userinfo close

  ,

دغدغه های متاهلین


daghdaghehaie_motahalin

تاسیس: 16 فروردین 1389  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیریت دغدغه ها - معاونان
لطفا قبل از عضویت ظــرفـــیتتون رو ببرید بالا!...در این گــروه میتوانید آزادی را تجــربه كنید....بشـ ادامه »
لطفا قبل از عضویت ظــرفـــیتتون رو ببرید بالا!...در این گــروه میتوانید آزادی را تجــربه كنید....بشـــرط حـفظ ادب و حــــریم دیگران..لطفامنشور گروه را مطالعه بفرمایید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1138
7052
91/3/10 (17:13)
151
878
91/3/11 (03:32)
180
1354
91/3/11 (02:36)
227
1191
91/3/11 (00:56)
797
4592
91/3/11 (00:51)
1456
4485
91/3/11 (00:46)
122
277
91/3/11 (00:42)
74
548
91/3/11 (00:20)
51
225
91/3/10 (23:37)
1006
6382
91/3/10 (22:52)
1003
5273
91/3/10 (22:50)
1062
4305
91/3/10 (22:44)
1040
2874
91/3/10 (16:21)
53
293
91/3/10 (16:11)
935
5036
91/3/10 (16:02)
1157
4134
91/3/10 (15:53)
173
1194
91/3/10 (15:52)
925
4342
91/3/10 (15:42)
13
80
91/3/10 (13:13)
156
754
91/3/10 (13:12)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

انسان آگاهی آزادی , lonelyrama1

ما....ارتباط و 6 نیاز...

 (یه کم طولانیه ولی حتماً مطالعه بفرمایید)

 

چرا روابط اغلب با شکست مواجه می شوند؟

 

 

همه مون بدون شک وارد روابطی شدیم که چندان موفقت آمیز نبوده اند. تا حالا از خودمون پرسیدیم چرا؟ کجای کار می لنگید؟

 

 

آنتونی رابینز در سمینارهای خودش اغلب به 6 نیاز انسانی اشاره می کنه که هر انسان داره و باید برآورده بشند. میزان برآورده شدن این 6 نیاز از سوی طرفین درگیر در رابطه، ارتباط مستقیمی با میزان موفقیت یک رابطه داره. به این 6 نیاز دقت کنید تا ببینید در ارتباطتون چقدر از سوی طرفتون برآورده میشند و مهمتر از اون شما تا چه حد قادرید این نیازها رو برای طرف رابطه تون برآورده کنید و رضایت اون را حاصل کنید:

 

 

1. Certainty/Comfort: به زبان ساده یعنی اینکه وقتی در رابطه هستیم خیالمون راحت باشه، از بابت آینده، امنیت و .... یعنی بتونیم اتفاقات رو به طور هر چند نسبی پیش بینی کنیم تا بر اساس اونا بتونیم برنامه ریزی کنیم و زندگی رو پیش ببریم. بر همین اساس آدمهای هدفمند با ارزش هایی تثبیت شده، گزینه های بهتری برای ارتباط هستند. چون تکلیف اونا با خودشون و ما با اونا معلومه! ارتباط با آدمهایی که قلق ندارند، واقعاً سخت و گاهی غیرممکنه....

 

 

2. Variety: برعکس نیاز فوق، ما نیاز داریم گاهی ندونیم که چه اتفاقی میفته! تنوع چاشنی زندگیه. اگر حوادث همیشه قابل پیش بینی باشند زندگی کسل کننده میشه. برای اینه که آدمایی که شوخند و غیرقابل پیش بینی، اغلب جذابترند، چون این نیاز اساسی رو در ما برآورده می کنند...

