| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
186
|
1601
|
90/8/27 (08:45)
|
|
||
|
|
31
|
201
|
90/7/28 (08:31)
|
|
||
|
|
174
|
649
|
90/10/13 (11:36)
|
|
||
|
|
72
|
297
|
90/8/25 (06:59)
|
|
||
|
|
14
|
78
|
91/3/10 (23:42)
|
|
||
|
|
15
|
97
|
91/3/10 (23:37)
|
|
||
|
|
171
|
622
|
91/2/25 (12:30)
|
|
||
|
|
131
|
792
|
91/1/8 (13:37)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
90/12/12 (13:51)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/10/24 (17:11)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/10/11 (11:22)
|
|
||
|
|
85
|
619
|
90/9/19 (08:00)
|
|
||
|
|
17
|
84
|
90/9/19 (07:48)
|
|
||
|
|
150
|
477
|
90/9/8 (19:56)
|
|
||
|
|
15
|
152
|
90/8/24 (20:27)
|
|
||
|
|
10
|
72
|
90/8/9 (10:49)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/8/2 (21:20)
|
|
||
|
|
23
|
79
|
90/7/28 (08:27)
|
|
||
|
|
15
|
81
|
90/7/25 (09:30)
|
|
||
|
|
17
|
153
|
90/6/25 (13:16)
|
|

با درود به دوستان گرامی
تاریخ ایران باستان(2جلد) نوشته سرپرسی ساكس یكی از منابع مهم در تاریخ ایران

شادكام باشید وباخرد
با درود به دوستان گرامی
در طی چند روز آینده سعی خواهم كرد با معرفی یك كتاب از جمله منابع تاریخ ایران(پس از اسلام و پیش از اسلام) توضیحات و شرحیاتی در رابطه با مطالب اون كتاب خدمت اعضای گرامی و از جمله آن دسته از عزیزانی كه علاقه به مطالعه و آشنایی بیشتر از تاریخ ایران باستان دارند ارائه نمایم. به این امید كه مورد قبول و استفاده دیگر عزیزان قرار گیرد.
شادكام باشید وباخرد
خلاصه :
عصر هخامنشیان بی گمان یکی از مهم ترین ، سرنوشت سازترین ، و پیچیده ترین برهه های تاریخ ایران است. دانسته های ما از این دوران بر منابعی پرشمار، اما بسیار پراکنده استوار است، که هر یک از وجههی و مبتنی بر پس زمینه هایی، آگاهیی هایی را درباره ی تاریخ هخامنشیان ارائه می دهند. اما دریغ که سهم منابع بومی (مشخصا پارسی) در این امر بسیار اندک است ، چرا که عمیمی و همگانی نبودن فن نگارش و کتابت در میان ایرانیان باستان و نیز آسیب های ناشی از تاراج های پیاپی این سرزمین ، موجب برجای ماندن آثار مکتوب کم شماری از ایران باستان شده است. اگر چه گوناگونی و پراکندگی منابع موجود ( اعم از آثار نویسندگانی یونانی، اسناد دیوانی تخت جمشید، اسناد تجاری، معاهداتی و معاملاتی بابلی ، کتیبه های شاهانه ی هخامنشی ، اشارات عهد عتیق ، و ...) مانع از ارائه ی تصویری کامل و فراگیر و رسا از جوانب مختلف تاریخ هخامنشیان (یعنی سیاست ، جامعه، دین ، اقتصاد، و ...) می شود و گوشه های همچنان تاریک و ناشناخته ای را در دنیای پهناور هخامنشیان به جای می گذارد، اما با کنار هم نهادن همه ی این اسناد و تلاش برای تکمیل و تصحیح انتقادی و خرد گرایانه ی منابع شرقی با منابع غربی، و عکس آن، می توان همین گوشه ها و زوایای تاریک و ناشناخته را نیز تا حدی روشن ساخت. پیداست که اتکا و اعتنای بیش از حد و نامعقول به یک گروه از اسناد (مثلا مدارک یونانی) موجب گمراهی مورخ و سوق یافتن او به استنتاج هایی دور از حقیقت ، جانب دارانه و حتا مغرضانه می شود.
