userinfo close

  ,

سینما


cinema_world

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا الف - معاونان
سینما زندگی است. زندگی سینماست. از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا برد ادامه »
سینما زندگی است. زندگی سینماست.
از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا بردن سطح مطالب کلوب از "ایجاد بحثهای تبلیغاتی و همچنین بحثهای تکراری خودداری فرمایند."

هر گونه اظهار نظر شخصی محترم و لازم بوده اما رعایت احترام سایر اعضا از اصول اولیه است.

لطفا فقط و فقط از رسم الخط فارسی استفاده نمائید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
682
6200
91/1/30 (20:48)
73
3246
91/2/16 (13:32)
1
37
91/2/6 (18:43)
158
7482
90/5/22 (03:44)
22
54
91/3/2 (11:18)
3
21
91/3/2 (11:17)
29
242
91/3/2 (11:15)
659
5221
91/3/2 (11:09)
9
52
91/3/2 (11:06)
36
123
91/3/2 (11:01)
1651
7128
91/2/26 (17:30)
151
1433
91/2/11 (15:33)
60
602
91/2/11 (15:30)
176
3046
91/2/6 (13:02)
601
6301
91/1/30 (21:03)
307
3475
91/1/30 (21:00)
680
11882
91/1/30 (20:44)
319
6616
91/1/19 (11:25)
662
12203
90/12/16 (19:02)
187
1526
90/12/14 (00:07)

عنوان بحث

روزبه روحی پور , amirrozbeh
روزبه روحی پور - 00:44 1387/12/9

بازسازی در سینما

در سینما مرسوم است كه فیلم های قدیمی را باز سازی میكنند و بعضی از این باز سازی ها بهتر از نسخه اصل و قدیمی آنها هاست .

در این بحث می خواهیم به بررسی بازسازیهای مشهور تاریخ سینما و مقایسه آنها با فیلمهای اورِیژینال بپردازیم.

مثال:

تنگه وحشت بازسازی شده توسط اسكورسیزی

بازی سازی سریال فراری به فیلم در سال 1991

باز سازی دور افتاده در سال 2008 توسط اسكورسیزی (برنده اسكار)

و......

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علیرضا الف , martin_esi
علیرضا الف - 22:43 1387/12/13
15

در مورد اصلاحات "سینمای کلاسیک" و "فیلم کلاسیک" :

اصلطلاح سینمای کلاسیک معمولا در برابر اصطلاح "سینمای مدرن" به کار می رود. فکر می کنم در مورد تفاتهای این دو نوع سینما قبلا در بحث نقد و تحلیل نوشته باشم. در اینجا سال ساخت فیلم مطلقا مهم نیست بلکه آنچه کلاسیک یا مدرن بودن فیلم را تعیین می کند نحوه روایت (در کلاسیک : خطی در مدرن : غیر خطی و اپیزودیک) ، محوریت (در کلاسیک : پیرنگ در مدرن : شخصیت) و... است.

اما تا جایی که من اطلاع دارم به فیلمهایی که در گذر زمان ارزشهای زیبایی شناسانه خود را حفظ می کنند هم فیلم کلاسیک می گویند. مثلا الان برخی منتقدان عقیده دارند "راننده تاکسی" به یک فیلم کلاسیک تبدیل شده است در حالیکه این فیلم برخی مولفه های سینمای مدرن را داراست.

در مورد بحث بازسازی هم فکر می کنم گفتگو پیرامون دو بازسازی مشهور تاریخ سینما با توجه به موقعیتهای متفاوت زمانی و مکانی و ارزشهای قابل بحث هنری آنخا خالی از لطف نباشد: هفت دلاور و به خاطر یک مشت دلار که به ترتیب از هفت سامورایی و یوجیمبو (هر دو ساخته کوروساوا) اقتباس شده اند.

 

 

 

روزبه روحی پور , amirrozbeh
روزبه روحی پور - 23:24 1387/12/10
14

مقصود من هم از ابتدا نظر علیر ضا بود .

من كاملا آماده بحث و تحلیل این موضوع هستم.

