userinfo close

  ,

ویژه نامه کلیک روزنامه جام جم


clickjamejam

تاسیس: 20 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پارسا ستوده نیا - معاونان
بنده و برخی دیگر از نویسندگان و مسئولین کلیک عضو این کلوب هستیم که با یاری مستقیم شما کیفیت این نشری ادامه »
بنده و برخی دیگر از نویسندگان و مسئولین کلیک عضو این کلوب هستیم که با یاری مستقیم شما کیفیت این نشریه را آن طور که شایسته شماست ارتقا دهیم. پس بحث های سازنده ایجاد کنید و در بحث ها شرکت کنید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
0
90/11/26 (07:24)
35
100
90/10/25 (00:25)
0
1
90/9/5 (06:18)
1
9
90/8/27 (10:39)
0
1
90/8/3 (22:09)
0
8
90/5/19 (17:20)
0
1
90/3/4 (20:39)
1
18
90/3/4 (20:35)
7
84
90/2/15 (14:25)
0
4
89/11/18 (12:23)
0
3
89/11/18 (12:23)
5
55
89/11/2 (13:35)
1
7
89/11/1 (03:55)
0
1
89/10/29 (18:04)
9
64
89/10/29 (18:03)
3
8
89/10/29 (18:03)
0
9
89/8/8 (01:07)
5
42
89/7/29 (23:54)
0
3
89/6/19 (22:31)
2
20
89/5/1 (21:39)

عنوان بحث

محمد قلی پور , italiano_pianisto
محمد قلی پور - 21:44 1385/08/28

عشق چیست ؟ آن را تعریف کرده و بگویید این کلمه از کجا آمده ؟؟؟!!!

عشق چیست ؟ آن را تعریف کرده و بگویید این کلمه از کجا آمده ؟؟؟!!!
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهرداد مهرآیین , mehrdad1087
مهرداد مهرآیین - 14:25 1390/02/15
7
عشق حقه کثیف طبیعت برای تنازع بقاست!
امیرعلی ح , jhozef
امیرعلی ح - 00:50 1386/09/10
6

گفته بودی عشق را تعریف کن
حال بشنو، گوش خود را قیف کن

«هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم، خجل باشم از آن»

بعله البته؛ ولی با این وجود
میتوان یکخرده تعریفش نمود

«گرچه تفسیر زبان، روشنگرست
لیک عشق بی زبان، روشنترست»

این درست، امّا چو میآید سؤال
میتوان ور رفت قدری با خیال

میتوان یک خرده هم با طنز و لاغ
گردشی کردن در این بستان و باغ

باغ زیبائی است خیلی باغ عشق
با صفا جائی است خیلی باغ عشق

جویباری هست در باغش روان
آب آن از اشک پاک عاشقان

عشق دستور زبان زندگیست
تک سوال امتحان زندگیست

عشق پروازیست بر اوج جهان
هشت فرسخ آنور هفت آسمان

میروی آن سوی عالم مستقیم
میشوی دور از خدا ده متر و نیم

میپری از بیکران تا بیکران
زیر پایت جمله پیغمبران

ارتفاعی بر فراز دلخوشی است
آن سوی افسردگی و خودکشی است

مثل زنبور است عشق اندر مثل
هست نیشش نیز شیرین چون عسل

عشق یعنی که جمال یار من
یار شیرین خلق و شیرین کار من

***

عشق یعنی استقامت داشتن
در بتون های اوین گل کاشتن!

