| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1733
|
8348
|
87/7/23 (07:27)
|
|
||
|
|
1524
|
44164
|
87/7/22 (20:57)
|
|
||
|
|
86
|
1505
|
87/7/22 (20:35)
|
|
||
|
|
178
|
1859
|
87/7/19 (11:38)
|
|
||
|
|
96
|
3276
|
87/7/18 (21:51)
|
|
||
|
|
147
|
2554
|
87/7/23 (01:38)
|
|
||
|
|
524
|
1358
|
87/7/23 (01:31)
|
|
||
|
|
596
|
4902
|
87/7/22 (23:19)
|
|
||
|
|
571
|
3783
|
87/7/18 (11:43)
|
|
||
|
|
278
|
13004
|
87/7/16 (16:39)
|
|
عنوان بحثجملات زیبـــــاااااا 15 فروردین 86 - 05:49 | |
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به گوش
| |
1524 22 مهر 1387 ساعت 20:57 | |
نقل قول از : l-lE@l!El-l پروانه ی من در تور عنکبوتی گرفتار است که سیر است نه میتواند پرواز کند نه بمیرد ...
|
1523 22 مهر 1387 ساعت 16:49 | ||
نقل قول از : ( Shima )
خیلی خیلی قشنگ بود ![]() ![]() ![]() |
1522 20 مهر 1387 ساعت 19:16 | |
در هر سفری ، هم طوفان هست ، هم آرامش . |
1521 19 مهر 1387 ساعت 20:32 | |
زندگی خانه ایست با سه در جداگانه: زادن ،دل سپردن ومردن تنها زمانی میتوانیم به خانه زندگی پا گذاریم که از هر سه در گذر کنیم. |
1520 19 مهر 1387 ساعت 20:20 | |
فدای مهربونی همتون |
1519 18 مهر 1387 ساعت 19:48 | |
پروانه ی من در تور عنکبوتی گرفتار است که سیر است نه میتواند پرواز کند نه بمیرد ... |
1518 18 مهر 1387 ساعت 12:27 | |
رودها در جاری شدن
|
1517 17 مهر 1387 ساعت 22:30 | ||
|
1516 16 مهر 1387 ساعت 16:37 | |
زندگی مثل دوچرخه سواری است، اگر انسان حركت نكند تعادلش را از دست میدهد. |
1515 16 مهر 1387 ساعت 16:17 | |
نقل قول از : mahdi amirzade انسان گاهگاهی خود را فراموش میکند، فراموش میکند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان، که در مقابل عالم و زمان، کوچک و ناچیز و آسیبپذیر است، فراموش میکند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمیپاید، فراموش میکند که جسم مادی او نمیتواند با روح او همپرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و قدرت میکند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود، بیخبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود، به پیش میتازد و از هیچ ظلم و ستمی روگردان نمیشود. اما درد آدمی را به خود میآورد، حقیقت وجود او را به آدمی میفهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درک میکند، و دست از غرور کبریایی برمیدارد، و معنی خودخواهی و مصلحتطلبی و غرور را میفهمد و آن را توجیه میکند.
بسیار زیبا بود... |
1514 16 مهر 1387 ساعت 16:16 | |
تفکر انسان مانند یک چتر نجات می باشد ... تنها زمانی می تواند کار کند که باز باشد |
1513 16 مهر 1387 ساعت 11:26 | |
انسان گاهگاهی خود را فراموش میکند، فراموش میکند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان، که در مقابل عالم و زمان، کوچک و ناچیز و آسیبپذیر است، فراموش میکند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمیپاید، فراموش میکند که جسم مادی او نمیتواند با روح او همپرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و قدرت میکند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود، بیخبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود، به پیش میتازد و از هیچ ظلم و ستمی روگردان نمیشود. اما درد آدمی را به خود میآورد، حقیقت وجود او را به آدمی میفهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درک میکند، و دست از غرور کبریایی برمیدارد، و معنی خودخواهی و مصلحتطلبی و غرور را میفهمد و آن را توجیه میکند.
|
1512 15 مهر 1387 ساعت 09:25 | |
حاصاضرب توان در ادعا مقداری ثابت است. هرچه توان انسان كمتر باشد، ادعای او بیشتر است و هرچه توان انسان بیشتر شود، ادعایش كمتر می گردد. |
1511 14 مهر 1387 ساعت 23:02 | |
بین انسان ها چیزی نیست جز دیوارهای خود ساخته |
1510 13 مهر 1387 ساعت 08:05 | |
به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد .......... *دانته*
|






















