نام کلوب :درمان با قرآن
نام انگلیسی : cure_with_koran
تاسیس : 11 آذر 1384
185 عضو ، 44 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

درمان با قرآن

__
عنوان بحث
ادامه تفسیر سوره ها
30 مرداد 85 - 07:11

( 53 ) سوره فاطر این سوره در مكه نازل شده و 45 آیه است

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 160

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 161

محتواى سوره فاطر :

این سوره كه گاه سوره فاطر و گاه سوره ملائكه نامیده شده ( به خاطر سر آغاز آن كه با عنوان فاطر و ملائكه شروع مى شود ) از سوره هاى مكى است ، هر چند بعضى دو آیه آنرا استثنا كرده و مدنى شمرده اند ( آیات 29 و 32 ) ولى هیچ دلیل روشنى بر این استثناء در دست نیست .

و از آنجا كه این سوره مكى است محتواى عمومى سوره هاى مكى یعنى سخن از مبداء و معاد و مبارزه با شرك ، و دعوت رسالت انبیا ، و ذكر نعمتهاى پروردگار و سرنوشت مجرمان در روز جزا در آن كاملا منعكس است .

آیات این سوره را در پنج بخش مى توان خلاصه كرد .

1 - بخش مهمى از آیات این سوره پیرامون نشانه هاى عظمت خداوند در عالم هستى و دلائل توحید سخن مى گوید .

2 - بخش دیگرى از آن از ربوبیت پروردگار و تدبیر او نسبت به عموم جهان و خصوص انسان و خالقیت و رازقیت او و آفرینش انسان از خاك و مراحل تكامل او بحث مى كند .

3 - بخش دیگر پیرامون معاد و نتائج اعمال در آخرت ، و رحمت گسترده الهى در این جهان ، و سنت تخلف ناپذیر او در باره مستكبران است .

4 - قسمتى از آیات آن نیز اشاره به مساله رهبرى انبیا و مبارزه پى گیر و مستمرشان با دشمنان لجوج و سرسخت و دلدارى پیامبر اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) در این زمینه مى باشد .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 162

5 - سرانجام بخشى از آن بیان مواعظ و اندرزهاى الهى در زمینه هاى مختلف است كه مكمل بحثهاى گذشته مى باشد .

بعضى از مفسران تمام این سوره را در یك حلقه خلاصه كرده اند و آن مساله قاهریت خداوند در تمام زمینه هاست .

این سخن گرچه با توجه به قسمت قابل توجهى از آیات سوره متناسب به نظر مى رسد ، ولى در عین حال وجود بخشهاى مختلف دیگر را در این سوره نمى توان انكار كرد .

 

فضیلت این سوره :

در حدیثى از پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) آمده است : من قراء سورة الملائكه دعته یوم القیامة ثلاثه ابواب من الجنة ان ادخل من اى الابواب شئت ! : هر كس سوره فاطر را بخواند در روز قیامت سه در از درهاى بهشت او را به سوى خود دعوت مى كند كه از هر كدام مى خواهى وارد شو ! .

با توجه به اینكه مى دانیم درهاى بهشت همان عقائد و اعمال صالحى است كه سبب وصول به بهشت مى شود ، همانگونه كه در بعضى از روایات درى به عنوان باب المجاهدین یا مانند آن ذكر شده ممكن است این روایت اشاره به ابواب سه گانه اعتقاد به توحید ، معاد و رسالت پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) باشد .

در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم : دو سوره در قرآن مجید ( پشت سر هم قرار دارد ) سوره سبا و سوره فاطر كه با الحمد لله آغاز مى شود ، هر كسى آنها را در شب بخواند خدا او را در كنف حمایت خود حفظ مى كند ،

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 163

و هر كس در روز بخواند ناراحتى به او نمى رسد ، و آنقدر خدا خیر دنیا و آخرت به او مى بخشد كه بر قلب كسى خطور نكرده ، و آرزوى كسى به آن نرسیده است .

