userinfo close

  ,

درویش


darvishclub

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: درویش - معاونان
اگر درویش مسلک و خاکی هستی به جمع ما بپیوند
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
194
514
90/10/16 (19:20)
2
57
89/6/1 (01:26)
21
226
91/2/9 (16:07)
60
376
90/10/15 (22:40)
36
229
90/6/10 (16:13)
22
4
91/2/10 (00:28)
2
6
91/2/9 (16:12)
0
6
91/2/5 (14:20)
0
0
91/2/5 (14:20)
1
3
91/2/4 (20:43)
0
0
90/12/19 (22:35)
4
16
90/11/14 (19:21)
0
0
90/11/4 (14:51)
0
2
90/11/4 (11:05)
1
5
90/10/30 (00:56)
1
6
90/10/16 (19:03)
8
73
90/10/15 (22:02)
2
21
90/8/23 (19:36)
0
12
90/8/15 (09:57)
4
7
90/8/4 (16:44)

عنوان بحث

حامد یزدی , hamei_danjer
حامد یزدی - 09:57 1390/08/15

خلاصه اصول تعلیمات و رویّه معموله سلسله علّیه گنابادى


هو
۱۲۱
 
 
 
به قلم: جناب آقای حاج سید هبة الله جذبی،
كتاب باب ولایت و راه هدایت. مقاله نهم
 
 ۱ - كمال تقیّد و دقّت در انجام تكالیف و وظایف شرعیه دارند؛ حتّى علاوه‏بر اتیان واجبات و ترك محرمات تا ممكن شود مستحبّات را نیز عمل نموده و از مكروهات اجتناب نمایند؛ بلكه بزرگان توصیه مى‏نمایند كه تا بتوانند از امور مباحه هم خوددارى كنند كه مبادا به‏مكروهات و بالنتیجه به محرمات دچار گردند. و این تكالیف شرعیه تا حیات باقى است ولو هرقدر در مراتب روحى ترقّى كند ساقط نمى‏گردد؛ بلكه هرقدر در مقامات معنوى بیشتر ترقّى كند، سعى و كوشش او در عبادت و طاعت و خضوع و خشوع زیادتر گردد. و در دستورات طریقتى بعضى از مستحبّات را موظّفند همیشه انجام دهند، مانند دوام بر طهارت و اداى فرایض در اوّل وقت و بیدارى سحرها براى عبادت، خصوص بین‏الطّلوعین و قرائت مقدارى از قرآن مجید بعد از اداى نماز صبح و خواندن صلوات كبیره بعد از نماز صبح و موقع خواب.
 
 در مجامع فقرى هم پس از اداى نماز جماعت - درصورت بودن مأذون - یكى از كتبى كه شامل وظایف شرعیه و دستورات اخلاقى و عرفانى است، خوانده شده و بعد مقدارى از اشعار عرفاى بزرگ خوانده مى‏شود و همه با حالت سكوت به یاد خدا و استماع مى‏باشند.
 
 ۲ - از غروب روز پنج‏شنبه تا بعد از اداى فرایض ظهر جمعه به‏موجب آیه شریفه: اِذا نُودِىَ لِلصَّلوةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا اِلى ذِكْرِاللَّهِ وَ ذَرُواالْبَیْعَ (۸۳)، امور دنیوى را ترك كرده از كسب و كار و امور دنیوى دست كشیده به‏امور مذهبى از قبیل شركت در مجامع فقرى و زیارت اخوان و قبور بزرگان و عیادت بیماران و دستگیرى بینوایان و اعانت مظلومان و غیره مشغول مى‏باشند یا به عبادت و بندگى خدا و خواندن دعا مى‏پردازند.
 
 ۳ - اشخاصى كه مبتلا به استعمال تریاك یا سایر مواد مخدّره از قبیل حشیش و بنگ و مسكرات و غیره مى‏باشند در این سلسله قبول نشده و استعمال تریاك را مطابق فتاوى بیشتر از علما حرام مى‏دانند و در این سلسله معتادین به این امور وجود ندارند؛ حتّى غالب بزرگان از استعمال قلیان و سیگار هم به علّت مضرّ بودن به صحّت مزاج اجتناب دارند.
 