عشق؛ در سلول مهمان بودن است
بهر آزادی به زندان بودن است

عشق یعنی با دهان بسته، قرص
خوردن شلاق خشم بازپرس

عشق جانی خسته اما سرکش است
پوزخندی بر گروه «آتش» است

عشق یعنی پایداری در وفا
چه گوارائی شدن تا انتها

دولت عشق از تلاطم ها جداست
بی خیال توطئه یا کودتاست

***
عشق یعنی آنچه در بازار نیست
دیر و مسجد را به کارش کار نیست

عشق بیزار است از کل لشوش
شارون و بن لادن و میمون و بوش

***

عشق گاهی کاغذ است و خودنویس
لرزش دست من و شعری سلیس

عشق یعنی جوهر خودکار جان
میتراود تا که بنویسد روان

عشق یعنی درد مردم در سخن
مثل شعر بهبهانی، طنز من!
***

چیستی آغاز و پایان جهان؟
عشق آغازست ، پایان هم همان

چیست میل زندگی در جان ما
نیز واجبتر ز آب و نان ما؟

این همان عشق است، ذات و ژن شده
در هوای آدم، اکسیژن شده

این همان میراث میلیون سال هاست
اولین حس نآندرتال هاست

عشق یعنی شاه بیت یک غزل
شاعرش انسان و تاریخش ازل

***

عشق گاهی هم خصوصی میشود
پر ز عطر دیده بوسی میشود

دست ها با هم تلاقی میکنند
بعد هم اعضای باقی میکنند!

در نفس ها لرزه، در تن ها تکان
تا جرقه برزند آتش به جان.

عشقبازی را هزاران ارزش است
لذت است و نرمش است و ورزش است

گاه مثل ژیمناستیک است عشق
افتخار هر المپیک است عشق

عاشقا دریاب نیروی درون
گر که غافل بودی از آن تاکنون

وزنه برداری بکن گردنفراز
از ابوالفضل و بقیه بی نیاز

کرد سعدی را توانا لفظ عشق
تا بیابد قافیه بهر «دمشق»

(نیست غیر از «عشق»، آن را قافیه
جستجوی بیشتر علافیه)

آدما! عاشق بشو قدرت بگیر
تا کشی قدرتمداران را به زیر

عاشقا خود را نگیری دست کم
تا بگیری از فلک زیر دو خم

مدتی چرخ فلک را کن طواف
پس بسازش مثل ماهیتابه صاف

ماهی هفت آسمان را هم بگیر
سرخ کن با آرد و قدری پودر سیر

مزرع سبز فلک را کن درو
روز یکشنبه بپز سبزی پلو

(دیدی آخر هرچه رشتم پنبه شد
جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد)

همچنین گاو زمینی را بدوش
کهکشان راه شیری را بنوش!

***

میشود با عشق کلی کار کرد
کورش از خواب گران بیدار کرد

کورش آسوده نخواب آب آمده
تا حدود دشت مرغاب آمده

چونکه اسلامی نبود عصر شما
آب باید بست بر قصر شما

من نه پاسارگاد باشد مشکلم
بر رماتیسم تو میلرزد دلم

***

عشق گاهی برتر است از سلطنت
میشود معشوقه هم سنِّ ننه ت!

عشق یعنی در سخن آمادگی
تا بگوئی حرف خود با سادگی

عشق میگوید بگو هرجور هست
بایدت سدّ تکلف را شکست

عشق میگوید که لفّاظی مکن
بهر مردم با لغت بازی مکن

عشق یعنی که بمان از بهر ما

عشق یعنی که وفاداری کنی
طنز خود بر صحنه هم جاری کنی

دور آمریکا بگردی یک دو ماه
چشم خود را گم کنی در طول راه!

(چشم وقتی روشن از مردم شود
زود پیدا میشود گر گم شود)

گر نگیری از خلایق فاصله
میشوی واقف به فرق معامله

چون درخت عشق، در این روزگار
هم خزان را خوش بدار و هم بهار

ریشه ات در خاک، پس خاکی بمان
گه به شادی گه به غمناکی بمان

گر بمانی دائماً در برج عاج
میبُرندت در کریسمس مثل کاج!

***
خوب یاران، این هم از تعریف عشق
پایتخت سوریه باشد دمشق!

عین شاگرد کلاس پنج و چار
شرح دادم عشق را مثل بهار

یک کمی بامزه ، یک قدری نو است
پایتخت روسیه هم مسکو است

«قافیه اندیشم و دلدار من»
خنده اش میگیرد از اشعار من

میسپارم پس به صلح و سرخوشی
جملگیِّ دوستان را چکّشی!

