userinfo close

  ,

سینما


cinema_world

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا الف - معاونان
سینما زندگی است. زندگی سینماست. از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا برد ادامه »
سینما زندگی است. زندگی سینماست.
از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا بردن سطح مطالب کلوب از "ایجاد بحثهای تبلیغاتی و همچنین بحثهای تکراری خودداری فرمایند."

هر گونه اظهار نظر شخصی محترم و لازم بوده اما رعایت احترام سایر اعضا از اصول اولیه است.

لطفا فقط و فقط از رسم الخط فارسی استفاده نمائید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
682
6200
91/1/30 (20:48)
73
3246
91/2/16 (13:32)
1
37
91/2/6 (18:43)
158
7482
90/5/22 (03:44)
22
54
91/3/2 (11:18)
3
21
91/3/2 (11:17)
29
242
91/3/2 (11:15)
659
5221
91/3/2 (11:09)
9
52
91/3/2 (11:06)
36
123
91/3/2 (11:01)
1651
7128
91/2/26 (17:30)
151
1433
91/2/11 (15:33)
60
602
91/2/11 (15:30)
176
3046
91/2/6 (13:02)
601
6301
91/1/30 (21:03)
307
3475
91/1/30 (21:00)
680
11882
91/1/30 (20:44)
319
6616
91/1/19 (11:25)
662
12203
90/12/16 (19:02)
187
1526
90/12/14 (00:07)

عنوان بحث

ع ع , ali_askari
ع ع - 15:56 1388/01/19

هنرمند ایرونی

هنر همیشه به گواه تاریخ هنر امری ایجابی بوده.از اینرو در ارتباطی تنگاتنگ با آزادی بسر میبرد.واژه آزادی چون قیود و شرط و شروطی را در ذهن متبادر میکند تا با رعایت این قیود آزادی حاصل شود و از اونجائیکه هنر پدیده ایی است ایجابی و نه سلبی به یک نوع آزادی خاص و یا رهایی نیازمند است.وآزادی که نیاز دارد یک آزادی اجتماعی یا سیاسی نیست بلکه یکنوع رهایی و آزادی مختص بخویش است.

هنرمندان ایرانی در طول تاریخ حداقل دو سده اخیر بعلت جو سنگین حکومتهای مستبد و همچنین تنگ نظریهای دینی و عوامل دیگر همیشه با یک نوع فوبیای جان کاه خلق اثر میکردند.و این مسئله همیشه مانع از بروز و ظهور هنرمندان آزاده در تمام شئون میبوده.یکی از عوامل دیگر که مانعی بزرگ برای خلق روحیه ایی آزاده و بی پروا بوده نا آشنایی هنرمندان ایرانی با هنر مغرب زمین و همچنین پدیده تجدد بوده .

تصور کنید ما با تجدد و مدرنیته از طریق متون دست چندمی و ترجمه شده از زبان عربی و ترکی و بواسطه عثمانیها و مصریها و سوریها با مدرنیته آشنا شدیم و بعدتر با سفرهای کسانی چون تقی زاده-آخوندزاده و طالبوف و...که البته اینها نسل اول روشنفکری ما بودند تنها با یک دیدگاه خاص از فرنگ برگشتندواون هم چیزی نبود جز سرتا پا و چشم بسته غربی و مدرن شدن.

اولین ارتباط(در دنیای مدرن) بین هنرمند ایرانی و غرب در زمان صفویه صورت گرفت سفر این نقاش ایرانی بنام محمد زمان به فرنگ(ایتالیا و...) و تماشای آثار میکل آنجلو وپیرو دلا فرانچسکا و لئوناردو و...چنان وی رو تحت تاثیر قرار داد که حتی به مسیحیت گروید و در ایران هم برای اولین بار رنگ و روغن رو وارد نقاشی ایرانی کرد.حالا ابزاری از دنیای مدرن وارد دنیای سنتی ایران شد.

 

هنرمند ایرانی در مجموع تا پیش از دوران مشروطه در مجموع هنرمندی سوبژکتیو بود که تنها در حیطه دین و عرفان و...چرخ میزد.چراکه اساسا ما در ایران به زعم بنده چیزی بنام فلسفه نداریم و اصولا جامعه ایرانی همونطور که قبلتر گفتم جامعه ایی زیر فشار مستبد شیخ و شاه بود و تولید فکر در آن کاملا با تولید فکر در غرب متفاوت بود هنرمندهای ایرانی تنها در عرصه ادبیات و بعضا موسیقی یکه تازی میکردند و وجود نوابغ و هنرمندان متفاوتی مثل حافظ-خیام-عبید زاکانی-رازی-محمد سیاه قلم و غیره یک استثنا بود.

