userinfo close
  ,
لیست لینکها تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.

دانشجویان دانشگاه روزبهان ساری


daneshjooyane_daneshgahe_roozbahane_sari

تاسیس: 1 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: داود گنجی - معاونان
 

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

داود گنجی , davoodg
داود گنجی - 14:53 1387/09/20

دکتر علی شریعتی

نوشته های دکتر شریعتی همشون قشنگه ، اگه نوشته ای از دکتر شریعتی دارید ، تو این بخش قرار بدید

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 01:26 1390/06/17
174
دوست داشتن از عشق برتر است. 
میلاد   , miiilaaad
میلاد - 21:50 1390/06/12
173
فریاد روزگار ماست
روح خدا
در روزگار قحطی هر فریاد 
در روزگار قحطی هر جنبش
فریاد روزگار ماست
آری در روزگار مرگ اصالتها
بی تو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها 
بی تو فرو نشسته دگر فریاد
تنها شده است هر چه که انسانیت 
در پایتخت غارت و خون 
جز وحشت و هراس نمی بینم
این درد را با که بگویم
که هر ورق از هر کتاب 
ترس را فریاد می کند 
حتی پلاس کهنه خیابان هم 
تجربه کرده است ترس را 
اینک سیاه بینمش 
تا بر تو باز شود 
که راست می گویم 
در هر کرانه این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز 
در چشمهای بیدار 
ترس را نشانده اند آنها 
هر روز می درند 
هر روز می برند 
و پاداش را 
از دست گرگ می گیرند 
در پایتخت غارت و خون 
سگهای زنجیری 
آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند 
بی تو در پایتخت دیو دماوند 
سیاوشها و کاووسها در بندند 
ای کاش رستم
کاووسها را نمی رهاند 
تا اینگونه گشاده دست 
در بند بخواهد رستم را 
در خون کشد سیاوش را 
بی تو من از خمین گذشتم 
افسرده بود و سرد 
نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار ماست 
روح خدا 
بانگ تعهد و رسالت 
بانگ خدا و خون 
اینک تو ای سلامت پویا
ای کرامت بی مرز
بر این زمین تشنه ببار 
آری آری 
تا زاید این 
سترون فرسوده 
گلهای سرخ شهادت را 
تا باز در نبض شهر تپد 
فریاد آری
تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته شود بیدار 
تا باز آن جوانه کند فریاد! 


سروده دکتر علی شریعتی برای امام خمینی
منبع: روح خدا 
داود گنجی , davoodg
داود گنجی - 02:06 1390/06/8
172
انسانم انسان های قدیم
عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 05:54 1390/06/5
171
نمیدونم
شاید همین طور که شما میگید باشه
داود گنجی , davoodg
داود گنجی - 20:08 1390/05/28
170
منظور دکتر فکر کنم انسان های قدیم بود
عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 02:42 1390/05/28
169

انسان درختی است که از خاک فرهنگ خویش تغذیه می کند و با تاریخ خویش رشد می نماید و وارث تمامی دست آوردهای گذشته ملت خویش در توالی قرون و توارث نسلهاست.

عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 01:50 1390/05/27
168

اگر تنها ترین تنها ها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.

عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 01:32 1390/05/27
167

واقعیت، خوبی و زیبایی.

در این دنیا جز این سه هیچ چیز دیگربه جستجو نمی ارزد.

نخستین با اندیشیدن، علم. دومین با اخلاق، مذهب و سومین با هنر.

عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 03:09 1390/05/25
166
وجودم تنها یک حرف است و زیستنم تنها گفتن است همان یک حرف اما بر سه گونه :

سخن گفتن و معلمی کردن و نوشتن

آنچه تنها مردم می پسندند سخن گفتن و آنچه هم من و هم مردم معلمی کردن و انچه خودم را راضی میکند و احساس می کنم که با آن نه کار که زندگی می کنم  نوشتن.

میلاد   , miiilaaad
میلاد - 12:07 1390/05/21
165
تقلید نه تنها با تعقل سازگار نیست ، بلکه اساسا کار عقل این است که هرگاه نمی داند ، از آنکه می داند تقلید می کند و لازمه ی عقل این است که در این جا خود را نفی نماید و عقل آگاه را جانشین خود کند.





چه قدر ایمان خوب است! چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر ! دروغ می گویند ، دروغ ، نمی فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند.
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟
اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد ؟
اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست ؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها که می خواهند معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟ 




عسل معینی , asal_87
عسل معینی - 01:45 1390/05/21
164
زندگی سخت آسان است و ما چه آسان سخت زندگی می کنیم.
(دکتر شریعتی)
میلاد   , miiilaaad
میلاد - 10:33 1390/01/25
163

دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

علی اسماعیلی , onasis_27
علی اسماعیلی - 21:02 1390/01/21
162

 نصایح بسیار زیبای زرتشت !!!! ...

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند.

میلاد   , miiilaaad
میلاد - 02:03 1390/01/18
161

انسان موجود خاصی است از پست ترین موجودات عالم خلق شده .

از خاک آفریده شده (خاک مظهر پستی است) ،

از گِل از حِمِاً مَسنون(گِل بوی ناک: لجن) ،

از صَلصال کَالفَخّار یعنی گل رسوبی خشک شده.

آدم از این آفریده شده از ماده ایکه میل به رسوب دارد ، مایل به ته نشین شدن؛ این لجن متعفن ته نشین شده ظرفِ روح خدا می شود.

بنابر این آدم مساویست با لجن به اضافه روح خدا.

روح خدا به چه معنا است؟

به معنای عالیترین و برترین ذات قابل تصور در همه وجود.

پس انسان ، هرمن ، هر فرد انسانی ، عبارت است از یک انتخاب یک تردید میان یک قطب لجنی و یک قطب روح خدایی.

فاصله یک بُعد انسان تا دیگر بعدش از منهای بی نهایت است تا به اضافه بی نهایت.

این فاصله عظیم مسیری است که انسان باید همواره طی کند.

انسان یک مهاجر دائمی است ، از لجن تا خداوند.

و کلام انٌا لله و اِنٌا اِلَیهِ راجِعون به این معناست که آدمی از منهای بی نهایت و پست ترین و پایین ترین وجود مادی باید صعود کند تا آخرین پله وجود ممکن در هستی.

و این فاصله که فاصله ای بی نهایت است و تکامل دائمی انسان را بیان می کند اسمش مذهب است و دین.

بنابر این رسالت و ماموریت سنگین انسان ، طی کردن این راه عظیم است از لجن تا خدا.

«دکتر علی شریعتی»

میلاد   , miiilaaad
میلاد - 02:00 1390/01/18
160

نمیدانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از «مریم» سخن میگفت.

گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزشهای مریم را بیان کرده اند.

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند.

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ،چهره نگاران ،پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.

اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار ، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که:

«مریم مادر عیسی است» 

   و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم.

            باز درماندم:

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر محمد(ص) است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه همسر علی است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر حسین است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر زینب است.

   باز دیدم که فاطمه نیست.

   نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه،فاطمه است»


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.