 ۴ - كلّیه پیروان این سلسله باید از راه كسب و كار رفع احتیاجات زندگى خود را نموده و حتّى خود بزرگان هم از طریق زراعت و حفر قنوات و احیاى زمین موات امرار معاش مى‏كنند و از تنبلى و بیكارى پرهیز دارند و اشخاص بیكار كه از راه تكدّى یا دوره‏گردى یا خواندن در معابر، تحمیل و سربار دیگران هستند؛ قبول نشده و در این سلسله یافت نمى‏شوند.
 
 ۵ - نسبت به هیچ‏یك از سلاسل بلكه مذاهب تنقید و بدگویى ننموده، با همه به محبّت و دوستى رفتار مى‏نمایند؛ بلكه بدگویى نسبت به رؤسا و بزرگان هر سلسله و مذهب را به‏موجب آیه مباركه: وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُون‏اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ (۸۴) حرام مى‏دانند و اگر مدح یا ذمّى نمایند مطابق رویّه قرآن مجید عمل را ملاك قرار مى‏دهند نه شخص را، و دستور كلّى، با خداوند به بندگى و طاعت و با عموم به مهربانى و شفقّت و با برادران دینى به كوچكى و خدمت مى‏باشد.
 
 ۶ - تعدّد زوجات را به مصداق آیه مباركه: فَاِنْ خِفْتُمْ اَلّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً (۸۵) و آیه شریفه: وَ لَنْ تَستَطیعُوا اَنْ تَعْدِلُوا (۸۶) جایز نمى‏دانند مگر در موارد ضرورت و نادره كه به علل شرعیه ناچار از تعدّد گردند. طلاق را نیز به‏موجب حدیث شریف: اِنَّ اَبْغضَ الاشیاء عِندى الطّلاق (۸۷) اجازه نمى‏دهند؛ مگر در مواردى كه توافق غیرممكن یا مخلّ امور دیانتى یا مذهبى بوده باشد.
 
 ۷ - نسبت به علماى اعلام كه مجازین روایت و مأمور تبلیغ احكام شرعیه فرعیه هستند كمال تجلیل و احترام را قائلند و پیروان را در وظایف شرعیه امر مى‏كنند كه از مراجع تقلید اخذ تكلیف نمایند؛ چه، شریعت را پایه و اساس و مقدّمه طریقت مى‏دانند و بدون انجام وظایف شرعیه كه از روى تقلید صحیح باشد امور قلبى و طریقتى را بى‏اثر دانند.
 
 ۸ - دخالت در هر یك از امور مذهبى را بدون اجازه از صاحب اجازه‏اى كه اجازه آن به وسایط، متّصل به یكى از معصومین (ع) شود جایز نمى‏دانند، مانند امامت جماعت و اخذ وجوه خدایى و قضاوت و فتوى و غیره؛ و مى‏گویند همان‏طورى كه بدون حكم و فرمان شاه كسى نمى‏تواند در امور دولتى دخالت كند ولو هرقدر عالم به قوانین ادارى یا حقوقى یا جریان مالى باشد، هم‏چنین در امور مذهبى هم به صرف دانستن احكام جایز نیست مباشرت نماید؛ مگر آنكه اجازه از صاحب اجازه صحیحه غیرمخدوشه داشته باشد.
 
 ۹ - هیچ یك از پیروان، حق دعوت و تبلیغ ندارند و باید به عمل و كردار نیك رفع شبهات كرده و خلق را راغب و مایل به دیانت نمایند و اساساً مى‏گویند: طریقت امر قلبى و باطنى است و دعوت مربوط به امور ظاهرى و شریعتى است. هركس مورد فضل و هدایت الهى واقع گردد - چه، هدایت مخصوص ذات اقدس الهى است كه اللَّهُ یَهْدى مَنْ یَشاءُ (۸۸) - به‏قلب او مى‏اندازد كه درصدد طلب حق برآید و چون در طلب خود به‏سعى و كوشش پرداخت و با تضرّع و نیازمندى از خداوند ارائه طریق خواست، خداوند به موجب آیه شریفه: وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا (۸۹)؛ البتّه او را به‏طریق حق راهنمایى فرماید و به نماینده خود رساند. از این‏رو این سلسله هیچ‏گونه تظاهر و اجتماعات تبلیغى ندارند و غیر از مجامع فقرى كه معمولاً شبهاى جمعه و دوشنبه و صبح‏هاى جمعه است مجامع عمومى دیگرى ندارند و در این مجامع هم فقط به ذكر خدا و مذاكره امور مذهبى و ذكر فضایل و مكارم بزرگان مشغولند و در این مجامع هم ورود غیرپیروان مانعى ندارد.
 