عشق باشد یارتان خیلی زیاد
پایتخت ترکمنستان هم خوشبختانه هست عشق آباد!

محسن عبداللهی , msnabed
محسن عبداللهی - 16:26 1385/09/16
5
عشق نهایت محبت است و سرچشمه آن خداست.
یکتا مشرق زمین , mashreghzamin
یکتا مشرق زمین - 04:25 1385/09/14
4

عشق یعنی خطر كردن، رفتن از قله ای به قله دیگر.

 صعود به جایی كه كسی آن جا را فتح نكرده باشد .

حركت به سوی دریای نامكشوف ، بی هیچ نقشه و راهنما.

عشق همین است ...

جاده ای طولانی با هزاران پیچ و خم و زیبا. غم انگیز اما پر هیجان.

از آن می گریزیم و همه فكرو ذهنمان وصال است و غافلیم كه وصل، مرگ عشق است.

و غافلیم از این كه لذتی كه در هجر است قابل قیاس با وصل نخواهد بود چرا كه در هجر شوق دیدار است و در وصل ترس از جدایی.

 

 عشق تجارت نیست .

 

 عاشق فقط می بخشد  بدون حساب و كتاب و از این رهگذر لذت می برد.

گدایی عشق رسم تازه كاران است.

اگر موجودی در این جهان وجود دارد كه از دیدنش رنگ رخساره ات تغییر می كند،صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد، مهم این نیست كه او مال تو باشد .مهم این است كه فقط باشد ،زندگی كند ، لذت ببرد ، نفس بكشد و دل تو از نوشیدنش سیراب شود.

ص س , sasa65
ص س - 06:13 1385/09/5
3
عشق ایمان است و آنکه ایمانش کم است از عشق بهره چندانی نخواهد داشت .
به نظر من عشق یعنی توانایی دوست داشتن تمام مظاهر هستی . یعنی درک لحظات، یعنی دوست داشتن آنچه که می توان آنرا زیبا و مثبت نامید و یعنی زیبا دیدن و نیکو دیدن و مثبت دیدن نعمات پروردگار، پس یعنی شکر پروردگار در هر لحظه زندگی و در نتیجه یعنی رضایت از زندگی .
عشق "شوق" است.
عشق " شور" است.
عشق مادر هنر هاست و عشق آفریننده ی زیبایی هاست ."عشق" یأس را از وجود انسان به دور میکند و افسردگی را که پایه بدترین بیماریهای روانیست از بین میبرد. بدخلقی، ترشرویی، کسالت،بی تفاوتی، ترس، بی ملاحظگی اینها همه در اثر عدم وجود عشق است . زیرا بزرگترین مصیبت در زندگی انسان این نیست که بالا خره به انتهای جاده می رسد و می میرد بلکه این است که او در طول مسیرش عشق را نمی شناسد. آنها که عشق را شناختند بیدارانی هستند که از میان انبوه بیشمار خفتگان ، سر بلند کرده ، راه را یافته و فروغی از حقیقت لایزال را عیان دیده و به آن پی برده اند. به نظر من عشق نیز آموختنی است ، مثل هر هنر دیگری . عشق چیزی نیست که خود به خود و ناگهانی بوجود آید . عشق یک آرزوی زیستن و پذیرفتن زندگی به صورت موهبتی عظیم است که به ما توانایی ایثار و بخشایش می دهد . و باید تلاشی باشد که با ذوق و تسلیم و توکل و ایمان و سبک روحی و امید آغاز شود. و البته یک فکر زمانی تبدیل به یک اعتقاد میشود که مکرّر روی آن کار کرده باشیم .نه اینکه یک بار آنرا امتحان کنیم و عدم موفقیت اولیه را بهانه ای برای ترک آن قرار دهیم .
م فرزین , frighten
م فرزین - 07:53 1385/09/3
2

 عشق ماله بچه گربس زیاد فکرتو مشغول نکن;)

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.