userinfo close

  ,

داریوش بزرگ


darioush_kabir

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بابک سامی - معاونان
گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاخت ادامه »
گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاختند و یکی دیگری را فرو می‌کوبید. من بخواست اهورامزدا چنان کردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
20
55
90/10/5 (11:35)
1
11
88/6/12 (18:49)
14
49
90/1/26 (01:40)
13
60
89/5/3 (00:08)
1
3
89/9/5 (20:59)
1
5
89/9/2 (13:28)
0
0
89/5/22 (18:21)
25
80
89/5/15 (18:43)
0
6
89/2/24 (23:20)
46
107
89/1/27 (20:44)
0
1
88/12/29 (12:19)
8
31
88/9/30 (13:02)
1
5
88/9/27 (10:24)
7
21
88/8/9 (14:45)
10
51
88/8/4 (11:50)
22
66
88/6/27 (08:06)
1
6
88/6/17 (22:56)
13
27
88/6/7 (13:54)
6
26
88/6/5 (11:05)
3
16
88/6/1 (02:56)

عنوان بحث

علی پاینده جهرمی , alipayandehjahromi793

داستان داریوش و ماجرای بردیای دروغین

افسانه ی هفت رئیس

قسمت اول

 دو مرد در اتاق تقریباً تاریکی روی صندلی نشسته بودند. چهره­ هایشان به سختی دیده می­شد. نور تنها شعله­ ی نیمه عریان اتاق از جایگاه خویش می­ گریخت و پس از برخورد با آن دو روی دیوار مقابل انعکاس می­ یافت تا در اثر آن اشباح چهره­ ی مرد ها روی دیوارهای پشت سرشان پدید آید. یکی از مردها آهی کشید و گفت: من همیشه فرزند دوم باقی خواهم ماند و تا ابد از مواهب فرزند اول بودن بی­ نصیب می­ مانم. مرد دوم یک لحظه به تاج کنگره­ ای شکل و مو های بلندی که روی گوش­های طرف مقابلش را پوشانده بود نگریست.
    _سرورم، مطمئن باشید اگر به توصیه­ های من گوش کنید، امپراطوری از آن شما خواهد بود. در حال حاضر تعداد زیادی از مردم به خاطر مالیات­ های فراوانی که برادرتان برای لشکرکشی به مصـر دریافت کرده است از حکـومت ناراضی­ اند. از طرف دیگر نمی­ شود یک امپراطوری عظیم که ملل فراوانی زیر سلطه آن هستند  را با قوانین یک کشور کوچک اداره کرد. از دیگر عوامل نارضایتی مردم عدم اصلاح ساختار های اساسی حکومت، بعد از تبدیل کشوری کوچک به یک امپراطوری چند ملیتی است. برادر شما به جای انجام دادن تغییرات، شورش­ های ناهماهنگ اما گسترده ای را که در نقاط مختلف امپراطوری روی داده با قساوت و بیرحمی سرکوب کرده است. شورش­ ها سرکوب شده ­اند ولی این آتش زیر خاکستر است؛ با تحریک کوچکی آتش شورش ­ها دوباره شعله­ ور می­ شود. ما مردم را تحریک می­ کنیم و سپس بر موج احساسات آن­ ها سوار می­ شویم. مطمئناً به تخت نشستن شما همه جا با استقبال رو به رو خواهد شد.     
پس از چند ساعت مذاکرات خسته­ کننده، مرد دوم از اتاق خارج شد. مرد دیگری که اشراف­ زادگی از لباس هایش مشخص بود، بیرون منتظر او بود. اشراف­زاده از مرد دوم پرسید: به چه نتیجه­ ای رسیدید؟ مرد دوم پاسخ داد: نگران نباش؛ من دوباره قدرت را به مادها برمی­ گردانم. اشراف زاده خوشحال شد و گفت: مردم ما هرگز خدمات شما را فراموش نخواهند کرد. ما اشراف زادگان مادی با تمام توان پشت سر شما هستیم. 

ادامه دارد...  