من باب نمونه محمد سیاه قلم نقاش ایرانی اواخر دوران صفویه(اگر اشتباه نکرده باشم)مبتکر-مخترع-معمار-ادیب-نقاش کاملا منحصر بفردی که آثارش در مجموع متفاوت است با کل تاریخ نقاشی ایران .مثلا استفاده از رنگهایی با والرهای تیره و سیاه از خصوصیات اصلی نقاشی وی است.

اما در دوران مشروطه و پس از آن دنیای ایرانی جوانه هایی امیدوارانه میزند.تلاش برای مدرن شدن.برای تولید آزادی.محترم شدن فرد در برابر دولت و قدرت گرفتن آن-بوجود آمدن دولت مرکزی-روزنامه و سیستمهای نوین قضایی-دگرگونی سیستمهای آموزشی...که البته با کمکهای پیشین امیبرکبیر با تاسیس دارلفنون و تلاشهای امثال فروغی برای شناخت فلاسفه غرب به جامعه ایرانی قوام یافت.

در دوران پهلویها علارقم تاسیس مراکز استثنایی هنری و فرهنگی که امری بی سابقه بوده و حمایت بی دریغ از هنرمندان و دادن فرصتهایی بزرگ مثل اعزام آنها به خارج و بورسیه های تحصیلی و تبادلات گسترده فرهنگی اما سایه استبداد و دیکتاتوری بر سر هنرمندان و روشنفکران که عمیقا هم تحت تاثیر جریانات چپ اخص محافل چپ روشنفکری فرانسه بودند سنگینی میکرد.بعنوان نمونه بعد از کودتای 28 مرداد اعمال نظر ودخالتهای ساواک و دولت در حتی متنهای نمایشنامه های تئاتر آنقدر زیاد شد که بسیاری از تئاتریها اخص آنها که گرایشهای کمونیستی داشتند جلای وطن کردند مثل لرتان-اسکویی و نصرت کریمی.

 

هنرمند ایرانی در این دوران درصدد برآمد تا با اتکا بر پیشینه فرهنگی و تمدن کهن خویش با نگاهی نوین به جهان هنر خویش را در جهان به نمایش بگذارد.

در زمینه نقاشی می توان به نامهای برجسته ایی چون جلیل ضیاپور و احمد اسفندیاری و حسین زنده رودی وپرویز کلانتری و قندریز و...اشاره کرد که بر خلاف شاگردان محمد غفاری(کمال الملک) کاملا مدرن می اندیشدند و از پیشگامان و پیشتازان مدرنیسم در هنر ایران هستند با انتشار مجله خروس جنگی و آثار برجسته و جسورانه مارکو گرگوریان این حرکت به اوج خود رسید.

در مورد سینما در اواخر دهه بیست جبهه جدیدی از سینماگران روشنفکر در مقابل سینمای ملودرام ساز خاکیچیان و یاسمی و... باز شد و می توان به ظهور هنرمندانی چون فرخ غفاری-گلستان-فریدون رهنما و هوشنگ کاووسی و احمد فاروقی و...اشاره کرد .که اینان با همت شخصی و حمایتهای گاه و بیگاه چپها توانستند مراکز سینمایی غیر دولتی تاسیس کنند که البته خیلی زود بعلت عدم استقبال کمرنگ شد مثل سینه کلوپ.

در زمینه مجسمه سازی وجود سه شخصیت بسیار بزرگ و جهانی : ژازه تباتبایی-پرویز تناولی و بهمن محصص مجسمه سازی ایران را متحول ساخت نگاهی کاملا مدرن و نو به این هنر نوپا داشت و برخلاف آنچه مجسمه سازان پیشین که سرآمده آنها ابوالحسن صدیقی بود(سازنده پیکره فردوسی در میدان فردوسی کسی که به او در ایتالیا لغب میکل آنجلو شرق داده بودند).

هر سه اینها مدرن بودند و تمام تلاش ژازه و تناولی این بود که با دستمایه قرار دادن سنتهای فرهنگی ایرانی و پتانسیلهای موجود در آن با نگاهی نوین دنیا را به تماشای آن دعوت کنند.دنیا انتظار دارد هنرمند هر ملکی پتانسیلهای موجود در فرهنگ مملکتش را عیان کند و با دستمایه قرار دادن سنتها و رسوم فرهنگ مختص به فرهنگ کشورش اثری جهانی با شناسنامه وطنی ترتیب دهد.

