userinfo close

  ,

جامعه ی دانشجویان ایران


collegstudent

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد تورک اوغلان - معاونان
 

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

محمد تورک اوغلان , yazgulu

عتیقه ای به نام فارسی














در این بحث قصد داریم شاهکارهای زبان فارسی را معرفی کنیم
اولش هم خودم شروع میکن تا دوستان بدونند منظور از شاهکار چیست

 

1_ صرف  فعل خوردن

به صرف فعل خوردن نگاه کنید ببینید یک فعل در چند جا به کار می رود و در زبان ترکی فعل معادل آن کدام است

معادل فارسی

ترکی

نان خورد

Çörəh yidi

آب خورد

Su işdi

زمین خورد

Yerə dəydi

غصه خورد

Ğussə elədi

جر خورد

cirildi

 

نان و اب خوراکی هستند و خورده می شوند زمین چه جوری خورده میشه؟

مگر زمین خوردنی است ؟

از کی تا حالا زمین خوراکی شده؟

فعل خوردن در چندین معنی وارد جمله میشه؟ برای آن چقدر معادل ترکی هست؟

این نشانگر قحطی فعل نیست؟

این یه نوع شاهکار ادبی نیست؟

 

 

2_ طرز تلفظ "غ" و "ق"

به طرز تلفظ "غ" و "ق"  توجه کنید

در لحجه فارسی حرف "غ" به همان شکل عربی یعنی "غ " تلفظ میشه و کلمه از ته حلق استعمال می شه

اما کلمه "ق" در لحجه فارسی متفاوت از زبان عربی تلفظ میشه و همانند "غ" عربی و از ته حلق استعمال میشه

حالا به بررسی دو کلمه می پردازیم که از لحاظ معنی متضاد هم هستند میپردازیم تا طرز اشتباه بودن تلفظ  "ق"  نمایان شود

کلمه

معنی

غریب

دوری

قریب

نزردیکی

 

ملاحضه  می شود که دو کلمه غریب و قریب متضاد هم هستند و معنی متضاد دارند اما در لحجه فارسی به یک شکل تفلظ می شوند

بحث اینجاست که اگر دو کلمه به یک شکل تلفظ می شوند دراین صورت شخص شنونده مفهوم آنرا چگونه در می یابد

اگر کلمه اول غریب و کلمه دوم قریب تلفظ می شود پس چطور کلمه هایی مثل " قند" یا " قربان " به صورت " غند" و " غربان"  تلفظ  می شوند

تلفظ کلمه "ق" بحثی است که همه فارسی زبان ها همیشه ادعا دارند در تلفظ آن صحیح ترین هستند و ترک ها آنرا اشتباه تلفظ می کنند درحالی که در مطلب فوق عکس این صادق است

کلمه قند که ذاتا کلمه ای ترکی هست و از ترکی وارد فارسی شده برای فارسها دست آویز شده. کلمه در اصل ترکی هست، به لحجه فارسی وارد شده حالا آنها ادعا دارند که ترک ها اشتباه تلفظ می کنند

3_ بررسی دو کلمه که مثل هم نوشته می شوند امامعنی متفاوت دارند

کلمه

مصدر

معنی

می شوید

شستن

مفهوم شستن چیزی را میرساند

می شوید

شدن

احتمالا به تنهایی مفهموی ندارد و با کلمات دیگر مثل "وارد می شوید" استعمال می شود

 

وقتی کسی کلمه " می شوید" را به تنهایی می بیند چه چیزی در ذهنش مجسم می شود

امثال این کلمات زیاد هست و من فقط " برای مثال " به این دوتا بسنده کردم

4_ صرف یک فعل

به صرف فعل "هست "  توجه کنید

هستم ، هستی ، هست ،  هستیم ،  هستید ،  هستند

کلمات "هست" و " است" مترادف هستند پس صرف کنیم

استم  ،  استی ،  است  ، استیم  ، استید  ، استند

به نطرتون یه خورده خنده دار نمی آد؟

اگر کسی کلمه است را اینجوری صرف کند مورد تمسخر قرار نمی گیرد؟

پس چرا فعل است قابل صرف شدن نیست؟ مگر فعل نسیت؟ پس چرا خصوصیات فعل را ندارد؟

 

