| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
15
|
90/5/31 (16:49)
|
|
||
|
|
13
|
82
|
88/2/9 (11:51)
|
|
||
|
|
7
|
54
|
87/9/14 (13:18)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
87/11/27 (20:26)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/11/22 (21:07)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
89/11/8 (09:58)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
88/5/5 (13:39)
|
|
||
|
|
2
|
10
|
88/2/31 (11:46)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/2/8 (02:08)
|
|
||
|
|
3
|
14
|
88/1/15 (12:58)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/1/4 (18:12)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/7/10 (18:15)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
86/10/25 (18:38)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
86/10/9 (21:19)
|
|
||
|
|
3
|
7
|
86/7/28 (20:42)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
86/4/26 (15:22)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
86/3/1 (09:32)
|
|
||
|
|
4
|
24
|
86/2/23 (18:36)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
85/12/20 (17:06)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
85/11/18 (01:00)
|
|
مجلس شورای ایران ، حکم اعدام آذربایجان را صادر کرد
دیروز که نگاهی به اخبار انداختم ، یکی از خبرها دنیا را بر سرم خراب کرد. متن خبر حاوی عدم رای آوردن دو فوریت یک طرح در مجلس شورای (اسلامی!!!!!) ایران بود. این طرح ، طرحی نبود جز طرح نجات دریاچه ارومیه ؛ یعنی اگر این طرح در مجلس تصویب می شد ، وزارت نیرو موظف می شد هر طور که شده ، با آبرسانی از هر جا که می تواند و همچنین خودداری از آبگیری سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه ، این دریاچه آب شور را از مرگ حتمی نجات دهد.
ابتدای خبر را که خواندم ، در درون به خود دلداری دادم که آذربایجان دشمن زیاد دارد ، ولی آن قدرها هم نه که حداقل 100 رای مثبت به این طرح داده باشند! ولی ادامه خبر را که خواندم ، متوجه شدم که نه تنها 100 رای مثبت داده نشده ، بلکه تعداد آرای مثبت از 57 نیز تجاوز نکرده است! درست همین لحظه بود که دنیا روی سرم خراب شد ؛ با خود گفتم ای دل غافل ، وضع دشمنی با آذربایجان و خاک و مردمش بسیار بدتر از چیزیست که تصورش را هم می شد کرد.
نکته جالب این که 66 نماینده برای به رای گذاری این طرح امضا دادند ، اما گویا همان ها هم بعداً پشیمان شدند ، وگرنه حداقل باید 66 رای مثبت به این طرح داده می شد!
یک نکته که در این رای گیری بیش از پیش نمایان شد ، خود فروختگی نمایندگان شهرهای آذربایجان بود ، دلیل آن هم این که با توجه به جمعیت شهرهای آذربایجان و تعداد آن ها ( آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، زنجان ، قزوین و همدان ) ، اگر همه آن نمایندگان رای مثبت می دادند ، بی شک تعداد آرا از 100 کمتر نمی شد. یعنی نتیجه ای که گرفته شد ، اثبات خود فروختگی ( نمایندگان!!! ) شهرهای آذربایجان بود. چگونه باور کنیم که آنها نمایندگان این مردم اند !!!
و اما این فعل و انفعال در مجلس ، خیلی چیزها را مشخص کرد و بر آنها مهر تایید زد.
یکی از موضوعاتی که این مصوبه بیش از پیش آن را مشخص کرد و مهر تایید بر آن زد ، این بود که ، کمر به نابودی آذربایجان بسته اند و در این امر از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و از هیچ پیش آمدی ابا و ترسی ندارند.
رد این طرح دو فوریتی برابر است با نابود خاک و ملت آذربایجان. دریاچه خشک خواهد شد و باد نمکهای رسوب شده را در زمینهای کشاورزی منطقه آذربایجان پخش خواهد کرد. و در نتیجه خاک آذربایجان تبدیل به کویری مرده خواهد شد. دیروز نشان دادند که کمر به نابودی آذربایجان بسته اند. به خون شهدای آذربایجان خیانت شد.
سالها پیش فاطمه زهرا(س) با جان و دل از فدک دفاع کرد.