طبیعتا بسیاری از هنرمندان ایرانی در نیم قرن اخیر چنین بودند .نگاهی کاملا سوبژکتیو به دنیا و بهره گیری از فرهنگ و سنتهای ایرانی اما معدود هنرمندانی هم بودند که علاوه بر این نگاه سوبژکتیو نگاهی ابژکتیو هم داشتند و با شناخت صحیح از دنیای پیرامونشان و آنچه که در جریانهای نوین فکری در حال وقوع است وارد معرکه شدند و از یک هنرمند ایرانی به یک هنرمند جهانی تبدیل شدند و کاملا وارد جریانهای فکری و نظریه پردازانه معاصر دنیای امروز شدند.

اگر دیروز ژان کوکتو یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شخصیتهای هنری سده بیستم بود امروز هنرمندانی ایرانی وارد عرصه جهانی شدند و جریانهای فکری معاصر را جهت دادند و بسیاری از پتانسیهای موجود در هنر نوین را ارتقا دادن وسبب ساز ارائه نظریه های جدیدی چه مستقیم و چه غیر مستقیم در حوزه اندیشه هنر شدند.

بی شک بهمن محصص در مجسمه سازی چنین کرد...اردشیر محصص همچنین...شیرین نشاط و نیکزاد نجومی و صادق هدایت و دولت آبادی همینطور.

اما سرآمد اینان بنظر من عباس کیارستمی است.کسیکه بطور کلی نظریه ای مرسوم درباب سینما رو متحول کرد .

شاید بهترین تعریف از سینمای کیارستمی رو تارانتینو کرد که گفت من نمیدونم اینها چین!ولی میدونم که فیلم نیستند.

بنظر من هم آثارش واقعا فیلم نیستند حداقل اونچزیهایی که ما تاحالا بعنوان فیلم میشناختیم نیست معنی بمراتب برتری از فیلم دارند

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سامان تهرانی , samanis
سامان تهرانی - 13:47 1388/02/14
46

تو وبگردی های روزانه به مطلبی در مورد امیر نادری رسیدم، گفتم شاید بشه اینجا بهش لینک داد :

"...از آبادان که اومدم، تازه سر و صورتم تو آیینه پیدا شده بود. تپل بودم، ولی صورتم دراز بود و بم می‌گفتند کله‌کتابی و همیشه یه عکس «سال‌مینو» لای یه چیزی داشتم. تو تهران خونۀ برادرم زندگی می‌کردم. ما یه اتاق داشتیم و برادرم زن داشت و چون شب‌ها اونا با هم می‌خوابیدن، من خجالت می‌کشیدم. آخه دوازده سالم بود. . . "

ادامه مطلب رواینجا بخونین

واسیلی   کاندینسکی , blackdeath1984
45

دوستانی که به زبان انگلیسی به حد مکفی آشنایی دارن این نقد دیوید بوردول از فیلم شیرین رو بخونن

من اگه خودم فرصت داشتم ترجمه اش میکردم.اگه کسی فرصت داره اینکارو بکنه خدا صد در دنیا یک در آخرت اجرش بده

http://www.davidbordwell.net/blog/?p=4089

ع ع , ali_askari
ع ع - 22:45 1388/01/27
44
نقل قول از : فرزاد جهانی

دوستان عزیز  شما ها  پر انرژی هستید   و در زمینه هنر و فلسفه نیز مطالعه دارید . شما میتونید با پیوستن به خانواده بزرگ

هنرمندان ایران زمین باعث شكوفایی بیشتر هنر باشید. از دید این حقیر  باید در این راه علاوه بر افزودن  به دانش  تئوریك و

شناختی هنر ؛ به عامل مهمی چون احساس نیز اهمیت داد. باید   بال پرواز  نیاز و تخیل را  گشود  .....

آقای عسگری  لطفا   در این كلوب بمانید  

 


شما سرور مایی آقا فرزاد...

 

فرزاد جهانی , arash5252
فرزاد جهانی - 15:02 1388/01/27
43

دوستان عزیز  شما ها  پر انرژی هستید   و در زمینه هنر و فلسفه نیز مطالعه دارید . شما میتونید با پیوستن به خانواده بزرگ

هنرمندان ایران زمین باعث شكوفایی بیشتر هنر باشید. از دید این حقیر  باید در این راه علاوه بر افزودن  به دانش  تئوریك و

شناختی هنر ؛ به عامل مهمی چون احساس نیز اهمیت داد. باید   بال پرواز  نیاز و تخیل را  گشود  .....

