لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
8
|
87/5/1 (00:57)
|
|
||
|
|
5
|
43
|
87/4/25 (01:32)
|
|
||
|
|
24
|
52
|
87/4/10 (23:50)
|
|
||
|
|
10
|
74
|
87/4/10 (21:03)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
86/10/7 (14:48)
|
|
||
|
|
10
|
35
|
86/9/2 (00:16)
|
|
||
|
|
5
|
35
|
86/9/1 (00:38)
|
|
||
|
|
26
|
87
|
86/6/3 (13:59)
|
|
||
|
|
14
|
40
|
86/5/20 (01:07)
|
|
||
|
|
5
|
47
|
86/5/20 (01:02)
|
|
عنوان بحثThere Will Be Blood 25 آذر 86 - 22:52 | ||
سلام. بچه های کسی این آخرین فیلم دی لوییس رو دیده؟ رنکینگ هاش که خیلی بالاست. ظاهرا باید فیلم قوی باشه. | ||
24 10 تیر 1387 ساعت 23:50 | |
واقعا فیلم فوق العاده بود جزء 3 فیلم برتر 2007 من بود. دنیل هم که مثل همیشه زندگی کرد به جای بازی. ولی باز بازیش در پای چپ من یه چیز دیگست |
23 10 تیر 1387 ساعت 20:58 | |
هم فیلم شاهکار هست و هم بازی دانیل دی لوییس که دیگه نمی شه اسمشو بازی گذاشت... به قول آقا محمد ... زندگی
|
22 6 فروردین 1387 ساعت 14:47 | |
فیلم رو تلویزیون هم نشون داد. این بشر اسطوره است. تو نقشش بازی نمی كنه، زندگی می كنه جز 4-5 هنر پیشه مورد علاقه منه |
21 8 اسفند 1386 ساعت 20:37 | |
نگاهی به فیلم «خون به پا می شود» ![]() نویسنده: آراز بارسقیان
زیرساخت داستان فقط وامدار 150 صفحه اول رمان آقای سینكلر است و خیلی چیزها در داستان عوض شده: از اسامی شخصیت ها تا نوع كشمكش میان آنها. در كتاب فردی به نام پل واتكینس (در فیلم به نام پل ساندی معرفی می شود) به آقای جو رز (در فیلم به دانیل پلین ویو تغییر نام یافته است) اطلاع می دهد كه در منطقه یی نفت وجود دارد. پولی می گیرد و از داستان خارج می شود. خانواده او در آن منطقه زندگی می كنند اما از وضع مالی خوبی برخوردار نیستند و حاضر هستند زمین شان را در ازای مبلغ اندكی بفروشند. برادر پل، ایلای واتكینس (در فیلم به ایلای ساندی تغییر نام یافته ـ نقش هر دو آنها را پل دانو به عهده دارد ـ آن دو برادرهای دو قلو به ما معرفی می شوند.) در بالای تپه های محل زندگی اش برای خودش كلیسایی درست كرده و خود را منجی سوم بشریت می نامد. اندرسن این عناصر و فضای تاریخی رمان (منظور زمانی است كه اتفاقات در آن رخ می دهد) را برداشته و فیلمی ساخته كه به ذهنیت خودش نزدیكی بیشتری دارد تا ذهنیت نویسنده آن. با اینكه هر دو اثر یك ریشه دارند (بررسی مفهوم قدرت و نگاهی به زندگی ادوارد ال دوهنی ـ یكی از غول های نفتی امریكا در همان دوران) اما رمان آقای سینكلر نگرشی سیاسی دارد و مسائلی از قبیل تبعیض های طبقاتی و حركت های كارگری را مطرح می كند، اما اندرسن فیلمنامه یی شخصیت محور نوشته كه جنون قدرت بر آن سایه انداخته. به همین خاطر اندرسن نام فیلم را تغییر داده و خودش اعتراف می كند كه فیلم شباهت چندانی به رمان ندارد.