چنانكه قبلا هم گفته ایم قرآن برنامه عمل است ، و تلاوت آن سر آغازى است براى تفكر و ایمان ، و آن نیز وسیله اى است براى عمل به محتواى آن و این همه پاداشهاى عظیم نیز از همینجا و با همین شرائط تحقق مى یابد ( دقت كنید ) .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 164

سورة فاطر

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الحَْمْدُ للَّهِ فَاطِرِ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَئكَةِ رُسلاً أُولى أَجْنِحَة مَّثْنى وَ ثُلَث وَ رُبَعَ یَزِیدُ فى الخَْلْقِ مَا یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كلِّ شىْء قَدِیرٌ(1) مَّا یَفْتَح اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَة فَلا مُمْسِك لَهَا وَ مَا یُمْسِك فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْكِیمُ(2) یَأَیهَا النَّاس اذْكُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَیْكمْ هَلْ مِنْ خَلِق غَیرُ اللَّهِ یَرْزُقُكُم مِّنَ السمَاءِ وَ الأَرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنى تُؤْفَكُونَ(3)

ترجمه :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 - ستایش مخصوص خداوندى است كه آفریننده آسمانها و زمین است ، خداوندى كه فرشتگان را رسولانى قرار داد كه صاحب بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه اند او هر چه بخواهد در آفرینش مى افزاید ، او بر هر چیزى قادر است .

2 - خداوند هر رحمتى را به روى مردم بگشاید كسى نمى تواند جلو آن را بگیرد ، و هر چه

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 165

را امساك كند كسى غیر از او قادر به فرستادن آن نیست ، و او عزیز و حكیم است .

3 - اى مردم ! به یاد آورید نعمت خدا را بر شما ، آیا خالقى غیر از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمین روزى دهد ؟ هیچ معبودى جز او نیست ، با این حال چگونه به سوى باطل منحرف مى شوید .

 

تفسیر :

 

گشاینده درهاى بسته او است !

آغاز این سوره - مانند سوره هاى حمد و سبا و كهف - با حمد پروردگار شروع مى شود ، حمد و ستایش او به خاطر آفرینش جهان پهناور هستى مى فرماید : حمد مخصوص خداوندى است كه خالق آسمانها و زمین است ، و همه نعمتها و مواهب هستى از وجود ذیجود او سرچشمه مى گیرد ( الحمد لله فاطر السموات و الارض ) .

فاطر از ماده فطور در اصل به معنى شكافتن است ، و از آنجا كه آفرینش موجودات همانند شكافته شدن ظلمت عدم ، و بیرون آمدن نور هستى است ، این تعبیر در مورد خلقت و آفرینش به كار مى رود ، مخصوصا با توجه به علوم روز كه مى گوید مجموعه عالم هستى در آغاز توده واحدى بوده كه تدریجا شكافته شده ، و بخشهائى از آن جدا گردیده ، اطلاق كلمه فاطر بر ذات پاك خداوند مفهوم تازه تر و روشنترى به خود مى گیرد .

آرى او را به خاطر خالقیتش حمد و سپاس مى گوئیم ، چرا كه هر چه هست از ناحیه اوست و هیچكس جز او چیزى از خود ندارد .

و از آنجا كه تدبیر این عالم از سوى پروردگار - به حكم اینكه عالم ، عالم اسباب است - بر عهده فرشتگان گذارده شده ، بلافاصله از آفرینش آنها و قدرتهاى عظیمى كه پروردگار در اختیارشان گذارده سخن مى گوید .

خداوندى كه فرشتگان را رسولانى قرار داد كه داراى بالهاى دو گانه و سه گانه

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 166

و چهار گانه اند ( جاعل الملائكة رسلا اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع ) .

سپس مى افزاید : خداوند هر چه بخواهد در آفرینش مى افزاید چرا كه او بر هر چیزى قادر و توانا است ( یزید فى الخلق ما یشاء ان الله على كل شىء قدیر ) .

