| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
141
|
4136
|
87/5/21 (21:27)
|
|
||
|
|
67
|
1454
|
87/5/30 (14:48)
|
|
||
|
|
125
|
945
|
87/5/26 (13:20)
|
|
||
|
|
1
|
51
|
87/5/23 (22:14)
|
|
||
|
|
10
|
109
|
87/5/31 (00:13)
|
|
||
|
|
28
|
387
|
87/5/27 (18:54)
|
|
||
|
|
4
|
26
|
87/5/27 (12:35)
|
|
||
|
|
36
|
299
|
87/5/26 (16:54)
|
|
||
|
|
19
|
178
|
87/5/26 (01:41)
|
|
||
|
|
9
|
236
|
87/5/23 (14:33)
|
|
عنوان بحثاین کتاب ها را بخوانید ... 26 فروردین 87 - 14:06 | |
درود اینجا یه محلیِ برای معرفی کتابهای مفید و جالب(غیر سینمایی) به هم دیگه... شاید در نگاه اول این بحث نامربوط به کلوب سینما به نظر بیاد ولی فراموش نکنیم که خیلی از فیلمها اقتباس از همین کتابها یا داستانهای کوتاه هستند...
| |
54 28 اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 | |
نقل قول از : سوسن توتورو
حالا تمومش کردی یانه؟راستی یه سوال دیگه؟ تو از کتاب چه انتظاری داری که برآورده نمیشه؟یعنی میخوای چی بهت بده؟
خب حالا فکر میکنی این کتابو بتونی پیدا کنی یا یه جوری بهت برسونیم؟
در مورد اینکه از کتاب چی میخوام:
من بیشتر کتابهایی رو دوست دارم که قوه تخیل آدمو بالا ببره...نوشتهایی که شایداصلا واقعیت نداشته باشن یا اگر هم واقعیت داشته باشن به شکلی که در کتاب نوشته شده نباشه (مثل : مزرعه ی حیوانات "نوشته ی جرج اورول") این داستانها حقیقی هستند ولی وقتی داستان را میخونید که از دیده حیوانات نوشته شده قوه تخیلتون هم بیشتر فعال میشه...یا کتابهای "ایزاک آسیموف" ..
نوشتهای "براتیگان" انگار هیچ ربطی بهم ندارند...مثل اینکه شما روبه دریا بایستید و از کوه و جنگل تعریف کنید!!!
برای همین هم بود که گفتم نمیتونم بفهمم.....با اینکه داستانهاش کوتاه و بعضی از داستانهاش حتی 1 صفحه است ! ولی با نوشتهایی که از نویسندهایی که تا حالا داستانهاشون رو خوندم جور درنمیاد.
البته خوب مشکل اون نیست...مشکله منه و خودم باید حلش کنم.(بالاخره فیلم هم ترسناک هست...هم فلسفی و هم معمایی و هرکس در ژانر خودش فیلم میسازه)
یادم میاد یه بار "امیر حسین ندایی" که اونموقع معلم موسیقی و داستان نویسی در کلاس کنکوری که میرفتم بود راجع به یک "داستان نویس" صحبت کرد که در یک کتابش. داستان از دیده همه شخصیتها تعریف میشده حتی "مرغ پخته ای که از درون فر اومده بیرون" و روی میز غذا خوری گذاشته شده....(نمیدونم اسم نویسنده اش چی بود) ولی هر کسی سبک داستان نویسی خودش را دارد...
"دوست دارم کتاب قسمتهایی از مغزمو فعال کنه که غیرفعاله ...و فکر کنم اون قسمت از مغز "انسانه" که باعث میشه ارتباطات منطقی در دنیا رو کشف کنه" ---------------------------------------------------------------------- کتاب "اوریکس و کریک" رو به همین خاطر انتخاب کردم.
فکر کنم با موضوعاتی که از یک کتاب انتظار دارم همخوانی داشته باشه ...
