نام کلوب :دانشجویان رشته صنایع
نام انگلیسی : danshjooyesanaye
تاسیس : 28 اسفند 1383
334 عضو ، 65 بحث ، 2 لینک

دانشجویان رشته صنایع

__
عنوان بحث
مهندسی صنایع
7 شهریور 86 - 13:19

چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله‏ی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جاده‏های خاكی پیدا می‏شود. رانندهی آن اتومبیل كه یك مرد جوان با لباس شیک ، كفشهای Gucci ، عینك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری، یكی از آنها را به من خواهی داد؟

  چوپان نگاهی به جوان تازه به دورانرسیده و نگاهی به رمهاش كه به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

  جوان، ماشین خود را در گوشه‏ای پارك كرد و كامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه‏ی NASA روی اینترنت، جایی كه می‏توانست سیستم جستجوی ماهواره‏ای ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقهی چراگاه را مشخص كرد، یك بانك اطلاعاتی با 60 صفحهی كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیده‏ی عملیاتی را وارد كامپیوتر كرد.

  بالاخره 150 صفحه‏ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یك چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالی كه آنها را به چوپان می‏داد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.

  چوپان گفت: درست است. حالا همین‏طور كه قبلا توافق كردیم، می‏توانی یكی از گوسفندها را ببری.

 

  آنگاه به نظارهی مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم كه چه كاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد

  مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا كه نه!

  چوپان گفت: تو یك مشاور (مهندس صنایع )هستی.

  مرد جوان گفت: راست می‏گویی، اما به من بگو كه این را از كجا حدس زدی؟

چوپان پاسخ داد: كار ساده‏ای است. بدون اینكه كسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی كه خود من جواب آن را از قبل می‏دانستم، مزد خواستی. مضافا، اینكه هیچ چیز راجع به كسب و كار من نمی‏دانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی.

 


نوشته شده توسط؛ یک دانشجوی علم و صنعت

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__