باران باران , pooria_41b715
باران باران - 23:19 1387/12/10
13

با تشکر از علیرضا برای اصلاح عنوان.. فکر میکنم بحث راجع به تعریف فیلم کلاسیک خیلی جذاب تر از اسم بردن از اسم فیلم های مورد علاقه اعضا باشه...ولی با تغییر عنوان الان میشه یه بحث جالب تر رو دنبال کرد.

علیرضا الف , martin_esi
علیرضا الف - 20:21 1387/12/10
12

ممنون از روزبه عزیز برای ایجاد بحث و از آکام عزیز که باز هم مثل همیشه یه مطلب خیلی خوب و کامل درباره موضوع بحث ذکر کرد. البته فکر می کنم مطلب کمی قدیمی باشد چون به نظرم فانی گیمز آمریکایی مدتی است روی پرده رفته است.

اگر هدف بحث بررسی فیلمهای بازسازی شده و مقایسه و بیان نقاط قوت و ضعف آنها در مقایسه با فیلمهای اوریژینال باشد این بحث فوق العاده است اما اگر صرفا هدف این باشد که اعضا بیایند و بگویند که ما از فلان بازسازی خوشمان آمد و از فلان بازسازی نه فکر نمی کنم چندان ارزشی از لحاظ سینمایی داشته باشد و اساسا بر خلاف قاموس این کلوب است.

من پیشنهادمی کنم یک بحث تحلیلی در مورد بازسازیهای مشهور تاریخ سینما داشته باشیم. مثلا یک یا چند فیلم را معرفی کرده و در مورد آنها بنویسم و به مقایسه ساختاری هر فیلم بازسازی شده با فیلم اوریژینال با توجه به شرایط زمانی و مکانی هر کدام از آنها بپردازیم. مثلا تنگه وحشت جی لی تامپسون به لحاظ شخصیت پردازی چه تفاوتی با تنگه وحشت اسکورسیزی دارد؟ (رابرت میچام و رابرت دنیرو) یا مثلا آیا جان استرجس در بومی سازی هفت سامورایی کوروساوا و تبدیل آن به هفت دلاور چقدر موفق بوده؟ یا لئونه در به خاطر یک مشت دلار چگونه شخصیت کابوی تنها و بی نام و نشان را از توشیرو میفونه یوجیمبو گرفته است؟

با اجازه روزبه عزیز عنوان بحث را هم ویرایش می کنم.

هومر ا , hoomer1385
هومر ا - 18:07 1387/12/10
11
Insomnia از کریستوفر نولان که بازسازی یک فیلم نروژی به همین نام بود. فیلم اول که واقعا فیلم خوش ساختی بود. و دومی هم که به لطف بازی های درخشان آل پاچینو و  ویلیامز فیلم خوبی از آب دراومده بود.  
روزبه روحی پور , amirrozbeh
روزبه روحی پور - 17:25 1387/12/10
10

مثل كه دوستان قبل نوشتن كامل بحث مورد نظر را نمی خوانند.

بحث ما بحث كلاسیك و غیر كلاسیك نیست .

واضح نوشته شده

در سینما مرسوم است كه فیلم های قدیمی را باز سازی میكنند و بعضی از این باز سازی ها بهتر از نسخه اصل و قدیمی آنها هاست .

شما كدام بازسازی رو دوست داشتید.

این سوال چه ربطی به سینما كلاسیك دارد

مطرح كردیم شما كدام فیلم بازسازی  شده را دوست داشتید.

مطلب مورد بحث را بادقت بخوانید. نوشته فیلم های قدیمی (نه كلاسیك)

مرسی

باران باران , pooria_41b715
باران باران - 12:26 1387/12/10
9
نقل قول از : مرتضی ت

ویکی پدیا مرجع مناسب برای ارائه تعریف های رشته های هنری و سینما نیست ....

فیلم کلاسیک الزاما الگوومرجع نیست و الزاما در گذر زمان قرار نمی گیرد که بخواهد ارزش و اعتبار خود را حفظ کند ....