در اینجا سه سؤال مطرح است نخست اینكه رسالت ملائكه و فرشتگان كه در آیه فوق آمده در چه چیز است ؟ آیا رسالت تشریعى است ؟ ، یعنى همان پیام آوردن از سوى خدا براى انبیا ، یا رسالت تكوینى است ؟ یعنى به عهده گرفتن ماموریتهاى مختلف در جهان آفرینش ، چنانكه در بحث نكات به آن اشاره خواهد شد ، و یا هر دو جهت است ؟ با توجه به اینكه در جمله قبل سخن از آفرینش آسمانها و زمین بود ، و در جمله مورد بحث سخن از بالهاى متعدد فرشتگان است كه نشانه هاى قدرت آنهاست ، و نیز با توجه به اینكه عنوان رسالت را براى همه فرشتگان قائل شده ( توجه داشته باشید كه الملائكه جمعى است كه با الف و لام همراه است و معنى عموم مى دهد ) چنین به نظر مى رسد كه رسالت در اینجا در معنى وسیع و گسترده اى به كار رفته كه هم رسالت تشریعى را شامل مى شود و هم رسالت تكوینى را .

اطلاق رسالت بر رسالت تشریعى و آوردن پیام وحى به انبیاء در قرآن فراوان است ، ولى اطلاق آن بر رسالت تكوینى نیز كم نیست .

در آیه 21 سوره یونس مى خوانیم : ان ارسلنا یكتبون ما تمكرون : رسولان ما ( فرشتگان ما ) مكرهاى شما را مى نویسند .

و در آیه 61 انعام مى خوانیم : حتى اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا : تا زمانى كه مرگ یكى از شما فرا رسد رسولان ما قبض روح او مى كنند .

در آیه 31 سوره عنكبوت در مورد فرشتگانى كه مامور در هم كوبیدن سرزمین قوم لوط بودند آمده است : و لما جائت رسلنا ابراهیم بالبشرى

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 167

قالوا انا مهلكوا اهل هذه القریة ان اهلها كانوا ظالمین : هنگامى كه رسولان ما نزد ابراهیم آمدند گفتند ما اهل این آبادى را هلاك خواهیم كرد چرا كه مردمى ستمگرند .

در آیات دیگر قرآن نیز مى بینیم ماموریتهاى مختلفى بر عهده فرشتگان گذاشته شده كه رسالتهاى آنها محسوب مى شود بنا بر این رسالت مفهوم وسیعى دارد .

دیگر اینكه منظور از بالهاى فرشتگان آن هم بالهاى دو گانه و سه گانه و چهار گانه چیست ؟ بعید نیست منظور از بال و پر در اینجا قدرت جولان و توانائى بر فعالیت بوده باشد كه بعضى از آنها نسبت به بعضى برتر و داراى توانائى بیشترند .

و لذا براى آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده كه بعضى داراى چهار بال ( مثنى - دو دو ) و بعضى داراى شش بال و بعضى داراى هشت بالند .

اجنحه جمع جناح ( بر وزن جمال ) به معنى بال پرندگان است كه همانند دست براى انسان مى باشد ، و از آنجا كه بال وسیله نقل و انتقال پرندگان و حركت و فعالیت آنها است گاهى این كلمه در فارسى یا در عربى به عنوان كنایه از وسیله حركت و اعمال قدرت و توانائى به كار مى رود ، مثلا گفته مى شود فلان كس بال و پرش سوخته شد كنایه از اینكه نیروى حركت و توانائى از او سلب گردید ، یا فلان كس را زیر بال و پر خود گرفت ، یا انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز كند ، و امثال این تعبیرات كه همگى بیانگر معنى كنائى این كلمه است .

در موارد دیگر نیز تعبیراتى مانند عرش و كرسى و لوح و قلم دیده مى شود كه معمولا توجه به مفاهیم معنوى آنها است نه جسم مادى آن .

البته بدون قرینه نمى توان الفاظ قرآنى را بر غیر معانى ظاهرى آنها حمل كرد ، اما در آنجا كه پاى قرائن روشن در كار است مشكلى ایجاد نمى شود .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 168

در بعضى از روایات آمده است : جبرئیل ( پیك وحى خداوند ) ششصد بال دارد ! و هنگامى كه با این حالت پیامبر اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) را ملاقات كرد ما بین زمین و آسمان را پر كرده بود ! .

یا اینكه خداوند فرشته اى دارد كه ما بین نرمى گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده اى ( تیز پرواز ) است ! .

