| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
682
|
6200
|
91/1/30 (20:48)
|
|
||
|
|
73
|
3246
|
91/2/16 (13:32)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
91/2/6 (18:43)
|
|
||
|
|
158
|
7482
|
90/5/22 (03:44)
|
|
||
|
|
22
|
54
|
91/3/2 (11:18)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
91/3/2 (11:17)
|
|
||
|
|
29
|
242
|
91/3/2 (11:15)
|
|
||
|
|
659
|
5221
|
91/3/2 (11:09)
|
|
||
|
|
9
|
52
|
91/3/2 (11:06)
|
|
||
|
|
36
|
123
|
91/3/2 (11:01)
|
|
||
|
|
1651
|
7128
|
91/2/26 (17:30)
|
|
||
|
|
151
|
1433
|
91/2/11 (15:33)
|
|
||
|
|
60
|
602
|
91/2/11 (15:30)
|
|
||
|
|
176
|
3046
|
91/2/6 (13:02)
|
|
||
|
|
601
|
6301
|
91/1/30 (21:03)
|
|
||
|
|
307
|
3475
|
91/1/30 (21:00)
|
|
||
|
|
680
|
11882
|
91/1/30 (20:44)
|
|
||
|
|
319
|
6616
|
91/1/19 (11:25)
|
|
||
|
|
662
|
12203
|
90/12/16 (19:02)
|
|
||
|
|
187
|
1526
|
90/12/14 (00:07)
|
|
8 مهر/29 سپتامبر تولد مایکل آنجلو آنتونیونی کارگردان بزرگ ایتالیایی







:









رابرت دنیرو

رابرت دنیرو بازیگر ایتالیاییتبار آمریکایی در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در
نیویورک بدنیا آمد. بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام
بسیاری از جوانان بوده است. خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس
فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشهای
ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلمهای انتقادی از سیستم سرمایه
داری و جو بی خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولای کبیر
بود. اما مارتین اسکورسیسی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب در آمدند .
مهمترین فیلمهای رابرت دنیرو را اسکورسیسی کارگردانی کرده است و بی تردید
میتوان بازی دنیرو در نقش تراویس بیکل را الگویی برای کل بازیگری وی در
نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از
جنگ برگشته که بعلت اختلالات روانی قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه
تاکسیرانی مشغول بکار میشود و با بی تفاوتی حاضر به مسافرکشی شبانه در
محله هارلم نیویورک میشود. تراویس (که نقش او را دنیرو بازی میکند) پس
از اندی متوجه فجایعی که در خیابانها و در بطن مردم در جریان است میشود و
با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات مینماید.
روشهای او خشونتبار است و نهایتا تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که
در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی میکرد) به خانه میگردد. حس انزوای
تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی میکرد. البته دنیرو بازیگری
چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از
کارکتر تراویس داشت .
دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و
اواسط ۱۹۵۰) برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵
کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. فیلمهای خوب دنیرو
بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم
انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیداریها فیلمی در مورد یک بیمار فلج
ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان
دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندانهای خود را
با اورتودنسی بهم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن میشد)
کلا خالکوبی کرد تا نقش یک جنایتکار جنسی را بازی کند. واقعا کدام بازیگری
را سراغ دارید که اینچنین عاشق نقشهایی باشد که بازی میکند
دنیرو همچنان در حال بازی در فیلمهای مختلف است ولی او نیز مانند همه
انسان ها پیر شده است و جدیدا در فیلمهای اسکورسیسی بازی نکرده است اما
امیدواریم ستاره بختش هیچگاه افول نکند
از مهمترین فیلمهایش میتوان موارد ذیل را نام برد: ۱۹۷۳- خیابانهای
بیرحم ۱۹۷۴- پدر خوانده: قسمت دوم ۱۹۷۶- راننده تاکسی ۱۹۷۷- آخرین قارون
۱۹۷۸- شکارچی گوزن ۱۹۸۰- گاو خشمگین ۱۹۸۳- سلطان کمدی ۱۹۸۴- روزی روزگاری
در آمریکا ۱۹۸۵- برازیل ۱۹۸۶- مأموریت ۱۹۸۷- تسخیرناپذیران ۱۹۹۰- رفقای
خوب ۱۹۹۰- بیداریها ۱۹۹۱- تنگه وحشت ۱۹۹۴- فرانکشتاین ۱۹۹۵- کازینو ۱۹۹۸-
رونین ۱۹۹۹- این را تحلیل کن ۲۰۰۰- ملاقات با والدین ۲۰۰۲- آن را تحلیل کن
۲۰۰۴- ملاقات با خانواده فاکرز
http://www.jahanfilm.com/detail_adver.php?id=51
.

