userinfo close

  ,

کعبه


cubeclub

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: زهرا محسنی پور - معاونان
خدای خوب و مهربونم ، میشه یه بار دیگه به خونهء قشنگت دعوتم کنی ؟!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
71
211
91/3/11 (01:58)
3
9
91/3/7 (21:51)
1
1
91/3/7 (21:48)
2
22
91/3/7 (21:45)
460
3018
91/3/7 (21:42)
16
86
91/2/23 (13:00)
4
19
91/2/20 (22:46)
4
24
91/2/20 (22:43)
6
51
91/2/17 (18:33)
25
120
91/2/15 (23:47)
89
304
90/12/22 (10:58)
0
2
90/11/29 (21:30)
51
285
90/10/25 (20:43)
3
12
90/10/7 (07:52)
1
2
90/7/11 (17:15)
2
15
90/5/19 (10:35)
3
16
90/3/26 (14:29)
0
1
90/3/18 (12:46)
0
8
90/2/26 (09:00)
1
18
90/2/22 (12:42)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

سهراب ح , mrsohrab
سهراب ح - 15:09 1388/06/31

بااولین دیدار از خانه خدا چه حالی داشتید

سلام به همه دوستان عزیزم

در زمان ورود به مکه با اولین دیدار از خانه خدا چه حسی به شما دست داد

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
طهورا  ا , taho0ora
طهورا ا - 20:43 1390/10/25
51
قلبم داشت از سینم بیرون میزد. چشام پر از اشک بود. حتی نمیخواستم پلک بزنم تا لحظه ای هم از دیدنش محروم نشم...خدایا قسمت همه آرزومندا کن...
كربلایی حسن كریمیان آماده ی فرمانبری از دستورات امام خامنه ای حفظه الله , kakolak
50
خداییش اشک تو چشمام حلقه زده بود و دیگه محال ممکنه باز مثل اون دفعه بیادش اتفاق بیافته
ریحانه بانو  , ahangaran
ریحانه بانو - 10:30 1390/07/14
49

حسی بسیار شیرین

خدایااااااا میشه بار سوم هم قسمت ما کنی

خیلی دلم گرفته خیـــــــــــــــلی

سمانه ن , samane_sh2010
سمانه ن - 18:58 1390/06/24
48
من تا حالا نرفتم تازه امسال اسم نوشتم
ولی قبلا خواب دیدم که یکی از دوستام بهم گفت اگه کعبه رو ببینی در جا سجده می کنی منم تو خواب رفته بودم مکه با کلی نگرانی داشتم دنبال کعبه تو هر جا می گشتم می ترسیدم که ببینمو سجده نکنم ولی تا دیدم هم سجده کردم هم گریه!!!
ای کاش زودتر برم
محمد شاه بنده , mohammad_yarjanlo
محمد شاه بنده - 15:40 1390/05/19
47
از وقتی خونه خدا رو دیدم تا پایان نماز طواف نسا تو یه عالم دیگه بودم گنگ گنگ
اولین بار تو حرم پیامبرم همینجوری بود
بی نام  , jegerdo
بی نام - 15:21 1390/02/15
46
فکر نمیکنم هیچ کس بتونه اون لحظه رو وصف کنه.به ما گفتن نگاهاتون به زیر باشه اول سجده کنین بعد.من همینجوری که سرم به زیر بود یه لحظه زیر چشمی نگاهمو اوردم بالا(الهی قسمتتون بشه)یهو  احساس کردم قلبم داره وای میسه بلندک داد زدم یا حسین زهرا.جاتون خالی  اشک امانم ندادو به زمین افتادم.

مریم صادق , m_s28
مریم صادق - 09:39 1389/12/9
45

سال 85 بود كه توفیق زیارت پیدا كردم.بهمون گفتن وقتی وارد مسجدالحرام شدید سرهاتونو پایین بندازید و ذكربگید و وقتی نزدیك خانعه كعبه شدین سجده كنید و هر چیزی كه دوست دارین ازخدا بخواهید.