یا اینكه در نهج البلاغه هنگامى كه سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در میان است ، مى فرماید : و منهم الثابتة فى الارضین السفلى اقدامهم ، و المارقة من السماء العلیا اعناقهم ، و الخارجة من الاقطار اركانهم ، و المناسبة لقوائم العرش اكتافهم : بعضى از فرشتگان چنان عظمت دارند كه پاهایشان در طبقات پائین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر ، اركان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه هایشان براى حمل عرش پروردگار متناسب است ! .

پیدا است كه این گونه تعبیرات را بر جنبه هاى جسمانى مادى نمى توان حمل كرد ، بلكه بیانگر عظمت معنوى و ابعاد قدرت آنها است .

اصولا مى دانیم بال تنها براى حركت در جو زمین به كار مى خورد ، چرا كه اطراف كره زمین را هواى فشرده گرفته ، و پرندگان به وسیله بالشان روى امواج هوا قرار مى گیرند ، و مى توانند بالا و پائین بروند ، ولى از محیط جو زمین كه خارج شویم در آنجا كه هوا نیست بال كوچكترین تاثیرى براى حركت ندارد ، و از این نظیر درست مانند سائر اعضاء مى باشد .

از این گذشته فرشته اى كه پاهاى او در اعماق زمین و سر او از برترین آسمان بالاتر است نیازى به پرواز جسمانى ندارد !

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 169

بحث در اینكه فرشته جسم لطیف است یا از مجردات بحث دیگرى است كه در نكات به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد ، فعلا منظور آن است كه بدانیم بال و پر آنها وسیله فعالیت و حركت و قدرت است كه قرائن فوق براى این هدف به قدر كافى گویا است ، همانگونه كه در بحث عرش و كرسى گفتیم این دو كلمه گرچه به معنى تختهاى پایه بلند و پایه كوتاه است اما مسلما منظور از آن قدرت پروردگار در ابعاد مختلف جهان مى باشد .

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) آمده است : الملائكه لا یاكلون و لا یشربون و لا ینكحون ، و انما یعیشون بنسیم العرش : فرشتگان نه غذا مى خورند و نه آب مى نوشند و نه ازدواج مى كنند ، آنها تنها با نسیم عرش زنده اند ! ؟ و ( 2 ) .

سومین سؤال این است كه آیا جمله یزید فى الخلق ما یشاء : هر چه بخواهد بر آفرینش خود مى افزاید اشاره به افزایش بال و پر فرشتگان است ، آنگونه كه بعضى از مفسران گفته اند ؟ و یا معنى وسیعى دارد كه هم آن را شامل مى شود و هم سایر افزایشهائى كه در آفرینش موجودات صورت مى گیرد ؟ مطلق بودن جمله از یكسو ، و بعضى از روایات اسلامى كه در تفسیر آیات فوق وارد شده از سوى دیگر نشان مى دهد كه معنى دوم مناسبتر است .

از جمله در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) آمده است كه در تفسیر این جمله فرمود : هو الوجه الحسن ، و الصوت الحسن ، و الشعر الحسن : منظور صورت زیبا ، و صداى زیبا ، و موى زیبا است ! .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 170

در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) مى خوانیم : حسنوا القرآن باصواتكم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا ، و قرأ یزید فى الخلق ما یشاء : قرآن را با صداى زیبا زینت بخشید ، چرا كه صداى خوب بر زیبائى قرآن مى افزاید ، سپس این آیه را تلاوت فرمود یزید فى الخلق ما یشاء .

بعد از بیان خالقیت پروردگار و رسالت فرشتگان كه واسطه فیض اند سخن از رحمت او به میان مى آورد كه زیربناى تمام عالم هستى است ، مى فرماید : آنچه را خداوند از رحمت براى مردم بگشاید كسى نمى تواند جلو آن را بگیرد ( ما یفتح الله للناس من رحمة فلا ممسك لها ) .

و آنچه را باز دارد و امساك كند كسى بعد از او قادر به فرستادن آن نیست ( و ما یمسك فلا مرسل له من بعده ) .

چرا كه او قدرتمندى است شكست ناپذیر و در عین حال حكیم و آگاه ( و هو العزیز الحكیم ) .