 

 

3. Significance: مهم بودن، خاص جلوه کردن. این نیاز همه ماست. یک مثال بسیار ساده اینکه وقتی در بحثی نظر میدیم و چند نفر بهش ارجاع میدن یا تمجید می کنند، احساس خوبی بهمون دست میده. ما دوست داریم توی چشم طرف رابطه مون خاص باشیم، دوست داریم این احساس رو داشته باشیم که براش مهمترین آدم روی کره زمینیم  

 

 

4. Connection/Love: عشق و توجه. نیازی به توضیح هست؟ اگر بدونیم طرف ما نسبت به ما عشقی نداره، آیا یک ثانیه هم حاضریم باهاش در ارتباط باشیم. اگر هنوز هستیم یا به امید ایجاد این احساس یا با خاطره بودن این احساسه. در هر صورت یک ارتباط با عشق یک طرفه، غیرعادیه و می تونه خیلی عذاب آور باشه (یادتون نره در مورد ارتباط ازدواج صحبت می کنیم)

 

 

5. Growth: رشد! انسان مثل خود طبیعت همواره در حال تغییر و رشده. اگر یک روز احساس کنیم که هیچ تغییری در زندگیمون اتفاق نمیفته و گرفتار روزمرگی شدیم، احساس کسالت و افسردگی می کنیم. تمایل به رشد جزئی از ذات ماست.

 

 

6. Contribution: کمک به دیگران. به عنوان انسان، ما به صورت ذاتی حس نوع دوستی هم داریم. وقتی به کسی کمک می کنیم و احساس رضایتش رو می بینیم، احساس خوشایندی بهمون دست میده. برای همینه که کسانی که خودخواهی رو پیشه کردند و فقط به فکر خودشون هستند، اون احساس رضایت رو که باید و شاید از زندگی کسب نمی کنند.

 

 

خوب، اجازه بدید بر اساس این 6 نیاز ارتباطی رو که درش هستیم (یا اخیراً بودیم) تحلیل کنیم. آیا این نیازها در ما از سوی طرف رابطه مون برآورده میشه؟ سوأل مهمتر به نظر من اینه: آیا من می تونم این نیازها رو برای اون برآورده کنم که همین انتظار رو ازش داشته باشم؟

 

ارتباط وقتی به مشکل دچار میشه که ما نیازهای خودمون رو در اولویت بدونیم و این در زندگیهایی که خالی از عشقه بسیار نمود پیدا می کنه. «چرا باید از خواسته م بگذرم؟» اما در رابطه نرمالی که عشقی دوطرفه حضور داره، طرفین برای هم از خودشون می گذرند و این رابطه رو زیبا می کنه.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
خواب کوتاه , khabekootah
خواب کوتاه - 15:08 1390/08/15
98
نقل قول از : چ ا ل ش

یکی از سوألات اساسی در این زمینه اینه: نیاز به توجه «ذاتی» است یا «اکتسابی»؟

بارها کودکان چند ماهه ای رو دیدم که وقتی احساس می کنند والدین بهشون توجه نمی کنند بیقراری و گریه می کنند. کودکان و نوجوانان برای به دست آوردن توجه والدین با هم رقابت می کنند و به هم حسادت می ورزند. یکی از ناخوشایندترین احساس های عالم اینه که احساس کنی در جمعی پذیرفته نشدی....احساس طرد شدن!!

اما واقعاً نیاز به «توجه» مانند نیاز به آب، غذا، خواب و سایر نیازهای فیزیولوژیک در بدو تولد در درون هر انسان وجود داره یا اینکه انسان ها این رو «یاد می گیرند»؟




در واقع همین سوال رو من توی ایمیلم از دوستی داشتم توضیح اون خیلی پیچیده است نیاز به نوازش غریزی است و بخشی از این نوازش به شکل همون نیاز به توجه کسب میشه

در واقع زمانی که فرد از نوازش های لازم برخوردار نیست یاد میگیره که با توجه گرفتن ین نیاز رو برطرف کنه ( که البته هیچ وقت سیری پذیر نیست چون مناسب نیست )

چ ا ل ش , chal3sh
چ ا ل ش - 14:32 1390/08/15
97
یکی از سوألات اساسی در این زمینه اینه: نیاز به توجه «ذاتی» است یا «اکتسابی»؟

بارها کودکان چند ماهه ای رو دیدم که وقتی احساس می کنند والدین بهشون توجه نمی کنند بیقراری و گریه می کنند. کودکان و نوجوانان برای به دست آوردن توجه والدین با هم رقابت می کنند و به هم حسادت می ورزند. یکی از ناخوشایندترین احساس های عالم اینه که احساس کنی در جمعی پذیرفته نشدی....احساس طرد شدن!!

