| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
682
|
6200
|
91/1/30 (20:48)
|
|
||
|
|
73
|
3246
|
91/2/16 (13:32)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
91/2/6 (18:43)
|
|
||
|
|
158
|
7482
|
90/5/22 (03:44)
|
|
||
|
|
22
|
54
|
91/3/2 (11:18)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
91/3/2 (11:17)
|
|
||
|
|
29
|
242
|
91/3/2 (11:15)
|
|
||
|
|
659
|
5221
|
91/3/2 (11:09)
|
|
||
|
|
9
|
52
|
91/3/2 (11:06)
|
|
||
|
|
36
|
123
|
91/3/2 (11:01)
|
|
||
|
|
1651
|
7128
|
91/2/26 (17:30)
|
|
||
|
|
151
|
1433
|
91/2/11 (15:33)
|
|
||
|
|
60
|
602
|
91/2/11 (15:30)
|
|
||
|
|
176
|
3046
|
91/2/6 (13:02)
|
|
||
|
|
601
|
6301
|
91/1/30 (21:03)
|
|
||
|
|
307
|
3475
|
91/1/30 (21:00)
|
|
||
|
|
680
|
11882
|
91/1/30 (20:44)
|
|
||
|
|
319
|
6616
|
91/1/19 (11:25)
|
|
||
|
|
662
|
12203
|
90/12/16 (19:02)
|
|
||
|
|
187
|
1526
|
90/12/14 (00:07)
|
|
اکسپرسیونیسم
به طور کلی یعنی توصیف و شرح دادن همراه با اغراق. این سبک بعد
از جنگ جهانی اول آغاز شد. آثار این سبک جزوغنی ترین آثار
سینمایی آلمان در عصر طلایی به شمار میرود.
این مکتب بیانگر احساسات فردی و روانی و دیدی خاص به دنیا بود.
ویژگیهای این مکتب عبارتند از :
1- استفاده از گریم های اغراق آمیز.
2- استفاده از سایه به عنوان عامل دراماتیک.
3- فیلمبرداری در استودیو.
4- استفاده از نورپردازی پر کنتراست و تیز.
5- استفاده از داستانهای مرموز و وهم انگیز.
و..

اولین فیلم این مکتب فیلم (دانشجویی پراگی) ساخته (اشتلان رینه) بود.
در
بین نویسندگان این مکتب (کارل مایر) وجود داشت که فیلمنامه معروف (مطب
دکتر کالیگاری) رو نوشت. که بعد از اون هم (روبرت وینه) فیلم آن را ساخت
که به عقیده منتقدان سینما معروفترین فیلم این مکتب است.
سینمای اکسپرسیونیسم تنها مکتبی است که تاثیر فوق العاده بسزایی در سینمای جهان داشته.مکتب
اکسپرسیونیسم اولین مکتب تاریخ سینماست . شاید بتوان گفت که این مکتب اصیل
ترین مکتب سینمایی است, البته ساخت آثار واضح و نمونه ای در این مکتب بعد
از 8 سال فروکش کرد ولی تاثیرات این مکتب هنوز هم درفیلم ها دیده می شود و
هیچ مکتبی به اندازه اکسپرسیونیسم در سینما تاثیر نگذاشته است .
بی
شک ظهور اکسپرسیونیسم در آلمان کاملاٌ با تحولات آن دوره این کشور نسبت
دارد؛ پس توجه کردن به نکات زیر به فهمیدن علت ظهور این مکتب در کشور
آلمان, کمک می کند :
از فیلمهای معروف دیگر این مکتب (نوسفراتو) یا همان (سمفونی وحشت) اثر (ویلم مورنائو) اشاره کرد
و اما بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان ساخته (اورسون ولز) یعنی همان (همشهری کین) نیز در این مکتب ساخته شد. که تاکنون نیز فیلمی ساخته نشده است که بتواند بپای همشری کین برسد.
از فیلمسازان دیگر اکسپرسیونسم میتوان به (فریتس لانگ) اشاره کرد.
که فیلمهای وی عبارتند از : 1- (متروپلیس) 2- (مرگ خسته) 3- (جلادان نیز میمیرند) 4- (دکتر ماربوزه قمارباز)
واما دیگر فیلمساز برجسته این مکتب (اورسون ولز) بود که در آمریکا فعالیت میکرد.