خلاصه اینكه تمام خزائن رحمت نزد او است و هر كس را لایق ببیند مشمول آن مى سازد ، و هر كجا حكمتش اقتضا كند درهاى آن را مى گشاید ، و اگر جمله جهانیان دست به دست هم بدهند تا درى را كه او گشوده است ببندند ، یا درى را كه او بسته بگشایند ، هرگز قادر نخواهند بود ، و این در حقیقت شاخه مهمى از توحید است كه منشاء شاخه هاى دیگرى مى باشد ( دقت كنید ) .

شبیه این معنى در سایر آیات قرآن نیز آمده است ، آنجا كه مى گوید : و ان یمسك الله بضر فلا كاشف له الا هو و ان یردك بخیر فلا راد لفضله یصیب به من یشاء من عباده و هو الغفور الرحیم : اگر خداوند ( براى امتحان یا كیفر خطا ) زیانى به تو رساند هیچكس جز او آن را بر طرف نخواهد كرد ، و اگر اراده خیرى براى تو كند هیچكس

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 171

مانع فضل او نخواهد شد ، او به هر كس از بندگانش بخواهد فضل خود را مى رساند و او غفور و رحیم است ( یونس - 107 ) .

 

در اینجا به چند امر باید توجه كرد :

1 - تعبیر به یفتح كه از ماده فتح به معنى گشودن است اشاره به وجود خزائن رحمت الهى است كه در آیات دیگر قرآن نیز به آن اشاره شده است و جالب اینكه این خزائن چنانند كه به محض گشوده شدن بر خلایق جارى مى شوند و نیاز به چیز دیگرى نیست ، و هیچكس مانع از آن نتواند شد .

مقدم داشتن گشایش رحمت بر امساك آن به خاطر این است كه همیشه خداوند رحمتش بر غضبش پیشى دارد .

2 - تعبیر به رحمت معنى بسیار وسیع و گسترده اى دارد كه تمام مواهب جهان را شامل مى شود ، گاه جنبه معنوى دارد ، و گاه جنبه مادى ، به همین دلیل گاه كه انسان تمام درهاى ظاهرى را به روى خود بسته مى بیند احساس مى كند رحمت الهى بر قلب و جان او روان است ، لذا شاد و خرسند است ، آرام و مطمئن ، هر چند در تنگناى زندان گرفتار باشد .

اما به عكس گاه انسان تمام درهاى ظاهرى را به روى خود گشوده مى بیند ، اما گوئى در رحمت الهى در جان او بسته شده ، چنان خود را در تنگنا و فشار احساس مى كند كه دنیا با تمام وسعتش براى او یك زندان تاریك و وحشتناك مى شود ، و این چیزى است كه براى بسیارى از مردم محسوس و ملموس است .

3 - تعبیر به دو وصف عزیز و حكیم بیانگر قدرت او بر ارسال و امساك رحمت است ، و در عین حال اشاره به این حقیقت مى باشد كه این گشودن و بستن در همه جا بر اساس حكمت است چرا كه قدرت او با حكمتش آمیخته است .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 172

به هر حال توجه به محتواى این آیه چنان آرامشى به انسان مؤمن مى دهد كه در برابر تمام حوادث مقاوم مى شود از هیچ مشكلى نمى ترسد و از هیچ پیروزى مغرور نمى گردد .

در آیه بعد به مساله توحید عبادت بر اساس توحید خالقیت و رازقیت اشاره كرده مى فرماید : اى مردم نعمت خداوند را بر خودتان به یاد آورید ( یا ایها الناس اذكروا نعمة الله علیكم ) .

درست فكر كنید : این همه مواهب و بركات ، و این همه امكانات حیاتى كه در اختیار شما قرار گرفته و در آن غوطهورید منشاء اصلى و سرچشمه آنها كیست ؟ ! آیا خالقى غیر از خدا ، از آسمان و زمین به شما روزى مى دهد ؟ ( هل من خالق غیر الله یرزقكم من السماء و الارض ) .

