userinfo close

  ,

كوه نوردی


climbing1

تاسیس: 16 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد محمدی - معاونان
تا فرصت هست و مشکلات زندگی درگیرمان نکرده کل ایران را بگردیم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
39
90/12/10 (08:37)
2
39
90/11/23 (09:03)
1
69
90/6/29 (16:01)
0
28
90/6/7 (22:40)
0
69
90/5/16 (18:00)
6
6
91/3/6 (10:43)
1
7
91/3/2 (13:55)
0
6
91/2/28 (10:36)
1
6
91/2/27 (08:37)
0
5
91/2/26 (12:16)
0
8
91/2/26 (12:14)
0
5
91/2/24 (22:26)
0
6
91/2/24 (00:40)
0
3
91/2/23 (10:33)
0
2
91/2/23 (10:32)
0
4
91/2/23 (10:32)
0
4
91/2/21 (16:55)
0
5
91/2/18 (10:04)
5
7
91/2/18 (10:04)
0
3
91/2/16 (10:05)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

مانی   , broadpeak
مانی - 14:42 1390/07/25

دنیای غریبی است آقا ...

دنیای غریبی است آقا ... در این مملکت عده ای 3000 میلیارد اختلاس می کنند و کمی آنطرف تر "رضا" در عنفوان جوانی بخاطر بی پولی از درد به خود می پیچد. آقای رئیس جمهور در ابتدای مهرماه از دانش آموزان پرسیده : اگر بجای رئیس جمهور بودید چه می کردید؟ ... و دختر رضا در جواب این پرسش نوشته است : اگر بجای آقای رئیس جمهور بودم، اولین کارم این بود که دست و پای پدرم را به او پس می دادم! دخترک امروز از من پرسید:‌ یعنی نامه ام را می خواند؟! ... و من نتوانستم جوابش را بدهم.

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/7/25/33801_877.jpg

رضا 39 سال سن دارد. دو سال قبل بر اثر سانحه برق گرفتگی (11000 ولت) به فلاکتی گرفتار آمد که در عکس می بینید ... همه چیز از آخرین روز از اولین ماه سال 88 شروع شد، رضا کیکاج نژاد، کارگر شرکت سامان محیط که کار تولید آسفالت و اجرای رویه جاده‌ها را به کارفرمایی سینا گلزاری برعهده داشت. هنگامی که در حال تخلیه آسفالت‌ها در محل مورد نظر بود به علت شکم دادگی سیم‌های برق 33 هزار ولت کنار جاده ناگهان اتاقک کامیون به برق فشار قوی کنار جاده اتصالی می‌کند، لرزشی سخت او را در بر می‌گیرد و بر اثر شدت فشار برق گرفتگی به میان جاده پرتاب می‌شود.

چشمانش را در بیمارستان اندیمشک باز می‌کند، آنجا ماندگار نمی‌شود و به بیمارستان طالقانی اهواز منتقلش می‌کنند و بعد از سه روز او را با پزشک و پرستار و با هواپیما به بیمارستان سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان منتقل می‌شود.

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/7/25/33798_823.jpg

رضا بارها و بارها در بیمارستان تحت عمل‌های مختلف جراحی قرار گرفت، در این اعمال جراحی که برای قطع اندام‌ها و ترمیم حفره‌های عمیقی که درست به شکل قرینه در زیر بغل‌ها، پهلوها، زیر زانوها و سمت کلیه‌ها او ایجاد شده بود حداقل ده بار بیهوشی عمومی را تجربه کرد و بعد از آن نیز برای شتسشو و کنترل عفونت اندام‌های تحتانی یک بیهوشی دیگر را نیز تجربه کرد، ساعد دستان راست و چپش و پای راست و چپ او قطع شد تا او زنده بماند. اما کاش این ماجرای تلخ به همین جا ختم می‌شود، غم سنگین چشم‌های رضا کیکاج نه از نداشتن دست و پا که از نامهربانی‌های عدالت است.

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/7/25/33797_653.jpg

او که در کوچه پس کوچه‌های انتهای خیابان سینای اندیمشک به همراه همسر مهربان و دو فرزندش زندگی مستاجری را می‌گذارنند در آن ایام سخت، دلخوش بود به دیه‌ای که قرار بود بر طبق حکم دادگاه که اداره برق و رضا کیکاج نژاد را هر کدام به میزان سی درصد و کارفرما را به میزان 40 درصد مقصر این حادثه اعلام کرده بود به او و خانواده‌اش تعلق بگیرد.

اما شرکتی که رضا سلامتی‌اش را در آن از دست داد به حکم اعتراض کرد و با پیگیری‌های فراوانی که کرد، بعد از دو سال از گذشت حادثه و زمانی که هر دو طرف، یعنی کارفرما و همچنین اداره برق نواقص خود را برطرف نموده‌اند، رضا کیکاج 100 درصد مقصر شناخته ‌شد. بله، شرکتی که رضا در استخدامش بوده توانسته خود را از پرداخت خسارت به او رها سازد... آنها راههایی را بلد بوده اند که (رضا) هنوز هم به درک آن نرسیده ... است.

