userinfo close

  ,

سینما


cinema_world

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا الف - معاونان
سینما زندگی است. زندگی سینماست. از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا برد ادامه »
سینما زندگی است. زندگی سینماست.
از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا بردن سطح مطالب کلوب از "ایجاد بحثهای تبلیغاتی و همچنین بحثهای تکراری خودداری فرمایند."

هر گونه اظهار نظر شخصی محترم و لازم بوده اما رعایت احترام سایر اعضا از اصول اولیه است.

لطفا فقط و فقط از رسم الخط فارسی استفاده نمائید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
682
6200
91/1/30 (20:48)
73
3246
91/2/16 (13:32)
1
37
91/2/6 (18:43)
158
7482
90/5/22 (03:44)
22
54
91/3/2 (11:18)
3
21
91/3/2 (11:17)
29
242
91/3/2 (11:15)
659
5221
91/3/2 (11:09)
9
52
91/3/2 (11:06)
36
123
91/3/2 (11:01)
1651
7128
91/2/26 (17:30)
151
1433
91/2/11 (15:33)
60
602
91/2/11 (15:30)
176
3046
91/2/6 (13:02)
601
6301
91/1/30 (21:03)
307
3475
91/1/30 (21:00)
680
11882
91/1/30 (20:44)
319
6616
91/1/19 (11:25)
662
12203
90/12/16 (19:02)
187
1526
90/12/14 (00:07)

عنوان بحث

حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 02:04 1386/01/4

روایت های متفاوت...........

روایت های متفاوت...........

به بهانه ساخت ((کافه ستاره ))و ((تقاتع))

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کاوه مظاهری , citizenkaveh
کاوه مظاهری - 22:04 1386/01/11
8
عجب کلوب خوبی!!!
ا ا , hametaled
ا ا - 10:48 1386/01/8
7
من خودم اینارو دوس دارم:
کارای التمن (به سال ساخت اون فیلماش نگا کنین)
کارای تارانتینو(چون چند لایه مختلف قابل بحث از ساختارفیلمنامه فلسفه و ... در فیلماش وجود داره)
لینچ و بونویل چون ساختارشکنی هاشون از تفکر و احساسات زیبای سوریالشون میاد و از یه جا به بعد باید ساختار رو بیخیال شی و فقط لذت ببری
کریستف نولان هم که اوستادشه ها ها
اما فیلمهایی مث "بدو لولا بدو" هم قابل ستایشن چون مثلا ساختارشکنی رواییه این فیلم کاملا بر اساس داستان و هدف کاراکتره ."اثر پروانه ای" هم بد نیست."شهر گناه" هم از نظر دیالوگ و بخصوص تصویر.
جیم جارموش هم از اون آدماییه که کاملا به ادبیات و فلسفه دیکانستراکشن ایمان داره.چون نه تنها در ساختار یا تصویر بلکه در داستان فیلماش و روابط آدمای تو فیلماش کاراشون و یرز تفکرشون این هست.(یعنی غیر از ساختارشکنی در ساختار فیلم به نظر من خود فلسفه ساختارشکنی و وجودش در فضای فیلم یه موضوع جدی و قابل بحثه)
(مثل فلسفه حقایق مجازی که در "باشگاه مشت زنی" فینچر هم در داستان و دیالوگها و ... هم در ساختار فیلم و کلا در همه چیز اون فیلم هست و هنوز خیلی وقت لازمه تا این جریان هم مث ساختارشکنی به شکل قوی وارد سینما بشه )

ا ا , hametaled
ا ا - 10:34 1386/01/8
6
مرثی برای مطلبت.من خودم از طرفدارای پروپاقرص ساختارهای متفاوت و تجربه ایده های جدیدم و ساختارشکنی های متفاوت زمانی مکانی تصویری حسی و ... رو مخمه اما امیدوارم چندین سال دیگه شاهد فیلمهای هندی ساختارشکن نباشیم
و منم معتقدم ساختارشکنی خودش باید ساختار داشته باشه نه اینکه برینیم به همه چی و بگیم کارمون درسته.
در مصاحبه ای که از ایناریتو خوندم ادعا کرده بود که به دنبال تجربه فرم های مختلفی از ساختارشکنیه رواییه و در "عشق سگی" لوکیشن و اتفاق مشترک و در "21 گرم" اتفاق و احساسات مشترک(و تاکید هم کرده بود رو قضیه قلب)و در "بابل" هم تنها بودن آدما و ...
به نظر من اما 21 گرم دلیل خیلی محکمی نداشت برای همچی کاری اما خوب در اینکه اگه عادی ساخته میشد به این اندازه قشنگ نبود شک نکنین.(البته گفتم امیدوارم اینقدر از اینکارا نکنن همه که حالمون از ساختارشکنی هم به هم بخوره)اما خوب بابل خیلی چیزا داشت که میرم جاهای دیگه که ازش نوشتم کوپی میکنم اینجا.


حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 03:50 1386/01/6
5

4)شیر تو شیر

شاید 21 گرم الخاندرو ایناریتو سنت شکن ترین نوع روایت را داشته باشد اگر برای (بازگشت پذیر)

یا (داستان عامه پسند) بتوان یک الگوی روایی خاص پیدا کرد برای 21 گرم تقریبا نمیتوان این کار

را کرد  برای اینکه بتوانید تصور کنید این فیلم چه گونه است فرض کنید سه میله با سه رنگ مختلف

داریم حالا هر کدام از این میله ها را به مثلا  20 تکه کوچک و بزرگ تقسیم میکنیم .

حالا همه تکه ها را داخل یک کیسه می ریزیم وان را حسابی هم میزنیم تا تکه ها قاتی شوند.

حالا دست میکنیم توی کیسه و تصادفی یک تکه را در می اوریم و بعد تکه دوم وسوم وهمینطور

هر تکه ای را در می اوریم کنار تکه قبلی می گذاریم تا یک رشته بلند از تکه های رنگی ایجاد

شود اگر هر کدام از ان میله ها داستان زندگی چند تا ادم باشد (21 گرم)اپهمان بلایی را سر

داستان ها اورده که ما سر این 3 میله رنگارنگ اورده ایم با این تفاوت که داستان های 21 گرم

بر خلاف میله های ما نقاط مشترکی هم دارند این که چرا ایناریتو وفیلمنامه نویسش اریگا چنین بلایی

سر داستان اورده اند هم تعبیر و تفسیر زیادی دارد خیلی ها می گویند که دلیل خاصی نداشته و

یک تجربه فرمی بوده بعضی ها می گویند که ایناریتو می خواسته لحظه های مهم زندگی این ادم ها

را جدا کند و هر کدام را به صورت جداگانه و برجسته توی فیلم نشان دهد و اگر داستانش را خطی

روایت می کرد این برجستگی در  نمی امد بعضی ها با تعابیر فلسفی قضیه را به اسم فیلم

و مونولوگ اخر فیلم ربط می دهندمگر چند بار زندگی می کنیم؟مگر چند بار بار می میریم؟

می گویند که موقع مرگ 21 گرم از وزن ادم کم میشود مگر 21 گرم چقدر است؟چه سودی برایمان

دارد؟ 21 گرم وزن یک سکه 5 سنتی وزن یک مرغ مگس خوار یک تکه شکلات است  مگر 21 گرم

چقدره؟

 

 

حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 20:43 1386/01/5
4

3)سر و ته

اول فیلم ((بازگشت پذیر))یک بابایی روی تصاویر می گوید که وقتی خدا ما را افرید توی بهشت بودیم

ولی ادم نتوانست دوام بیاورد و گناه نکند .برای همین به زمین فرستاده شد و حالا وضعیت همین گند و

کثافتی است که می بینید.

تصاویر تاریک و چرک  وحرکت دوربین های ازردهنده ابتدای فیلم هم به خاطر همین است که این دنیای

کثیف را نشان دهد.

کمی که فیلم جلو می رود متوجه می شویم که این چیزی که الان دیدیم اخر داستان بوده .در واقع

داستان به چند تکه تقسیم شده واین تکه ها از اخر به اول چیده شده وما داستان را از انتها به ابتدا

می بینیم.

مثلا توی یکی از صحنه ها مونیکا بلوچی به طرز وحشتناکی کشته میشود ولی توی صحنه بعدی میبینیم که زنده است و با دوستش حرف میزنه.

با جلو رفتن فیلم حرکات دوربین هم ارامتر و حتی حذف میشودوفضاهای چرک و کثیف به سمت تصاویر

روشن و چشم نواز تغییر می کند

در واقع اینگونه روایت داستان به خاطر همان حرف ابتدای فیلم است

فیلمساز ابتدا همان فضای کثیفی که انسان ها تویش گرفتار شده اند را نشان میدهد و بعد

به نقطه اغازین داستان (استعاره از جاییکه که انسان از انجا امده بهشت)نزدیک میشودوحسرت

ان تصویر زیبای انتهای فیلم را بر دل تماشاچی باقی میگذارد.