فیلم Changeling ساخته کلینت ایستود ساختاری کلاسیک دارد ولی در سال 2008 ساخته شده است .. این که آیا این فیلم مرجع و الگو هم باشد بحث دیگری است....


 


در مورد ویکی پدیا درست میگی ولی اصلا متوجه حرفت که لزوما در گذر زمان قرار نمیگیره نمیشم....یکی از اصلی ترین گزینه ها برای این که یک فیلم کلاسیک نام بگیره باید سنی ازش گذشته باشه و مورد پذیرش و اقبال عمومی قرار گرفته باشه و تعامل ماندگار آن با جامعه ای که در آن تولید شده در طول سالها تابعی از زمان نباشد.ولی دز این که فیلم کلاسیک فیلمی است حداقل با سن 20، 30 سال سن هیچ کس فکر نمیکنم شک داشته باشه. بحث شباهت کلاسیکی یا ساختار کلاسیکی چیز دیگریست ولی مسلما هیچ موجودی Changeling رو یه فیلم کلاسیک نامگذاری نمیکنه.
روزبه روحی پور , amirrozbeh
روزبه روحی پور - 18:00 1387/12/9
8

برای احترام به دوستان طرفدار سینما ما عنوان بحث را اصلاح نمودیم .

وقت خود را صرف بازی واژه ها نكنیم .

بازی واژها برای افراد كنار سینما جالبه نه اهالی آن

مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 17:45 1387/12/9
7
نقل قول از : پوریا رحمانی

برا این که حال صبر کردن ندارم خودم جواب خودمو میدم:

فیلم های کلاسیک به آن دسته از فیلم های تاریخ سینما اطلاق می شود که در گذر زمان ارزش و اعتبار خود را حفظ نموده باشند و به عنوان الگو و مرجع برای سایر فیلم ها به حساب می آیند.(ویکی پدیا)

 

ویکی پدیا مرجع مناسب برای ارائه تعریف های رشته های هنری و سینما نیست ....

فیلم کلاسیک الزاما الگوومرجع نیست و الزاما در گذر زمان قرار نمی گیرد که بخواهد ارزش و اعتبار خود را حفظ کند ....

فیلم Changeling ساخته کلینت ایستود ساختاری کلاسیک دارد ولی در سال 2008 ساخته شده است .. این که آیا این فیلم مرجع و الگو هم باشد بحث دیگری است....


 

روزبه روحی پور , amirrozbeh
روزبه روحی پور - 14:20 1387/12/9
6

دوست عزیز باسازی  با اقتباس  فرق دارد.

و بحث ما در مورد باسازی است حال چه بازسازی فیلم های كلاسیك یا باسازی فیلم های غیر كلاسیك

و نظر شما در مورد دورافتاده محترم و شخصی است .

و فكر كنم بعد از 10 یا 12 سال كار در سینما  و آن هم با بزرگان سینما می دانم كه راحت می شه با واژه ها بازی كرد

خوب باشی

 

باران باران , pooria_41b715
باران باران - 12:39 1387/12/9
5

برا این که حال صبر کردن ندارم خودم جواب خودمو میدم:

فیلم های کلاسیک به آن دسته از فیلم های تاریخ سینما اطلاق می شود که در گذر زمان ارزش و اعتبار خود را حفظ نموده باشند و به عنوان الگو و مرجع برای سایر فیلم ها به حساب می آیند.(ویکی پدیا)

حالا با این تعریف آیا فیلم(2002) Mou gaan dou که از روی فیلم نامه ی آن فیلم Departed ساخته شده فیلم کلاسیک به شمار میاد؟

فیلم نامه ی اقتباسی; عنوانی که به فیلم نامه ی اینگونه میدهند و بخشی جدا در مراسم اسکار دارند.