فیلم با زمانی حدود دو ساعت و نیم تبدیل به آن دسته از فیلم هایی شده كه ازشان به نام حماسی (Epic) یاد می كنیم. مقدمه فیلم (تقریباً بیست دقیقه اول فیلم با تصاویر و موسیقی خالص همراه است و گفت وگویی وجود ندارد) در فاصله تاریخی بین 1898 تا 1902 می گذرد و در واقع به ما دانیل را قبل از پیدا كردن اولین چاه نفتش معرفی می كند. دانیل به تنهایی در بیابان خشك و خالی دارد دنبال رگه های نقره می گردد. در همان بین پایش می شكند، اما او كه نقره پیدا كرده دست از كار نمی كشد و با هر زحمتی خود را به شهر می رساند تا نقره را بفروشد و معدن را به نام خودش ثبت كند. چند سال می گذرد و دانیل را می بینیم كه به همراه عده یی دیگر خیلی اتفاقی به نفت می رسند. دوست و شریك دانیل در اثر حادثه یی جانش را از دست می دهد. دانیل هم از پسر یك ساله او نگهداری می كند.
ده سال می گذرد و فیلم از سال 1911 ادامه پیدا می كند. حالادانیل،
اچ دبلیو را پسر خودش معرفی می كند و از آن شكل و شمایل آدم ژنده پوش
ابتدای فیلم فاصله گرفته و تبدیل شده به یك تاجر نفت. (Oilman، به معنای
كسی كه صاحب چاه نفت است و كار تجارت نفت می كند.) او می خواهد در شهری كه
به تازگی نفت پیدا شده، زمین هایی را خریداری كند. در همین بین است كه سر
و كله پل ساندی پیدا می شود. او به دانیل درباره زمین های شهر لیتل بوستون
اطلاعاتی می دهد و از داستان خارج می شود. اولین گره داستان همین جا می
افتد. حالادانیل مجبور است به لیتل بوستون برود تا از صحت حرف های پل
مطمئن شود. در آنجا است كه با ایلای ساندی آشنا می شود و ماجراهای اصلی
فیلم شكل می گیرد. منطقه لیتل بوستون دارای مقادیر زیادی نفت است كه دانیل
زودتر از بقیه رقبا متوجه می شود و دست به خرید تمامی زمین ها می زند. فقط
ملك پیرمردی به نام بندی می ماند: بندی حاضر به فروش زمینش نمی شود. زمین
های آنجا به امید ورود علم و دانش و پیشرفت به شهر خریداری و مراحل حفاری
نفت آغاز می شود. اولین اختلافات بین دانیل و ایلای شكل می گیرد. او از
دانیل می خواهد كه موقع افتتاح چاه از او دعوت شود بر سر چاه برود و دعا
بخواند اما دانیل این كار را انجام نمی دهد. در این بین زمانی كه گاز با
فشار زیاد از زمین خارج می شود پسر دانیل (اچ دبلیو) شنوایی خودش را از
دست می دهد. ولی این اتفاق موجب نمی شود كه دانیل دست از كارش بكشد، بلكه
آن «اقیانوس نفت» حالادر چنگ دانیل است و او باید برای حمل آنها فكری كند.
لوله نفت باید از میان ملك بندی ـ همان پیرمردی كه حاضر به فروش زمینش
نشده ـ رد شود. دانیل مجبور است به كلیسای ایلای برود تا در آنجا دوباره
غسل تعمید بگیرد. در نهایت دانیل به لوله نفتش می رسد، ایلای برای ترویج
دین از شهر خارج می شود و پسر دانیل كه برای همیشه شنوایی اش را از دست
داده با كمك مربی اش زبان ناشنوایان را یاد می گیرد و مردم شهر هم به هیچ
كدام از وعده های داده شده نمی رسند. بخش پایانی فیلم كه می توان از آن به
عنوان یك موخره یا حتی یك مرثیه یاد كرد در سال 1927 می گذرد. اچ دبلیو
بزرگ شده و ازدواج می كند. دانیل كه حالااز سرمایه دارهای بزرگ كشور به
حساب می آید در عمارت خودش به تنهایی دارد زندگی می كند و بیشتر شكل و
شمایل جانوران درنده یی را به خود گرفته كه نزدیك شدن بهشان كار دشواری
است. ایلای ساندی هم حالاتبدیل شده به یك اسباب بازی، به كشیشی كه راه
خودش را گم كرده و در جست وجوی دوستی است. در این بین فیلم وقتی تمام می
شود كه دانیل به بیرحمانه ترین شكل ممكن خشمش را بر ایلای ساندی خالی می
كند و با این جمله «من كارم تموم شد،» فیلم نیز تمام می شود. در نگاه اول
فیلم چیز خاصی نیست به جز صحنه هایی كش دار كه پشت سر هم ردیف شده اند و
