| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
12
|
116
|
90/8/10 (15:49)
|
|
||
|
|
30
|
162
|
90/5/1 (16:16)
|
|
||
|
|
0
|
22
|
89/11/11 (11:01)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
88/5/28 (08:16)
|
|
||
|
|
2
|
711
|
87/12/4 (21:53)
|
|
||
|
|
4
|
115
|
87/6/28 (11:45)
|
|
||
|
|
0
|
71
|
87/3/5 (16:24)
|
|
||
|
|
4
|
1620
|
86/10/3 (22:38)
|
|
||
|
|
2
|
64
|
86/2/17 (03:36)
|
|
||
|
|
7
|
152
|
86/2/14 (04:27)
|
|
||
|
|
0
|
418
|
86/2/14 (04:00)
|
|
||
|
|
0
|
182
|
86/1/27 (21:13)
|
|
||
|
|
4
|
143
|
86/1/24 (03:37)
|
|
||
|
|
7
|
114
|
85/12/18 (17:55)
|
|
||
|
|
15
|
73
|
85/11/14 (04:00)
|
|
||
|
|
3
|
75
|
85/10/24 (04:43)
|
|
||
|
|
1
|
49
|
85/10/20 (11:47)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
85/10/20 (00:53)
|
|
||
|
|
2
|
58
|
85/9/6 (04:40)
|
|
||
|
|
7
|
64
|
85/9/2 (11:09)
|
|
با توجه به بی بخار بودن بچه های کلوب ( بجز چند نفر )ولی جهت حفظ آبروی سلین جونم
لازم میدونم مطالبی راجع به زندگی ایشون براتون بگم ;)
این مطالب در چند قسمت خدمتتان تقدیم میگردد .
1- متولد 30 مارس 1968 است .
2- در کبک کانادا به دنیا آمده است .
3- سلین کوچکترین عضو خانواده 16 نفری اش بود .
4- وقتی مادرش فهمید سلین را باردار است خیلی ناراحت شد و قصد داشت مانع از به دنیا آمدنش شود ولی کشیک شهر شان اجازه این کار را به او نداد . (دم کشیکه گرم)
5- او در بیمارستان لوگاردم به دنیا آمد .
6- قبل از تولد او مادرش صاحب یک دو قلو شده بود .
7- مادرش به این دلیل نام او را سلین گذاشت که در زمان بارداری اش ترانه "سلین" از هوک اومزه در کبک و فرانسه موفقیت زیادی کسب کرده بود .
8- تمام اعضای خانواده او اهل موسیقی هستند و به نوعی موسیقی یکی از اجزای جدا ناپذیر خانواده آنها بود
9- پدرش آکاردئون میزند . مادرش ویولون,دو تن از برادرانش گیتار ,یک برادرش پیانو,یکی از خواهرانش ساز ضربی و دو تا از برادرها و دو خواهرش خواننده هسنتند !!
10- از بچگی روحیات متفاوت از دیگر همسن هایش داشت او در نوجوانی عاشق مشتزنی بود .
11- پدر و مادرش در زمان کودکی او یک گروه موسیقی به نام "ََADION" و شرکاء تاسیس کردند که نمایش هایی را در سالن لانودیر مونترال ترتیب می داد .
12- زمانی که فقط شش سال داشت تعداد زیادی ترانه حفظ بود و هر وقت با پدر و مادرش به رستوران می رفت هم محلی ها از او می خواستند برنامه اجرا کند
13- در مدرسه شاگرد بسیار تنبلی بود و اکثر مواقع سر کلاس می خوابید چون هر شب تا دیر وقت با خواهر و برادرهایش موسیقی تمرین میکرد .
14- مرگ دختر خواهرش کاترین که به بیماری فیبروز سیستسک مبتلا بود ضربه بزرگی به او زد .
15- زمانی که دوازده ساله شد تمام خواهر و برادرهایش ازدواج کردند و از خانه رفتند و در آن زمان مادر او از کارش استعفا داد تا بیشتر به سلین رسیدگی کند .
16- مادرش پس اندازش را خرج ساختن چند ترانه برای سلین کرد و به دنبال پخش کننده درجه یک گشت .
17- اولین کسی که حاضر شد ترا نه های سلین را پخش کند پل لوسک آشنای خانوادگی شان بود که قبلا نیز مدیر برنامه های گروه پدر و مادرش بود .
18- همان زمان که سلین شروع به خواندن کرد یک دختر جوان همسن خودش به نام ناتالی سیمارد هم در مونترال کارش را آغاز کرده بود و جالب اینکه همه به او میگفتند شاید روزی به ناتالی برسی .
19- بزرگ ترین اتفاق زندگی او زمانی رخ داد که لوسک یک نمونه از کارهایش را برای رنه آنژیل بزرگترین پخش کننده موسیقی در کانادا فرستاد .
20- فعلا" خبری نیست تا ... بعد.
have a nice time
mh_dion 
خیلی خوب بود.من شخصا منتظر ادامش هستم
راستی اینو نگفتم
بد نیست بعد از دیدن نظر هم بدین واسه تایپتون خوبه 