| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
39
|
90/12/10 (08:37)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
90/11/23 (09:03)
|
|
||
|
|
1
|
69
|
90/6/29 (16:01)
|
|
||
|
|
0
|
28
|
90/6/7 (22:40)
|
|
||
|
|
0
|
69
|
90/5/16 (18:00)
|
|
||
|
|
6
|
6
|
91/3/6 (10:43)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
91/3/2 (13:55)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/2/28 (10:36)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
91/2/27 (08:37)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
91/2/26 (12:16)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
91/2/26 (12:14)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
91/2/24 (22:26)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/2/24 (00:40)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/2/23 (10:33)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
91/2/23 (10:32)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
91/2/23 (10:32)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
91/2/21 (16:55)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
91/2/18 (10:04)
|
|
||
|
|
5
|
7
|
91/2/18 (10:04)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/2/16 (10:05)
|
|
دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژهای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیتهای اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیدهاست[]* و ضحاک آنجا زندانیاست تا آخرالزمان[]* که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود.[] هنوز هم بعضی از ساکنین نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده میشود، نالههای هموست.[]
در تاریخ بلعمی محل زیست کیومرث کوه دماوند دانسته شدهاست[] و گور فرزند وی هم آنجا دانسته شدهاست. با این تفصیل که چون فرزندش کشته شد خداوند چاهی بر سر کوه برآورد و کیومرث فرزند را در چاه فروهشت. بلعمی سپس از مغان نقل کند که کیومرث بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز تا امروز (روزگار بلعمی) ده پانزده بار پرزند و به هوا برشود و از مغان نقل میکند که این آتش دیو را از فرزند او دور دارد.[] به گفتهٔ تاریخ بلعمی جمشید به طبرستان به دماوند بود که سپاه ضحاک به وی رسید.[]. بنا به روایتی نبرد لشکر فریدون به سپاهسالاری کاوه با ضحاک در حوالی دماوند بود.[] دماوند بار دیگر در گاه پادشاهی منوچهر مطرح میشود؛ آرش کمانگیر از فراز آن تیری انداخت تا مرز میان ایران و توران را تعیین کند.[]
بعدها با پا گرفتن اساطیر سامی در ایران برخی شخصیتهای این اساطیر هم با دماوند ارتباطاتی یافتند. از جمله «عوام [...] معتقدند که سلیمانبن داوود، یکی از دیوان را که «صخر المارد» (سنگ سرکش) نام داشت در آنجا زندانی نمود. گویند، بر قلهٔ دماوند، زمین هموار است و از چاهی که بر فراز آن قرار دارد، روشنی بیرون آید.»[]
در اشعار ایرانی معمولاً نام دماوند در ارتباط با اسطورهٔ به بند کشیده شدن ضحاک ظاهر میشود. فردوسی در شاهنامه در ابیاتی که داستان به بند کشیده ش
| برآن گونه ضحاک را بسته سخت | سوی شیرخوان برد بیدار بخت | |
| همی راند او را به کوه اندرون | همی خواست کارد سرش را نگون | |
| بیامد هم آنگه خجسته سروش | به خوبی یکی راز گفتش به گوش | |
| که این بسته را تا دماوند کوه | بِبَر همچنان تازیان بیگروه |
اسدی طوسی در گرشاسپنامه که به پیروی از شاهنامه سروده شدهاست به این اسطوره اشاره میکند.[] در اشعار و منظومههای شاعران دیگر از جمله قصیدهای از ناصرخسرو[] منظومهٔ ویس و رامین [] از فخرالدین اسعد گرگانی و قصیدهای از خاقانی [] تلمیح این اسطوره دیده میشود. همچنین گاه در عظمت به دماوند مثل زدهاند.[]
قصیده دماوندیه اثر ملک الشعرای بهار تنها یکی از چندین شعری است که در مورد دماوند سروده شدهاست. دماوندیه اول او در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی با این مطلع آغاز گشت:
| ای کوه سپیدسر، درخشان شو | مانند وزو، شراره افشان شو |
قصیدهٔ «دماوندیه دوم» که در سال ۱۳۰۱ توسط همین شاعر سروده شد، از شعرهای معروفی است که دربارهٔ دماوند سروده شدهاست که چند بیت نخستین آن چنین است:
| ای دیو سپید پای در بند | ای گنبد گیتی ای دماوند | |
| از پای به سر یکی کُلَهخود | ز آهن به میان یکی کمربند | |
| تا چشم بشر نبیندت روی | بنهفته به ابر چهر دلبند |
آشوریان این کوه را کان سنگ لاجورد میانگاشتند. البته ایشان در خطا بودند و سنگ لاجورد از بدخشان میآمدهاست. در زمان تاخت و تاز آشوریها به فلات ایران این کوه بخشی از حدود مادها شمرده میشده و در متنهای آشوری هم بدان اشارهشدهاست. سارگون دوم در لشکرکشی خود سرزمینهای تا کوه دماوند را خراجگزار خود نموده بود. در زمان اسرحدون نیز آشوریها تا پای کوه دماوند لشکر کشیدهبودند.[] اما بهپیشروی ادامه ندادند چون دماوند و آنسوترش کویر لوت را پایان دنیا میپنداشتند.[]
دیاکونوف سنت گذاردن پیکر مردگان در کوهها را آیین مغانی میانگارد که در دامنه دماوند میزیستهاند و آیین خود را به دیگر جاهای ایران پراکندند.[] در دامنهٔ دماوند تعداد زیادی گور پیش از تاریخ وجود دارد.[]
در سده هشتم میلادی در پای کوه دماوند دژی بودهاست که موبدی زرتشتی به نام مَسمُغان و پیروانش در آن میزیستهاند و این دژ به فرمان المهدی خلیفه عباسی ویرانگشته و مسمغان نیز کشته شد.[] مسمغان (به عربی کبیرالمجوس) لقب بزرگان خاندان قارن بوده که تبار پارتی داشته و دارای سرزمینهایی در پای دماوند بودهاند.[]
غازان خان ایلخان مغول در ۴ شعبان ۶۹۴ (هجری) در لارِ دماوند به دست شیخ صدرالدین غسل کرد و مسلمان شد.[]
«در حدودالعالم آمده که ویمه و شلنبه دو شهرست از حدود کوه دنباوند و اندر وی بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد.(حدودالعالم. ص ۱۴۷
در دوران سلطنت دودمان پهلوی از نقش کوه دماوند و خورشید در حال تابش از پشت آن به عنوان نماد ایران زمین بهره میبردند
در فروردین ۱۳۸۷، خبرگزاریهای ایران اخباری را در رابطه با ثبت کوه دماوند در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو منتشر کردند. این خبرها که از خبرگزاریهای گوناگون مانند خبرگزاری فارس منتشر شد که در آن، کوه دماوند را به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران که در فهرست میراث طبیعی جهانی یونسکو به ثبت رسیده معرفی کردند.[۶۰] اما فریبرز دولت آبادی، معاون سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرگزاری میراث فرهنگی این ادعا را رد و آن را سو تفاهم دانست. وی ابراز کرد: «متاسفانه برداشت اشتباهی از موضوع ثبت دماوند صورت گرفته و این خبر اشتباه است.»[۶۱]
در زمانهای قدیم عدهای خود را به قلهٔ دماوند رسانیده بودند. ناصر خسرو در سفرنامهاش نوشتهاست که گویند بر سر دماوند چاهی است که نوشادر و کبریت (گوگرد) از آن گیرند.صاحب آثار البلاد و اخبار العباد با نقل قولی دست دوم میگوید که عدهای از اهالی آن نواحی میگفتهاند که در طی پنج روز و پنج شب به قلهٔ دماوند رسیدهاند و قلهٔ آن را مسطح با مساحت صد جریب یافتهاند گرچه از دور به مخروط میماند.[اولین صعود موفقیتآمیز اروپائیان به قلهٔ دماوند در سال ۱۸۳۷ توسط تیلر تامسن صورت گرفتهاست . همچنین نخستین صعود مستند ایرانی به این قله، به سال ۱۸۵۷ باز میگردد که تیم سرهنگ محمدصادقخان قاجار ارتفاع آن را ۶۶۱۳ ذرع تعیین نمود.
برای رسیدن به قله دماوند، مسیرهای مختلفی وجود دارند که شناختهشدهترین آنها این جبههها هستند:
آسانترین این مسیرها جبهه جنوبی و سختترین آنها جبهه شمالی است. سه جبهه شمالی، جنوبی و شمال شرقی در نزدیکی روستاها قرار گرفتهاند و همچنین همگی دارای جانپناه در میان راه هستند. در مسیر جنوبی، آبشاری وجود دارد که همهٔ سال یخزدهاست و تنها در تابستانهای بسیار گرم، جاری میشود که به همین دلیل به آن آبشار یخی گفته میشود. این آبشار با قرار داشتن در ارتفاع ۵۱۰۰ متری، از نظر ارتفاع از سطح دریا مرتفعترین آبشار خاورمیانهاست.[