امروز میرم "میدان انقلاب" اگه پیدا کردم که میخرم...اگه نه مزاحمتون خواهم شد. --------------------------------------------------------------------------------------- قیافه "براتیگان" چقدر شبیه "بورنو بوزتو" کاریکاتوریست ایتالیاییه؟
|
53 28 اردیبهشت 1387 ساعت 14:12 | |
میگم این براتیگان اسمش آشناستا...کتاب صید ماهی قزل الا در آمریکاشو توی خونه داریم ولی تا حالا سروقتش نرفته بودم ... ممنون از سوشیانت بابت مطالب مفید.
|
52 27 اردیبهشت 1387 ساعت 13:31 | |
نویسنده اش همینه.من گفتم براتیگن،سامان گفت براتیگان...راستش براتیگن جزو نویسنده های محبوب منه و کارهاشو (مخصوصا اتوبوس پیر و در قند هندوانه که ترجمه اش خیلی خوبه ) خیلی دوس دارم.احساس میکنم اگه سوسن هم بخونه خوشش میاد. اما خب سلیقه ایه.براتیگان عضو جریان بیت بود.یه توضیحی درباره نسل بیت میدم برای کسایی که ممکنه ندونن.و اینجا هم میتونید درباره خود براتیگان بخونید.
نسل بیت beatnik الف - رهایی روحی ، انقلاب یا رهایی جنسی یعنی آزادی همجنس بازی مرد ، تا اندازه ای آزادی زنان را شتاب می بخشد، آزادی سیاهان ، اصالت عمل Gray Panther ب - آزادی کلام از سانسور پ - آشکار کردن و /یا از صورت غیرقانونی به در آوردن بعضی از قوانین علیه ماری جوآنا و دیگر مخدرها . ت - تکامل ریتم و بلوز (R & B) و راک اند رول (R & R) به عنوان شکل هنری متعالی ، که گروه بیتلز (Beatles) ، باب دیلن (Bob Dylan) و دیگر موسیقیدان های مردمی شاهد آن بودند که بعدها در دهه ی پنجاه و شصت توسط آثار شاعران و نویسندگان نسل بیت تحت تاثیر قرار گرفت . ث - اشاعه ی وجدان محیط زیستی که در ابتدا توسط گری اشنایدر (Gary Snyder) و مایکل مک کلور (Michael McClure) با ذکر « سیاره ی پاک » مورد تاکید قرار گرفت . ج - مخالفت با تمدن ماشینی صنایع ارتشی که در نوشته های بورو (Burroughs) ، هانکه (Huncke) ، گینزبرگ (Ginsberg) و کروآک (Kerouac) مورد تاکید قرار گرفت . چ - توجه به چیزی که کروآک ( پس از اشپنگلر Spengler - فیلسوف آلمانی ) آن را « مذهبی گری ثانوی » نامید که از طریق یک تمدن پیشرفته توسعه می یافت . ح - بازگشت به بزرگداشت خصیصه ی فردی در برابر نظام دولتی ایالتی . خ - احترام به سرزمین و مردمان بومی و آفریده ها که به وسیله ی کروآک در فریاد آرمانی اش از رمان « در راه » (On the Road) با جمله ی " زمین یک سرخپوست است " اعلام کرد . جک کروآک : اما هنوز ، اما هنوز ، افسوس ، افسوس بر کسانی که می اندیشند نسل بیت یعنی جنایت ، بزهکاری ، بی عفتی ، ضد اخلاق ، ... افسوس بر آن ها که بر این اساس به آن ها حمله می کنند فقط چون که تاریخ و آرزوی روح انسان ها را درک نمی کنند ... در واقع افسوس بر کسانی که فیلم های شیطانی درباره ی نسل بیت می سازند که در آن ها زن های خانه دار بیگناه توسط بیت ها مورد تجاوز قرار می گیرند ! ... افسوس بر کسانی که بر نسل بیت آب دهان می اندازند ، که باد آن را به سوی خودشان بر می گرداند
این مقاله مفید در مورد نسل بیت و ریچارد براتیگان رو حتما بخونید مخصوصا سوسن و سامان. جالب اینجاست که ریچارد براتیگان در سن 20 سالگی در بیمارستان روانی ارگون بستری شد.جایی که سالها بعد میلوش فورمن فیلم دیوانه از قفس پرید رو بر اساس داستان یکی دیگر از نویسنده های نسل بیت ،کن کیسی ساخت تا شاید به این طریق به این دو نویسنده ادای دین کرده باشد.
