userinfo close

  ,

داریوش بزرگ


darioush_kabir

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بابک سامی - معاونان
گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاخت ادامه »
گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاختند و یکی دیگری را فرو می‌کوبید. من بخواست اهورامزدا چنان کردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
20
55
90/10/5 (11:35)
1
11
88/6/12 (18:49)
14
49
90/1/26 (01:40)
13
60
89/5/3 (00:08)
1
3
89/9/5 (20:59)
1
5
89/9/2 (13:28)
0
0
89/5/22 (18:21)
25
80
89/5/15 (18:43)
0
6
89/2/24 (23:20)
46
107
89/1/27 (20:44)
0
1
88/12/29 (12:19)
8
31
88/9/30 (13:02)
1
5
88/9/27 (10:24)
7
21
88/8/9 (14:45)
10
51
88/8/4 (11:50)
22
66
88/6/27 (08:06)
1
6
88/6/17 (22:56)
13
27
88/6/7 (13:54)
6
26
88/6/5 (11:05)
3
16
88/6/1 (02:56)

عنوان بحث

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 19:54 1388/05/31

بایگانی..

در اینجا مجموعه مباحثی را که در گذشته داشته ایم را قرار داده ایم.

 امیدواریم که از بحثها استفاده کنید.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 14:07 1388/06/1
6

در اینجا لیست تمامی مقالات کلوب را که در گذشته ایجاد کرده ایم قرار داده ایم. امیدواریم از این مقالات مفید بیشترین استفاده را بنمایید..با سپاس..

 

وصییت نامه کورش

ابتکارات داریوش

هخامنشیان و دین

فلسفه نامگذاری ماه های ایران زمین

نخستین تمدن ایرانی

پارسه (تخت جمشید)

بهشت و دوزخ در دین زرتشت

قرارداد الجزایر..طمع بیگانگان..غیرت ایرانی

لوح نبشته داریوش در شوش

زنان در زمان داریوش

زندگی نامه احمد کسروی

مصدق: الگویی برای همه

روزی که ایران به دشمنش پناهندگی داد

اشکها و لبخندها (بمناسبت روز زبان و فرهنگ پارسی)

فرهنگ و تمدن غنی ایرانی

دستهای نفتی مردمان

مطالعه سنگ نگارههای انسان بالدار

اوستا نخستین اندیشه خردگرا

آتش و آتشکده نزد ایرانیان

ایران کهن فرمانده نظم جهانی

از تولد تا سقوط امپراطوری های بزرگ

دانش در ایران هخامنشی

در سوگ نداشتنت (شعر)

راهها,سگها و گوسفندها

بهرام چوبین و کارهای او

نهی از منکر (شعر)

پیکره فروهر

نبرد تاریخی ماراتن و اراجیف گویی هرودت

داستان بانویی از تبار ایراندخت

اولین موسیقی ملی ایران

روز عشق: سپندارمذگان

نام و معنای  30 روز پارسی ایران باستان

حذف نام داریوش بزرگ از ضریح دانیال

ایران سرزمین همیشگی آراییان

کتیبه پنجم داریوش در شوش

 

جشن مهرگان

کتیبه بیستون

به یزدان اگر ما خرد داشتیم..

سیاست مذهبی هخامنشیان

سپندارمذگان بجای ولنتاین

 

سرگذشت پرچم

همه چیز درباره "داریوش بزرگ"

 

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 20:43 1388/05/31
5
شكارگاه داریوش
18 بهمن 85 - 03:40

 

 

تهران _ خبرگزاری میراث‌فرهنگی

گروه استان ها، حسن ظهوری: کشف کاخ داریوش بزرگ در دره بلاغی به همراه اثبات این موضوع که راه شاهی دیواری بلند برای محصور کردن این دره بوده و بسیاری شواهد دیگر، نشان می دهد که داریوش بزرگ و دیگر شاهان هخامنشی برای شکار به دره بلاغی می آمدند و 2500 سال پیش تنگه بلاغی شکارگاه آنها بوده است.

 

«محمد تقی عطایی»، سرپرست ایرانی هیات مشترک باستان شناسی ایران و فرانسه در این باره گفت: «بقایای کاخ در بررسی های ژئوفیزیک دیده شده بود و پیش از این نیز احتمال کشف کاخ داریوش در تنگه بلاغی می رفت، اما آنچه که نظریه شکارگاه بودن تنگه بلاغی را اثبات می کند، دیوار طویلی است که از آن به عنوان راه شاهی یاد می شود.»

 

وی در ادامه گفت: «سال گذشته سونداژی روی بخشی از این راه ایجاد کردیم تا مصالح آن را مورد بررسی قرار داده و چیستی آن را کشف کنیم. در این سونداژ با مقدار زیادی مصالح خشت و به همراه سنگ ریزه های سفید بسیاری مواجه شدیم که بی شک برای استحکام بخشی راه از آن ها استفاده نمی شده است.»