آقای عسگری  لطفا   در این كلوب بمانید  

 

مانا ن , mana_n
مانا ن - 11:11 1388/01/27
42
راستش ع ع عزیز این یه بحث مفصله ولی صادقانه بگم نه از هایدگر خوشم می یاد ونه از فردید و خوشحالم که این موج بالاخره داره شرشو از سر فلسفه کم می کنه هر چند فکر نکنم بازمونده هاش هیچ وقت حالشون جا بیاد که یکیشونم استاد منه  کلا وضع فلسفه(جامعه روشنفکرمون )خیلی خرابه دارن تبدیل میشن یه مشت  دیوونه عصبی  که با ارواح حرف می زنند یه سری هم هر کاری کردن نتونستن از نهیلیسم  گذر کنن برای همین نای حرف زدن ندارن  یک عده فسیل شدن  یه چندتایی رفتن  اونایی هم که موندن مدیر گروه شدن  اون وقت توی ساختمون فلسفه مجبور میشی جواب پس بدی که چرا اسم پایان نامه ات مرگ خداست
علیرضا حافظی , pleiades
علیرضا حافظی - 08:03 1388/01/26
41
نقل قول از : ع ع

نه بابا .یک مقاله میخوان ازم جدای پایان نامه.بهم گفت شما چقدر قشنگ در مورد روانکاوی صحبت میکنید...میشه یک مقاله در مورد یونگ و دین بنویسید؟


ببین از من به تو نصیحت.... گفتن مقاله....یعنی هرچی دوست داری بنویس.نظر شخصیت.قرار نیست یه چیز عجیب غریب بنویسی.چون اصولا نظرات و عقاید تو خودشون همینجوری عجیب غریب هست.

ع ع , ali_askari
ع ع - 23:50 1388/01/25
40

نه بابا .یک مقاله میخوان ازم جدای پایان نامه.بهم گفت شما چقدر قشنگ در مورد روانکاوی صحبت میکنید...میشه یک مقاله در مورد یونگ و دین بنویسید؟

مثل این میمونه که شما وارد جمعی بشید بگید سلام من مرتضی هستم و همه بگن علیکم السلام صغرا خانوم.

__________

 

راستی تو که هایدگر رو دوست داری باید از فردید هم خوشت بیاد؟

مانا ن , mana_n
مانا ن - 22:30 1388/01/25
39
مگه  این طوری نیست که استاد راهنما برای چاپ کمکت کنه؟(راستش من به اشناهای استاد راهنمام خیلی امید بستم برای همین افتادم تو خط پاچه خواریش دیگه چیزی نمونده دو تایی بشینیم برای اینکه وجود بزرگی به اسم هایدگر از صحنه فلسفه کم شد گریه کنیم)
ع ع , ali_askari
ع ع - 21:30 1388/01/25
38

خودت رونقش بده مانا...من فعلا نمیتونم زیااد مطلب بزارم.گیر این پایان نامه مزخرفم

واقعا میگن هر چی آدم بدش میاد سرش میاد اینه ها...یک مقاله ازم میخوان برای چاپ تو یک نشریه تخصصی در مورد یونگ و دین و مذهب...گند بزنن به این زندگی ...اه اه اه...کاش هنوز هیجده سالم بود....ک***** ...**خ** ...***م***...ج****...****ی

 

مانا ن , mana_n
مانا ن - 12:21 1388/01/25
37
اگه می شه این بحث هنرمند ایرونی رو ادامه بدید (من یه جورایی  فکر می کنم اینکه واقعا نفهمیدم تایید هنر به وسیله علم یعنی چی  باعث کساد شدنه این بحث شده  دارم از احساس گناه رنج می برم)
مانا ن , mana_n
مانا ن - 19:06 1388/01/22
36

ظا هرا من یه چیزیم شده چون اصلا نمی فهمم چی می گی این مسئله اصلا ارتباطی با  عدم حضور هنر  در برهه زمانی تعریف نشدن سبکها نداره یعنی چی؟

و ضمنن اصلا مهم  نیست دوست عزیزکه تو پاسخی به پستای من نمی دیدی  (متن وقتی از نویسنده اش جدا میشه در ذهن خوانندگانش زندگی  مستقلی در پیش می گیره)شایدم کسی دیگه تونست این مسئله توضیح  بده

مانا ن , mana_n
مانا ن - 17:55 1388/01/22
35

شما همه چیز رو خیلی سخت می گیری قصدم از مطرح کردم اون سوالا  پیشه پا افتاده این نبود خدایی نکرده  به شما توهین کنم به نظرم ما همه اینجا دوستیم و هدفم فقط تعامل بیشتر بود