5_ نوشتن قسطنطنیه

اکثرا برای اینکه دیکته کسی را بسنجند می گویند بنویس قسطنطنه

حالا با هم می نویسیم

1_قسطنطیه

2_گسطنطیه

3_قثطنطیه

4_گثطنطنیه

5_قصطنطنیه

6_گصطنطیه

7_قستنطنیه

8_ گستنطنیه

9_ قثتنطنیه

10_ قصتنطنیه

11_قسطنتیه

12_ قثطنتیه

13_ قصطنتیه

14_ گسطنتیه

15_ گثطنتیه

16_ گصطنتیه

17_ قستنتیه

18_ قصتنتیه

19_ قثتنتیه

20_ قسطنتیه

21_ قثطنتیه

22_ قصطنتیه

بابا خسته شدم دیگه نمی تونم ادامه بدم

کلمه "ه" هم که به چند مدل نوشته می شه اما من در این کلمه عوض نکردم بقیشو خودتون عوض کنید ببینید به چند روش نوشته میشه

دوستانی که آمار خونده اند می تونن حساب کنن که کلمه فوق به 96 شکل میتونه نوشته بشه که از در نوع خودش عتیقه های ناب هست

حالا بیچاره اون اون دانش آموزی که نوشتن قسطنطیه را بلد نیست و در یک متن 25 بار تکرار شده  اگر این دانش آموز هر کدام را به یک روش بنویسد حساب کنید باید چند بگیرد

نکته قابل ذکر این هست که درهیچ  کشوری درسی به نام دیکته وجود نداره و فقط در کشور  ایران هست اون هم دلیلش همین شاهکار ادبی  هست که در بالا گفته شود و یک کلمه به چندین مدل نوشته میشه

 

 

فعالا اینها کافیه بقیشو هم بعدا می زارم




دوستانی که مایل به ادامه بحث هستند داغش کنند تا دیگران نیز شرکت کنند







  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
آراز آخار , aytay
آراز آخار - 23:35 1389/11/28
3


قدرت مشتق سازی از خود کلمه در عربی و ترکی بی نظیر است درحالیكه در زبان فارسی بسیار كم و ضعیف دیده می شود:

ایتی: تیز

ایتیلتمک: تیز کردن
ایتیله شمک: تیز شدن

-----------
دؤز: درست
دؤزه لمک: درست شدن
دؤزه لتمک: درست کردن
دؤزمک: به نظم درآوردن
دؤزولمک: به نظم کشیده شدن

-----------
ساری: زرد
سارالماق: به رنگ زرد درآمدن
سارالتماق: به رنگ زرد درآوردن

-----------

به زک: زینت
به زه مک: زینت کردن
به زنمک: مزین شدن
*نکته مهم:در ترکی فعلی وجود دارد بنام فعل دو طرفه، یعنی گوینده و فاعل فعل در آنِ واحد، مفعول آن فعل هم محسوب می شود. به این فعل در ترکی " دؤنوشلو " فعل می گویند. مثل مزیَّن شدن  در فارسی که اصل آن از کلمه زُیّن در عربی گرفته شده است که معنای آن زینت شدن یك وسیله دیگری است. در حالیکه معنای کلمه " به زنمک" در ترکی زینت شدن به وسیله خود شخص است. الآن بعضی نمونه ها از این فعل بی معادل در فارسی:
اؤرتونمک: خود را پوشانیدن
یووونماق: خود را شستشو دادن
قوُ جونماق: از درد به خود پیچپدن


آراز آخار , aytay
آراز آخار - 00:22 1389/11/25
2


فعل واجب الاداء در فارسی و عربی وجود ندارد و باید حتما از كلماتی همچون " باید " و " المفروض " و مانند آن استفاده کرد. به این فعل در ترکی " گرکلیلیک کیپی " گفته می شود:
یتیشملیییک: باید خودمان را برسانیم.
یمه لیسن: باید بخوری
  
فعل شرط در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. برعکس فعلهای شرط ترکی که از کاربردی ترین افعال است و ترك زبان را از استخدام حروف شرط بی نیاز می كند:
گلسه: اگر بیاید
ده سه: اگر بگوید
ایچسه: اگر بنوشد
   فعل تمنی ( ای کاش ...) در فارسی و حتی در عربی وجود ندارد. به این فعل در ترکی " دیلک" ویا "ایستک  کیپی " گفته می شود:
اولایدی: ای کاش می بود
قیزیل گول اولمایایدی: ای کاش گل سرخ نبود
سولمایایدی: ای کاش زرد نمی شد


و .......................


آراز آخار , aytay
آراز آخار - 00:18 1389/11/25
1


ساغول قارداش

یاشا



کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.