از فدک آذربایجان چه کسی دفاع خواهد کرد؟
موسی
الرضا ثروتی نماینده بجنورد هم مخالف انتقال آب به دریاچه اورمیه بود گفت:
به جای تخصیص بودجه به زیانهای کشاورزان آن منطقه، به انها پول بدهید که""
از آنجا بروند و کار دیگری بکنند! "" مگر نمی گویید تا دو سال دیگر این ریاچه خشک میشود پس چرا از روی احساسات دولت را محکوم میکنید

بیایید نگذاریم نگین آذربایجان به مرداب نمک تبدیل شود...

برای دریاچه اورمیه واقعاً كجا بودند نمایندگانی كه گردن برافراشتند و رگ درشت نمودند تا وزیری را به زیر كشند و آنرا در كارنامه عملكرد خود به صورت مستند ثبت نمایند ولی به هنگام طرح یكی از اصلی ترین آلام مردم منطقه دم فرو بندند و حتی پایبند امضای خویش نباشند ؟ | |||
| |||
| 16تیم در لیگ برتر برای نام خلیج فارس- تیراختور و بلدیه اسپور برای حیات دریاچه اورمیه |
|
|
|
|
|
|
www.Tiraxturfans.com. درست چند سال پیش بود که موسسه نشنال جئوگرافیک واژه "خلیج عربی" را داخل پارانتز کنار " خلیج فارس" آورد. بعد آن روز دیگر دولتیان، دانشگاهیان ، استادان، خبرنگاران، طرفداران محیط زیست و... آرام و قرار نداشتند . تمام حرفها و نوشته ها و نگاهایشان نیز خلیج فارس شده بود. فریادهای آنها از جنس عشق به وطن نبود بلکه به خاطر کلمه پارس بود . همه چیز دور و بر ما اسم خلیج فارس گرفت. بزرگراه خلیج فارس، شهرک خلیج فارس، مرکز سیمای خلیج فارس، جام خلیج فارس، هتل خلیج فارس ... و بالاخره روز ملی خلیج فارس در تقویم کشور. دیروز
چشمانمان بر صفحه تلویزیون بود، بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران پخش میشد .
دو شبکه موبایل کشور ( ایرانسل و همراه اول) کورس رقابت برای نام خلیج فارس
گذاشته بودند و کمی آنسوتر، در میان سرزمین سبز آذربایجان دریاچه ای در
حال جان دادن است. دریاچه ای زندانی شده میان سدها، اسیر شده میان
ناشکریها، رنگ باخته میان دشمنان سرزمینش. او هر روز روزه آب می گیرد تا در
غروب آفتاب غم انگیزش با قطره آبی افطار کند تا در تاریکی شب هیچ کس صحرای
تشنگی او را نبیند. دریای من . ای گنجینه اسرار سرزمینم. ای شاهد تاریخ خاک من. بی تو من کجا توانم شهرم را آدرسی دهم؟ شهر اورمیه شهری است کنار؟! باید باشی تا فریاد زنم کنار" دریاچه اورمیه" دریای ما نیز عاشق تراختور هست. تنها تیمی که او را فریاد میزند. تنها تیمی که مثل او 8 سال در انتظار آزادی بود. دریای من هر هفته چشمانش را به سهند دوخته تا سرخی آبش را با سرخی هوادارن تراختور از یاد ببرد. امواج هوادارانش را بر ساحل خشک شده خود بزند و شادی آنها را صدای خود کند تا در سکوت شب موسیقی خوابهای کودکان سرزمینم باشد. دریای من. بدان که مردان سرزمینت تو را همچون تراختور آزاد خواهند کرد تا در سهند جانی دگر گیرند و در آبی آبهایت سرمست شوند . |
آذربایجان و آذربایجانی پس از رای منفی مجلس به طرح دو فوریتی نجات دریاچه اورمیه بیش از پیش متوجه این مسئله شد که از دید مجلس تهران آذربایجان مکانی است که باید ملت آن را استثمار نمود ، معادن آن را چاپید ، نیروی انسانی آن را به دیگر نقاط ایران کوچاند و در نهایت استعمار آذربایجان را به نقطه ی اوج رساند تا بتوان ریشه ی تورک را در ایران خشکاند تا بلکه فکر و روح عده ای فاشیست آرام گیرد.