نوشته: علی پاینده جهرمی
     
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی پاینده جهرمی , alipayandehjahromi793
1
بازی قدرت
( افسانه­ ی هفت رئیس )
***
داریوش در باغ بزرگ خود ایستاده بود و برگ یکی از درختان را با دست بررسی می ­کرد. برگ درخت زرد شده بود. صدایی از پشت سرش شنید. به پشت سرش نگاه کرد. خدمتکاری که پشت سرش ایستاده بود، دست راست را برافراشت و انگشت سبابه را به سمت جلو دراز نمود. سپس گفت: سرورم، رئیس طایفه­ ی مَرفَیان تشریف آورده ­اند. داریوش به خدمتکار پاسخ داد: راهنمایی­شان کن. خدمتکار خارج شد و پس از چند ثانیه به همراه فرد لاغر اندامی بازگشت.
_دوست عزیز، اُتانِس، خیلی خوش آمدی.
داریوش و اُتانِس به مانند دو فرد هم­ شأن گونه ­های یکدیگر را بوسیدند. داریوش رو به خدمتکار کرد و گفت: ما را تنها بگذار. خدمتکار تعظیمی کرد و آنجا را ترک نمود. اُتانِس به درختان باغ نگریست و گفت: به نظر می­رسد باغ تو از کم ­آبی رنج می برد!
_هوش سرشار تو مثل همیشه همه چیز را درست حدس می ­زند. پاتی­­­­ زی­ تس مغ، رودی را که این باغ از آن مشروب می­شده به طرف املاک شاهی برگردانده است. در ماه­ های اخیر، ما با این مرد مشکلات فراوانی داشته­ ایم.
_از پدرت تقاضا کن که در این مورد پادرمیانی کند. هنوز خیلی­ ها خدمات ویشتاسب را به شاه بزرگ، کوروش­-که درود خدایان بر او باد- فراموش نکرده ­اند. پدر تو در جامعه از محبوبیت و احترام زیادی برخوردار است.
_آیا معنی سخن تو این است که پدر من برای آب باید به یک مادی التماس کند. ما مادها را در جنــگ شکست داده ­ایم اما حالا پسر کوروش در نبود خودش یکی از آن­ها را بر ما پارسی ­های اصیل حاکم کرده است.
_این مشکل همه­ی ما پارسی­ هاست. شاه کمبوجیه با این کار تسلطش را بر طوایف پارسی افزایش می ­دهد.
_از طریق اتحاد با مادها.
_کلام تو عین حقیقت است. این کار به کمبوجیه این امکان را می­ دهد که اتکای کمتری به سران طوایف پارسی داشته باشد و قدرت مطلق خویش را حفظ کند. شاه از رقابت شدیدی که بین بزرگان مادی و پارسی در جریان است و تنفر ایشان از یکدیگر به نفع خود بهره ­برداری می­کند. او از راه تصرف در مناصب و مشاغل تسلط خویش را بر نجبا و اعیان مملکت افزایش می­ دهد. از حسادت و چشم و هم ­چشمی­ ای که برای رسیدن به مشاغل مهم بین اعیان اتفاق می­افتد سود جسته، پایه­ های سلطنتش را محکم ­تر می­کند.
ناگهان خدمتکار با عجله وارد شد. خدمتکار در حالی که به سختی نفس نفس می­ زد، ابتدا به داریوش و اُتانِس ادای احترام کرد، سپس رو به داریوش کرد و به سرعت گفت: سرورم، اتفاق بسیار مهمی رخ داده است. شاید لازم باشد در خلوت به عرض برسد. داریوش به خدمتکار پاسخ داد: کلام خویش بی پرده هویدا کن چرا که اُتانِس از برادر به من نزدیک تر می باشد.خدمتکار رو به اُتانِس کرد و گفت: از شما پوزش می ­طلبم؛ سپس رویش را به سمت داریوش برگرداند و گفت: شاهزاده بردیا که چندی قبل از ایالت پارت آمده بود، بر ضد شاه کمبوجیه کودتا کرده است. افراد او تعداد زیادی از نگهبانان مخصوص شاه را کشته ­اند. نایب السلطنه پاتی­ زی تِس همراه باقیمانده ­ی نگهبان­ ها فرار کرده است. داریوش و اُتانِس به یکدیگر نگاه کردند. پس از چند لحظه که ژرف در چشمان یکدیگر نگریستند، داریوش گفت: اوضاع پس از سرکوب­ شورش گسترده­ ی توده­ های مردم به دست ارتش امپراطوری به تازگی آرام شده است. او چه قصدی در سر دارد؟ مگر فرمانروایی بر ایالات شرقی که به حکم پدر به پسر دوم تنفیذ گردیده برای او کم است که بر ضد برادرش کودتا می­کند.
_طمع آدمی را حدی نیست. همواره در مخیله ­ی خود می­ اندیشیدم آیا بردیا به حکمرانی بر پارت، گرگان، باختر و خوارزم قانع است، یا سودای سلطنت بر کل امپراطوری­ای را که کوروش کبیر بنیان نهاده است در سر می­ پروراند. بهتر است هر دو به خانه بازگردیم و خود را مهیای اتفاقات جدید سازیم.
_باشد.

ادامه دارد...
نوشته: علی پاینده جهرمی

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.