در ضمن خطاب به دوستانی که با سن بسیار کم ید طولایی در زمینه نقد آثار سینمایی دارند و گمان میکنند که داوران مراسم اسکار در زمینه سینما هیچ استعدادی نداشته و شاید میبایست جای خود را به ایشان دهند و به داوری سیمرغ بلورین بپردازند و گمان دارند قرار گرفتن Departed در رده 49امین فیلم برتر تاریخ سینما بی دقتی دیوان محاسبات کشور بوده و الا این فیلم به درد سیمرغ بلورین و رقابت با فیلم هایی همچون: سوپراستار، تردید و بی پولی می خورد، عرض میکنم:

تو خوبی تو ماهی فدات بشم الهی، الهی، الهی

 

 

ح   , kladioos
ح - 12:32 1387/12/9
4
به نظرم Lolita ی Adrian Lyne  محصول سال 1997 که قبلا کوبریک ساخته بوده خیلی خوب از آب در اومده. مخصوصا با موسیقی Enio moricone
باران باران , pooria_41b715
باران باران - 12:12 1387/12/9
3

عنوان بحث بازسازی فیلم های کلاسیک هست...میشه معنی فیلم کلاسیک رو به من بگین؟

آکام حبیبی , akam22
آکام حبیبی - 00:50 1387/12/9
2

درباره موج تازه بازآفرینی فیلم های كلاسیك: وقتی كهنه ها نو می شوند


مترجم: شیلاساسانی نیا



    این روزها بازسازی فیلم های قدیمی بیش از پیش در هالیوود رونق گرفته است و «۱۲ مرد خشمگین» سیدنی لومت، «بازرس» ژوزف ال منكیه رویچ، «قطار سه و ده دقیقه به یوما» از دلمر دیویس و «افسانه مو» جان واترز جزو آثار كلاسیكی هستند كه این روزها نسخه جدید آنها ساخته شده و یا در دست ساخت است. «۱۲ مرد خشمگین» كه قبلاً هم یكبار توسط ویلیام فریدكین بازسازی شده بود، این بار در یك نسخه جدید دیگر حال و هوایی روسی به خود گرفته است اما مشكل كار اینجاست كه اصل داستان درباره اعضای یك هیأت منصفه نیویوركی كه به تحقیق در مورد اتهامات یك نفر می پردازند خیلی آمریكایی است و طرح مسائلی همچون نژادپرستی یا ایده آلیست بودن یكی از شخصیت ها یادآور تمامی عناصر سنتی و كلیشه ای جامعه آمریكاست. در فیلمنامه رجینالد رز برای این شاهكار سینمایی سیدنی لومت به كرات به مسابقات بیس بال و یا آگهی های تبلیغاتی خیابان مادیسون اشاره می شود و این در حالی است كه فیلمساز سرشناس روسی نیكیتا میخالكوف و برنده اسكار برای فیلم «سوخته در آتش» این نسخه جدید و بازسازی شده را با بازی هنرپیشگان روسی و یك بازیگر از چچن در نقش متهم ساخته است. در همین حال كنت برانا از فیلمنامه نویس و نمایشنامه نویس برنده نوبل «هارولد پینتر» دعوت كرده است تا مجدداً روی فیلمنامه «بازرس» آنتونی شافر كار كند تا او بتواند فیلم امروزی تری را با هنرپیشگان محبوب این روزها همچون جود لاو و البته خود مایكل كین در یك نقش دیگر بسازد. فیلم كلاسیك «بازرس» با بازی مایكل كین و لاورنس اولیویر همانقدر كه بازیگران آن از بستر فرهنگی متفاوتی برخاسته بودند ـ اولی سابقاً یك باربر بازار ماهی فروشان بود كه بعدها تبدیل به ستاره سینما شد و دومی بزرگ ترین بازیگر كلاسیك بریتانیا محسوب می شد ـ خود دوباره تلاقی طبقات اجتماعی و نسل ها بود. حال در نسخه به روز شده این فیلم، كین نقش مرد سالخورده تر (سابقاً با بازی لاورنس اولیویر) را بازی می كند در حالی كه جود لاو در نقش شخصیت جوان تر ظاهر می شود.