 ۱۰ - پیروان این سلسله اجازه ندارند در سیاست دخالت كنند (البتّه مشاغل دولتى جزو كسب و كار است) یا در احزاب و دستجات سیاسى وارد گردند. و در مجامع فقرى هم هیچ‏گونه مذاكرات سیاسى نباید بشود بلكه در آن مجامع، امور مادّى و دنیوى هم‏صحبت نشود و فقط به یاد خدا و امور روحى و معنوى پردازند و در عین حال قوانین مملكتى را محترم شمرده، مطیع باشند و تا بتوانند از وظایف شخصى تجاوز ننموده؛ به‏كار خود مشغول و متوجّه خوب و بد دیگران نباشند و ساعى باشند كه حتّى‏الامكان خود را اصلاح نمایند.
 
 ۱۱ - از خصوصیات این سلسله آن‏كه غالب مشایخ و مجازین آنها علمایى هستند كه تمام مراتب علمى و صورى را به حدّ كمال رسانیده و مجتهد یا قریب‏الاجتهادند كه بعد از طىّ تمام مقامات علمى و داشتن احترامات صورى به فكر تكمیل باطن و علوم معنوى و ترقّى روحى - همان مراتبى كه اصحاب سرّ ائمّه اطهار (ع) دارا بودند - برآمده و ترك تمام مراتب و مقامات صورى را نمودند؛ بلكه خود را مورد طعن و لعن ظاهربینان قرار داده و سلوك در این سلسله و تسلیم به نماینده الهى را اختیار نموده‏اند (رجوع شود به حالات مشایخ این سلسله در كتاب نابغه علم و عرفان).
 
 ۱۲ - این سلسله چون در ظاهر و وظایف شرعیه هیچ‏گونه اختلافى در اعمال و اعتقادات با علماى اعلام و شیعه حقّه اثنى‏عشریه ندارند به‏حسب ظاهر و لباس و محل عبادت كه مسجد است تمایزى نداشته و حتّى محل خاصّى به نام خانقاه را كه موجب دوئیت و تشتّت گردد؛ معتقد نیستند، چه بزرگترین علّت ضعف و انحطاط اسلام را همین ایجاد فرق مختلفه اسلام مى‏دانند و مى‏گویند: باید همه با هم متّحد و متّفق شده و درصدد اعلاى كلمه اسلام و رفع مفاسد و خطراتى كه پیش آمده برآیند. طریقت امر معنوى و اصلاح نفس و تصفیه روح است و مستلزم ظاهر خاصّى نیست، وظیفه پیروان، آن است كه در ظاهر با سایر مسلمین كه برادران اسلامى هستند مشابه و مشترك بوده و وضع خاصّى كه آنها را از دیگران متمایز نماید، نداشته باشند فقط جدیّت كنند كه در انجام وظایف شرعى و اخلاقى خود را ممتاز نمایند و در وظیفه طریقتى هم در هر حال به یاد خدا و از ذكر او غافل نشوند كه به‏موجب حدیث شریف: الذِّكرُ طاعةٌ والغفلةُ مَعصیة (۹۰)، غفلت و فراموشى از یاد خدا را گناهى عظیم شمارند و در عین آنكه به امور دنیوى مشغولند باید در دل به یاد خدا باشند كه مثلى است مشهور «دست به كار و دل با یار».
 
اندر همه جا با همه كس در همه كار         مى‏دار نهفته چشم دل جانب یار
یك چشم زدن غافل از آن شاه نباشید        شاید كه نگاهى كند آگاه نباشید
 
 ۱۳ - در این سلسله الزامى به گذاردن شارب ندارند و بزرگان فرموده‏اند كه دینى را به مویى نبسته‏اند؛ ولى هیچ یك از علما هم به‏حرمت یا كراهت آن فتوى نداده‏اند بلكه قائل به استحباب آن هستند و این استحباب را هم علماى تشیّع از راه تسامح در ادلّه سنن قبول نموده‏اند و الّا غالب روات این اخبار، غیرموثقند.
 