اما واقعاً نیاز به «توجه» مانند نیاز به آب، غذا، خواب و سایر نیازهای فیزیولوژیک در بدو تولد در درون هر انسان وجود داره یا اینکه انسان ها این رو «یاد می گیرند»؟



چ ا ل ش , chal3sh
چ ا ل ش - 13:58 1390/08/15
96

در نظرات دوستان در بحث «تحلیل رفتار متقابل» به این جملات از خانم سارا و آقای خواب برخوردم که نیاز به «توجه» رو به زیبایی مطرح کردند...«نیاز به دیده شدن»:

-----------------------------------------------------------------------------------

نقل قول از : خواب کوتاه

نقل قول از : سارا ر

سلام ...

ممنون از جناب خواب ... فكر میكنم این تمایل به نوازش منفی ... در واقع همان نیاز به دیده شده هست كه جزو نیازهای اساسی و مهم انسان هاست ... ما نیاز داریم كه توسط دیگران دیده شویم ... حالا اگر از راه های مثبت این نیاز برآورده نشد ، دست به كارهای منفی و خلاف خواهیم زد تا ... نیازمان برآورده شود و دیده شویم ... حتی ترجیح میدهیم مورد نفرت قرار بگیریم اما ... بی تفاوت از كنارمان رد نشوند ... نادیده گرفته نشویم ...


دقیقا ! آفرین ! این نیاز به توجه  اینقدر پیش میره که فرد حاضر بدترین چیز ها رو تحمل کنه و گاهی اینقدر پیچیده میشه که نگو

 در مورد این نیاز مثل بچه ای که باباش روزنامه می خونه ! بچه هی اینور اونور کی پره بابا سرگرم روزنامه و بی توجه به اونه بچه کمی سر وصدا رو بیشتر میکنه بابا اینبار یک توجه کوچلو میکنه میگیه بچه بشین ! دارم روزنامه میخونم ! بچه پیام میگیره ، که با این سر صدا توجه جلب میکنه و و مانع توجه روزنامه است ! خب سر صدا رو بیشتر میکنه حالا پدر با حالت تند و پرخاش گر میگه بچه خفه میشی یا خفت کنم ! ؟

-------------------------------------------------------------------------------------

مشکلات ما از زمانی شروع میشند که به میزان لازم و به شیوه لازم «توجه» دریافت نمی کنیم... و گاهی به سیاه چاله ای برای جلب توجه تبدیل میشیم که انگار هیچ وقت پر نمیشه... و با کوچکترین «بی توجهی» به هم می ریزیم...


چ ا ل ش , chal3sh
چ ا ل ش - 13:36 1390/08/15
95
هر چند بخش اعظمی از مباحث به خاطر حذف شدن پروفایل «انسان»، حذف شد، سعی می کنم با کمک دوستان دوباره این بحث رو احیا کنم

مبنای این بحث دو اصل زیره:

1. هر جا رنجی هست، نیازی وجود دارد که برآورده نشده است

2. هر جا نیازی هست، پاسخی در دنیای بیرون برای آن در نظر گرفته شده است (پس باید جست و یافت!)

مسایل مربوط به انسان رو میشه از ابعاد مختلف نگاه کرد و هیچ دیدگاهی نیست که به طور کامل و جامع بتونه این مفاهیم رو پوشش بده. در هر حال انسان هم جزوی از این طبیعته و از قوانین همین طبیعت پیروی می کنه، هر چند ویژگی های خاص خودش رو داره و باید به این ویژگی ها توجه بشه...