 

به گفته وی این دانه های ریز در دیگر بخش های تنگه بلاغی دیده نمی شود و به نظر می رسد که سازندگان این راه عظیم برای استحکام بخشی سازه مهمی از آن استفاده کرده باشند.

 

بررسی های باستان شناسی روی مسیر راه شاهی اثبات کرد که به علت عرض بسیار کم این مسیر و عدم استحکام بخشی های رایج دوره هخامنشی، مسیری که به نام راه شاهی موسوم بوده چنین کاربری نداشته است.

 

رد نظریه راه شاهی پدید آورنده دو نظریه جدید توسط عطایی و رمی بوشارلا از موسسه باستان شناسی فرانسه و سرپرست فرانسوی هیات باستان شناسی ایران و فرانسه شد. عطایی معتقد بود که راه شاهی دیواری طویل است که تنگه را محصور کرده و در صورتی که بقایای کاخی از دوره هخامنشی در این تنگه باستانی کشف شود، می توان نتیجه گرفت که راه شاهی دیوار قرق بوده و تنگه بلاغی شکارگاه داریوش و شاهان هخامنشی بوده است.

عطایی: آنچه که به عنوان راه شاهی شناخته شده از ابتدای تنگه شروع می شود و پس از طی کردن مسیر دره و تنگه، دوباره به جای اول خود باز می گردد. این چگونه راهی است که به ابتدای خود ختم می شود؟

 

از سوی دیگر بوشارلا معتقد بوده که راه شاهی کانال های آب بوده اما در کاوش های باستان شناسی به علت عدم کشف بقایای رسوب گذاری کانال های آب اثبات این نظریه به صورت معلق درآمد.

 

عطایی در مورد نظریه خود گفت: «دنبال کردن مسیر راه شاهی راه گشای نتایج جدیدی در اثبات چیستی این مسیر باستانی شد. آنچه که به عنوان راه شاهی شناخته شده از ابتدای تنگه شروع می شود و پس از طی کردن مسیر دره و تنگه، دوباره به جای اول خود باز می گردد. این چگونه راهی است که به ابتدای خود ختم می شود؟ از سوی دیگر این بررسی ها منجر به کشف دیواره هایی در مسیر شد که ارتفاع برخی از آن ها تا 5 متر سالم مانده بود. تمام این ها نشان می دهد که راه شاهی چیزی جز دیواری دفاعی برای حفاظت از یک محوطه نبوده است.»

 

کشف کاخی که باستان شناسان احتمال می دهند متعلق به داریوش اول بوده است نظریه حصار تنگه بلاغی را به اثبات می رساند و عطایی را به این اطمینان می رساند که دره بلاغی و تنگه باستانی آن، چیزی جز شکارگاه شاهان هخامنشی، به خصوص داریوش بزرگ نبوده است.

 

عطایی در این باره گفت: «کشف پایه و شالی ستون به همراه کف سازی های دوره هخامنشی و احداث بنای کاخ روی صفه تردیدی به جای نمی گذارد که کاخی از دوره هخامنشی در تنگه بلاغی بوده است. از سوی دیگر بقایای سفال های شکسته که عموما به خمره های بزرگ مربوط می شود و بقایای بی شماری از قمقمه های سفالی حاکی از آن است که این کاخ محل سکونت موقت بوده است و شاهان هخامنشی مدت کوتاهی را در آن سپری می کردند. همچنین این بقایای سفالی حاکی از آن است که برای عده معدودی سرباز آذوقه گذاشته می شده است تا در مدتی که شاه در کاخ نیست از این مجموعه حفاظت کنند.»

 

وی در ادامه گفت: «امروز با دلایل مستحکم تری می توان اثبات کرد که تنگه بلاغی روزگاری شکارگاه شاهان هخامنشی بوده است. شواهد زیست محیطی نشان می دهد که این دره باستانی روزگاری سر سبز تر از امروز بوده و 2500 سال پیش حیواناتی نیز در این تنگه باستانی زندگی می کردند.

 

دره یا تنگه بلاغی نام منطقه ای باستانی است که در 5 کیلومتری مجموعه باستانی پاسارگاد قرار گرفته است. ساخت سد خاکی بزرگی به نام سیوند باعث می شود تا باستان شناسان متوجه آثار باستانی مدفون در این تنگه باستانی شوند که در صورت آبگیری سد سیوند غرق می شوند. هم اکنون هیات های مختلفی از کشورهای ایتالیا، فرانسه، آلمان و لهستان به همراه سرپرستان ایرانی در تنگه بلاغی مشغول فعالیت های باستان شناسی و نجات بخشی هستند.