چه كسى نور حیاتبخش آفتاب ، و قطرات زنده كننده باران ، و امواج روحپرور نسیم را از آسمان به سوى شما مى فرستد ؟ و چه كسى معادن و ذخائر زمین و مواد غذائى و انواع گیاهان و میوه ها و بركات دیگر را از این زمین براى شما خارج مى كند ؟ اكنون كه مى دانید سرچشمه همه این بركات اوست ، پس بدانید معبودى جز او وجود ندارد و عبادت و پرستش تنها شایسته ذات پاك اوست ( لا اله الا هو ) .

با اینحال چگونه از طریق حق به سوى باطل منحرف مى شوید ؟ و به

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 173

جاى الله در برابر بتها سجده مى كنید ؟ ( فانى تؤفكون ) .

توفكون از ماده افك ( بر وزن فكر ) چنانكه قبلا نیز گفته ایم به هر چیزى گفته مى شود كه از حالت اصلیش دگرگون گردد ، لذا به هر سخنى كه از حق انحراف پیدا كند افك مى گویند ، و اینكه مى بینیم به معنى دروغ و تهمت به كار مى رود از همین نظر است ، منتهى بعضى معتقدند این كلمه بیانگر دروغ و تهمتهاى بزرگ است .

 

نكته : ملائكه در قرآن مجید

در قرآن مجید از ملائكه فراوان یاد شده است .

آیات زیادى از قرآن در باره صفات ، ویژگیها ، ماموریتها و وظائف فرشتگان سخن مى گوید ، حتى قرآن ، ایمان به ملائكه را در ردیف ایمان به خدا و انبیاء و كتب آسمانى قرار داده است ، و این دلیل بر اهمیت بنیادى این مساله است : آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله : پیامبر اسلام به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده ، و مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و كتابها و رسولانش همگى ایمان دارند ( بقره - 285 ) .

بدون شك وجود فرشتگان از امور غیبیه اى است كه براى اثبات آن با این صفات و ویژگیها راهى جز ادله نقلیه نیست ، و به حكم ایمان به غیب آنها را باید پذیرفت .

قرآن مجید رویهمرفته ویژگیهاى آنها را چنین مى شمرد :

1 - فرشتگان موجوداتى عاقل و با شعورند و بندگان گرامى خدا هستند

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 174

( بل عباد مكرمون ) ( انبیاء 26 ) .

2 - آنها سر بر فرمان خدا دارند و هرگز معصیت او نمى كنند ( لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون ) ( انبیاء 27 ) .

3 - آنها وظائف مهم و بسیار متنوعى از سوى خداوند بر عهده دارند : گروهى حاملان عرشند ( حاقه - 17 ) .

و گروهى مدبرات امرند ( نازعات - 5 ) .

گروهى فرشتگان قبض ارواحند ( اعراف - 37 ) .

و گروهى مراقبان اعمال بشرند ( سوره انفطار - 10 تا 13 ) .

گروهى حافظان انسان از خطرات و حوادثند ( انعام - 61 ) .

و گروهى مامور عذاب و مجازات اقوام سركشند ( هود - 77 ) .

گروهى امدادگران الهى نسبت به مؤمنان در جنگها هستند ( احزاب - 9 ) .

و بالاخره گروهى مبلغان وحى و آورندگان كتب آسمانى براى انبیاء مى باشند ( نحل - 2 ) كه اگر بخواهیم یك یك از وظائف و ماموریتهاى آنها را بر شمریم بحث به درازا مى كشد .

4 - آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند ، چنانكه در آیه 5 سوره شورى مى خوانیم : و الملائكه یسبحون بحمد ربهم و یستغفرون لمن فى الارض : فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را بجا مى آورند و براى كسانى كه در زمین هستند استغفار مى كنند .

5 - با این حال انسان به حسب استعداد تكامل از آنها برتر و والاتر است تا آنجا كه همه فرشتگان بدون استثناء بخاطر آفرینش آدم به سجده افتادند و آدم معلم آنها گشت ( آیات 30 - 34 سوره بقره ) .

6 - آنها گاه به صورت انسان در مى آیند ، و بر انبیاء و حتى غیر انبیاء ظاهر مى شوند ، چنانكه در سوره مریم مى خوانیم : فرشته بزرگ الهى به صورت

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 175

انسان موزون بر مریم ظاهر شد : فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا : ( مریم - 17 ) .