با ریتمی كند معلوم نیست كارگردان ما را به كجا می خواهد ببرد. در واقع
شخصیت دانیل هم جایی برای همذات پنداری تماشاگر نمی گذارد، البته كمتر
شخصیتی در فیلم های اندرسن وجود دارد كه بتوانیم با او همذات پنداری كنیم،
ولی این بار تمام حواس ما متوجه شخصیت دانیل پلین ویو است. نكته اینجاست
كه فقط در بیست دقیقه اول فیلم می شود با او همذات پنداری كرد و این چیزی
است كه كارگردان و بازیگر از آن آگاهی كامل دارند. در نگاه اول شاید این
طور به نظر بیاید كه تمام بار فیلم بر دوش بازیگر نقش اصلی آن است. اما
بیشتر كه دقت می كنیم متوجه می شویم تمام فیلم به نوعی در خدمت بازیگر نقش
اصلی است نه بر دوش او: از تصویربرداری گرفته تا طراحی صحنه و لباس،
موسیقی و حتی بازی سایر بازیگران. تمام نماها در مكان هایی واقعی گرفته
شده اند و فضاسازی كه طراح صحنه و طراح لباس فیلم انجام داده اند، ما را
بیشتر و بیشتر به موقعیت آدم های آن دوره نزدیك می كند. از همان ابتدای
فیلم فضا و موسیقی سعی می كند بر ذهن ما تاثیر بگذارد، درست برخلاف فیلم
هایی كه از ابتدا سعی می كنند با گفت وگو ما را جذب خود بكنند، بیست دقیقه
اول فیلم در سكوت می گذرد و به خوبی مراحل معرفی شخصیت اصلی و علاقه او به
كشف نفت و زوایای دیگرش را به ما نشان می دهد: متوجه می شویم كه دانیل آدم
تنها و سختكوشی است كه سعی دارد از دل طبیعت ثروتش را پیدا كند، (در صحنه
یی یكی از پاهای دانیل در اثر افتادن به داخل چاهی كه خودش كنده می شكند،
اما او با تمام توانی كه دارد تكه نقره یی را كه پیدا كرده با خود از چاه
بیرون می آورد تا بتواند آنجا را به نام خودش به ثبت برساند) ولی این
موضوع باعث نمی شود از سرپرستی پسر دوستش شانه خالی كند و همین علاقه
دانیل برای تنها نبودن را كمی آشكار می كند.
![]() اندرسن كارگردانی است كه فیلم هایش به خوش ساختی آثار كوبریك، اسكورسیزی و آلتمن است و «خون به پا می شود» هم از این قاعده مستثنا نیست فیلم درباره آدم بااستعدادی است كه نابود می شود. افرادی كه در ساخت فیلم نقش اساسی ایفا می كنند هم چنین شرایطی دارند و به نوعی ترس خودشان از آینده كاری است. آدم هایی با قدرتی كه اگر مواظب محیط اطراف شان نباشند ممكن است بقیه را زیر پایشان له كنند و از رویشان بگذرند. (بودجه فیلم 25 میلیون دلار و كل فروش فیلم در امریكا حدود 24 میلیون دلار بوده،) بیش از 35 منتقد سینمای امریكا فیلم را در فهرست 10فیلم برتر سال 2007 قرار داده اند (و حداقل نصف آنها فیلم را در رده اول گذاشته اند) و این موفقیتی بزرگ برای اندرسن محسوب می شود. به قول منتقد پری سیبرت كه درباره این فیلم می نویسد: «جاه طلبی خوب است، باعث می شود مردم به چیزهای بیشتری دست پیدا كنند و راه های تازه یی برای كارشان پیدا كنند غ...ف جاه طلبی خوب است، اما روابط ما با سایر آدم ها خیلی مهم تر از آن است. هر كسی این را فراموش كند، فرقی نمی كند چقدر بااستعداد باشد: كارش تمام است.» |
20 8 اسفند 1386 ساعت 20:35 | |
تبریك به دی لوئیس تبریك به همه تبریك به خودم ![]() ![]() ![]() ![]() اگه به عشق من جایزه رو نمیدادن خودم تو مراسم اسكار خون به پا میكردم
|
19 7 اسفند 1386 ساعت 19:26 | |
برای کسی که لایقش بود. |
18 7 اسفند 1386 ساعت 00:53 | |
آقا مبارکه ، خیلی خوشحال شدم که دی لوییس امسال برنده شد
محمد متوجه نشدم ، اینکه فارست ویتاکر یه اسکار داره منظورت اینه که زیاده یا کمه براش ؟ به نظر من که هنرپیشه فوق العاده ایه |
17 7 اسفند 1386 ساعت 00:20 | |
تبریک میگم اسکار رو هم به خاطر این فیلم به دی لوئیس دادن. مگه جرات داشتن ندن بازی فوق العاده دی لوئیس رو نمی شد نادیده گرفت.
