ا لعبادة كه ایت ا... خمینی در مقدمه تفسیر سوره حمد می نویسد : از صدر اسلام تا كنون قریب دوهزا رتفسیر نوشته اند كه بهترین انها تفسیرهای ابن عربی . فیض كاشانی و ملا سلطانعلی ( سلطان علیشاه) شهید و نیز ایت الله خمینی این افرادرا كه كسی در صوفی بودن انها شكی ندارد را عالم طراز اول می نامد وی در كتاب مصباح الهدایة عالم طراز اول را مرز نشین عالم ملك وملكوت كه دستی در ملك ودستی در ملكوت دارد وفیض حق را به خلق می رساند مینامد
جناب ساطانعلیشاه با مرجع عالیقدر جناب میرزای شیرازی در زمان خود بسیار نزدیك بوده ومیرزای شیرازی(جریان تحریم تنباكو)نهایت محبت و تواضع را نسبت به ایشان و مراتب علمی و عرفانی ایشان داشته است جناب سلطان علیشاه شهید كه دارای مقام اجتهاد بوده است اولین كسی بوده است كه در دویست وپنجاه سال پیش فتوای حرام بودن تریاك را اعلام می نمایند وسر انجام در سحر ماه رمضان همچون مولایش علی(ع) توسط كوردلان جاهل به شهادت رسید مزار ایشان در بیدخت گناباد است و به مزار سلطانی مشهور می باشد
از دیگر اقطاب اخیر سلسله گنابادی مرحوم جناب حاج سلطان حسین تابنده گنابادی است كه دارای اجازه اجتهاد از ایات عظامی همچون
ایت ... عظما حاج سید مهدی درچه ای
ایت ... عظما شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی
ایت ... عظما حاج سید محمد موسوی نجف ابادی
ایت ... عظما حاج شیخ محمد حسین نجفی ال كاشف الغطاء
می باشند كه این اجازات موجود است
ایشان دارای تالیفات ارزشمندی چون
تجلی حقیقت در اسرار فا جعه كربلا
رساله رفع شبهات
قران و سه داستان اسرار امیز
التاریخ المختصر فی احوال المعصومین الاربعةعشر
و شانزده اثر دیگر
پیر ومرشد كنونی این سلسله جناب حاج دكتر نور علی تابنده می باشند كه دارای مدرك دكتری حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه میباشند
نظر علمای مشهور در باب تصوف واین سلسله
عالم ربانی محمد تقی مجلسی(مجلسی اول):ایشان در كتاب رساله تشویق السالكین علاوه بر این كه اعلام می نماید كه نزدیكترین
راه وصول به معرفت وشناخت حضرت حق تصوف شیعی است و نیز اذعان نموده كه خود نیز در این طریق گام بر می دارد ونیز اعلام نموده است كه بسیاری از اكابر علمای شیعه چون
سید رضی علی بن طاووس
شیخ شهید مكی
ابن فهد حلی
سید محمود املی
شیخ بها ئی
قاضی نور ا... تستری
خواجه نصیر الدین طوسی و بسیاری دیكر نتنها در این طریق سلوك می كرده اندبلكه مطالب بسیاری در این باب نگاشته اند
عا لم ربانی:محمد باقر مجلسی(مجلسی دوم):در ادامه همان كتاب در پاسخ به سوال یكی از مقلدین خویش اعلام میكند كه علاوه بر خود و پدرشان بسیاری از علما در این طریق وارد وسالك بوده اند
عالم ربانی:سید حیدر املی:در كتاب جامع الاسرار بطور مفصل در موردتصوف سخن گفته اند وصریحا گفته اند كه صوفی كه شیعه نباشد صوفی نیست وشیعه كه صوفی نباشد شیعه نیست وتصوف عین تشیع بلكه تشیع واقعی است
علامه سید مهدی بهر العلوم:كتاب رساله سیر سلوك كه تماما دستورات صوفیه شیعه است رازیر نظر بزركان تصوف وقت می نویسد ولی چون عصر ایشان عصر تكفیر وقتل اصحاب تصوف بوده است تقیه نموده واظهار تصوف نكرده اند ولی در كتاب
طرائق ا لحقایق و حدیقه الشعرا شرح سر سپردگی ایشان به تصوف راستین موجود است
قاضی نور الله تستری در كتاب مجالس المومنین با ادله محكم اثبات می كند تمام مشایخ مشهور صوفیه شیعه بوده وطریقه ائمه را داشته اند
ایت ا... خمینی در مقدمه تفسیر سوره حمد می نویسد : از صدر اسلام تا كنون قریب دوهزا رتفسیر نوشته اند كه بهترین انها تفسیرهای ابن عربی . فیض كاشانی و ملا سلطانعلی ( سلطان علیشاه) شهید و نیز اقای خمینی این افراد كه كسی در صوفی بودن انها شكی ندارد را عالم طراز اول می نامد وی در كتاب مصباح الهدایة خویش عالم طراز اول را مرز نشین عالم ملك وملكوت كه دستی در ملك ودستی در ملكوت دارد وفیض حق را به طالبین می رساند مینامد
ایت الله مطهری در ابتدای كتاب جلوهای معلمی(ص سه) ضمن تاكید بر لزوم وجود مربی ومرشد در امور ظاهری وباطنی می فرماید كهاین امر فقط در صوفیه نهادینه شده وبا نام بردن از دوتن از اقطاب از جمله جناب سلطان علیشاه (ساطانعلی)دو كتاب از ایشان معرفی می نماید
استاد صمدی املی كه از شاگردان علامه حسن زاده املی است در كتاب شرح دفتر دل نتنها به توضیح مراتب و مصطلحات صوفیه میپردازد بلكه در بسیاری از مطالب گاه با ذكر منبع به مطالب مكتوب صوفیه استناد می نمایدو معاریف صوفیه چون مولوی وسعدی وحافظ و... را از مفاخر ایران واسلام بر میشمرد
و بسیاری دیگر كه از حوصله این مقال خارج است
درپایان این مطالب از جهت روشن نمودن اذهان عمومی نسبت به شبهاتی كه از سوی متحجرین ومسلمان نماهای جاهل و كور دل پدید امده است به رشته تحریر در امد برای اطلاع بیشتر افراد محقق می توانند به كتب ذیل مراجعه نمایند
خورشید تابنده انتشارات حقیقت
باب ولایت راه هدایت "
رهبران طریقت و عرفان "
تفسیر سوره ا لحمد امام خمینی
جلو ه های معلمی شهید مطهری
جامع الاسرار سید حیدر املی
رساله تشویق ا لسا لكین محمد تقی مجلسی انتشارات نور فاطمه
شرح دفتر دل استاد صمدی املی
درویشی چیست؟ ظاهری بیرنگ و باطنی بی نیرنگ. درویش نه نام دارد نه ننگ نه صلح دارد نه جنگ، دنیا را بر خلق پاشد و درون کس نخراشد و زنده جاوید باشد.