 

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 20:27 1388/05/31
4
آرامگاه های هخامنشی
4 بهمن 85 - 09:37

 

 

آن سوی یك دشت سه – چهار كیلومتری در شمال كوه مهر (رحمت)، دنباله‌ی غربی حسین‌كوه از دور نمایان است. اندكی نزدیك‌تر، نقش چند صلیب بزرگ بر دیواره‌ی عمودی حسین‌كوه پدیدار می‌شود و سرانجام از بالای تپه‌ای در جلوه كوه، «نقش رستم» به طور كامل دیده می‌شود.
سینه‌ی جنوبی حسین‌كوه در این‌جا به‌طور طبیعی به‌صورت پرده‌ی بزرگ نمایشی به بلندی 70 متر و پهنای 200 متر درآمده است. سمت راست این دیواره با زاویه‌ای پرده‌ی نمایش دیگری به پهنای 30 متر قرار دارد. دو سلسله‌ی «هخامنشی» و «ساسانیان» به خوبی متوجه نمای خاص این تكه كوه شده به نحو شایسته‌ای از آن استفاده كرده‌اند.
هر یك از سه نقش بزرگ صلیب ­ شكل روبه‌رو و یك نقش در سمت راست زاویه ای كوه، آرامگاه یكی از شا‌هان «هخامنشی» است. كمی پایین از سطح سه آرامگاه روبه‌رو, شاهان «ساسانی» نقش‌های برجسته‌ای از خود باقی گذاشته‌اند.
در سمت چپ و اندكی جلوتر از دیواره‌ی كوه، برج سنگی مربع شكلی نمایان است كه گویی نیمی از آن در خاك فرورفته است. این «كعبه زرتشت» خوانده شده و از آثار مسلم «هخامنشی» است. در آخر سینه كوه كه دیده نمی‌شود یكی دو نقش دیگر «ساسانی» وجود دارد.
كف زمین این‌جا در جلو دیواره‌ی كوه 10 متر بالاتر از كف واقعی آن در زمان گذشته است. بر اثر جمع شدن خاك و خاشاك و سنگ سطح این مكان بالا آمده است. كف حقیقی زمین پایه‌ی «كعبه زرتشت» است.
آرامگاه «كوروش بزرگ» ساختمان كاملاً مشخص و جداافتاده‌ای در جلگه‌ی «پاسارگاد» در چهل كیلومتری «تخت جمشید» است. جایگزین كردن آرامگاه شاه در سینه‌ی كوه، یكی از ابتكارات «داریوش بزرگ» بود. شاه‌های بعدی سلسله‌ی «هخامنشی» به پیروی از او آرامگاه خود را به همان شكل و ابعاد در همان سینه‌ی كوه ساختند.
شایسته اشاره است كه در آیین «زرتشت»، خاك مقدس شمرده می‌شد و به خاك سپردن مردگان روا نبود. گذاردن كالبد پادشاهان هخامنشی در سینه‌ی كوه پس از مرگ‌شان بییگمان با آیین «زرتشت» همراه بود. شاید ملكه یا افراد بسیار نزدیك به شاه هم در همان آرامگاه جا داده می‌شدند, زیرا در داخل هر یك از آرامگاه‌ها بیش از یك تابوت سنگی وجود دارد. شاید اشیای گرانمایه یا سلاح شخصی شاه هم در كنار او گذاشته می‌شد كه البته چیزی از دستبرد دزدان در امان نمانده است.
آرامگاه هر یک از شاهان هخامنشی در نقش رستم شناسایی شده است. از سمت راست به چپ به این ترتیب است.
آرامگاه تكی در دیواره‌ی راست زاویه از آن «خشایارشا» (456 – 468 پ. م.) است. نقش‌های برجسته‌‌ی این آرامگاه از لحاظ هنر سنگتراشی از ظرافت خاصی برخوردار است، زیرا در زمان این شاه هنر «هخامنشی» به اوج تكامل خود رسیده بود.
اولین آرامگاه بر دیوار روبه‌رویی كوه متعلق به «داریوش بزرگ» است (486- 522پ. م.) آرامگاه بعدی در سمت چپ آن متعلق به "اردشیر یکم" (424-465 پ.م)  است كه پس از «خشایارشا» بر تخت نشست. سومین یا آخرین آرامگاه در سمت چپ بر دیوار روبه‌رو هم متعلق به «داریوش دوم» (404- 423 پ. م.) است.
پس از «داریوش دوم» دیگر در «نقش رستم» جا نبود، به ناچار دو شاه بعدی، «اردشیر دوم» (359 – 404 پ. م.) و «اردشیر سوم» (338 – 358 پ. م.), آرامگاه‌های خود را در دامنه‌ی كوه مهر مشرف به سكوی «تخت جمشید» ساختند.
«داریوش سوم» آخرین پادشاه هخامنشی (336 – 330 پ. م.) به دست یكی از سردارانش به نام بسوس (
Bessus) در نزدیكی دریای مازندران از پای درآمد.
پلوتارك (
Plutarch) می‌نویسد كه یكی از سربازان اسكندر، به هنگام مرگ شاه فرارسید. «داریوش» از او آب خواست. پس از نوشیدن آب و پیش از جان سپردن «داریوش» اظهار تأسف می‌كند كه در موقعیتی نیست كه بتواند به نحوی شایسته از آن مرد تشكر كند. ساختمان آرامگاه هر شاه در دوران شاهی او شروع می‌شد. «داریوش سوم» نگون‌بخت فرصت نیافت ساختمان آرامگاه خود را تمام كند. آرامگاه او امروز در گوشه‌ی جنوبی و كمی دورتر از سكوی «تخت جمشید» به همان حالت نیمه تمام باقی مانده است.