13 آگست، 104 مین سالگرد تولد استاد دلهره(مستر آف ساسپنس) آلفرد هیچکاک

به مناسبت 31 می سالروز تولد کلینت ایستوود
کلینت ایستوود (متولد 1930- سان فرانسیسکو)*
کلینت ایستوود سالهاست که به عنوان بازیگر – کارگردان- نویسنده- تهیه کننده – آهنگساز و... در سطح اول سینمای آمریکا فعال است و چندان عجیب نیست که اورا مرد تمام نشدنی هالیوود بنامیم.
ایستوود در اوایل دهه 1950 با بازی در وسترنهای B و چند سریال تلویزیونی وسترن وارد هالیوود شد. از سال 1959 تا 1965 با بازی درسریال شلاق"Rawhide" تا حدی مشهور شد.
تا اینکه سرجیو لئونه از او برای بازی در فیلم به خاطر یک مشت دلار (1964) دعوت به عمل آورد. حضور در این فیلم مسیر زندگی ایستوود را تغییر داد.
او سپس با بازی در دو فیلم بعدی لئونه یعنی به خاطر چند دلار بیشتر (1965) و خوب – بد- زشت (1966) تیپ کابوی تنها و بی نام و نشان را به جهانیان معرفی کرد و به وسترن اسپاگتی اعتبار بسیاری بخشید اما به موقع از این جریان جدا شد. در 1968 که لئونه برای ساخت روزی روزگاری در غرب در هالیوود به سر می برد به ایستوود پیشنهاد کرد به همراه لی وان کلیف (بد) و ایلای والاک (زشت) نقش سه کابویی را که در ابتدای فیلم به دست چارلز برانسون کشته میشوند بازی کند که ایستوود این پیشنهاد را رد کرد تا رابطه اش با استادش لئونه تیره شود.(این تیرگی تا زمان مرگ لئونه در 1987 ادامه داشت و ایستوود دیگر هرگز در فیلمی از او بازی نکرد.)
در بازگشت به آمریکا ایستوود بسیار پر کار بود و در سال 1968 در سه فیلم مطرح و پر فروش بازی کرد: طناب اعدام- بلوف کوگان و قلعه عقابها. در 1969 با جین سیبرگ در دلیجان خود را رنگ کن و در 1970 با شرلی مک لین در دو قاطر برای خواهر سارا هم بازی شد. فیلمی که به لحاظ مضمون بسیار مورد انتقاد قرار گرفت و منتقدان به آن نام شهوت در غبار را دادند.(این لقب را معمولا به وسترنهای با فضای بیش از حد اروتیک میدادند.)
سر انجام در 1971 با بازی در هری کثیف (دان سیگل) شخصیت محبوب هری کالاهان را شکل داد.یک مامور قانون بی رحم که به روش مخصوص خود به جنگ با تبهکاران میرفت. این نقش یکبار دیگر نام ایستوود را بر سر زبانها انداخت. در قدرت مگنوم (1973) و ضریب مرگ (1977) این نقش را دوباره تکرار کرد. و البته در 1972 فرصت همکاری با جان استرجس در جوکید را از دست نداد.
اما شاید اوج همکاری وی با دان سیگل در فیلم فرار از آلکاتراز (1979) بود که با بازی در نقش یک زندانی سرکش از کلیشه های وسترن و پلیسی خود خارج شد.
ایستوود از اوایل دهه 1970 در اندیشه کارگردانی بود . در 1973 اولین وسترن خود را با نام سوار دشتهای مرتفع کارگردانی کرد که دقیقا همان تیپ کابوی بی نام و نشان وسترنهای لئونه را تکرار میکرد. برخورد منفی و توام با تحقیر منتقدان با این فیلم ایستوود را هم متقاعد کرد که دوران وسترن اسپاگتی به سر آمده. وسترن بعدیش جوزی ولز یاغی (1976) هر چند بسیار خشونت بار بود ولی تا حدی به مسائل انسانی و عاطفی هم می پرداخت و تا حدی از خشونت کور وسترنهای قبلیش فاصله گرفته بود .
دهه 1980 برای ایستوود چندان پر بار نبود. ضربه ناگهانی Sudden Impact (1983) که ادامه ای بر سرس فیلمهای هری کثیف بود با واکنش سرد منتقدان روبه رو شد. در فیلم بعدیش سوار اسب نیله Pale Rider(1985) سعی کرد با نمایش زندگی سخت و تحت فشار کارگران و مبارزه آنها با تبهکاران ابعاد انسانی را بیشتر در فیلمهایش رعایت کند ولی این فیلم هم مهجور ماند.
بعد از ساخت چند فیلم ناموفق دیگر ودر حالی که همگان زندگی هنری کابوی تنها را تمام شده می پنداشتند ناگهان معجزه اتفاق افتاد: نابخشوده (1992).وسترنی واقع گرا که در آن علاوه بر ایستوود بزرگانی چون جین هاکمن- مورگان فریمن و ریچارد هریس هم شرکت داشتند و ایستوود آنرا به لئونه و سیگل تقدیم کرده بود.