دریاچه ی زیبای اورمیه که امروز تبدیل به موجودی در بستر مرگ شده است نامی آشنا برای تمامی ایرانیان و نهادهای جهانی و بین المللی همچون یونسکو دارد. توجه ویژه ی مردم آذربایجان به مسئله ی دریاچه اورمیه و در مقابل عدم توجه رژیم جمهوری اسلامی ، دولت محمود احمدی نژاد و مجلس فاشیستی تهران به عروس زیبای آذربایجان موضوعی است که در روزهای اخیر در صدر خبرگزاری های حرکت ملی آذربایجان جنوبی و برخی دیگر از رسانه ها و وبسایت ها قرار گرفته است. عدم رای مجلس به طرح دو فوریتی نجات دریاچه اورمیه نه تنها تعجب آذربایجانیان ، بلکه تعجب تمامی انسان های اندیشمندی را که در جغرافیای سیاسی امروز ایران و خارج از آن زندگی می کنند برانگیخت و سبب شگفتی بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی شد.
مسئله ی دریاچه ی اورمیه در سالهای اخیر نه از باب سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ و... بلکه بسیار مهم تر از اینها یعنی از باب زیستی و حیاتی از طرف مردم آذربایجان و با تلاش های فعالان حرکت ملی و با اعتراضات بی نظیر مردم آذربایجان در قبال بی توجهی حاکمیت به وضعیت اسف بار دریاچه اورمیه توانست به مهمترین و حیاتی ترین مسئله آذربایجان تبدیل شود و توجه ایرانیان و جهانیان را به این گوشه از دنیا جلب کند و این پیام را به همگان گوشزد کند که حیات میلیون ها انسان در معرض از بین رفتن قرار دارد و اگر به موقع به این امر رسیدگی نشود ، در جغرافیای آذربایجان اثری از موجود زنده یافت نخواهد شد چه برسد به انسان. در این بین عملکرد شگفت انگیز مجلس ایران گویای بسیاری از واقعیت ها و حقایق تلخ می باشد که در این یادداشت اشاره ای کوتاه به آن خواهد شد.
مجلس و کم و کیف نمایندگان آن :
مجلس عملا نشان داد که از چه سطح شعور و آگاهی برخوردار است و نمایندگان حاضر در آن از چه میزان آگاهی و شعور در قبال مسایل حیاتی آذربایجان و ایران برخوردار هستند. سخن مضحک نماینده ی بجنورد گویای این واقعیت تلخ است که برخی از نمایندگان مجلس امروزی از هوش و عقل درست و حسابی برخوردار نبوده و توان تجزیه و تحلیل مسایل بسیار ساده چون مسایل حیاتی و زیست محیطی را ندارند و نمی دانند که از بین رفتن حیات میلیون ها انسان و دیگر موجودات زنده یعنی چه !!! اگر مجلس امروز را به دو دسته ی نمایندگان استانهای متاثر از مسئله ی دریاچه اورمیه و استانهای دور از تاثیرات مخرب خشک شدن دریاچه اورمیه تقسیم کنیم با این شگفتی مواجه خواهیم شد که حتی برخی از نمایندگان استانهایی که محل حیات مردم آنها در معرض خطر قرار دارد به طرح دو فوریتی نجات دریاچه اورمیه رای نداده اند! و این مسئله نشان دهنده ی دو مطلب است :
1- این نمایندگان ارزشی برای مردم خویش و حیات آنان قایل نیستند چه برسد به اینکه در جهت انجام خواسته های آنان قدمی بردارند و از نظر هوشی در سطح نرمالی قرار ندارند و چه بسا اصلا شناختی از منطقه خویش و مسایل جغرافیایی و زیست محیطی ندارند و دنیای آنها محدود به همان کرسی مجلس است.
2- این نمایندگان بنا به دلایل سیاسی و بر اساس سیاست تورک ستیزی که قریب صد سال است در ایران متولد شده و ادامه ی حیات داده، نسبت به مسایل آذربایجان و مردم آذربایجان جبهه گیری منفی داشته و در نهایت دست به این حماقت بزرگ زده و نام ننگین خود را در تاریخ ثبت کرده اند.