به این ترتیب به‌جز آرامگاه کمبوجیه «كامبیز» جانشین «كورش بزرگ» كه سرنوشت جنازه اش پس از بازگشت از مصر معلوم نشد، آرامگاه یكایك پادشاهان «هخامنشی» شناسایی شده است.
نمای جلویی هر یك از آرامگاه‌ها، چه در «نقش رستم» و چه در «تخت جمشید», سه بخش افقی دارد: بخش بالایی به نمایش یك صحنه از مراسم دینی و درباری اختصاص یافته است. بخش مستطیل شكل میانی كه حالت صلیب بزرگی به تمامی نما داده است، ورودی آرامگاه است. بخش پایینی صاف و خالی از نقش است.
در بخش بالایی، نقش شاه دیده می ‌شود كه در لباس «پارسی» در سمت چپ صحنه روی یك سكوی سه پله‌ای ایستاده است و به شعله‌های آتشی میینگرد كه از یك آتشدان زبانه می‌كشد. در دست چپ كمان گرفته و دست راستش را با كف باز به سوی آتش بلند كرده است. در گوشه‌ی بالای سمت راست صحنه نشان گردی است با خط منحنی كه شاید مظهر خورشید و هلال ماه باشد. در بالای همان نقش انسان بال‌دار («فر
‎ْشاهی» بنابر نظریه‌ی استاد شهبازی) دیده می‌شود که حلقه‌ای در یك دست گرفته و دست دیگر را به نشان تبرك بلند كرده است. شماری از افسران «پارسی» و «مادی» یا بزرگ زادگان ایرانی در كنار ایستاده‌اند.
هم شاه و هم آتشدان جلو او روی تخت شاهی به شكل یك كرسی قرار دارند كه 28 نماینده‌ی كشورهای تابعه به عنوان «تخت­رانان» آن را روی دست‌های خود بلند كرده‌اند.
 در آرامگاه «داریوش بزرگ» كتیبه‌ای پشت نقش شاه و هم‌چنین میان دو نیمه ی ستون مركزی دیده می‌شود كه در آن از یكایك «تخت‌رانان» نام برده شده است كه كمك شایانی به شناسایی دقیق این افراد كرده است. در همین كتیبه «داریوش بزرگ» خود را معرفی كرده و سپس می‌گوید:
«... آن‌كه دوست من بوده است، او را ثروتمندانه پاداش داده‌ام. به خواست اهورامزدا، این‌ها هستند كشورهایی كه من تسخیر كردم، بیرون از كشور پارس. بر آن‌ها حكومت كردم، آن‌ها هدیه آوردند و آنچه من دستور دادم انجام گرفت. قانون من محكم بود. اگر تو فكر كنی [بپرسی] كشورهایی كه داریوش شاه داشت كدامند بنگر به آنان كه تخت مرا بلند كرده‌اند و آنها را خواهی شناخت... آن‌گاه خواهی دانست كه نیزه‌ی مرد پارسی دور رفته است، آن‌گاه خواهی دانست كه مرد پارسی دور از ایران نبرد كرده است».
ضمناً با كمی دقت می‌توان دید كه پایه‌های كرسی شاه چندانگشتی از زمین بلند شده است، یعنی به حركت درآمده است. چون «تخت‌رانان» زیر كرسی دید كافی نداشتند، فرد دیگری باید یكی از پایه‌های كرسی را از بیرون می‌گرفت، در حالی كه فرد دیگری پایه‌ی دیگر كرسی را گرفته آن را می‌كشید. این فرد دومی در سمت راست كرسی قرار گرفته، اما دست‌هایش را به‌طور غیرطبیعی به سمت عقب برده است.
بخش مربع شكل میانی نمای آرامگاه, كه باز هم برای تمام آرامگاه‌ها یكسان است، بنای جلویی یك ایوان كاخ هخامنشی را نشان می دهد. این ایوان چهار نیمه ستون با سرستون‌های گاو دو سره دارد كه تیر چوبی زیر سقف را بر دوش خود نگه‌داشته اند. لبه‌ی سقف با دندانه مزین شده است. درگاهی میان دو ستون وسطی كه به داخل آرامگاه راه دارد به چهار تكه‌ی افقی تقسیم شده است. سه تكه‌ی بالایی, كاملاَ سنگی بوده، تكه‌ی پایینی به عرض 5/1 متر از دو لنگه‌ی در تشكیل شده كه بر پاشنه‌ی در می‌گشتند. بی‌شك هدف این بود كه پس از دفن شاه آرامگاه برای ابد مهمور بماند, اما با گذشت زمان و شاید اندكی پس از انقراض شاهنشاهی هخامنشی آرامگاه‌ها یكی پس از دیگری شكافته شد و هرچه از اشیای گرانبها در آن بود به تاراج رفت.
داخل آرامگاه‌ها، برحسب شكار تابوت‌هایی كه در آن هست، قدری فرق می‌كند. به‌طور كلی دو یا سه دهلیز با سقف مقعر به پهنای دو متر و ارتفاع چهار متر و طول پنج تا هشت متر كنار هم قرار گرفته‌اند. در هر دهلیز یك تابوت توخالی از دو قطعه سنگ قرار دارد. یكی برای جسد بود و دیگری درپوشی با سطح محدب كه روی آن گذاشته شده بود. برای تراوش آب كنار كف دهلیزها هم راه‌آب باریكی كنده شده بود .