|
51 27 اردیبهشت 1387 ساعت 10:25 | |
اوا چرا؟! با اون توضیحی که سوشی(سوشیانت) راجع بهش داد که باید خوب باشه...(البته فکر کنم اسم نویسنده ش هم این نبودا!) حالا تمومش کردی یانه؟راستی یه سوال دیگه؟ تو از کتاب چه انتظاری داری که برآورده نمیشه؟یعنی میخوای چی بهت بده؟ . . . . اوریکس و کریک واقعا کتاب خوبیه اگه یه وقت خدای نکرده توی خوندن این یکی هم ...نه ..نه.. اصلا حرفش رو هم نمیزم چون حتما خوشت میاد. خب حالا فکر میکنی این کتابو بتونی پیدا کنی یا یه جوری بهت برسونیم؟ |
50 26 اردیبهشت 1387 ساعت 09:13 | |
من کتاب "نیروی اهریمنی" اش رو نخوندم ...ولی اینجا باید یه واقعیتی رو بهتون بگم :مرحله ی اول "معتاد کردن به کتاب خوانی" با شکست مواجه شد
نتونستم با "براتیگان" ارتباط برقرار کنم...اصلا جملاتشو نمیفهمم.
ولی یه جمله معروفی هست که میگه :"شکست عدم رسیدن به پیروزی نیست...بلکه به تعویق انداختن آن است"
مهم نیست این جمله رو "ناپلئون" گفته باشه یا "چارلز برانسون" ...مهم اینکه من میرم سروقت یه کتاب دیگه
اینبار با اوریکس و کریک شروع میکنم..(فکر کنم از همون داستانهایی که من دوست دارم)
|
49 25 اردیبهشت 1387 ساعت 20:51 | |
ای بابا ...........نیروی اهریمنی اش اسم کتاب فیلیپ پولمنه که جلد اولش شده فیلم قطب نمای طلائی. |
48 25 اردیبهشت 1387 ساعت 14:51 | |
پس به افتخار همه ی 63 ایها و یکدانه از 53 ایها یه کف حسابی دارم یواش یواش احساس میکنم با نخوندن این کتابای مصطفی مستور کلی عقب موندم! احتمالا مجبور بشی کتابهاتو به من هم قرض بدی راستی نیروی اهریمنی اش رو خوندی؟ کسی خوندتش؟ سامان شما چی؟ |
47 25 اردیبهشت 1387 ساعت 10:41 | |
قربون شما...به هر حال 63 ایم و این حرفا..کلا تو زندگیم 63 ای های زیادی رو دیدم که قدمهای مفید بر میدارن اما حتی یه 57ای رو هم ندیدم که همچین کاری بکنه!!!(بعضیا بشنون!!!)
حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه مجموعه داستان کوتاه از مصطفی مستور نشر چشمه قیمت 900 تومان این کتاب چاپ اولش سال 85 بود و به تازگی چاپ هفتمش منتشر شده و کتاب خوبیه...مثه بقیه مصطفی مستور کم حجم و کوچیکه...6 تا داستانه و تو صفحه اول نویسنده این کتابو تقدیم کرده به همه زنها... |
46 24 اردیبهشت 1387 ساعت 21:38 | |
اوریکس و کریک مارگارت اتوود ترجمه ی سهیل سمی نشر ققنوس 511 صفحه
یه داستان تخیلی راجع به آینده...آینده ای که خیلی از ماها با دیدن فیلمها بهش فکر میکنیم.آینده ای با نابودی بشر و باقی موندن یه منجی...
یه چیز جالبی که توی این داستان وجود داره اینه که تصور کنین که الان در حال حاضر شما دارین زندگی عادیتونو میکنین غافل از اینکه یه جای دنیا آدمهای نابغه رو جمع کردن ،جائیکه اونا ازش خارج نمیشن و از دنیای میکروب ,عقب مونده و بی فرهنگی که دارین توش زندگی میکنین بی خبرن(البته مگر در مواقع خاص اونهم با اجازه ی مقامات) ...اونا در اوج پیشرفت و تکنولوژی زندگی میکنن ،شماهم سر جای خودتون.به نظر همه چی سر جای خودشه ولی متاسفانه آخر این دونوع زندگی چیزی به جز فاجعه نیست.بعد خوندن یه لحظه با خودتون فکر میکنین همچین چیزی اصلا دور از ذهن نیست!