 
پریوش   , p7p
پریوش - 01:32 1390/08/15
94
نقل قول از : چ ا ل ش


مشکل انسان ببیشتر اینه که نمی دونه به کجا میخواد بره، نه اینکه نمی تونه. شما بفرمایید این شخص که تمایل هم دارد مقصد تغییرش کجاست تا بشه گفت می تونه یا نمی تونه.

(جایی نوشته بودم) برای تغییر باید بدانی:

1. چرا می خواهی تغییر کنی؟ (احساس ضرورت تغییر؛ نقطه شروع)

2. وضعیت ایده آلی که پس از تغییر به آن خواهی رسید چیست؟ (مقصد یا چشم انداز مطلوب)

3. از چه مسیری و طی چه مراحلی باید به آن وضعیت برسی؟ (نقشه مسیر)

4. امکانات و موانعت چه هستند؟

5. مهمتر از همه اینها...شاید تغییر مطلوبت به طور کامل محقق نشه، اما مهم اینه که اینقدر همت داشتی که به سوی اون قدم برداری...و این یعنی عین احساس رضایت!


حالا با توجه به موارد فوق میشه گفت این فرد، «می تونه» تغییر کنه یا خیر؟ تمایل داشتن به تنهایی کافی نیست....


به این صورت دقیق در مورد اون فرد اطلاعات ندارم....

ولی برای کمک به دوستی که رابط ماست سعی در کسب اطلاعات بیشتر خواهم کرد

ممنون از توجه و عنایت شما

چ ا ل ش , chal3sh
چ ا ل ش - 11:00 1390/08/14
93
نقل قول از : پریوش

نقل قول از : چ ا ل ش

پریوش عزیز،

در یک رابطه دو نفر حضور دارند و منافع آنها در گرو همدیگه ست. برای چنین رابطه ای چند حالت میشه متصور شد:

1.توانایی برای تغییر رو داشته باشه.
تا جایی که من میدونم تمایل رو دارد ولی توانایی رو بعید میدونم و مشکل از همینجاست که شروع میشود



مشکل انسان ببیشتر اینه که نمی دونه به کجا میخواد بره، نه اینکه نمی تونه. شما بفرمایید این شخص که تمایل هم دارد مقصد تغییرش کجاست تا بشه گفت می تونه یا نمی تونه.

(جایی نوشته بودم) برای تغییر باید بدانی:

1. چرا می خواهی تغییر کنی؟ (احساس ضرورت تغییر؛ نقطه شروع)

2. وضعیت ایده آلی که پس از تغییر به آن خواهی رسید چیست؟ (مقصد یا چشم انداز مطلوب)

3. از چه مسیری و طی چه مراحلی باید به آن وضعیت برسی؟ (نقشه مسیر)

4. امکانات و موانعت چه هستند؟

5. مهمتر از همه اینها...شاید تغییر مطلوبت به طور کامل محقق نشه، اما مهم اینه که اینقدر همت داشتی که به سوی اون قدم برداری...و این یعنی عین احساس رضایت!


حالا با توجه به موارد فوق میشه گفت این فرد، «می تونه» تغییر کنه یا خیر؟ تمایل داشتن به تنهایی کافی نیست....


پریوش   , p7p
پریوش - 23:59 1390/08/12
92
نقل قول از : چ ا ل ش

پریوش عزیز،

در یک رابطه دو نفر حضور دارند و منافع آنها در گرو همدیگه ست. برای چنین رابطه ای چند حالت میشه متصور شد:

1.توانایی برای تغییر رو داشته باشه.
تا جایی که من میدونم تمایل رو دارد ولی توانایی رو بعید میدونم و مشکل از همینجاست که شروع میشود

2


چ ا ل ش , chal3sh
چ ا ل ش - 15:20 1390/08/12
91
پریوش عزیز،

در یک رابطه دو نفر حضور دارند و منافع آنها در گرو همدیگه ست. برای چنین رابطه ای چند حالت میشه متصور شد:

1. بهبود شرایط مرد و در نتیجه بهبود کیفیت رابطه. این مستلزم اینه که مرد مشکل رو از سوی خودش بپذیره و نیاز به بهبود رو احساس کنه و تمایل و توانایی برای تغییر رو داشته باشه.