در هر دو صورت این نمایندگان ، نمایندگان واقعی ملت آذربایجان و دیگر مناطق ایران نبوده و مجلس دست نشانده و تشریفاتی تهران کیفیتی بهتر از این نداشته و نباید انتظار دیگری از آن داشت.
در این بین حساب نمایندگان آذربایجان و دیگر نقاط ایران که به این طرح رای داده اند، کاملا جداست. ملت مبارز آذربایجان قدردان تمامی نمایندگانی است که نسبت به مسئله ی دریاچه اورمیه حساسیت به خرج داده و به حمایت از آن برخواسته اند و در مقابل نمایندگان استان های آذربایجان غربی ، آذربایجان شرقی ، اردبیل، زنجان، قزوین ، همدان و کردستان که با وجود آگاهی به این مسئله که استانهای آنها در معرض خطرات جدی حاصل از خشک شدن دریاچه اورمیه قرار دارد ، به این طرح رای نداده اند باید بدانند که لکه ی ننگی در تاریخ بوده و تا ابد منفور ملت آذربایجان خواهند بود.
جبهه گیری رهبری و دولت در قبال مسئله ی دریاچه اورمیه
مقام ولی فقیه یا به قولی همان رهبر مسلمین جهان ! و دولت محمود احمدی نژاد که صورت همه دولت های تاریخ ایران را سفید کرده تا کنون در دهها مسئله کوچک و بزرگ اقدام به انگشت کاری در قبال مسایل و تصمیمات مجلس کرده اند، اما تاکنون هیچ اقدام مهم و سنجیده ای در قبال مسئله ی دریاچه اورمیه انجام نداده اند و جای شگفتی دارد که چرا و چگونه رهبر مسلمین جهان! و دولت نسبت به زندگی میلیون ها انسان بی تفاوت بوده و حتی از قدرت و اختیارات خود برای نجات دریاچه اورمیه هیچ استفاده ای نمی کنند. احتمالا اینان هنوز در پی نجات دیگر نقاط جهان اند و به محض فارغ شدن از آن، به مسئله دریاچه اورمیه نیز خواهند پرداخت!
همان سیاست تحقیر تورکان ایران و محروم کردن آنان از ابتدایی ترین حقوق خود که در زمان رژیم پهلوی مشاهده می شد را میتوان با شدت بیشتر در رژیم جمهوری اسلامی نیز دید ، تنها چیزی که عوض شده ظاهر شاهان و حکمرانان است حال آنکه افکار پوسیده و عقب مانده که ریشه در نگرش ها و گرایش های فاشیستی دارد همچنان چهره ی پلید خود را در جای جای ارکان جمهوری اسلامی و در لحظه لحظه ی تاریخ حیات این رژیم نشان می دهد.
وظیفه ی ملت مبارز آذربایجان در قبال مسئله ی دریاچه ی اورمیه
آذربایجان و آذربایجانی پس از رای منفی مجلس به طرح دو فوریتی نجات دریاچه اورمیه بیش از پیش متوجه این مسئله شد که از دید مجلس تهران آذربایجان مکانی است که باید ملت آن را استثمار نمود ، معادن آن را چاپید ، نیروی انسانی آن را به دیگر نقاط ایران کوچاند و در نهایت استعمار آذربایجان را به نقطه ی اوج رساند تا بتوان ریشه ی تورک را در ایران خشکاند تا بلکه فکر و روح عده ای فاشیست آرام گیرد.