 ۱۴ - بزرگان عرفا را، نمایندگان حق و نایب امام (ع) و مجازین درایت و مأمورین اصلاح نفوس و تهذیب اخلاق و تصفیه روح و متوجّه نمودن خلق به سوى خدا مى‏دانند و اجازه آنها را به وسایط صحیحه متّصل به امام (ع) رسانند و امر و اطاعت دستورات آنها را امر الهى دانند چنانچه علماى اعلام را نمایندگان حق و نایب امام (ع) در تبلیغ احكام و وظایف شرعیه دانند و باید اجازه روایت آنها هم به وسایط غیرمخدوشه به امام (ع) متّصل گردد.
 
 ۱۵ - عبادات و اعمال مذهبى باید به امر آمر الهى باشد كه اگر بدون امر آمر الهى انجام شود، نتیجه و ثمر اخروى نخواهد داشت؛ نهایت آنكه اگر از روى صدق و اخلاص بدون شائبه ریا و اغراض نفسانى باشد، خداوند متعال به مصداق آیه مباركه: وَالَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا (۹۱) او را به آمر الهى رساند و پس از تسلیم به امر او اجر و ثواب اعمال گذشته او را هم به او عطا خواهد فرمود.
 
 ۱۶ - ولایت على (ع) را كه مطابق اخبار صحیحه متواتره، شرط قبول اعمال و دخول در باب علم است - غیر از اظهار علاقه و محبّت و ارادت - اعتقاد به خلافت بلافصل آن حضرت دانند و الّا هزاران اشخاص از مذاهب غیر از اسلام هم اظهار محبّت و ارادت به آن بزرگوار را مى‏نمایند؛ پس باید آنها هم داراى ولایت باشند! بلكه مى‏گویند به‏موجب حدیث شریف: بُنِىَ‏الْاِسْلامُ عَلى خَمْسٍ؛ الصَّلوةِ وَالزَّكوةِ والصَّوْمِ وَالحَجِّ وَالْوَلایَةِ (۹۲) كه ولایت را كه امر معنوى و قلبى است جزو اعمال بدنى و جوارحى ذكر فرموده‏اند و الّا باید توحید و نبوّت و معاد را نیز ذكر كرده باشند و آن عمل بدنى كه ترخیص در آن داده نشده است بیعت ایمانى است كه تا كسى این بیعت را انجام ندهد اگر تمام عمر مشغول عبادت و طاعت باشد هر آینه خداوند او را به رو در آتش جهنّم اندازد و این بیعت ایمانى و بیعت اسلامى در زمان حیات رسول اكرم)ص ( ظاهر و آشكار بوده است؛ بعد از آن حضرت مخالفین به زور از مردم بیعت اسلامى مى‏گرفتند؛ ولى بیعت ایمانى را على و ائمّه (ع) بعد از آن حضرت تا زمان غیبت كبرى، خود آن بزرگواران یا نواب و مشایخ آنها به‏واسطه خوف از خلفاى جور مخفیانه از اشخاصى كه خداوند آنها را هدایت مى‏فرمود، بیعت مى‏گرفتند و آیات قرآنى بالصراحه و اخبار و احادیث بالكنایه و تواریخ بر این امر دلالت دارد و ثابت است و هیچ دلیلى از آیات و اخبار در دست نیست كه در زمان غیبت امام زمان عجل‏اللَّه فرجه این امر مهم كه به‏موجب آیه مباركه: اَ لْیَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتى (۹۳) كه موجب اكمال دین است ساقط و نسخ شده باشد؛ لذا باید عقلاً و نقلاً و فضلاً در زمان غیبت هم این عمل را انجام دهند و آنها مجازین در درایت و بزرگان عرفا مى‏باشند كه به اجازه متّصله به وسایط به امام (ع) از مستعدّین، اخذ بیعت مى‏نمایند؛ ولى البتّه باید اشخاصى كه بیعت مى‏گیرند با اجازه صحیحه و غیرمخدوشه كه متّصل به امام گردد بوده باشند. بیعت معامله با حق است كه اِنّ‏اللَّهَ اشْتَرى مِنَ‏الْمُؤمِنینَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ (۹۴) پس باید معامله با نماینده حق كه اجازه داشته باشد انجام گیرد.
 