در جاى دیگر به صورت انسانهائى بر ابراهیم و بر لوط ظاهر شدند ( هود - 69 و 77 ) .

حتى از ذیل این آیات استفاده مى شود كه قوم لوط نیز آنها را در همان اشكال موزون انسانى دیدند ( هود - 78 ) .

آیا ظهور در چهره انسان ، یك واقعیت عینى است ؟ یا به صورت تمثل و تصرف در قوه ادراك ؟ ظاهر آیات قرآن معنى اول است ، هر چند بعضى از مفسران بزرگ معنى دوم را برگزیده اند .

7 - از روایات اسلامى استفاده مى شود كه تعداد آنها بقدرى زیاد است كه بهیچوجه قابل مقایسه با انسان نیست ، چنانكه در روایتى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم : هنگامى كه از آن حضرت پرسیدند آیا عدد فرشتگان بیشترند یا انسانها ؟ فرمود : سوگند به خدائى كه جانم به دست او است فرشتگان خدا در آسمانها بیشترند از عدد ذرات خاكهاى زمین ، و در آسمان جاى پائى نیست مگر اینكه در آنجا فرشته اى تسبیح و تقدیس خدا مى كند .

8 - آنها نه غذا مى خورند و نه آب مى نوشند ، و نه ازدواج دارند ، چنانكه در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم : ان الملائكة لا یاكلون و لا یشربون و لا ینكحون و انما یعیشون بنسیم العرش : فرشتگان غذا نمى خورند و آب نمى نوشند و ازدواج نمى كنند بلكه با نسیم عرش الهى زنده اند ! .

9 - آنها نه خواب دارند نه سستى و غفلت چنانكه على (علیه السلام) در حدیثى چنین .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 176

مى گوید : لیس فیهم فترة ، و لا عندهم غفلة ، و لا فیهم معصیة ... لا یغشاهم نوم العیون و لا سهوا العقول ، و لا فترة الابدان ، لم یسكنوا الاصلاب و لم تضمهم الارحام : در آنها نه سستى است ، و نه غفلت ، و نه عصیان ... خواب بر آنها چیره نمى گردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمى شود ، بدن آنها به سستى نمى گراید ، و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمى گیرند .

10 - آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوت دارند ، بعضى همیشه در ركوعند و بعضى همیشه در سجودند .

ما منا الا له مقا

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
2
30 اردیبهشت 1387 ساعت 10:32
با سلام
اگه براتون امکان داره تفسیر سوره حشر را هم بیان کنید متشکرم.
1
30 مرداد 1385 ساعت 07:21

( 34 ) سوره سبا در مكه نازل شده و داراى 54 آیه است

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 2

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 3

محتواى سوره سبا

این سوره كه به مناسبت شرح سرگذشت قوم سبا به نام سبا نامیده شده از سوره هاى مكى است ، و مى دانیم محتواى سوره هاى مكى معمولا بیان معارف اسلامى و ریشه هاى اعتقادى مخصوصا مبداء و معاد و نبوت است .

و بیشترین بحث این سوره نیز روى همین امور دور مى زند ، چرا كه مسلمانان در دوران مكه مى بایست از نظر عقائد ساخته مى شدند ، و براى پرداختن به فروع و تشكیل حكومت اسلامى و پیاده كردن تمام برنامه هاى اسلامى ، آماده مى گردیدند .

به طور كلى باید گفت محتواى این سوره ناظر به پنج مطلب است :

1 - مساله توحید و قسمتى از نشانه هاى خداوند در عالم هستى ، و صفات پاك او از جمله توحید ربوبیت و الوهیت .

2 - مساله معاد كه از همه مسائل در این سوره بیشتر مطرح شده ، از طرق مختلف در باره آن بحثهاى گوناگونى عنوان گردیده .

3 - مساله نبوت انبیاى پیشین و مخصوصا پیامبر اسلام و پاسخ به بهانه - جوئیهاى دشمنان در باره او ، و بیان پاره اى از معجزات انبیاء سلف .

4 - بیان بخشى از نعمتهاى بزرگ خدا و سرنوشت شكرگزاران و كفران كنندگان ، ضمن بیان گوشه اى از زندگى سلیمان و قوم سبا .