اما از سوی دیگر ، در ایران باستان، مرز باریکی میان تاریخ و اسطوره وجود داشته است. در این اعصار ، چه بسیار اسطوره ایی که به تاریخ مبدل گردیده و چه بسیار تواریخی که به اسطوره تبدیل شده اند. بنا بر این مورخ ناگزیر است برای یافتن گمشده های تاریخی در هزاتوی اساطیر ، و هم برای درک چند و چون دگردیسی تاریخ و اسطوره به یکدیگر ، به پژوهش در اسطوره های ایران نیز بپردازد.
تا چندن دهه پیش شیوه مورخان غربی در بررسی تاریخ هخامنشیان تنها بازگویی روایات نویسندگان کلاسیک یونانی و پذیرش کمابیش کامل و دربست آنها بدون توجه به انگیزه ها و اغراض راویان آنها و نیز فهم و تحلیل رویدادها و مناسبات تاریخی آن دوران بر مبنای تئوری ها و ایدئولوژی های جدید بوده است. متاسفانه شماری از نویسندگان داخلی نیز با پیروی نسنجیده از تالیفات یونانی گرایانه و ایدئولوژیک یکسره بی اعتبار ، و یا با تکرار افسانه های تاریخی باستان پرستانه گاه از این سوی بام فرو افتاده اند و گاه از آن سوی بام.
اما از دهه هزار و نهصد و هشتاد میلادی به بعد پژوهشگران تاریخ ایران به بازنگری در مبانی پژوهشی و روش شناختی خود کوشیدند یکسو نگری و جانب داری را در بهره گیری از منابع تاریخی به کنار نهادند و در مقابل با استفاده افزون تر از منابع شرقی (میان رودانی ـ ایرانی) و تحلیل رویدادهای تاریخی با اتکا به جهان بینی شرقی و اصول هرمنوتیک (یعنی بررسی و فهم رویدادهای تاریخی در چهارچوب زمانی ـ مکانی خود) تاریخ هخامنشیان را از نو تدوین و بررسی کنند.
انتشار کتابهای پیشرو و درخشانی چون مجموعه تاریخ هخامنشی (ویراسته هلن سانسینی ـ ویردنبورگ و دیگران ، لیدن ، 1987 به بعد ) تاریخ امپراتوری پارس از کورش تا اسکندر (نوشته پیربرایان ، پاریس ، 1996) و تداوم امپراتوری آشور ـ ماد ـ پارس ، (ویراسته جووانی لنفرانچی و دیگران پادوا ، 2003) بی گمان تاثیر کلانی را در بست و تثبیت این روش شناسی جدید داشته است. نویسنده کتاب حاضر نیز کوشیده است بر مبنای این چشم انداز به تازگی گشوده شده ، به گونه ای روش مند و ناقدانه و با اتکا به اسناد دسته اول تاریخی ابعاد و زوایای کمتر شناخته شده یا ناشناخته ی تاریخ هخامنشیان (اعم از شخصیت ها ، ساختار ها و نهاد ها) چه در قالب پژوهش های منفرد و چه با ترجمه مقالات مناسب روشن و آشکار سازد.
امید است این اثر که نخستین کتاب از مجموعه پژوهش های است که درباره تاریخ و فرهنگ عصر هخامنشی منتشر خواهد شد، دانسته های بسنده و روشنگرایانه ای را در اختیار علاقه مندان و پژوهشگران تاریخ ایران قرار دهد.
با درود به دوستان گرامی
دوست گرامی جناب رضا این كتابی رو كه نام بردید از نظر آكادمیك و صحت روایات معتبر نیست!!