از سایت سیوند

 

 

ایجاد شده توسط: امیر پریزاد

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 20:22 1388/05/31
3
نادرترین فرش از زمان هخامنشی و یگانه سند موجود از قالیبافی در آن زمان
21 دی 85 - 06:23

 

  

با اطمینان می توان گفت آنچه كه در سال 1949میلادی كشف شد تنها نادره فرشی از دوران شكوهمند پادشاهان هخامنشی است كه تا به امروز به عنوان یگانه سند موجود از قالیبافی آن عهد مورد توجه تمام فرش شناسان و محققّان شرقی قرارگرفته است . در سال 1949 میلادی سرگی رودنكو باستان شناس روس هنگام كاوش در گورهای اقوام سكائی منطقه پازریك در دامنه های جنوبی جبال آلتابی در سیبری به یافتن دستبافته ای كامیاب شد كه تاریخ فرشبافی را به یكباره دگرگون كرد. دره پازیریك كه از نظر باستان شناسی بسیار غنی است در ده 1920 میلادی كشف شد. ومتعاقبا در ادامه كشفیات ، 5 تپه در این درّه شناسائی و مورد اكتشافات قرار گرفت .حفاریهای اولین تپه در سال 1929 صورت گرفت و فعالیت های اكتشافی بار دیگر درسال 1947 با حمایت آكادمی علوم روسیه و موزه آرمیتاژ آغاز شد و حفاری ها به چهار سرزمین دیگر بسط یافت . مدارك كشف شده از زیر تپه ها حاوی برخی یافته های اساسی مربوط به سال 430 قبل از میلاد است و حكایت از زمانی می كند كه در آن این قبایل از دره پازیریك به عنوان گورستان استفاده می كرده اند. نوشته ای به دست آمده روی چوب حاكی است كه پنج گورستان ط  ی دوره زمانی هشت ساله ساخته شده است . یافته هایی كه در این پنج گور بدست آمده عبارت از دهها وسیله زندگی ، ابزار آلات شكار، لباس ، زیورآلات و... می باشد كه در بازسازی روش زندگی این جوامع یعنی قبایل بیابانگرد سكائی نقش بنیادی دارند. امامسحوركننده ترین یافته ها در گور یا تپه پنجم پازیریك بدست آمده كه عبارتست ازفرشی در اندازه تقریبا مربع به ابعاد 89/1 در 98/1 متر و از آنجایی كه همراه با این فرش ابزار و وسایل دیگری همچون یك دستگاه گاری نیز پیدا شده ، عده ای نظرات خاصی در مورد كاربرد این قالیچه داده اند و حتی فرض بر این است كه از آن برای مفروش كردن روی سطح گاری استفاده می شده است . این فرش كاملا از پشم درست شده و تار آن اندكی كشیده شده و پودهای آن به طور شل به تعداد سه بار بین هر دوردیف گره پیچیده شده است . رجشمار این فرش تقریبا برابر با 3600 گره در هردسیمتر مربع است كه تعداد 39 گره در هر 5/6 سانتیمتر و 42 گره در هر 7 سانتیمتربرای آن محاسبه شده كه در مقایسه با فرشهای امروزی در رده فرشهای خوب ونسبتا نفیس قرار می گیرد. نوع گره مورد استفاده در این فرش از نوع گره معروف به تركی است . رنگ این فرش در طول زمان تغییر یافته و رنگ اصلی به سایه های صورتی روشن و سبز كم رنگ تبدیل شده و باید در اصل رنگ بسیار روشنی می داشته . تحقیقات شیمیایی وجود نیل را در آن اثبات كرده و حاكی از آن است كه از آن برای رنگ آبی یا متمایل به آن استفاده می شده است . همچنین در رنگ های آن اسید Kermes آمیخته با اسید كارمینیك یافته شده كه احتمالا برای رنگ قرمز (قرمزدانه ) مورد استفاده قرار می گرفته است . تصاویر و نقوش موجود بر روی این قالی عبارت است از: متن فرش به تعداد 24 عدد مربع كه داخل هر یك ستاره ای هشت پروجود دارد.  