شخصیتها خیلی باور پذیرن اونقدری که به قول پشت جلدش تا مدتها باهامون زندگی میکنن. مارگارت اتوود مثل یه کارگردان حرفه ای قصه ش رو روایت میکنه...شما تلفیق زمانها رو دارین یعنی داستان هی عقب جلو میشه که گیجتون میکنه ولی این گیجی مثل لذت حل کردن یه معمای پیچیده اونقدر میره روی مختون که نمیتونین کتابو زمین بزارین.
اتوود یه اثر شاهکار داره به نام آدمکش کور راجع بهش چیزی برای گفتن ندارم چون نخوندمش. |
45 24 اردیبهشت 1387 ساعت 13:49 | |
هورا........هیچ چیز برای کتابخونها بالاتر از این نیست که ببینیم بقیه رو هم میتونیم به اینکار مجبور بنمائیم. من واقعا خوشحالم.قدر سوشی رو بدون ،در حقت لطف شایان تحسینی رو کرد.سوشی ما به تو هم افتخار میکنیم که هی گامهای موثر برمیداری
منهم شبح اپرا رو خوندم البته همون نسخه 6 ماه پایان زندگانی رو...احتمالا این کتابی که معرفی کردی باید خوندنی باشه.
|
44 24 اردیبهشت 1387 ساعت 10:18 | |
شبح اپرای پاریس نویسنده : سوزان کی
ترجمه : ملیحه محمدی
داستانی که بارها بارها شاهد ساخته شدن فیلمهای گوناگون و سریال بر اساس آن بوده ایم. در مقدمه ی کتاب مبخوانیم که : "گاستون لرو" در سال 1910 با نوشتن "شبح اپرا" یک اثر بزرگ کلاسیک در نوع رمانهای وحشت آفرین بوجود آورد.
محور داستان موجود اسرارآمیزیست که به دلیل علاقه شدیدش به موسیقی در سردایه اپرا مسکن میگریند و کارکنان اپرا را دچار وحشت میکند.
معمولا در داستانهای "شبح اپرا" و نویسندگان دیگری که از روی این داستان کتابهای دیگری نوشته اند به 6 ماه آخر زندگی "شبح" میپرداختند.
ولی این اولین بار است که کسی داستان "اریک" یا همان "شبح اپرا" را از بچگی او روایت میکند. در قسمتی از کتاب که به جوانی "اریک" میپردازد میخوانیم که او در زمان مظفرالدین به "ایران" هم میاید و حتی کشتن "امیر کبیر" را به او واگذر میکنند. ولی قبل از اینکه او دست به اقدامی بزند متوجه میشود "امیر کبیر" توسط کسان دیگری کشته شده و از این موضوع که چرا او را به این طرز فجیع کشتند ابراز ناراحتی میکند و میگوید : "من میتوانستم او را براحتی با سم عقرب بکشم"
او بعد از این ماجرا از ایران فرار میکند و به بلژیک میرود و بقیه داستان همان 6 ماه آخر زندگی او در سردابه ی اپرای پاریس است که به دختری که صدای مسحور کننده ای دارد دل میبندد و .......
پشت جلد کتاب : "شبحی که در این کتاب نشان داده مشود.شامل تمام برداشتهای گوناگون از این شخصیت در دو قرن اخیر است و بدیهی است که مدیون آفریننده نخستین آن "مالرو" است.شخصیت افسانه ای دارای جذابیتی مسحور کننده است که زمان نمیشناسد و من تردید ندارم که فرایند برداشته های نو از آن.در قرن های آینده نیز ادامه خواهد یافت."