در این دو سال چه بر خانواده رضا رفت ؟... وقتی که 11 عمل جراحی را شاهد بودند ... بخدا سوختند. همه شان سوختند ... مثل رضا

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/7/25/33799_163.jpg

پدرش که کارگر بازنشسته راه آهن است تنها مایملک اش از این دنیا که در یک خانه دو اطاقه خلاصه شده بود را فروخت و خرج فرزندش کرد و خودش به فلاکتی باور نکردنی به اجاره نشینی در دورترین نقطه شهر رفت. پیرمرد، حالا مجبور است در خیابان های شاهین شهر و با اتومبیلی که همشهریان از سر دلسوزی در اختیارش می گذارند بدنبال مسافر بدود بلکه از پس مخارج درمان دردهای فرزندش که زیر گوشش ناله های جگرخراش می کند برآید ... اما نمی آید.

کلیه های (رضا) دارد عفونت می کند. عروق اش تاب گردش خون از دست می دهند. استخوانهایش مرتب رشد می کنند و از زیر پوست بیرون می زنند ... آنوقت وقتی در روزنامه می خوانم که در این مملکت افرادی 3000 میلیارد تومان اختلاس می کنند آنهم درحالیکه (رضا) پول خرید 4 دانه کپسول ضد چرک را ندارد، جان به سر می شوم.

دانشکده توانبخشی تهران برای پروتز دست و پای رضا فاکتور صد میلیونی صادر کرده و مدیر بهزیستی قول داده اگر مسئولان بالاتر قبول کنند 2 میلیون تومان آنهم پس از طی مراحل قانونی و بلند و کوتاه شدن آدمی مثل رضا که پا ندارد (شاید) به او کمک نماید.

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/7/25/33796_755.jpg

مهناز حاجی پور همسر رضای 31 ساله، فرهنگی است، او فداکارانه در این دو سال هم پرستار همسرش بود و هم نان آور خانواده‌. این همسر مهربان می‌گوید برای خودم هیچ نمی‌خواهم تنها امیدم و تلاشم این است که همسرم روی پای خود بایستد. تلاش همسر و پدر رضا تهیه هزینه پروتزهایی است که شاید با وجود آنها بتوانند بار دیگر لبخند را بر لبان همسر و فرزند خود ببینند، اما افسوس...

هنگامی که خواستم از رضا کیکاج عکس بگیرم به جای مسئولین خجالت کشیدم و در دل هزار بار آرزو کردم که روزی این همسر و پدر را با لبانی خندان و ایستاده بر دو پا هرچند مصنوعی باشد ببینم، مگر نمی‌شود من و شما هر کدام به سهم خود کمکی کنیم برای التیام این زخم عمیق که هزینه ای بالغ بر 100 میلیون تومان دارد، شاید دوباره رضا بخندند با همت هموطنان ما...

با شما هستم : حاج آقا...؟ حاج خانم ...؟ آیا می توانید یک گل لبخند به دختر بچه ای که پدرش دست و پا ندارد هدیه کنید؟

این روزها، رضا، در آغوش کشیدن فرزندش را یک (رویا) می داند. بیائید به رویای ساده (رضا) جامه عمل بپوشانیم.
به قدر مسلمانی خود ...

دوستان عزیزی که مایل به کمک هستند میتوانند کمک های نقدی خود را به شماره کارت 5894631203295555 بانک رفاه به نام رضا کیکاج نژاد واریز کنند.

 

منبع : سلامت نیوز

وبلاگ آناپورنا


  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهدی عابدی , mehdiabedi7
مهدی عابدی - 00:15 1390/08/20
3
کاوه صاحبی , kaveh1339
کاوه صاحبی - 01:11 1390/08/19
2
ببینید الان چه میشه کرد باتوجه حاد ثه تاسف بار برای رضای عزیز وخانواده ا گرامیشان    که زحمت زیادی برای ایشان کشیدن جای تقدیر داره .1.پیشنهاد میشه حادثه فوق را به رسانه های داخلی خصوصآروزنامه ایران انتقال داد وگزارش ماوقع رادراختیار شان بگزاریدتاحداقل کمکی ارمردم به ایشان بشه...منم به نوبه خودم همکاری با دوستان میکنم.....بامیدحق.....
شهرام   , shahram_forever
شهرام - 16:44 1390/07/29
1
از ایجاد این بحث ممنونم چرا که شاید بشه کمک مختصری به یک انسان دردمند کرد . من اینطور کمک کردن رو که مستقیما به فرد نیازمند میرسه ترجیح میدم .البته باید صحت شماره حساب رو چک کرد . اگر تونستم اینکارو انجام بدم و از صحت شماره حساب مطمئن بشم به بقیه دوستان هم اطلاع میدم .
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.