userinfo close

  ,

درویش


darvishclub

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: درویش - معاونان
اگر درویش مسلک و خاکی هستی به جمع ما بپیوند
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
194
514
90/10/16 (19:20)
2
57
89/6/1 (01:26)
21
226
91/2/9 (16:07)
60
376
90/10/15 (22:40)
36
229
90/6/10 (16:13)
22
4
91/2/10 (00:28)
2
6
91/2/9 (16:12)
0
6
91/2/5 (14:20)
0
0
91/2/5 (14:20)
1
3
91/2/4 (20:43)
0
0
90/12/19 (22:35)
4
16
90/11/14 (19:21)
0
0
90/11/4 (14:51)
0
2
90/11/4 (11:05)
1
5
90/10/30 (00:56)
1
6
90/10/16 (19:03)
8
73
90/10/15 (22:02)
2
21
90/8/23 (19:36)
0
12
90/8/15 (09:57)
4
7
90/8/4 (16:44)

عنوان بحث

حامد یزدی , hamei_danjer
حامد یزدی - 16:27 1390/08/4

خبار در ذم تصوف

ا


اخبار در ذم تصوف زیاد ذکر شده ، از قبیل حدیثی که منسوب است به حضرت رضا (ع) که فرمودند : « من ذکر عنده الصوفیه و لم ینکرهم بلسنه و قلبه فلیس منا و من انکرهم فکانما جاهد الکفار بین یدی رسول الله - صلی الله علیه و آله » . و حدیث منسوب به حضرت صادق (ع) که در حقیقه الشیعه ذکر شده که خدمت حضرت عرض شد : « قد ظهر فی هذا الزمان قوم یقال لهم الصوفیه فما تقول فیهم ؟ فاجاب - علیه السلام - انهم اعدائنا فمن مال الیهم منهم و یحشر معهم تا آخر » . 
و حدیث منسوب به ابی ذر از پیغمبر اکرم (ص) که فرموده : « یا اباذر یکون فی آخرالزمان قوم یلبسون الصوف فی صیفهم و شتائهم یرون الفضل بذلک علی غیرهم اولئک یلعنهم ملئکه السموات و الارض » . و امثال اینها که در بعض کتب مذکور است . ولی در اینجا خوب است کسی که حقیقتا در صدد فهم مطلب و جستجوی حقیقت است کنجکاوی بیشتری کند و غور در اطراف این مطالب بنماید که در شبهه یا خطا واقع نشود ، چون برای فهم اخبار و پی بردن به صحت و سقم آنها لازم است :
اولا) محیط و زمان و منظور و مقصود را باید در نظر گرفت ؛
ثانیا) جستجو کرد که اگر اخباری معارض آنها باشد ، اگر بتوان بین آنها جمع نموده بدان رفتار کرد وگرنه به ادله تعادل و تراجیح که در اصول مفصلا مذکور است رجوع شود و هر کدام مورد ترجیح قرار گیرد بدان عمل شود ؛
ثالثا) در این قبیل موارد که مربوط به کفر و ایمان است ، احتیاط را باید رعایت کرد و بزودی حکم به کفر یا فسق یک دسته ننمود ، چنانکه حدود نیز به شبهه مرتفع می شود . و در این قبیل اخبار برخلاف اخبار ادله سنن که در آن تسامح می شود باید دقت کامل کرد و تا یقین بدان پیدا نشود یا عملی که دلیل قاطع بر ذم صاحب آن باشد دیده نشود ، نباید حکم به کفر یا فسق نمود .
رابعا) باید تحقیق کرد و صفاتی را که در اخبار مورد ذم قرار گرفته ملاک قرار داد که در هر جا وجود داشت صاحب آنرا ذم نمود .
بنابراین به اخباری هم که بر خلاف اخبار مذکوره بالا در مدح تصوف رسیده و بزرگانی از علما مانند ابن ابی جمهور احساوی و غیره آنرا نقل نموده اند باید مراجعه نمود و روش احتیاط یا قانون تعادل و تراجیح را بکار بست ؛ مانند حدیث منسوب به حضرت رسول (ص) که فرمودند : « من سره ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف » و حدیث : « لا تطعنوا اهل التصوف و الخرق فان اخلاقهم اخلاق الانبیاء و لباسهم لباس الانبیاء » و حدیث منسوب به حضرت امیرالمومنین (ع) : « التصوف اربعه احرف ، تاء و صاد و واو و فاء . التاء : ترک و توبه و تقی ؛ الصاد : صبر و صدق و صفا ؛ والواو : ورد و ود و وفا ؛ و الفاء : فرد و فقر و فناء » و غیر اینها از اخبار که در کتب مجلی و غوالی اللئالی تألیف عالم جلیل محمد بن علی بن ابراهیم بن ابی جمهور احساوی از علمای بزرگ شیعه در قرن نهم هجری مفصلا مذکور است و جای تعجب است که یکی از مغرضین نوشته که احادیث مدح صوفیه در سند بعض آنها ضعف است ، ولی اخبار ذم را قطعی می داند ؛ در صورتی که بر فرض صحت مربوط به کسانی از اهل سنت است که خود را صوفی نامیده اند ولی ایشان تعمیم به صوفیه شیعه داده و خیالات خود را قطعی گرفته اند و این مانند این است که اخباری که از ائمه اطهار - علیهم السلام - در ذم علمای سنی ذکر شده ما به شیعه هم تعمیم دهیم ؛ در صورتی که خلاف است و علمای حقیقی شیعه مورد مدح ائمه - علیهم السلام - بوده اند و آنچه ذمی از ائمه هدی - علیهم السلام - درباره علما و صوفیه رسیده مربوط به اهل سنت است .
و شهید اول در کتاب وقف دروس می فرماید : « الصوفیون المشتغلون بالعباده و المعرضون عن الدنیا » و در کتاب کشف الغطاء تألیف مرحوم شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء در کتاب وقف می نویسد : « و لو وقف علی الصوفیه و کان عارفا ورعا نزل علی المعرضین عن الدنیا المشغولین بالعباده » . 
عبارت این دو فقیه جلیل دلالت بر تأیید و تصحیح اصل تصوف دارد ؛ زیرا اگر تصوف را جزء مذاهب فاسده و باطله می دانستند قائل به بطلان وقف بر آنها از غیر صاحبان آن مذهب می شدند . نهایت آنکه این قید را نموده اند تا دیگران که در حقیقت مشتبه بدانها هستند خارج شوند و حتی در کشف الغطاء بعدا می فرمایند : « و ربما یدخل بتعمیم العلماء فی هذا الایام اهل الطریقه الباطله » ، که از عبارت به مفهوم وصف معلوم می شود که شیخ قائل به وجود طریقت حقه هم در اهل تصوف بوده است .
از مولانا مجلسی دوم نیز مکتوبی در جواب سؤال یکی از افاضل که درباره حکماء و فقهاء و اخباریین و صوفیه سؤال نموده نقل شده که در آن به صحت و حقانیت تصوف در شیعه تصریح شده و آن مکتوب در کتاب ریاض السیاحه تألیف مرحوم حاج میرزا زین العابدین شیروانی در حالات مرحوم مجلسی - اعلی الله مقامه - و در کتاب وقایع الایام فی تتمه محرم الحرام تألیف حاج ملا علی واعظ تبریزی ذکر شده است . اخبار دیگر نیز از ائمه معصومین - علیهم السلام - و عبارات دیگر از علماء از این قبیل زیاد است .
در این صورت که دو قسم اخبار معارض یکدیگر می بینیم بر فرض که عمل به احتیاط نکنیم باید جمع کنیم ، به این طریق که اخبار مدح را درباره آن دسته از صوفیه که دارای مذهب اثنی عشری هستند و مقید به احکام شرع مطهر می باشند و از همه جهت به پیروی از ائمه اثنی عشر - علیهم السلام - افتخار می کنند بگوییم . و اخبار ذم را بر کسانی که دعوی تصوف نموده ولی در مذهب از ائمه - علیهم السلام - پیروی نمی کنند و دیگران را هم در ردیف آنان و دارای مقامات معنوی می دانند یا کسانی که مقید به آداب شرع مطهر نیستند حمل کنیم . و اگر این دو دسته اخبار از حیث صحت و ضعف در ردیف یکدیگر نیستند باید به قانون تعادل و تراجیح رجوع نموده و هر کدام صحیح تر به نظر رسید آنرا به کار بندیم ؛ بلکه چون مربوط به امور اعتقادی است باید رعایت احتیاط نمود و تا یقین حاصل نگردد نباید حکم به کفر و به فسق کرد بلکه باید عمل به ظاهر نمود . و اگر عقیده یا عملی مخالف شرع مطهر و مذهب حقه جعفری مشاهده نمودیم