    در مورد بازسازی فیلم «قطار سه و ده دقیقه به یوما» به دست جیمز مانگولانكته تعجب برانگیز وفاداری فیلم جدید به فیلم كلاسیك دلمر دیویس است. فیلم كلاسیك «قطار سه و ده دقیقه به یوما» در زمره فیلم های كلاسیك انبوهی بود كه در اواسط دهه ۵۰ درباره راهزنان خرده پایی كه در وضعیت های بغرنج قرار می گرفتند و دلاوری های غیرمنتظره ای از خود نشان می دادند ساخته شد و فضای كلی فیلم خیلی متفاوت از شین یا صلاة ظهر نبود. در نسخه جدید یك یاغی سرشناس با بازی راسل كرو سوار بر قطاری می شود كه سرانجام او را راهی اسارت می كند. فیلم جدید یك وسترن خیلی سنتی است كه در آن از زمان پریشی و خطاهای سهوی تاریخی و یا انعطاف در برابر مخاطبان امروزی و حتی طنز شخصی سرژیو لئونه خبری نیست. موفقیت این فیلم و استقبال از آن نزد مخاطبان امروزی مدیون خوش ساخت بودن آن و بازی درخشان راسل كرو و كریستیان بیل در نقش هایی است كه به عنوان شخصیت های اصلی فیلم مكمل یكدیگرند.
    بنابراین تعجبی نیست كه تا وقتی فیلم های خوب ساخته شوند به فاصله چند سال یا چند دهه بعد بازسازی آنها هم ساخته خواهند شد. نمونه بارز این دست فیلم ها بن هور و سه تفنگدار هستند كه تاكنون چند بار مورد بازآفرینی قرار گرفته اند. از قدیم مرسوم بوده كه هالیوود سوژه بسیاری از فیلم های خود را از دل فیلم های خارجی بیرون می كشد و به عبارت دیگر قطب سینمایی آمریكا همواره در كمین آن دسته از فیلم های خارجی است كه بتواند آن را به مخاطبان آمریكایی خود در قالب بازآفرینی و یا تغییرات اندكی در پلات داستان عرضه كند. در بسیاری از موارد حتی تماشاگران هم متوجه نمی شوند فیلمی كه روی پرده است از روی یك نسخه مشابه خارجی برداشت شده. به عنوان مثال در فیلم جدید كاترین زتاجونز با عنوان «رزرواسیونی در كار نیست» این هنرپیشه معروف نقش سرآشپز متبحری را در یكی از رستوران های گران قیمت منهتن بازی می كند اما كمتر تماشاگری پی برده است كه این فیلم بازسازی یك فیلم آلمانی در سال ۲۰۰۱ به نام «اغلب مارتا» است.
    در آن روزهای پرشكوه استودیوسالاری عجیب نبود كه سازندگان نسخه آمریكایی فیلم اوریژینال را از بین ببرند. این همان اتفاقی بود كه بر سر فیلم اوریژینال «چراغ گازی» از تودولد دیكنسون در سال ۱۹۴۰ ـ كه فیلم جنایت در میدان تورنتون از روی آن ساخته شد ـ آمد، وقتی كمپانی متروگلدن مایر امتیاز فیلم اوریژینال را خرید و تصمیم گرفت نسخه دیگری به كارگردانی جورج كوكور و با بازی اینگرید برگمن و چارلز بویر از روی آن بسازد در آن واحد بر آن شد تا نگاتیو دیكنسون را بسوزاند و این اقدامی بود كه به موجی از انزجار و نفرت در میان سازندگان بریتانیایی این فیلم كه تلاش بسیاری برای ساختن آن كرده بودند دامن زد. آن دوره عصری بود كه هنوز دی وی دی و تلویزیون مانعی بر سر راه محبوبیت سینما نبودند و فیلمسازان لزوماً انتظار نداشتند كه فیلم هایشان پس از نخستین اكران طیف دیگری از تماشاگران را به خود جذب كنند. در حال حاضر نیز گزارش شده است كه فیلمساز مستعد بریتانیایی «جو رایت» درصدد ساخت نسخه دیگری از فیلم «چراغ گازی» است اما حداقل دیگر جای این نگرانی وجود ندارد كه فیلم «كوكور» ـ به عنوان تنها نسخه قدیمی موجود ـ از میان برده خواهد شد تا فیلم جدیدتر به بازار آید.