در ردیف دوم پس از زمینه تصاویر حیوانی افسانه ای شبیه به یك شیر بالدار قرارداردكه دراصطلاح به گریفین شهرت یافته . ردیف سوم عبارتست از 24 عدد گوزن شاخ پهن . ردیف چهارم یا حاشیه چهارم ستاره ای شبیه به ستاره هشت پر متن فرش به تعداد 62 عدد. و ردیف یا حاشیه پنجم 28 تصویر اسب سوارانی كه بطور دونفردر میان به تناوب بر روی اسبها نشسته یا در كنار آن ایستاده اند. و بالاخره آخرین حاشیه یا ردیف ششم مجددا همان تصویر حیوان افسانه ای بالدار یا گریفین قراردارد. این فرش در واقع به دلیل محلی كه در آن كشف شده است پازیریك نام گرفته است . اگرچه زمستان های پر از یخ سیبری باعث سالم ماندن این فرش گردید ولی تابستان به اندازه كافی گرم بود تا اجازه دفن روسای قبایل و جادوگران درگذشته را به قبایل شان بدهد. هوای گرم تابستان همچنین به باستان شناسان قرن بیستم اجازه دادكه با گروه خود بتوانند به این منطقه كوچ كرده ، تخته سنگ هایی را كه این گورها رامی پوشانیدند جابه جا نمایند تا با كار تهورآمیز خود به كشف این دفینه ها بپردازند.آنها یخها را به كمك آب جوش آب كردند. پروفسور سرگئی رودنكو اولین كسی نبود كه به سراغ این قبرها می رفت . دزدان زمان كوتاهی پس از دفن برای غارت طلاهایی كه همراه مردگان دفن می شد به این مقبره ها دستبرد می زدند، خوشبختانه این دزدها اعتنایی به دیگر اشیای این مقبره ها از قبیل نمد و منسوجات نداشته اند.دزدان به طور ناخواسته و به واسطه كار خویش بزرگترین لطف را در حق ایندگان انجام داده و شكافی را كه آنها ایجاد كرده بودند باعث ورود آب به این مقبره ها گردیدكه در سرمای زمستان این مقبره را به گورستان همیشگی از یخ تبدیل كرد. و همین قطعات یخی اجازه دادند تا دوهزار و پانصد سال بعد از دفن این اشیا ما بتوانیم آنها راتقریبا سالم كشف كنیم و از مطالعه آنها لذت ببریم . رودنكو پس از مشاهده این قالیچة افسانه ای كه از گور پنجم پازیریك به دست آمد به جهت شباهت بسیاری ازتصاویر آن با شاهكارهای هنر هخامنشی بیدرنگ گفت : "تخت جمشید را به یادمی آورد".

 

 

ایجاد شده توسط آلما

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 20:15 1388/05/31
2
کوشک داریوش مزین به سنگهای سیاه و سفید بوده است
20 دی 85 - 21:59
 

 کشف سنگ های سیاه و سفید استخراج شده از معادن سنگ سیوند و پاسارگاد در نزدیکی ایوان کوشک داریوش در تنگه بلاغی نشان می‌دهد که در تزئینات این بنای هخامنشی از سنگ‌های سیاه و سفید استفاده شده است.



تازه‌ترین یافته‌های باستان شناسی کاخ داریوش در تنگه بلاغی نشان می‌دهد که این کاخ ، کوشکی بوده با ایوانی چهار ستونی که به عنوان تفرج‌گاه داریوش و شاهان هخامنشی مورد استفاده قرار می گرفته و برای تزئینات آن از پایه‌ ستون‌های سیاه و سفید استفاده شده است.
 