2. زن رشدی یک طرفه رو در پیش بگیره که این رابطه ای بسیار نامتوازن خواهد بود... با توجه به اینکه چند نیاز از 6 نیاز فوق در اون برآورده نخواهند شد و برآورده نشدن نیازها یعنی عدم احساس رضایت...این اغلب به حالت سوم منجر میشه، چون فاصله طرفین به لحاظ سطح رشد بیشتر و بیشتر میشه. در این حالت، گاهی حتی طرفی که رشد نمی کنه سعی می کنه مانع رشد طرفش بشه تا اون رو همسطح خودش «نگه داره»

3. جدایی

به جرأت می تونم بگم که اغلب روابط قابل ترمیم هستند، به شرط اینکه طرفین آگاهی خودشون رو در مورد رابطه بالا ببرند و البته...گذشت بیشتری از خودشون نشون بدند...


پریوش   , p7p
پریوش - 19:59 1390/07/25
90

  


یک رابطه ی حدوداً 15 ساله که به گفته ی زن از ابتداع اشتباه بوده و فقط برای نجات از شرایط بد خانه پدری بهش تن در داده...و در گذر زمان مرد هم نتوانسته شعله ی عشقی رو در دل زن بوجود بیاورد در صورتیکه  خود عاشق زن هست...


و حال  الان زنیست جوان بااستعداد و با اینده ی درخشان...و قلبی تهی از یک عشق. و وسوسه ایجاد یک امید در زندگی...دوتا فرزند....و مردی که در حد و اندازه ی ارزوهای زن نیست و نه توان پرواز بر بلندیها را دارد و نه میگذارد تا زن اوج بگیرد....


...

دوست دارم برای کمک به نجات یک رابطه دوستان  راهی را پیش روی این زن و زنهای که در شرایط مشابه قرار دارند بگذارند


پریوش   , p7p
پریوش - 01:13 1390/06/22
89
نقل قول از : انسان آگاهی آزادی

نقل قول از : انسان آگاهی آزادی


موافق؟ مخالف؟


یعنی دست گلتون درد نکنه واقعا که به .... هم حساب نکردید درخواست ما رو!



شما هم که مارو...همون حساب نکردید تا ماهم همون حسابتون نکنیم....پس یر به یر!!!

(البته بعلت چند روز نبودم هنوز از خیلی از بحث ها عقب هستم و باید بخونمشون)

مریم محمدی   , goleyakh2005z
مریم محمدی - 15:24 1390/06/21
88
انسان جان این تاپیکو من از اواسطش رسیدم و این مدتم هم خونه نبودم و نیستم تا بطور جدی مطالعه اش کنم ولی مشتاقانه منتظرم که وقتی از سفر برگشم کامل بخونم و نظرمو بنویسم میدونم بحث جالبیه برای همین نمیخوام سرسرکی بگذرم ازش و نظر الکی بدم ممنون و دستت درد نکنه

بهار آشنا , bahar5290
بهار آشنا - 00:57 1390/06/17
87
می خونم و بهره مند می شویم از نظراتتون
پریوش   , p7p
پریوش - 01:34 1390/06/8
86
میخونم و درموردش فکر میکنم
نسرین تبریزی , nasim_lopgoli
نسرین تبریزی - 15:59 1390/05/29
85
نقل قول از : بهار آشنا

ولی بعد به این نتیجه رسیدم که اگر کسی قدر محبت یا انسانیت و مهربانی کسی رو ندونست دلیل برغلط بودن اونها نیست به هر حال من که نمی تونم این رفتارها رو در خودم تغییر بدم ، اصلا دوستشون دارم با من عجین هستن ، اگه این جور نباشم دیگه خودم نیستم اونوقت احتمالا خودم دوست نخواهم داشت .
موافقمبرای خودمنم پیش اومده .زمانی که نامزد بودم



بهار آشنا , bahar5290
بهار آشنا - 00:41 1390/05/27
84

جناب انسان یواش یواش سوالها داره سخت می شه ولی من سعی می کنم جواب بدم بهشون

در مورد نیاز شماره سه، آیا برای خودتون اهمیت (ارزش) بالایی قایل بودید؟یا عاشق خودتون هستید (شماره 4)؟!