 ۱۷ - توفیق درك خدمت نماینده حق و صاحب اجازه؛ اوّلاً: به هدایت و راهنمایى حق است كه هركس را خدا بخواهد به نماینده خود هدایت مى‏فرماید. ثانیاً: تشخیص صاحبان اجازه حقّه به‏حسب ظاهر به دو امر است یكى نصّ و دیگر اثر؛ نصّ یعنى اجازه او بدون قطع و فصل كتباً یا شفاهاً (نه در خواب) متّصل به امام (ع) گردد و البتّه تحقیق این امر مستلزم دقّت و تعمّق در حالات و كتب عرفا و بزرگان است. امّا اثر عبارت از آن است كه در ملاقات و زیارات آنان، مطابق دستور حضرت عیسى (ع) باشد كه از آن حضرت سؤال كردند كه مَنْ نُجالِس؟ فرمود: مَنْ یَذْكُر اللَّهَ رُویته و یَزیدُ فِى عِلْمِكُم مَنْطقه و یَرْغَب فى‏الاخِرَة عَمَله؛ باید ملاقات و مجالست و مصاحبت او شما را به یاد خدا اندازد و بیان او بر دانایى شما بیفزاید و عمل و رفتار او شما را راغب و مایل به آخرت نماید و از دنیا و علاقه به آن متنفّر سازد؛ چنین كسى شایستگى آن دارد كه تسلیم او شوید به‏علاوه باید اعمال و رفتار و عقاید او كاملاً مطابق شرع انور باشد كه اگر عملى از اعمال شریعت را مهمل گذارد یا عقایدى مخالف قرآن مجید و احادیث داشته باشد قابل اطاعت و پیروى نخواهد بود؛ البتّه این تشخیصات در بدو امر است و بعد از آنكه تسلیم امر شد و به دستورات عمل كرد حسّ مى‏كند كه روز به‏روز نفس او اصلاح شده و اخلاق رذیله او تبدیل به صفات حسنه گردیده و صفا و نورانیّتى در قلب او ایجاد شده آن وقت یقین مى‏كند كه به راه نیك و حقّى مى‏باشد.
 
 زیرنویس:
 
۸۳) سوره جمعه، آیه ۹ : چون نداى نماز روز جمعه در دهند، به نماز بشتابید و دادوستد را رها كنید.
۸۴) سوره انعام، آیه ۱۰۸: چیزهایى را كه آنان به جاى اللَّه مى‏خوانند، دشنام مدهید كه آنان نیز بى‏هیچ دانشى، از روى كینه‏توزى به اللَّه دشنام مى‏دهند.
۸۵) سوره نساء، آیه ۳: و اگر بیم آن دارید كه به عدالت رفتار نكنید، تنها یك زن بگیرید.
۸۶) سوره نساء، آیه ۱۲۹: هر چند بكوشید هرگز نتوانید به عدالت رفتار كنید.
۸۷) به راستى ناپسندترین امور در نزد من طلاق است.
۸۸) سوره بقره، آیه ۲۱۳: خدا هركس را كه بخواهد هدایت مى‏كند.
۸۹) سوره عنكبوت، آیه ۶۹: كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‏هاى خویش هدایتشان مى‏كنیم.
۹۰) ذكرْ طاعت است و غفلت از ذكرْ معصیّت است.
۹۱) سوره عنكبوت، آیه ۶۹: كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‏هاى خویش هدایتشان مى‏كنیم.
۹۲) اصول كافى، ثقةالاسلام الكلینى الرّازى، ترجمه و شرح حاج سیّد جواد مصطفوى، ج ۳، انتشارات علمیّه اسلامیّه، ص ۳۳، ج ۸ : اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زكات، روزه، حجّ و ولایت.
۹۳) سوره مائده، آیه ۳ : امروز دین شما را به كمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام كردم.
۹۴) سوره توبه، آیه ۱۱۱: خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.