5 - دعوت به تفكر و اندیشه و ایمان و عمل صالح و تاثیر این عوامل در سعادت

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 4

و نیكبختى بشر ، و مجموعا برنامه جامعى را براى تربیت جستجوگران حق تشكیل مى دهد .

 

فضیلت این سوره

در روایات اسلامى در باره اهمیت این سوره و تلاوت آن تعبیرات جالبى دیده مى شود : از جمله در حدیثى از پیامبر اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) چنین مى خوانیم : من قرا سورة سبا لم یبق نبى و لا رسول الا كان له یوم القیامة رفیقا و مصافحا : كسى كه سوره سبا را بخواند در قیامت تمام انبیاء و رسولان رفیق و همنشین او خواهند بود ، و همگى با او مصافحه مى كنند .

در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده است : من قرء الحمدین جمیعا ، سباء و فاطر ، فى لیلة لم یزل لیلته فى حفظ الله تعالى و كلائه ، فان قرأهما فى نهاره لم یصبه فى نهاره مكروه ، و اعطى من خیر الدنیا و خیر الاخرة ما لم یخطر على قلبه و لم یبلغ مناه : كسى كه دو سوره اى را كه با حمد آغاز مى شود ( سوره سبا و فاطر ) در یك شب بخواند ، تمام آن شب را در حفظ و حراست الهى خواهد بود ، و اگر آن دو را در روز بخواند هیچ مكروهى به او نمى رسد ، و آن قدر از خیر دنیا و آخرت به او داده مى شود كه هرگز به قلبش خطور نكرده ، و فكر و آرزویش به آن نرسیده است ! .

همانگونه كه در آغاز هر سوره اى یادآور شده ایم ، مسلما این پاداشهاى عظیم نصیب كسانى نمى شود كه تنها به خواندن و لقلقه زبان قناعت كنند ، بلكه

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 5

خواندن باید مقدمه اى باشد براى اندیشیدن كه آن نیز انگیزه عمل است .

مثلا كسى كه این سوره را مى خواند از این نكته با خبر مى شود كه قوم سبا بر اثر كفران نعمتهاى بى حساب الهى چنان زندگانیشان در هم كوبیده شد كه عبرت همگان گشتند و سرنوشت آنها ضرب المثلى براى جهانیان شد ، چنین انسانى به شكر نعمت ، شكرى آمیخته با جنبه هاى عملى مى پردازد ، و شاكران نعمت خداوند در حفظ و امان او خواهند بود .

در این زمینه شرح بیشترى در آغاز سوره نور داده ایم .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 6

سورة سبإ

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الحَْمْدُ للَّهِ الَّذِى لَهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الأَرْضِ وَ لَهُ الحَْمْدُ فى الاَخِرَةِ وَ هُوَ الحَْكِیمُ الْخَبِیرُ(1) یَعْلَمُ مَا یَلِجُ فى الأَرْضِ وَ مَا یخْرُجُ مِنهَا وَ مَا یَنزِلُ مِنَ السمَاءِ وَ مَا یَعْرُجُ فِیهَا وَ هُوَ الرَّحِیمُ الْغَفُورُ(2)

ترجمه :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 - حمد ( و ستایش ) مخصوص خداوندى است كه تمام آنچه در آسمانها و زمین است از آن او است ، و حمد ( و سپاس ) براى او است در سراى آخرت و او دانا و آگاه است .

2 - آنچه را در زمین فرو مى رود ، و آنچه از آن بر مى آید ، مى داند و ( همچنین ) آنچه از آسمان نازل مى شود و آنچه بر آن بالا مى رود ، و او مهربان و آمرزنده است .

 

تفسیر : او مالك همه چیز و عالم به همه چیز است

پنج سوره از سوره هاى قرآن مجید با حمد پروردگار شروع مى شود كه در سه سوره آن حمد و ستایش خداوند بخاطر آفرینش آسمان و زمین و موجودات دیگر است ( سوره سبا ، سوره فاطر ، و سوره انعام ) .

 

تفسیر نمونه ج : 18 ص : 7

و در یك سوره ( سوره كهف ) این حمد و ستایش بخاطر نزول قرآن بر قلب پاك پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) مى باشد .