    امروزه در هالیوود خرید و فروش امتیاز بازآفرینی فیلم های سایر ملل، تجارت پررونق و سودآوری است. در سال های اخیر فیلم های هارور و گنگستری بی شماری از آسیا از كینه گرفته تا مرحوم طعمه صنعت فیلمسازی هالیوود قرار گرفته اند و فیلم های هنری اروپا نیز از این جریان بی بهره نبوده اند و حتی بسیاری از آنها تبدیل به كمدی های پرفروش یا تریلرهای آمریكایی شدند.
    گاه از كارگردانان و فیلمسازان اروپایی دعوت شده است تا برای بازآفرینی فیلم های خودشان به هالیوود بروند اما نتیجه كار در دور دوم كمتر از دور اول رضایت بخش است. فیلم «ناپدید شدن» (۱۹۹۳) از جورج سلوزر با بازی جف بریجز و كیفر ساترلند به پای فیلم اوریژینال خودش نمی رسید و قطعاً نسخه اروپایی ترسناك تری در مقایسه با فیلم اوریژینال ۱۹۸۸ بود. همچنین بازسازی آمریكایی كارگردان دانماركی «اوله برندال» از فیلم «نگهبان شب» خودش در سال ۱۹۹۷ به هیچ وجه مطابق با معیارهای زیبایی شناختی فیلم اولش كه آن را در سال ۱۹۹۴ در دانمارك ساخته بود نبود. مشكل بزرگی كه وجود دارد این است كه وقتی فیلمسازان پرنبوغ اروپایی سعی می كنند فیلم خود را برای استودیوهای پولسازی آمریكایی بازآفرینی كنند ناخودآگاه اصالت و آن هویت مشخصه كارشان را كه در حقیقت موجب شده بود كارشان متمایز از كار بقیه شود از بین می برند و یا فدای پول می كنند. البته هالیوود همواره این كمبود سوژه را با بازآفرینی فیلم های آسیایی و اروپایی جبران نكرده و گاه در در جست وجوی سوژه هایی كه بتواند برای نسل جدید جذاب باشند و دغدغه بازاریابی آنها را نداشته باشد، فیلمسازان خودی و شخصیت های محبوب نسل گذشته را به دام انداخته است. فرقی نمی كند این شخصیت سوپرمن باشد یا لسی یا مرد عنكبوتی؛ چرا كه دنباله سازی و یا بازآفرینی فیلم های قدیمی با این شخصیت های محبوب سینمایی كلید گنج این استودیوهای بزرگ و راحت طلب است. البته همیشه نتیجه كار رضایت بخش نیست و گاه تماشاگر و منتقدان را تا مرز جنون و انزجار از همین شخصیت ها و فیلم ها پیش می برد. آیا واقعاً كسی می خواست بازسازی «ماجرای پوزیدن» یا «مرد حصیری» را ببیند فروش نسخه بازسازی این فیلم ها در گیشه ها تمام آرزوی این كمپانی ها را نقش بر آب می كند و جز یأس و سرخوردگی چیزی برای تماشاگر ندارد.
    همچنین نكته دیگری كه در مورد این بازسازی ها وجود دارد، موانع و مشكلات حقوقی بر سر راه ساختن آنهاست. در اواخر دهه ۵۰ نویسنده ایرلندی كوین مك كلوری با فیلمنامه نویس بریتانیایی جك ویتنگهام و ایان فلمینگ برای ساخت چیزی كه قرار بود دومین فیلم جیمز باند تاریخ سینما شود همكاری می كند. این فیلم به دلایلی هرگز ساخته نشد، اما فلمینگ از سوژه این فیلم برای نوشتن چهارمین فیلم و كتاب جیمز باند استفاده كرد و همین بهانه ای شد تا مك كلوری (كه سال گذشته از دنیا رفت) یكی از تلخ ترین مجادلات حقوقی بر سر امتیاز ساخت نسخه سینمایی فیلم های جیمز باند را به جریان بیندازد. او پس از متهم كردن فلمینگ به سرقت ادبی، امتیاز فیلم «Thunderball» (چهارمین فیلم جیمز باند) را متعلق به خود دانست و تا سال های سال در دادگاه ها به بحث و مجادله بر سر این پرداخت كه امتیاز ساخت فیلم های جیمز باند با اوست ولی در نهایت همه فیلم های جیمز باند چیزی جز یك بهانه خوب برای پولسازی نبود.