اگه من یه اثر هنری خلق کردم که در هیچ سبکی از نظر علم سبک شناسی قرار نگرهت از نظر این علم هنر (شخصیت حقیقی نداره ) نیست این علم سبک شناسی یا باید اثر منو هنر ندونه یا برای من یه سبک جدید ایجاد می بینی که علم تو چقدر وابسته به هنره  این جمله تو برای همین به نظرم  عجیبه و  به این دلیل به نظرم بی احترامی به ذات هنره  که محدود کردنه یه جریان سیال ذهنی در یه سری چار چوبه و اساسا یه اثر هنری وجود داره چه علم سبک شناسی اونو تایید کنه چه نکنه  واصلا کدوم هنرمندی به این اهمیت می ده که وقتی اثری خلق کرد علم سبک شناسی اونو تایید می کنه یا نه یا اینکه از نظر این علم وجود داره یانه

ااین چیزایی که در مورد مستند گفتی  درسته ولی هیچ دلیلی برای رد حرف من نیست که در مستند هیچ   بیان دراماتیکی وجود نداره در واقع  درام از پیش تعیین شده  .چون در این صورت دیگر  مسند نیست  یه جور دست بردن در واقعیته  خود طبیعت خالق بهترین درامهاست کافیه در موقعیتش قرار بگیریم و بزاریم جریان پیش بره  که خوب من اینو بهش نمی گم بیان دراماتیکی چون خا لق  اون نیستیم

ع ع , ali_askari
ع ع - 16:03 1388/01/22
34

میتونیم اگر خواستیم یک بحث جداگانه باز کنیم و اونجا به بحث در مورد طعم گیلاس و عباس آقا بپردازیم(گرچندکه گدار میگه کیارستمی با ساختن طعم گیلاس نشون داد که تموم شده)البته این نظره گداره

اما من ترجیح میدم اینجا به شناخت و بحث در مورد کسانی بپردازیم که بنظر میرسه از نظر بسیاری مسائل دارای اولویت هستند.

مثلا جالب نیست زمانیکه ایران غرق در کوری و کچلی بودن ملت نخستین بنیاگذاران حرکت آزادیخواهانه و تجددخواهانه (مشروطه ) حتی در کل منطقه بودند؟

 

 

مانا ن , mana_n
مانا ن - 14:53 1388/01/22
33

من داشتم پستها رو می خوندم که نمیدونم چی شد که ارتباطمو با متن از دست دادم اقایون می شه یه جوری بگید منم بفهمم اخه هنر به علم چه ارتباطی داره و واقعا این یعنی چی که که هنر تاز مانی که در قالب سبک قرار نگیره از لحاظ علمی وجود نداره من که یاد سوال مرغ و تخم مرغ افتادم و دارم از خودم می پرسم کدوم اول بوده هنر یا سبک بعدشم فکر می کنم تو با این جمله ات به ذات هنر خیلی بی احترامی می کنی

راستش چی بگم منم خیال می کرم فیلم مسند  بیان دراماتیک نداره فکر می کنم گفتن اینکه داره یعنی دیگه مسند نیست  و باز فکر می کنم اگه  درامی هم درش  میبینیم چیزیه که واقعیت خلق کرده  یعنی اینجا سوبژه طبیعته و نه انسان  میشه اینو(منظورتو )بیشتر توضیح بدی

این قضیه نا سیونال سوسیالیسم ربطی به بحث هنرمند ایرونی داره؟ ایا ع ع  این طوریه  که این بحث شروع کرده؟ ایا اصلا این کلمه ثقیل یک جور فحشه ؟

من فکر می کنم علیرضا درست می گه می شه روی طعم گیلاس بحث بکنیم منم تو عید دیدمش و خیلی ازش خوشم اومده

فرزاد جهانی , arash5252
فرزاد جهانی - 14:51 1388/01/22
32

به نظر من جنگ بین دوستاران سینمای فرم گرا و سانتیمانتالیزم با دوستاران سینمای داستان دار و كلاسیك به جایی نمیرسه

بعضی ها حوصله میكنند بشیینند و دو ساعت یك فیلمو ببینن كه مثلا به دست سربازها شاخه زیتون دادنند و حالا احیانا دو تا

مسئله فلسفی یا مفاهیم انسانی در آن مطرح شده ؛ و بعضی ها هم دوست دارند  در این دو ساعت فیلمی ببینند مثلا

چارلی چاپلین كه در هر لحظه  این دو ساعت با مفاهیم انسانی و فلسفی بمب باران ! بشوند. این سلیقه آدمهاست.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.