سرم پاییین بود به زمین نگاه میكردم یه دفعه دیدم جلوییا به سجده افتادن فهمیدم كه نزدیك كعبه شدیم به سجده افتادم واشك بود كه ناخوداگاه ازچشمام می اومد و با خدا راز ونیاز میكردم وقتی سرمو از سجد برداشتم و خودمو دقیقا روبروی كعبه دیدم باورم نمیشد... خدایا چه عظمتی ...چقدر نزدیك ...كعبه رو تو تلویزیون هم دیده بودم اما انگار از نزدیك یه جور دیگه بود...واقعا نمیشه اون حس رو با كلمات بیان كرد.حسی كه اون روز تو خونه خدا یه جور دیگه مهمون خدا بودم.بودن در اون مكان روحانی كه چقدر آدم خودشو به خدا نزدیكتر حس میكنه. 

آرزومه یه بار دیگه هم قسمتم بشه 

فرهاد مجیدی , amin_moji2002
فرهاد مجیدی - 14:09 1389/12/8
44
ای کاش بعضی احساسات رو میشد نوشت.یادش بخیر.یعنی میشه یه بار دیگه خدا قسمت کنه
کامیار اسدی , kamyar4272
کامیار اسدی - 23:29 1389/11/4
43
اولین باری که من چشمم به خونه ی خدا افتاد یهویی نمیدونم چی شد تو زانوهام احساس سستی کردم و به خودی خود به سجده رفتم و مثل یه بچه اشک از چشام می ریخت احساس آزادی می کردم
امین  , fockol
امین - 22:09 1389/10/11
42

با این که سنی نداشتم مثل بارون اشکام  می اومد

فکر میکنم بعد از بار اول خیلی چیزا واسمون تغییر کنه, نظر شما چیه ؟

سارا صالحی , sara_salehi89
سارا صالحی - 10:56 1389/10/11
41

جرات سر بلند کردن نداشتم

همه افتاده بودن به سجده و می خواستن برن سراغ اعمالشون اما من هنوز وایساده بودم و نمی دونستم چی کار کنم...

 

مرتضی ع , mvk_65
مرتضی ع - 19:58 1389/09/13
40

دوستان عزیز حاجی شدن هنر نیست حاجی ماندن هنر است.

در روایتی حضرت رسول الله-صل الله علیه و آله-می فرمایند:اگر فرد از ان گناهانی که عادت داشته ،برگردد این علامت قبولی حج  است.

ان شاالله حج همگی قبول باشه...

آنی     , baharzendegi99
آنی - 15:31 1389/07/5
39
از باب السلام وارد شدیم
سرم رو پایین انداخته بودم و جلو میرفتم
میخواستم خوب نزدیك كعبه بشم بعد سرم رو بالا بیارم
وقتی سرم رو بالا اوردم   الله اكبر
نمیدونم، قابل وصف نیست
تمام وجودم مهو دیدن خانه خدا بود
فقط  یك پشت میگفتم
خدا بزرگتر از ان است كه وصف شود
آخه همیشه از تلوزیون دیده بودم یا برام تعریف كرده بودن
باورم نمیشد
آرامشی رو كه اون لحظه پیدا كرده بودم هیچ جای دنیا برام پیش نیومده بود
2 بار خدا قسمتم كرده هر دوبار همین حال رو داشتم

مجید ع , majid_a_n
مجید ع - 14:53 1389/06/22
38
ناخود آگاه بدو بدو رفتم جلو و داشتم از پله های اطراف کعبه میرفتم پایین که یهو زانو هام شل شدن و به سجده افتادم و فقط گریه میکردم!
تو همون خال بودم که فقط یه چیز تو ذهنم بود و مطمئنم که خدا اون چیزو بهم میده
زهره ک محب امام هادی ع , zohreh91kf
37
نقل قول از :  آسیه ..

اصلا قابل وصف نیست
بدتر از اون هنگام ترک مکه بود.انگار روحم جدا نمی شد.نمی تونستم چشم از کعبه بردارم
واقعا همینطوره لحظه آخر نمی شه چشم از کعبه برداشت ولی خدا بهت صبرش را می ده موقعی که از مدینه می خواهی خارج شی تو اندوه خداحافظی ته دلی امید داری که داری می ری جایی بالاتر  ولی تو موقعه اقامتم که به فکر خداحافظی می افتادم انگار دیونه می شدم ولی خدا بهت تو لحظه خداحافظی صبر می ده که تحملش کنی
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.