آذربایجانیان خواه یا ناخواه در یک مرحله بحرانی از تاریخ آذربایجان قرار گرفته اند و بایستی با اتحاد و همدلی هم به فریاد بی آبی دریاچه اورمیه پاسخ داده و به یاری آن بشتابند. آذربایجانیان و تورکان دیگر مناطق ایران باید بدانند که امروزه در رده بندی ملی یکی از مظلوم ترین و بدبخت ترین ملت های جهان هستند که حتی اجازه ی تصمیم گیری در کوچکترین مسایل مرتبط با خویش را ندارند. تورکان ایران فهمیده اند که رژیم جمهوری اسلامی آنان را بردگانی میداند که باید شب و روز کار کنند تا اقتصاد ایران پیشرفت کند و معادنشان باید چاپیده شود و پول آن به جیب حاکمیت برود و خرج رشد و تبلیغ فرهنگ و زبان فارسی و سرکوب فرهنگ و زبان تورکی شود و در موقع بحرانهای خارجی چون جنگ هشت ساله باید آنها را به میادین نبرد فرستاد تا بمیرند و ایران سربلند شود!!! آذربایجانیان و تورکان دیگر مناطق ایران باید بدانند که کمیتی بی کیفیت هستند که حتی نتوانسته اند ابتدایی ترین حقوق خود یعنی تحصیل به زبان مادری را کسب کنند چه برسد به اینکه برای خود تصمیم بگیرند. اما موضوع دریاچه اورمیه مسئله ای دیگر است ، چنانچه دریاچه اورمیه خشک شود و از بین برود ، پس از اندک زمانی باید شاهد تبدیل شدن زمین های آباد آذربایجان به کویرهای غیر قابل حیات بود و در اینصورت حتی زندگی نکبت بار نیز در انتظار آذربایجانی نخواهد بود.
آذربایجانیانی که با ترفندهای تبلیغاتی حاکمیت در رسانه ها من جمله رادیو و تلویزیون توانسته اند فکر و روح خود را ارضا کنند و با جملاتی ساده لوحانه چون آذربایجان سر ایران است، آفرین بر شهریار شعر و سخن، درود بر ستار خان و مشروطیت و آفرین بر باکری ها و لشکرهای دلیر آذربایجان من جمله لشکر 31 عاشورا و صدها سخن عوام فریبانه ی دیگر گمان می کنند که جایگاهی در نزد حاکمیت دارند بایستی از خواب صد ساله بیدار شده و به فکر چاره ای باشند تا لااقل بتوانند در وطن خود زندگی کنند.
دیگر وقت آن رسیده است که ملت آذربایجان به پا خیزد و برای یک بار هم که شده خواسته های ملی خویش را فریاد بزند و بیزاری و انزجار خود را از رژیم جمهوری اسلامی من جمله مجلس فاشیستی آن اعلام دارد.
فرصتی برای گروههای اوپوزسیون و مردم غیر تورک ایران
پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری بسیاری بر آذربایجان تازیدند که چرا مردم آذربایجان به حمایت از موسوی برنخواستند و به خیابان ها نریختند و مردم آذربایجان پاسخ دادند که تورک بودن یک فرد دلیل خوبی برای حمایت از او نیست و ملاک تصمیم گیری و حمایت آذربایجان، اندیشه ها و عملکردهای افراد است نه زبان و نژاد و اصالت. اصلاح طلبان ، حامیان جنبش سبز و... کدام گام مثبت را در تاریخ برای آذربایجان برداشته اند که منتظر دومین گام بود!
هر زمان که فعالان حرکت ملی و آذربایجانیان سخن از خواسته های ملی خویش به میان آوردند از هر طرف مورد سرزنش قرار گرفته اند که اکنون زمان طرح چنین خواسته هایی نیست ، بگذارید ایران آزاد شود و آزادی و دموکراسی بر پا بشود تا بعد ببینیم چه می شود! یک نفر نیست که به اینها بفهماند که آقا جان، آزادی و دموکراسی یعنی همین چیزها ، یعنی برآورده شدن خواسته های ملی یک ملت ، یعنی حق تعیین سرنوشت ملی ، یعنی زیستن در فرهنگ و زبان خویش ، یعنی بهره مند شدن از اقتصاد همسان و برابر با استان های فارس ، یعنی اینکه یک تورک یا یک عرب یا کرد یا تورکمن یا ... نباید احساس کند که در این مملکت شهروند درجه دوم است، یعنی بخشیدن اعتماد به نفس ملی به یک فرد نه بخشیدن هویت فارسی به یک غیر فارس و یاد دادن زوری زبان فارسی به یک غیر فارس، آزادی و دموکراسی یعنی همین چیزها ، زمانی که این خواسته ها برآورده شود آن وقت هست که در ایران آزادی و دموکراسی برقرار می شود.