بله من خودم رو دوست دارم و به خودم اهمیت می دم ولی یه مشکل کوچولو وجود داشت در این چند سال ، اونم این که به قدری به آرامش زندگیمون اهمیت می دادم که خواست همسرم و بعد هم فرزندم رو ترجیح می دادم به خواست خودم نه به این دلیل که خودم رو دوست نداشتم یا برای خودم ارزش قائل نبودم شایدم برعکس ، نمی دونم !!! شاید نمی خواستم آرامش زندگیمون بهم بخوره بخاطر اینکه خودم راحت تر باشم واقعا نمی دونم چرا ؟ شاید از ضعفم بوده شایدم نه ، می دونید به نظرم خیلی پیچیده است راستش رو بخواهید من هنوزم از رفتارهای خودم پشیمون نیستم البته اوایل چرا بودم چون فکر می کردم من اشتباهی مرتکب شدم دنبال اشکالاتم می گشتم ولی بعد به این نتیجه رسیدم که اگر کسی قدر محبت یا انسانیت و مهربانی کسی رو ندونست دلیل برغلط بودن اونها نیست به هر حال من که نمی تونم این رفتارها رو در خودم تغییر بدم ، اصلا دوستشون دارم با من عجین هستن ، اگه این جور نباشم دیگه خودم نیستم اونوقت احتمالا خودم دوست نخواهم داشت .

خب می رسیم به این سوال که : به لحاظ مالی تا چه حد مستقل هستید؟ (شماره 1)

6 سال اول زندگی مشترک شاغل بودم و نیاز های مالی خودم قسمتی از نیازهای مالی زندگی مشترک رو تامین می کردم و اساساهر چه در آمد داشتم در طبق اخلاص تقدیم جناب شوهر می کردم تا پس انداری شود برای خرید خانه و ... ولی بعد .... دخترم که به دنیا اومد بنا به خواست پدر محترمش خانه نشین شدیم به شغل شریف خانه داری و فرزند داری مفتخر ، که خب البته با توجه به اینکه اینجانب نمی تونم خیلی بیکار باشم یه کارای کوچکی که  این مادر مهربان را از فرزند و خانه دور نکند انجام می دادم و اندک درآمد مختصری هم داشتم که در کمال صداقت عرض می کنم خانواده نیازی به آن نداشت و شاید به همین دلیل بیشتر جنبه ی سرگرمی داشت و علایق شخصی ،لازمه بگم که شخصا علا قه ی زیادی به اشتغال داشتم ولی به خواست همسرم احترام گذاشتم و یا شاید باز هم آرامش را ترجیح دادم با ایشون وارد جنگ نشدم و پرچم سفید رو بالا بردم و پذیرفتم .

تا چه حد رشد خودتون براتون مهم بود؟ (شماره 5)

آخیش رسیدیم به سوال آخر   هر کس برای رشد یه تعریفی داره که بر اساس تعریف خودم از رشد جوابتون بله می تونه باشه . من چون اهل در جا زدن نیستم و نمی تونم یه جا ثابت بایستم سعی کردم ذهنم رو فعال نگه دارم و خودم رو به یادگیری مشغول کنم و خلاصه یه جورایی ، زیاد از زمونه عقب نمونم و همیشه هم بر این اعتقادم که هر چیزی که یاد می گیریم روزی به دردمون می خوره که خوشبختانه شاید به همین دلیل هم در آینده نگرانی زیادی بابت درآمد و .. ندارم و می دونم که موفق می شم تا زندگی خودم و دخترم رو تامین کنم اگه خدا هم کمکم کنه و  پشتم رو خالی نکنه که مطمئنم نمی کنه .

 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.