«محمد تقی عطایی»، سرپرست ایرانی هیات مشترک باستان شناسی ایران و فرانسه تنگه بلاغی در این‌باره به میراث خبر گفت:«وسعت محوطه مربوط به کوشک داریوش حدود یک هکتار است که احتمال می‌دادیم تمام محوطه یک هکتاری مربوط به فضای کاخ باشد. اما  کاوشها نشان داد تنها بخشی از این محوطه به ابعاد 30 در 30 متر مربوط به بخش شاه‌نشین می‌شده و به همین دلیل معتقدیم در این محل کوشکی از دوره داریوش وجود داشته است.»
 
به گفته وی، از جمله مهمترین یافته‌‌های باستان‌شناسی در این کوشک شناسایی و کشف تزئینات ایوان آن بود که در آخرین روزهای کاوش آشکار شد.
 
پیش از این هیات مشترک باستان شناسی ایران و فرانسه موفق شده‌ بودند پایه ستونی سیاه رنگ را از زیر آوارهای این کوشک هخامنشی کشف کنند. این پایه ستون اکنون در محل پایگاه پاسارگاد قرار دارد.
 
همچنین شواهد به دست آمده از این بنای هخامنشی نشان می‌دهد که در ساخت آن از مصالح بسیار عالی استفاده و از نظر ساختمان‌سازی و پی سازی نیز یسیار مستحکم ساخته شده است به طوری که با وجود تخریب‌های زیاد همچنان بخش‌هایی از آن باقی مانده است.
 
عطایی در مورد تزئینات شناسایی شده در کوشک داریوش به میراث خبر گفت: «در ادامه کاوش‌های باستان شناسی در محوطه 34 و محل کوشک داریوش، ایوان آن از زیر آوار بیرون آمد و مشخص شد که این ایوان چهار ستون داشته است. زیر ستون‌‌های به کار رفته در ایوان مربع شکل و به ابعاد 65 در 65 سانتی‌متر مربع است در حالی که پایه ستون‌های کشف شده در این کوشک دایره شکل بوده است. اگرچه تجربه نشان داده در کاخ‌های هخامنشی در صورتی که از زیر ستون مربع شکل برای پایه ستون‌های گرد استفاده می‌شده چیزی شبیه به داغی پایه ستون روی زیر ستون باقی می‌مانده است، اما زیر ستون‌های کشف شده در ایوان کاخ اثری از داغی پایه ستون‌های گرد دیده نمی‌شود.»
 
شواهد باستان شناسی حاکی از آن است که روی زیر ستون‌های کشف شده در محل ایوان از پایه ستون‌های مربع شکل استفاده شده باشد.
عطایی در این‌باره گفت: «روزهای پایانی کاوش در محوطه 34 ما را از سردرگمی نجات داد و ما موفق شدیم برخی قطعات سنگ‌های سیاه، از نوع سنگ‌های به کار رفته در پاسارگاد را همراه با سنگ‌های سفید از نوع سنگ‌های سیوند که باز هم در پاسارگاد استفاه شده است ، در بقایای این کوشک شاهی کشف کنیم. این سنگ‌ها مانند سنگ‌های به کار رفته در بنای پاسارگاد در اثر سرما ورقه ورقه شده‌اند و نشان می‌دهند که به عنوان پایه ستون‌های مربع شکل در ایوان کوشک مورد استفاده قرار می‌گرفتند.»
 
وی یادآور شد: «با کشف این سنگ‌ها مشخص شد برای برپایی ستون‌های ایوان از زیر ستون‌های مربع شکل و پایه ستون‌‌های سیاه و سفید مربع که قطعات سنگ سیاه در زیر و سنگ سفید روی آن قرار می‌گرفته استفاده می‌شده است. سپس ستون‌های چوبی نیز روی این پایه ستون‌ها قرار می‌گرفته و سقف نیز روی آن قرار می گرفته است.»
 
این کشف باستان شناسان نشان می‌دهد در آن دوران برای تزئینات ایوان کوشک از سنگ‌های سیاه و سفید که از معادن سنگ سیوند و پاسارگاد استخراج می‌شده استفاده می‌کردند.
 
با پایان یافتن فصل نخست کاوش در کوشک داریوش در تنگه بلاغی، نوع معماری و پلان این بنای هخامنشی تا حد زیادی مشخص شده است و باستان شناسان احتمال می‌دهند با آغاز فصل دوم محوطه 34 بتوانند بخش‌هایی از کوشک را که زیر تیغ بولدوزرها نرفته است، کاوش و شناسایی کنند.
 
شواهد نشان می‌دهد محوطه 34 پس از آبگیری سد سیوند غرق نمی‌شود اما رطوبت ناشی از این آبگیری باعث می‌شود که کوشک داریوش از بین برود.
 