مسئله ی دریاچه اورمیه فرصتی است تا گروههای اوپوزسیون و ملت های غیر تورک جبهه گیری خود را در قبال مسایل آذربایجان نشان دهند و حسن نیت خود را به آذربایجانیان ثابت کنند. حسن نیتی که هیچ زمان و در هیج عرصه ی تاریخی نشان داده نشده است. البته فعالان حرکت ملی بایستی آگاه باشند تا این گروهها با رسانه های خود اقدام به سوء استفاده از مسایل آذربایجان من جمله مسئله ی دریاچه اورمیه نکرده و تا جایی که میتوانند از نشر اخبار کذب ممانعت به عمل آورند. آذربایجانیان امید آن دارند تا گروههای اپوزسیون و ملل غیر فارس ایران هوشیارانه و با چشمانی باز با مسایل آذربایجان برخورد کنند و از تاریخ درس عبرت گرفته و به نحوه زندگی دیگر کشورهای کثیرالملله در جهان توجه کرده و دست به اصلاحات بنیادین در افکار و اعمال خود بزنند.
سخن آخر
ملت مبارز آذربایجان بایستی دریافته باشد زمانی میتواند جایگاه جهانی خود را کسب کند که پی به ارزش خود برده و از اعتماد به نفس ملی برخوردار باشد. به زبان آوردن اینکه در ایران بیست میلیون ، سی میلیون ، چهل میلیون و ... تورک زندگی میکنند اهمیت ناچیزی دارد ، مهم این است که بگوییم این ملت در چه سطحی زندگی میکند و از چه کیفیتی برخوردار است. در طول تاریخ ملت هایی سربلند زیسته اند که خود را باور داشته اند ، ملت هایی فتح کرده اند که خود را و دشمن را شناخته اند، ملت هایی ادامه حیات داده اند که اقلیتی اندیشمند و وفادار و اکثریتی آگاه داشته اند و در مقابل ملت هایی از بین رفته اند و استعمار شده اند که اقلیتی خائن و اکثریتی جاهل داشته اند، ملت هایی سربلند زیسته اند که جسارت اندیشیدن و مبارزه کردن داشته اند اما نه اندیشیدن و مبارزه کردن در راه منافع دیگران ، بلکه اندیشیدن و مبارزه کردن در راه خواسته های ملی خویش، اندیشیدن و مبارزه کردن برای آزادی و سربلندی ملت خویش.
امید آن میرود تا ملت مبارز آذربایجان با هوشیاری و آگاهی تمام رزو سوم شهریور ماه ، پنج شنبه در شهر تبریز و روز پنجم شهریور ماه ، شنبه در شهر اورمیه قدرت خود را به نمایش بگذارند. ملت آذربایجان بایستی پیش بینی های لازم را به عمل آورده و بداند که احتمال آن میرود که حاکمیت از طریق فدراسیون یا رسانه های خویش یا با امکانات و نیروهای خود فروخته ی خویش عرصه را بر آذربایجان تنگ کند و بخواهد تا اخلالی در برنامه ی اعتراضی آذربایجانیان وارد کند. لذا باید هوشیار بود و اقدامات حاکمیت را زیر نظر داشت.
گله جک بیزیمدیر
یکشنبه ٣۰ مرداد ۱٣۹۰ - ۲۱ اوت ۲۰۱۱
در روزهای اخیر بار دیگر جریانی هزار پا که نشات از نژاد پرستی ایرانی-فارسی میگیرد ماهیت واقعی و اراده خود برای نابودی آذربایجان را عریان تر کرد. دریاچه اورمیه، نگین سرخ آذربایجان، که بر اثر سیاست های غلط و مغرضانه سیاسیون تهران در حال خشکانده شدن است گذشته از ارزش گران بهای طبیعی و زیست محیطی تبدیل به بمبی ساعتی شده که انفجار آن منطقه آذربایجان را به کویری نمکزار تبدیل خواهد نمود. کسانی که سال هاست با تفکرات نژاد پرستی ایرانی آب بر ریشه ارکان ملی ملت ترک آذربایجان بسته و دشمنی خود را زمانی با سلاح و سلاخی نشان داده اند و زمانی نیز با لباس قاتون گذار سرکوب، جنایت، نقض حقوق بشر و نژاد پرستی را دفاع از تمامیت ارضی ایران و دفاع از هویت ایرانی نامیده اند حال در مجلسی فرمایشی که به اصطلاح می بایست مدافع ارزشهای انسانی باشد رای به عدم تصویب طرح آبرسانی به دریاچه اورمیه می دهند که این بار سونامی نمک آذربایجان را به قهقرای زمان ببرد.