شخصیت زن فیلم که چند لحظه پیش با وحشیگری کشته شد حالا صحیح و سالم توی چمن ها دراز

کشیده ودارد به اسمان نگاه میکند.

فیلم دیگر :MEMENTO

 

حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 03:08 1386/01/4
3

2)  تارانتینویی

کلیشه یی ترین داستان سینمایی را در نظر بگیرید که مثلا از این 4 قسمت تشکیل شده

1)پسره دختره را دید 2)پسره دختره را به دست می اورد 3)پسره دختره را از دست می دهد 4)پسره دوباره دختره را به دست می اورد

میبینید که چیز عجیبی اتفاق نیفتاده .حالابیایید فرض کنید ان مراحل به همین ترتیب توی فیلم نیایند و مثلا اول 2 بیاید بعد1  بعد 4 و بعد 3 .یه دفعه همه چیز به هم میریزد به جای انکه در انتهای فیلم پسره ودختره به هم برسد هم دیگرو از دست میدن. به هم ریختن روند خطی و منطقی روایت داستان .

خوراک تارانتینو.منتها استادی تارانتینو فقط در جابجایی این تکه ها نیست .مهارت تارانتینو در این است که اگر تماشاچی بخاهد تکه های به ظاهر به هم ریخته فیتم را مثل ادمیزاد پشت سر هم بچسند تقریبا دچار سردرگمی میشود انگار فیلمنامه باید همین طور باشد و صور دیگر نمی شود

       راجع به علل مضمونی روایتهای تارانتینویی چیزهای زیادی گفته اندمثلا اینکه توی

((داستان عامه پسند))شخصیتهای فیلم در اخر فیلم رستگار میشوند ویا انکه کل روایت فیلم بر مبنایه یک جور دید عرفانی به جهان چیده شده همان دیدی که باعث میشود یک عارف بتواند همه جهان را در یک برگ گل ببیند .این برگه گل در ((داستان عامه پسند))همان صحنه ابتدای فیلم است وبقیه فیلم برای این امده که بتواند علت رخ دادن ان صحنه را توجیه کند

فیلم دیگر: kill bill

حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 02:38 1386/01/4
2

1)   تصور کنید همراه چند نفر از دوستانتون وارد قصر بزرگی شدید و با هم قرار گذاستید از زیرو بم  خونه سر در بیارید به صورثت کتره ای در اطراف خونه پخش میشید و به مرور زمان وارد تک تک اطاق ها میشید .این طوری با معماری و طراحی کل قصر اشنا میشید.این وسط گاهی هم پیش میاد که اتفاقی و تصادفی با دو سه تا از رفیقاتون برخورد می کنید فرم روایتهای    ((گاسفورد پارک))   و

((لباس حاضری))  وتا اندازه ای (( برش های کوتاه)) که همه توسط  Robert  Altman  گارگردانی شده و این گارگردان رو به خالق این اثار تبدیل کرده با این مثال قابل تفسیره.

قرار است شخصیت های زیاد ماجرا در زمان و مکانی محدود به ما معرفی شوند.دوربین دایما بین شخصیتها در حرکت است و تصادفی داستانک های هر کدام را روایت می کند .این طوری گاهی اوقات امکان دارد خط این داستانک ها همدیگر را قطع کنندو در هم کاملا تنیده شوند

گاهی مکان محدودی که در مثال اوردیم می شود یک شهر و مثال به روز ان ((  crash)) در این فیلم ابتدا داستانک ها به هم ربطی ندارند اما به مرور خوب به هم چفت و بست می شوند

حبیب عباسی , shekspier_e_ashegh
حبیب عباسی - 02:12 1386/01/4
1

بعضی از فیلمنامه نویس ها می گویند مضامین امروزی ان قدر پیچیده شده که دیگر نمیتوان انها را در قالبداستان های معمولی ومتعارف بیان کردوباید دنبال شیوه های روایی جدید گشت.

مثلا داستان را سر وته تعریف کرد یا به جای یک شخسیت اصلی 10 یا 12  شخصیت  اصلی داشته باشیم 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.