| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
682
|
6200
|
91/1/30 (20:48)
|
|
||
|
|
73
|
3246
|
91/2/16 (13:32)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
91/2/6 (18:43)
|
|
||
|
|
158
|
7482
|
90/5/22 (03:44)
|
|
||
|
|
22
|
54
|
91/3/2 (11:18)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
91/3/2 (11:17)
|
|
||
|
|
29
|
242
|
91/3/2 (11:15)
|
|
||
|
|
659
|
5221
|
91/3/2 (11:09)
|
|
||
|
|
9
|
52
|
91/3/2 (11:06)
|
|
||
|
|
36
|
123
|
91/3/2 (11:01)
|
|
||
|
|
1651
|
7128
|
91/2/26 (17:30)
|
|
||
|
|
151
|
1433
|
91/2/11 (15:33)
|
|
||
|
|
60
|
602
|
91/2/11 (15:30)
|
|
||
|
|
176
|
3046
|
91/2/6 (13:02)
|
|
||
|
|
601
|
6301
|
91/1/30 (21:03)
|
|
||
|
|
307
|
3475
|
91/1/30 (21:00)
|
|
||
|
|
680
|
11882
|
91/1/30 (20:44)
|
|
||
|
|
319
|
6616
|
91/1/19 (11:25)
|
|
||
|
|
662
|
12203
|
90/12/16 (19:02)
|
|
||
|
|
187
|
1526
|
90/12/14 (00:07)
|
|
قهوه خانه آقا نصیر و سینمای ایران
هرچند ماه یکبار به یک چایخانه نسبتا کوچک نزدیک محلمون میرم برای تناول آبگوشت.اشخاصی که در این چایخانه در آمد و شدن شخصیتهای مخصوصی هستند یعنی هر روز همشون رو اونجا میتونی ببینی.
چایخانه یک محوطه بیست و چندمتری که باید بزور خودت رو کنار دست بقیه جا کنی.در و دیوار مغازه سبز کم رنگه.روی دیوار آشپزخانه دوعکس قاب شده از جهان پهلوان تختی آویزان شده با یک پوستر بزرگ از حرم آقا امام حسین(ع).
هرکسی میتونه در قهوه خانه بیاد و غدا بخوره و بره اما باید دو ماده قانونی رو رعایت کنه...
روی کاغذ سفید قائد مطلق قهوه خانه(آقا نصیر) داده بزرگ دو ماده قانونی رو تایپ کردند:
1-لطفا از شوخی فیزیکی خودداری کنید.(بعد با بهره گیری از هنر ادبیات قطعه شعریآموزنده ایی رو در تبیین صحبتهاش نوشته به این مضمون:از شوخی بپرهیز ای باخرد که شوخی تورا آبرو میبرد)
2-بحث سیاسی ممنوع.
اکثر غریب به اتفاق مشتریها راننده تاکسی هستند-توشون پیک موتوری هم هست...تک و توک عمله و بنا هم پیدا میشه که اکثرا غریبن..
منوی غذای چایخانه:
آبگوشت(که اعضای چایخانه بهش میگن ناهار-مثلا اگر بخوان آبگوشت سفارش بدن میگن یه ناهار بده)
آبگوشت بزباش(درحقیقت همون آبگوشت معمولیه حتی گوجه هم داره اما نمیدونم را سبز رنگه)
چرخ کرده(همون گوشت چرخ کرده با گوجه)
جیگر
کوفته تبریزی
عدسی و...
______________
تمام شخصیتهای این قهوه خونه بنظر من دقیقا یک کاراکتر از سینمای ایران(وبعضا بالیوود و حتی هالیوود) هستند.بعدا بیشتر توضیح میدم....
وای من تو این تاپیک از خنده به حال استفراغ میوفتم !
علی آقای عسکری واقعا دمت گرم و همون چیزایی که امیر گفت رو هم من قرقره می کنم و شما بپذیرید.
شما که نمیخوای بد قولی کنی؟
منظورم با شکل و شمایلیه که قراره 5 شنبه در انظار عموم ظاهر بشی! به به ... میلاد هم هست... همگی با اون پوشش تو میریم نصیر! چه شود!
چه خوب... حتما فیلمتم بیار
البته فعلا که آزاد، مسئول جلسه ، کنسلش کرده
خجالتم میدی.
اسم واقعیشون که حسن و حسین دیگه.خیلی هاشونم نمی دونم
___________________
آقا فرزاد مستفیضمون کردین.ممنون
میان پرده یا زنگ تفریح یا آنتراک( تا علی آقا بقیه داستانو آماده کنند)
جاتون خالی کنجکاویم گل کرد رفتم قهوخانه آقا نصیر. وقتی رفتم تو دیدم همه نشستنو ممد آقا داره میدون داری
میکنه. یالا را گفتیم و رفتیم کنار آقا رضا نشستیم. ممد آقا با همه شوخی میکرد ؛ به همه گیر میداد..........
حالا پیله کرده بود به ابراهیم. ممد آقا رو به من کرد و گفت :این آقا ابراهیم ما دلش پیش یه دختره گیر کرده
از قضا داش این آبجی ما ؛ با ما رفیقه ؛ حیونی خیلی میخه.خلاصه سرت و درد نیارم این پسره حرفی نیست
فقط آدمو نیگاه میکنه. آدم دلش واسش میسوزه. بچه ها مسخره بازی در میارن تا یخورده حالش خوب شه.
حالا این ابراهیم هی می خواد با این پسره یجوری رفیق شه پسره پا نمیده .
من گفتم : ممد آقا حالا اون دختر از ابراهیم خوشش میاد ؟ ممد گفت : ابراهیم بگم ؟ ها ؟ طرف خیلی
آتیشش تنده ه؟!....قهوه خونه ترکید......
متاسفانه خاطره بچه های ته کلاس همیشه نیمکت اولی ها رو آزار می ده . و معمولا این نیمکت اولیها هستند که بعدها
سکان هدایت هر سیستمی را عهده دار میشوند و ...