ملت شریف ترک آذربایجان؛
دانشجویان، جوانان، کارگران، بازاریان، کارمندان، نظامیان و مسئولان دلسوز آذربایجانی؛
ظاهرا ده ها هزار طومار، نامه، مقاله، خبر، نمایشگاه، عکس و گزارش اعتراضی، شعار های هواداران تیمهای ورزشی آذربایجان و تجمعات سیزده فروردین در کنار دریاچه اورمیه نتوانسته که خواب غفلت برخی از به اصطلاح نمایندگان مردم آذربایجان و مناطق ترک نشین را از سرشان به در کند و در سایه بی لیاقتی شان در عدم رای دادن به فوریت طرح آبرسانی به دریاچه اورمیه مغرضان و دشمنان که این بار سرشان از مجلس به اصطلاح ملی در آمده عریان تر از قبل سیاست خود را مبنی بر خشک کردن دریاچه اورمیه و کوچ اجباری مردم از آذربایجان به زبان آورده و مانع تصویب طرح دوفوریتی مجلس شدند.
ما فعالین حرکت ملی آذربایجان در شهر اورمیه ضمن هشدار به برخی از نمایندگان بی لیاقت شهرهای آذربایجان و شهرهای ترک نشین که هنوز کاسه لیسی سیاسیون نژاد پرست را کرده و جاده صاف کن اهداف مغرضانه آنها بر علیه آذربایجان می شوند از عموم مردم شهر اورمیه می خواهیم تا روز پنج شنبه سوم شهریور با پیراهن (تی شرت) ها و یا علائمی که در خصوص در یاچه اورمیه باشد در مسابقه بین تیم های شهرداری و تراختور در استادیوم سهند تبریز حاضر و فریاد حمایت از دریاچه اورمیه سر دهند و همچنین روز شنبه پنجم شهریور با تجمع در خیابان عطایی اورمیه اعتراض خود را به برخی از نمایندگان بی لیاقت شهرهای آذربایجان و ترک نشین که رای به طرح حمایت از دریاچه اورمیه ندادند اعلام و پیام اخطاری به شونیستهای مرکز نشینی بفرستند که به شیوه های مختلف خواهان نابودی و کوچ ملت آذربایجان از سرزمین های مادری شان میباشند که خشک کردن دریاچه اورمیه در راس آنها قرار داد.
همچنین از فعالین ملی سایر شهرهای آذربایجان می خواهیم در این مسئله حیاتی ساکت ننشسته و صدای اعتراض خود را بلند نمایند. شایسته است فعالین و جوانان دیگر شهرهای آذربایجان نیز با شرکت در این مناسبتها حمایت عملی خود را دریغ نکنند. همچنین از همه نویسندگان، روزنامه نگاران و کاربران اینترنتی آذربایجان نیز می خواهیم که در انعکاس اخبار اعتراضات به رد فوریت طرح مذکور و فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه نهایت تلاش خود را انجام دهند.
در این بین از مسئولان سیاسی و قضایی و نیروهای انتظامی محلی می خواهیم در امر دفاع از حقوق آذربایجان نهایت سعه صدر و تامل را با مردم داشته باشند. بی تردید نحوه عملکرد مسئولین منطقه ای در نزد ملت آذربایجان میزانی خواهد بود برای سنجش و قضاوت در مورد آنان .
وعده دیدار :
پنج شنبه سوم شهریور، استادیوم سهند تبریز، بازی تراختور-شهرداری شنبه پنجم شهریور، اورمیه- تقاطع امام و عطایی – حرکت به سمت میدان ایالت، ساعت شش عصر
فعالین حرکت ملی آذربایجان- اورمیه
بیست ونهم مرداد نود
منبع : اورمو ایشچیلری