    اغلب بازآفرینی های سینمایی به خاطر انگیزه های مالی و سودآوری تازه از سوژه های كهنه ای كه به عقیده كمپانی های بزرگ سینمایی نباید در آرشیو خاك بخورند انجام می گیرند اما در این میان خلاقیت كارگردانانی كه قرار است این نسخه های اوریژینال را بازآفرینی كنند نیز شرط است. وقتی كه آنها بدون تقلید صرف از نسخه اوریژینال و یا صرفاً به دلایل غیرمالی فیلمی را بازآفرینی كرده اند، گاه ماحصل كاری چشمگیرتر از نسخه اصلی و در موارد نادری رضایت بخش تر از آب درآمده است. نمونه بارز فیلم فرانسوی «تپشی كه قلبم جا انداخت» از ژاك آدریارد بود كه از روی یك فیلم مستقل آمریكایی به نام «انگشتان» از جیمز توباك ساخته شد. در مورد نسخه جدید به جز خلاقیت های كارگردان فرانسوی غیرمنتظره بودن آن برای مردم موجب موفقیت و استقبال از آن شد؛ چرا كه این بار جریان بازآفرینی در اروپا صورت می گیرد و نه در هالیوود!
    در مورد فیلم «به خاطریك مشت دلار» سرجیو لئونه نیز همین اتفاق افتاد. این بار یك وسترن اسپاگتی از فیلم «یوجیمیو» آكی را كوروساوا ساخته شده بود و برای هرچه پیچیده تر شدن این كلاف فیلمسازی باید گفت كه حداقل بخشی از خود فیلم «یوجیمیو» بازسازی فیلم نوار آمریكایی «كلید شیشه ای» بود و كوروساوا همیشه اعتراف كرده است كه وامدار وسترن های جان فورد است. مایكل هانكه بزودی یك نسخه آمریكایی از فیلم «Funny Games» خود در سال ۱۹۹۷ را عرضه خواهد كرد.
    وقتی گاس ون سان در سال ۱۹۹۸ همین كار را با فیلم «روانی» هیچكاك انجام داد همه او را به چاپلوسی و غیراوریژینال بودن متهم كردند و كمتر كسی از این تجربه رسمی و جسورانه او استقبال كرد، اما در مورد هانكه با توجه به اعتبارش به عنوان یكی از نوابغ معاصر سینمای هنری پیش بینی می شود كه این اتفاق كمتر بیفتد. حتی در صورت كسب موفقیت و استقبال در میان منتقدان و تماشاگران باید دید كه كمپانی سازنده این بازسازی چگونه برای آن تبلیغ خواهد كرد. وقتی فیلم اوریژینال كاری بی عیب و نقص و در زمان خود نوع آورانه از هیچكاك، یكی از اساتید بزرگ سینما باشد عرضه فیلمی برای جوانان نسل امروز كه اشتهای آنها از دیدن تریلرهای تكراری اشباع شده است كاری شاق تر خواهد بود.
    برای حسن ختام باید گفت كه بازآفرینی های سینمایی این روزها خود ژانر تازه ای تشكیل داده اند و اگر نمونه های خوب این ژانر را «قطار سه و ده دقیقه به یوما»، «Sleuth» یا «۱۲ مرد خشمگین» برشماریم باید اعتراف كنیم كه فیلمسازان بازآفرینی نسخه های قدیمی را نه فقط برای پول بلكه به عنوان عرصه ای برای آفریدن كاری تازه و اوریژینال انجام می دهند.

منبع خبر
بهروز ص , sampson
بهروز ص - 00:48 1387/12/9
1

departedسیمرغ بلورین هم نباید می گرفت

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.