ساخت سد سیوند اواسط مرداد امسال به پایان می‌رسد و طبق آخرین توافقات انجام شده میان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با وزارت نیرو، آبگیر این سد خاکی منوط به اجازه سازمان میراث فرهنگی است.
 
در صورتی که سد سیوند آبگیری کند 131 اثر باستانی موجود در تنگه و دره بلاغی غرق می‌شود. دره بلاغی مهمترین چشم‌انداز پاسارگاد محسوب می‌شود و بخشی از منظر فرهنگی این محوطه باستانی و ثبت جهانی است.
برگرفته از میراث خبر

 

 

ایجاد شده توسط آلما

فریاد آزادی , siavash_ariana
فریاد آزادی - 19:59 1388/05/31
1
به مناسبت گستاخی مجدد امارات علیه امنیت ملی ایران
14 اردیبهشت 88 - 23:48

 

به مناسبت گستاخی مجدد امارات علیه امنیت ملی ایران(به روز شد )

سفارت امارات متحده‌ی عربی ـ تهران

جناب آقای سفیر

      

           با درود

           سخن را با پندی از سعدی شیراز آغاز می‌كنیم ، گرچه سخت باورمندیم كه برای دریافت «پند»،  نیازبه فرهنك و دانش است. سعدی می‌گوید:

          هندویی ، نفت اندازی می‌كرد. یكی گفتا :  تو را كـه خانـه نییـن است، ‌بـازی نـه ایـن است .

  

با نو باربارا توكمان (Barbara- Tuchman  ) تاریخ دان نام‌آور آمریكایی كه به تازگی در گذشته است ،‌كتابی دارد به نام « حماقت حكومت‌گران، از ترویا  تا ویتنام» .

        در درآمد این اثر بسیار ارزنده، نویسنده به این نكته اشاره می‌كند كه انسان‌ها. درهمه‌ی زمینه‌های دانش و شگرد شناسی پیش‌رفت‌های شایانی كرده‌اند ؛ اما در زمینه‌ی علم سیاست،‌ هنوز همان اشتباه‌هایی را می‌كنند كه نیاكان ما مرتكب آن‌ها ‌می‌شدند ( نقل به مضمون).

گرچه، حكم‌رانان آن واحد سیاسی را ،‌ نیاكانی نیست كه شاید اشتباه آنان را مرتكب نمی‌شدند؛‌ اما به گفته‌ی معروف‌ « اگر نخوردید نان گندم ، ‌ندیدید دست مردم ؟».

آیا به همین زودی دچار بیماری فراموشی شده‌اید و گذشه خود را از یاد برده‌اید؟ همین چندسال پیش بود كه       « ماما» های انگلیسی،‌ نوزادی به نام امارات متحده‌ی عربی را بر سر « خشت» به دنیا آوردند كه البته در این میان،‌ گناه‌كار اصلی به دنیا آمدن این مخلوق زاده استعمار، دولت وقت ایران بود كه اجازه‌ی چنین كار زشتی را داد.

هنوزبند ناف شما، به اربابان انگلیسی بسته است كه ادعای جزیره‌های همیشه ایرانی بوموف  ) بوموسی)، تنب بزرگ و تنب كوچك را می‌كنید و با پشتیبانی كشتی‌های توپ دار استعمار‌گران در خلیج فارس و دیگر واحد‌های زاده‌ی استعمار در این منطقه،‌این ادعای نادرست را در بیانیه‌های پایانی شورای هم‌كاری خلیج فارس می‌گنجانید. و گستاخی و بی شرمی را نیز به حد اعلا رسانده ادعای جعلی و واهی خلیج ع- ر- ب - ی را دارید؟!!!!

شما را اگر نیایی بود، شاید می‌توانستید از تجربه‌های او بیاموزید و یا حتی اگر توان خواندن ودرك سخن سعدی شیراز را داشتید ،‌ هرگز به خود اجازه‌ی گستاخی به ملت بزرگ ایران و ژاژ خوایی نسبت به مردم سرافراز ایران را  نمی‌دادید!

باید بدانید كه دیر یا زود، كشتی‌های توپ‌دار استعمارگران از خلیج فارس خواهند رفت و آن گاه دیگر، زمان پوزش خواهی از ملت بزرگ ایران،  بسیار دیر خواهد بود!

در پایان به شما توصیه می‌كنیم كه هرگاه لازم است، برای فهم و درك سخن سعدی ، مستشارانی را به كار گیرید و پند آن مرد بزرگ را بنیوشید.  گویی مخاطب سخن او،  شمایید كه می‌فرماید:

                هندویی،‌  نفت اندازی می‌كرد. یكی گفتا : كه ترا كه خانه نیین است،  بازی نه این است

((((((((((به کوری چشم دشمنان این اب و خاک زنده باد ایران))))))))))

 

ایجاد شده توسط: بابک سامی


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.