صاحبش را به واسطه آن عقیده یا عمل ذم کنیم ، نه به صرف داشتن نامی که به نظر ما خوش آیند نباشد . و به اضافه بر فرض صحت آن اخبار ، واضح است مراد کسانی هستند که نام تصوف بر خود نهاده و دشمنی اهل بیت را هم دارند که تصریح به آنهم شده و یا اگر ادعای دوستی هم می کنند از نظر انتساب ظاهری اهل بیت به مقام رسالت است و آنها را برتر از صحابه یا سایر تابعین نمی دانند بلکه در ردیف آنها قرار داده و دیگران را هم در همان مرتبه آنها دوست دارند .
و در احکام نیز به فقه اهل بیت عمل نمی کنند و فقه دیگران را گرفته اند البته هر که ولایت اهل بیت و ائمه اثنی عشر - علیهم السلام - را دار نباشد ، یا دیگران را در مقام معنویت و ولایت با آنها شریک بداند ، اهل نجات نیست : گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش !
ولی کسانی که به حب و ولایت اهل بیت - علیهم السلام - افتخار نمایند از آن دسته محسوب نیستند ، هر چند نام صوفی بر خود گذارند ؛ زیرا تنها لفظ موجب فسق یا کفر نیست . چنانکه تنها لفظ شیعه یا مؤمن بدون عمل ، باعث افتخار یا نجات نمی شود . « میم و واو و میم و نون تشریف نیست » ، چنانکه لفظ مجتهد هم در زمان ائمه هدی - علیهم السلام - در شیعه نبوده و اختصاص به اهل سنت داشته و حتی علمای اهل سنت بواسطه دادن فتواهای مختلف مورد ایراد ائمه - علیهم السلام - بودند که در نهج البلاغه هم در خطبه ای در این باب مذکور است و ذم بسیاری برای آنها و همچنین برای عالم بی عمل رسیده . و البته کسانی که مورد ذم و ایراد ائمه - علیهم السلام - واقع شده اند علمای اهل سنت و مجتهدین آنها یا علمای بی عمل که باعث بدنامی و ننگ جامعه روحانیت می باشند بوده اند که بدون تمسک به اهل بیت به رأی و قیاس عمل می کردند و اجتهاد می نمودند ، ولی علمای شیعه و فقهای مذهب جعفری که متمسک به حبل ولایت ائمه معصومین - علیهم السلام - بوده و می باشند و در اجتهاد خود رجوع به اخبار اهل بیت نموده و قوه قدسیه را نیز در فتوی مناط می دانند و به علم خویش عمل می کنند ، مشمول اخبار ذم نیستند ؛ چون سرمایه واقعی را که حب اهل بیت است دارا می باشند و به علم خود نیز عمل می کنند .
همچنین اخباری که در ذم تصوف رسیده مناط همان تصوفی است که در میان اهل سنت بوده و خود را در مقابل ائمه اطهار - علیهم السلام - و اهل بیت قرار می دادند ، نه کسانی که اساس و راه رسیدن به کمالات روحی را دوستی و پیروی و ولایت ائمه اثنی عشر (ع) دانسته مراقبت کامل در اعمال شرع را لازم می دانند و طبق دستورات ائمه هدی (ع) عمل می کنند . و حدیث منقول از ابی ذر هم اصلا مربوط به تصوف نیست ، بلکه درباره کسانی است که لباس پشم پوشیده و آنرا باعث بزرگی خود می دانند و بدان افتخار می کنند ، وگرنه امروز پشم پوشیدن در میان همه طبقات حتی علما معمول است و لباس پشمی گرانتر از نخی است و بعضی هم بدان افتخار می کنند و آنرا دلیل برتری خود بر دیگران می دانند و این مربوط به امر مذهب نیست .
چون منظور تذکر و رفع شبهه است به همین قدر اکتفا و از تفصیل زیادتر خودداری می شود . امید است همین که ذکر شد ، برای اشخاص منصف و متدین و متدبر وسیله برای تحقیق و دقت واقع گردد .


منبع : رساله رفع شبهات / تالیف  جناب سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه -- تهران : حقیقت ، ۱۳۷۷ / سوال ۱۱

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.