دوستان در معرفی منابع لطفا دقت نمایند، برخی منابع كه این روزها زیاد هم نشر و بازچاپ میشه به هیچ عنوان منبع معتبر و تحقیقی به حساب نیم آیند. اكثرا به شیوه داستان وار و برای كشش بیشتر و جذب خواننده یك مشت افسانه های حماسی و عشقی رو با روایات معتبر و غیر معتبر در هم می آمیزند تا باعث جذب خوانندگان گردند.
از جمله نویسندگان غربی ((هارلد لمپ و جناب شاندر)) هستند كه در مراجعه به تالیفاتشون حتما باید با احتیاط برخورد شود.
یكی از منابع تحقیقی كه در حدود سال1349 توسط زنده یا پرفسور شاپور شهبازی(هخامنشی شناس نامی) تالیف گردیده جهانداری كورش بزرگ می باشد كه تا زمان حال جزو منابع بسیار مفید و تحقیقی می باشد.
متاسفانه این منبع چون قبل از انقلاب چاپ گردیده تجدید چاپ اون ممنوع گردید و تنها در سال87 انتشارات كتاب همین كتاب رو با نام(كورش كبیر) مجددا چاپ نمود، با مطابقت دادن این دو كتاب مشخص شد كه هیچ دخل و تصرفی در مطالب آن صورت نگرفته بجز در پایان كتاب چاپ 49 تمامی منابع انگلیسی معرفی شدئه ولی در چاپ جدید برخی از منابع رو معرفی نموده.
در هر صورت برای دوستانی كه تنها مایلند نظرات زنده یاد شهبازی رو مطالعه نمایند این منبع یك منبع بسیار مفید محسوب می گردد چون بر اساس آكادمیك و كاملا تحقیقی تالیف گردیده.

یك منبع دیگه نیز وجود داره كه نوشته سبكتگین سالور می باشد(بنیادشاهنشاهی ایران) متاسفانه این كتاب در تاریخ 1340 بچاپ رسید و شخصاچاپ مجدد اون رو توی بازار كتاب ندیدم.
توصیه می كنم حتما این منبع رو حتی اگر شده از كتابخانه فراهم نمایید و مطالعه كنید.موضوع كتاب در رباطه با حكومت كورش بزرگ و دوران پادشاهی هخامنشیان می باشد.

برای اطلاع از دیگر منابع تاریخ ایران دوستان می توانند به آلبوم پروفایلم مراجعه نمایند.
شادكام باشید وباخرد
كتاب و كتابخانه در ایران باستان
نماینده داریوش شاه در مصر میگوید:«….به كتابخانهها كتاب دادم و جوانان را بدانها داخل كردم….»
ابومعشر (بلخی) منجم نیز چنین می گوید:
پادشاهان ایران بیاندازه به حفظ و نگاهداری دانشهای بشری توجه و علاقه مبذول میداشتند و به همین منظور برای نگاهداری آنها از گزند حوادث و آفات سماوی و ارضی اوراقی برگزیدند كه در برابر گذشت زمان ایستادگی میكرد و از عفونت و پوسیدگی مصون میماند. این اوراق پوست درخت خدنگ بود كه آن را توز مینامیدند.
مردم كشورهای هندوستان و چین و همچنین دیگر كشورهای مجاور ایران زمین از ایشان در این كار پیرویكردند و توز را برای نوشتن برگزیدند، پوست خدنگ بسیار نرم و انعطافپذیر بوده ضمناً محكم و بادوام است و میتواند سالیان دراز پایدار بماند و از همین رهگذر است كه آن را در وتر كمان هم بكار میبرند.
پادشاهان ایران پس از اینكه دانشهای گوناگون را بر روی پوست توز نوشتند، پی جوی آن شدند كه در روی زمین شهری و مكانی بیابند كه خاك آن به زودی فاسد نشود و زلزلهخیز نباشد و از خسوف بركنار بماند، این بود كه، پس از جستجوی فراوان سرانجام در زیر آسمان شهری كه واجد این خصوصیات بود یافتند و آن شهر اصفهان بود، و در اصفهان نیز، بخشی بهتر و پسندیدهتر از بخش جی برای تأمین این منظور بنظر نیامد.