|
16 21 بهمن 1386 ساعت 20:35 | |
دوست من یه ماهی می شه divx این فیلم رو گرفته ولی یه Player مخصوص می خواد که پولی هست متاسفانه. ولی attonement رو دیدم. خوب بود نسبتا |
15 26 دی 1386 ساعت 01:21 | |
بی خیال حسن. اسكار كه ارزشی نداره. آل پاچینو یه اسكار داره، فارست ویتاكر یا جیمی فاكس هم یكی! شعور كمیته انتخابی شون در حد كوچه و خیابونه! این سیاستهای مسخره كه مثلا هیچ كسی توی یه زمینه تا حالا بیشتر از 2 بار نبرده سمبل حماقته. به قول آل، اسكار و المپیك مثل هم هستن با این فرق كه تو المپیك باید بهترین باشی تا اول شی ولی تو اسكار باید موقع اش رسیده باشه. من هنوز نمی دونم آیا از دید این داورا seven, fight club , taxi driver ,... اینقدر ضعیف هستن؟ seven فكر نمی كنم تو هیچ زمینه ای حتی نامزد شد ولی جز 10 فیلم برتر تاریخ سینما هست. یا كدوم انسان عاقلی ممكنه از كنار scarface بگذره یا اینكه پارسال فهمیدن باید بعد از 20-30 سال به باید به اسكورسیس هم یه جایزه می دادن. ولی نه به خاطر تاكسی و گاو خشمگین! خدا عظمت تورناتوره رو زیاد و زیاد تر كنه كه بی خیال تمام زرق و برقهای هالیوود، اونور دنیا با 100 دلار پول و 4 تا هنر پیشه ناشناس، معنی سینما رو به دنیا نشون می ده. گور بابای اسكار |
14 24 دی 1386 ساعت 17:34 | |
= اگه اسکار رو بهش ندادن سه تایی میریم مراسمو رو سرشون خراب میکنیم |
13 24 دی 1386 ساعت 10:09 | |
تبرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییك ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دی لوییس واسه این فیلم گلدن كلوب رو گرفت ![]() ![]() ![]() PERFORMANCE BY AN ACTOR IN A MOTION PICTURE - DRAMA Winner: Daniel Day-Lewis “There Will Be Blood” |
12 22 دی 1386 ساعت 17:24 | |
محمد اصلا از بحث های بابی - آل خوشم نمیاد پس بیخیال نه به قول تو اینجا جاشه و در آخر نه من قبول میکنم و نه تو ..................................................................................................................... THERE WILL BE BLOOD اینجا هم هنوز خبری ازش نیست. شاید پرده ایش اومده باشه |
11 17 دی 1386 ساعت 13:11 | |
نقل قول از : محمد ثابت روزنامه اعتماد ملی درباره there will be blood نوشته بود كلمات در توصیف بازی دنیل دی لوییس در این فیلم ناتوان هستن! معلوم نیست این بشر چی كار كرده تو این فیلم وای خدا ![]() تا این فیلم رو ببینم سكته رو زدم حسن پیداش كردی بفرست واسم كه تا اینجا بیاد برسه من از خماری مردم ![]() |
10 17 دی 1386 ساعت 00:58 | |
روزنامه اعتماد ملی درباره there will be blood نوشته بود كلمات در توصیف بازی دنیل دی لوییس در این فیلم ناتوان هستن! معلوم نیست این بشر چی كار كرده تو این فیلم |
- 1
- 2






