کابوی بی نام و نشان دوباره بازگشته بود : اما این بار در نقش ویلیام مانی هفت تیر کش معروفی که بعد از مرگ همسر دوباره شش لول به کمر می بندد تا به کمک دوست سیاهپوست خود انتقام یک زن بدکاره را از کلانتری فاسد بگیرد.
داستان بدیع فیلم به همراه ساختار فوق العاده قوی – بازیهای درخشان – دیالوگهای گزیده و پر معنا – موسیقی متن تلخ و گزنده و به خصوص تدوین استثنایی و کوبنده فیلم منتقدان را تحت تاثیر قرار داد و فیلم به مرثیه ایی به یاد ماندنی برای سینمای وسترن تبدیل شد.
فضای رئال فیلم که غرب وحشی را آنطور که بود نشان میداد : خیابانهای کثیف و پر گل و لای – ماموران قانون و کلانترهای فاسد – زنان بدکاره و... علاوه بر زیر سوال بردن فضای وسترنهای کلاسیک تا حدی حال و هوای فیلم نو آورهای دهه 1940 را تداعی میکرد.( من را که به یاد راننده تاکسی اسکورسیزی انداخت.)
به هر حال اکادمی اسکار که هر 60 سال یکبار! به یک فیلم وسترن جایزه اسکار میداد این بار به فاصله دو سال بعد از رقصنده با گرگها اسکار بهترین فیلم را به نابخشوده داد.( وسترن قبلی که اسکار گرفته بود سیمارون محصول 1930 بود.)
علاوه بر اسکار بهترین فیلم نابخشوده در رشته های بهترین کارگردانی(ایستوود) – بازیگر مرد مکمل(هاکمن) و تدوبن (جوئل کاکس) جایزه اسکار را برد.
و بدین ترتیب دوران درخشان ایستوود آغاز شد. در 1993 در فیلم روی خط آتش به کارگردانی ولفگانگ پترسون در نقش محافظ رئیس جمهور (جان مالکوویچ) بازی در خشانی ارائه داد و این آخرین باری بود که در فیلم کارگردان دیگری به غیر از خودش بازی میکرد.
فیلمهایی که در دهه 1990 ساخت همگی آثاری قابل توجه هستند و نشان از بلوغ فکری ایستوود دارند :
یک دنیای کامل (1993) – پلهای مدیسون کانتی (1995) – قدرت مطلق (1997) – نیمه شب در باغ خیر وشر(1997) و... که هرکدام به نوبه خود منتقدان را متحیر می کردند و البته بدون شک درام عاشقانه پلهای مدیسون کانتی (با بازی زیبای مریل استریپ در کنار ایستوود) گل سر سبد این مجموعه است.
در سال 2000 با ساخت کابویهای فضایی به ژانر کمدی رو آورد که چندان موفق نبود ولی بلافاصله با ساخت درام جنایی و خوش ساخت اثر خون (2002) به جایگاه اصلی خود بازگشت.
تا اینکه در سال 2003 یکی دیگر از شاهکارهایش را ساخت: رودخانه مرموز که بدون شک اگر بازگشت پادشاه پیتر جکسون نبود دومین اسکار را یک سال زودتر برایش به ارمغان می آورد. هر چند بازیگران فیلم شون پن و تیم رابینز و فیلمنامه نویس آنبرایان هلگلند (که قبلا فیلمنامه ای چون فیلمنامه محرمانه لس آنجلس را نوشته بود.) اسکار گرفتند.
فیلم بعدیش دختر میلیون دلاری (2004) هم بسیار تحسین شد و دومین اسکار بهترین فیلم و کارگردانی را برای ایستوود و بازیگرانش هیلاری سوانک و مورگان فریمن به ارمغان آورد.
امسال هم فیلم جدید ایستوود پرچمهای پدران ما (2006) که یک فیلم جنگی در باره جنگ میان آمریکا و ژاپن در جنگ جهانی دوم است یکی از بختهای مسلم کسب اسکار محسوب میشود.
آخرین فیلم وی که کار ساختش تمام شده ولی هنوز به نمایش در نیامده است نامه هایی از ایو جیما (2006) نام دارد که آن هم درامی جنگی است.
* این مطلب پیش تر در آذرماه 1385 در تاپیک "بزرگان سینما" نوشته شده بود.
تولد تولد تولدت مبارک ،مبارک مبارک تولدت مبارک... کلینت ایستوود جونم تولدت مبارک

اگه بگیم خالق کتاب سالومه بهتر از خالق سالومه ست....چون ماجرای سالومه در اصل یکی از روایتهای عهد جدیده که اسکاروایلد اونو به زبان خودش روایت کرده. 
با تشکر:فضولباشی!