از
جمله فیلمهای وی میتوان به : 1- 0همشهری کین) 2- (امبرسونهای باشکوه) 3-
(بیگانه) 4- (بانویی از شانگهای) 5- (اتللو) 6- (ضربه های شیطان) 7-
(مکبث) و... اشاره کرد.
فیلمساز دیگر این مکتب نیز (ویلیام وایلر) است بافیلم معروف (بهترین سالهای زندگی من).
برگرفته از کتاب تاریخ سینما ژرژ سادول
یک نفر گفته شهر گناه یک ژانر جدید است و اصلا به مولفه هایی که این فیلم را در یک ژانر جداگانه قرار می دهد اشاره نکرده ....
شهر گناه صرفا یک نوآر است با رویکرد پست مدرنیستی .... این قضیه باعث نمی شود که فیلمر ا کلا در یک ژانر جداگانه دسته بندی کنیم
سلام
دوستان اگر مایل بودید میتونید 3 مقاله را که در سه قسمت در مورد سینمای اکسپرسیونیسم نوشته شده رو بخونید و مطمئن باشید که خیلی کامل است و بسیاری از دوستان سینمای من از این مقالات به عنوان جزوه اموزشی استفاده میکنند چون کمی طولانی هست من ادرسش را قرار میدم ضمن اینکه عقیده دارم فریتس لانگ پدر سینمای اکسپرسیونیسم میباشد
مقاله اول:
http://hossein-ussefi.blogfa.com/post-70.aspx
مقاله دوم
http://hossein-ussefi.blogfa.com/post-72.aspx
مقاله سوم:
http://hossein-ussefi.blogfa.com/post-73.aspx
منبع :
http://hossein-ussefi.blogfa.com
قسمتهایی از مقاله
کسپرسیونیسم

اکسپرسیونیسم مکتبی در هنر بود که در اوایل قرن بیستم جنبشی را در نقاشی مجسمه سازی تئاتر ادبیات وبالاخره سینمای آلمان راه انداخت.معمولاً دفتر دکتر کالیگاری (روبرت وینه) را به عنوان اولین فیلم اکسپرسیونیستی تاریخ سینما محسوب میکنند. اما قبل از کالیگاری نیزدر فیلمهائی مثل دانشجوی پراگی برخی خصوصیات اکسپرسیونیستی قابل تشخیص است .
اکسپرسیونیستها واقعیت خارجی دنیای دوروبر را کنار میگذاشتند تا واقعیت درونی آن را کشف کنند ابزارشان برای این رویکرد قبل از هرچیز طراحی صحنه ولباس شیوه بازیگری وفیلمنامه بود .به طوریکه فیلمساز اکسپرسیونیست از طریق دکورهای عجیب وغریب ،نورپردازی با کنتراست قوی حرکات وزوایای دوربینی خودنما وبازیهای اغراق آمیز ظاهر واقعیت را درهم میشکست وواقعیتی جدید خلق می کرد که اعتقاد داشت حقیقت دنیای معاصرش است .
سینمای اکسپرسیونیسم آلمان در سالهای پس از جنگ جهانی اول به اوج رسید ودر اوایل دهه 1930 آرام آرام به فراموشی سپرده شد. مهمترین دلیل ظهور وسقوطش رامیبایست در وابستگی بیش از حد آن به اوضاع واحوال سیاسی واجتماعی آلمان دردهه 1920 جست وجو کرد .اکسپرسیونیسم مثل مکتب نئورآلیسم ایتالیا آینه تمام نمای دغدغه ها ،تشویشها وامیدهای مردم یک جامعه در یک دوره بود وبادگرگون شدن زمانه(نازیها که قدرت را به دست گرفتند)کارکردش را از دست داد.
امااز آنجاکه بسیاری از دست اندرکاران سینمای اکپرسیونیستی بیشتر هنرمند بودند تاجامعه شناس اهل سیاست و... (میان فیلمسازان این مکتب از کمونیست آنارشیست سوسیالیست و... خبری نبود )آثاری را بوجود آوردند که فقط مصرف روز نداشتند .