از نوشتههای ابومعشر بلخی و ابن ندیم و حمزه اصفهانی میتوانیم نتیجهگیری كنیم كه:
در دوران هخامنشیان و حتی قبل از ایشان در ایران كتابخانههایی به منظور حفظ افكار و اندیشه دانشمندان وجود داشته و این كتابخانهها در اختیار بخردان و دانایان و دانشپژوهان قرار میگرفته است.
با بدست آمدن لوحهای گلی در كاخآپادانا كه نشانهایست از كتابخانه شاهنشاهی هخامنشی و توجه به مطالبی كه مورخان درباره ترجمه آثار ایرانی وسیله اسكندر مقدونی و نقل آنها به كتابخانههای اسكندریه نوشتهاند همه موید اینست كه در زمان هخامنشیان در ایران كتابخانههای بزرگ وجود داشته است.
بنابر اسنادی كه بدست آمده است بطور قطع و یقین در زمان پادشاهی داریوش بزرگ در شوش دانشگاهی عظیم برپا بوده است كه بعدها این دانشگاه ویران شده و سپس در زمان پادشاهی انوشیروان بار دیگر احیا گردیده است، مستند ما در این مورد توجه به نوشتهایست كه در زیر پایه تندیس (مجسمه) اوزاهاریس نیتی2 وجود دارد.
اوزاهاریس نیتی در زمان كمبوجیه از مصر به ایران آمده لیكن داریوش بزرگ بار دیگر او را به مصر میفرستد و به او مأموریت میدهد كه معبد نیت را بسازد و در مصر به كتابخانهها كتاب بدهد، اینك ترجمه مطالبی را كه در زیر مجسمه مذكور نوشته شده است:
«شاهنشاه، پادشاه مصر بالا و پائین، داریوش شاه، به من فرمان داد كه به مصر بازگردم، او كه در این هنگام پادشاه بزرگ مصر و كشورهای دیگر است، در عیلام بسر میبرد، مأموریت من این بود كه، ساختمان پر آنخا «قسمتی از معبد نیت» را كه ویران شده بود بسازم، آسیائیان، مرا از كشوری به كشور دیگر بردند تا آنچنانكه فرمان شاهنشاه بود به مصر رسانیدند، به اراده شاهنشاه رفتار كردم به كتابخانهها كتاب دادم و جوانان را بدانها داخل كردم و آنها را به مردان آزموده سپردم و برای هر یك چیزی سودمند و ابزار كارهای لازم برابر آنچه در كتابهایشان آمده بود ساختم و فراهم آوردم، این چنین بود فرمان شاهنشاه زیرا، او سود و بهره دانش پزشكی را میدانست و میخواست جان بیماران را از مرگ و بیماری رهایی بخشد».
اوزاهاریس نیتی متذكر است كه: «به اراده شاهنشاه رفتار كردم، به كتابخانهها كتاب دادم و جوانان را در آنها داخل كردم و آنها را به مردان آزموده سپردم» این گفته او میتواند از روش كار كتابخانههای دوران هخامنشی برای ما نمونهای گویا و روشن بدست داده و نشان دهد كه در ایران دوران هخامنشی به خصوص هنگام پادشاهی داریوش بزرگ جوانان را به كتابخانهها میسپردند تا در آنجا با سرپرستی مردان كارآزموده و دانشپژوه به تحقیق و مطالعه آثار برگزیدگان و فراگرفتن دانشهای گوناگون بپردازند و كتابخانهها نیز برای استفاده عامه مردم بوده است.
اطلاعات ناچیز و مختصری كه از فرهنگ و ادب دوران هخامنشی بدست ما رسیده است میتواند مبین این حقیقت باشد كه در دوران درخشان تمدن هخامنشی كشور پهناور ایران (ایرانشهر) مركز دانش و فرهنگ و هنر جهان آن روز بوده است و این تمدن درخشان تا هجوم اسكندر كجستك در سراسر آسیای میانه و شمال آفریقا پرتو افشانی میكرده است و در این دوران، در شهرهای بزرگ ایران شهر كتابخانهها و دانشگاهها وجود داشته و جوانان را به فرا گرفتن دانشهای سودمند راهبری و راهنمایی میكردهاند.
اسكندر مقدونی پس از دست یافتن به گنجینههای هخامنشی با خشم و نفرتی فراوان كه راییده حسد و بغض او بود بنا بود آثار گرانقدر هنر و ادبی ایران پرداخت و این وقایع شرمآور و ننگین آنچنان در جهان آن روز منعكس شد كه مورخان یونانی نیز نتوانستند آنرا به فراموشی بسپارند و ندیده انگارند و منكر شوند.
انگیزه اسكندر در نقل آثار ادبی و علمی ایران به اسكندریه و نابود ساختن و سوزاندن كتابخانههای ایران از آنجا سرچشمه میگرفت كه به اعتراف مورخان یونانی تمدن خیره كننده هخامنشی او را گیج و مبهوت ساخته بود و نمیتوانست آن همه جلال و شكوه و ادب و فرهنگ و هنر پیشرفته را ببیند و تحمل خواری و زبونی كند، اسكندر و همراهانش خود را غالب میپنداشتند، لیكن آنگاه كه با تمدن و فرهنگ و هنر ایران تلاقی كردند خود را مغلوب دیدند و برای محو آن آثار به منظور تخفیف در خفت و خواری بنابودی و پراكندگی آن آثار دست یازیدند.
منبع:
فرهنگ و مردم اردیبهشت 1354 شمسی
.jpg)
محمدعلی جمالزاده (زادهٔ 1274، درگذشتهٔ 17 آبان 1376) نویسنده معاصر ایرانی و از پیشگامان سادهنویسی فارسی بود.
در سال 1274 خورشیدی در خانوادهای مذهبی در اصفهان بدنیا آمد. وی فرزند سید جمالالدین واعظ اصفهانی بود. در سیزده سالگی برای تحصیل به بیروت رفت.
او نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه ایرانی را تحت عنوان یکی بود، یکی نبود در سال 1300 خورشیدی در برلین منتشر ساخت. به همین خاطر وی را آغازگر سبک واقعگرایی در نثر معاصر فارسی دانستهاند.
داستانهای وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز، و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است.
وی در سال 1376 در ژنو درگذشت.
محمدعلی جمالزاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی میدانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شدهاست، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی میشمارند. این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار میرفت. به علاوه، مقدمهٔ جمالزاده بر کتاب یکی بود یکی نبود، سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمالزاده مواکداً بیان میکند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسائل و واقعیتهای اجتماعی است.
نمیدونم این بحث رویه خاص خودش رو داره ؟ ولی من میخواستم اگر كتابهایی در مورد تاریخ اسلام بخصوص وضعیت اعراب در قبل و بعد اسلام معرفی كنید

نمیدونم این بحث رویه خاص خودش رو داره ؟ ولی من میخواستم اگر كتابهایی در مورد تاریخ اسلام بخصوص وضعیت اعراب در قبل و بعد اسلام معرفی كنید

نمیدونم این بحث رویه خاص خودش رو داره ؟ ولی من میخواستم اگر كتابهایی در مورد تاریخ اسلام بخصوص وضعیت اعراب در قبل و بعد اسلام معرفی كنید
http://www.ebookpars.com/ebooks/ebooks/hafez.pdf
باستان شناسی ایران باستان
اثر باستان شناس و محقق نامی : لوئی واندنبرگ