مشهورترین فیلمها وکارگردانان مکتب اکسپرسیونیسم عبارتند از :
دفتر دکتر کالیگاری ( روبرت وینه )
گولم چگونه به دنیا آمد ( پاول وگنر کارل بوزه )
مرگ خسته (فریتز لانگ)
پلکان عقبی(لئو پولدیسنر و پاول لنی)
دکتر مابوزه قمارباز( فریتس لانگ )
نوسفراتو یک سمفونی وحشت ( فردریش ویلهلم مورنا)
نیبلونگن (فریتز لانگ )
حقیرترین مرد( ف. و. مورنا )
مترو پلیس ( فریتز لانگ )
ام ( فریتز لانگ )
کارگردان : فریتس لانگ
فیلمنامه نویس تئافون هاربو بر مبنای گزارش یک روزنامه نوشته اگن یاکوبسن
فیلمبرداری : فریتس آرنو واگنر راتیه
موسیقی متن : بخشهائی از پرگینت ساخته ادوارد گریک
تیه کننده : سیمور نبتسال
بازیگران: پتر لوره ( قاتل / فرانتس بکر) الن ویدمان ( خانم بکمان ) اینکه لندگوت ( دختر بچه ) گوستاف گروند گنز ( شرنکر ) فریتس گناس ( دزد )
سیاه وسفید : ناطق
فیلمبرداری طی شش هفته در استودیوهای نرو فیلم و استار فیلم
پخش در یازدهم ماه مه سال 1931
مدت نمایش :89 تا 117 دقیقه

خلاصه فیلم:
جانی دیوانه ای در ظاهر مردی موقر دختر بچه ها را با اسباب بازی و شکلات فریب میدهد و به قتل میرساند . آرام آرام جنایتهای مکرر او امنیت شهر را بر هم میزند . افکار عمومی به حکومت فشار میاورند و سازمان پلیس یکپارچه برای به دام انداختنش بسیج میشوند
نقد فیلم M

شما برای پول ادم می کشید ! اما من می کشم چون نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم . میکشم چون مجبورم بکشم!این دفاع جانی منحرفM از معروفترین دفاعیاتی است که سینما به خود دیده است.
بدون اینکه مشخص شود بالا خره لانگ دفاع را موجه میداند یا نه ؟ او در مصاحبه ای با نشریه کایه دو سینما میگوید :
چند سال پیش بود که یک نفر به من گفت قادر است افکاری را که هنگام ساختن ام داشتم بازگو کند و حتی بگوید به چه دلیل اقدام به ساختن این فیلم کردم . وقتی او حدسیاتش را گفت جواب دادم هر چه در این باره اظهار داشتید البته از روی حسن نیت بود ولی میبایست بگویم که کاملاً دچار اشتباه شده اید . چون من به این دلیل M را ساختم که فیلمهای وحشتناک در ان موقع مورد پسند مردم بود با اینهمه همین لانگ بارها M را بهترین فیلمش خوانده است . اگر چه بسیاری اعتقاد دارند فیلم از شاهکارهای او نیست اما بدون تردید به دلیل داشتن مایه های تاثیر محیط بر فرد ونقش فرد در انتخاب راه سالم و همگونی هردو اینها با چگونگی قدرت گرفتن نازیها از کاملترین آثارش است .
![]()
نقش پتر لوره در فیلم شباهتهائی به نقش قهرمانان تراژدیهای یونان باستان دارد . او بیشتر از اینکه خود برای جامعه دردسر به بار بیاورد گرفتار خشونتهای محیط است خشونتهائی که برای فیلمساز وسیله ای است برای اوردن تماشاگر به جهانی ورای جهان روابط اجتماعی فیلم. بدین ترتیب دلیل بی پاسخ ماندن سئوالهای انتهائی فیلم در مورد مقصر بودن قاتل و صلاحیت دادرسان (پلیس یا جنایتکاران ) روشن میشود : قاتل قربانی و قاضی همه به یک اندازه مجرم هستند مجرم دیگری در کار نیست فیلم نشان میدهد که قاتل قادر به کنترل شیطان درونی خود نبوده است.لانگ در این فیلم که اولین فیلم ناطقش بود تصاویر اکسپرسیونیستی ( مثل تصویر پناه گرفتن در پشت دیواری نیمه تاریک ) و صداهای پرداخته شده ( مثل سوت زدن قاتل ) را بکار میگیرد ودنیائی پر تضاد را میسازد و انعکاس میدهد انعکاس بر روی پرده سینما تا جامعه و فرد دیده وشناخته شوند درست نظیر پتر لوره که در اینه ها دیده ( در شیشه مغازه اسباب بازی فروشی ) و شناخته میشد فیلمهای لانگ داغی است که بر پیشانی تاریخ سینما نقش بسته شده است اگر لوره توانست داغی را که گدای کور بر پشتش کوبید در نظر نیاورد ما نیز میتوانیم داغ فیلمهای لانگ را در نظر نگیریم .!