سوزان کی (متولد 1953 در شهر منچستر)
----------------------------------------------------------------------------------- با اطاعات مفیدی که از سوسن خانم گرفتم و کتابی(اتوبوس پیر) که دیروز از "سوشیانت" گرفتم دوباره کتاب خواندن رو آرام آرام شروع میکنم و بعد میرم سروقت کتابهای معرفی شده ی اینجا و بعدش "تاتاگلیا" و بعد "بارزینی" و بعد ...چی دارم میگم من؟ بعد همه کتابهایی که اینجا معرفی شده رو میخونم....
کاش اعتیاد "کتاب خوندن" همه گیر شود و جوانان رو ببینیم که در گوشه و کنار خیایان به این اعتیاد دوست داشتنی گرفتار بشوند...
|
43 23 اردیبهشت 1387 ساعت 23:26 | |
چند روایت معتبر یه کتاب دیگه از مصطفی مستور که کار جالبیه اما من استخوان خوک و ... رو بیشتر دوس دارم نشر چشمه راستی امروز اولین قدمو در راه معتاد کردن سامان برداشتم.البته چون بحثای امروز رو ندیده بودم به انتخاب خودم اینکارو کردم. منتظر نظر سامان درباره اتوبوس پیر باشید. راستی سوسن استخوان خوک و حتی اینم خیلی بهتر از روی ماه خداونده
|
42 23 اردیبهشت 1387 ساعت 16:13 | |
نمیشه کتابهارو باهم مقایسه کرد...هر کدوم دنیائین واسه خودشون...ولی از این کتابهائی که تا الان من معرفی کردم به نظرم اول داستانهای مرد مصور رو بخون ،انتخاب این کتاب هیچ ربطی به بهتر بودنش نداره...فقط یه انتخابه بعدش هویت _ بعد آئورا _ بعد درخت زیبای من _بعد منطقه مصیبت زده شهر .......تا کتابهای بعدی سوشی کجائی؟ بیا کتاب معرفی کن دیگه!
|
41 23 اردیبهشت 1387 ساعت 10:41 | |
نه اینکه اصلا کتاب نخونده باشم ...ولی همینکه کتاب رو میگیرم دستم و صفحات اولشو شروع به خوندن میکنم دچار این "حس" میشم. و نمیدونید چه عذابی میکشم تا به انتها برسونمش!!!
در این میان کتابهایی " مثل "دمیان" (هرمان هسه) و "ارابه ی خدایان" (اریک ون دانیکن) خیلی این حس رو در من ایجاد نکرد ولی بقیه کتابهایی که خوندم (که از تعداد انگشتان یکدست هم بیشتر نمیشه) باعث چینین "حسی" شد..
حالا یک سوال از شما و سوشیانت :
بنظر شما از کتابهایی که تابحال اینجا معرفی کردید .کدومشون رو اول بخونم بهتره؟ کدام یکی از کتابهای معرفی شده در این تاپیک از نظر شما برای خوانده شدن در صدر قرار دارد؟؟
میخوام یکی یکی شروع کنم ..یعنی اول یکی از بهترین و مناسبترین کتابهایی که اینجا معرفی شده رو بخونم و بعد دونه دونه برم سراغ بقیه اشون
فقط یک خواهش : متنهاتون را یه موقع پاک نکنید ...تا اطلاعاتی که راجع به کتاب نوشتید بعد از خوندنش هم مورد استفاده قرار بگیره...
ممنون |
40 22 اردیبهشت 1387 ساعت 21:24 | |
نقل قول از : سوشیانت اَستوَتَ اِرَتَ .راستی اینهمه کتابی که ما اینجا معرفی کردیم باعث شد کسی با کتاب جدیدی آشنا بشه بره بخونه؟ و 4-5 تاشونم خریدم.
ببین سامان اینکه آدم بعد خوندن کتابی احساس تنهائی کنه خیلی احساس طبیعی ایه که البته این احساس میتونه به دو دلیل باشه: 1:موضوع داستان این احساس رو به تو داده. 2:اینکه توی این مدت تو اونقدر با کتابت اخت شدی که وقتی تموم میشه حس میکنی داری از یه دوست خیلی خوب جدا میشی. 3: احتمالا جواب تو همین گزینه سومه ... میدونی دنیای کتاب این امکان رو به تو میده که یه زندگی جدید رو تجربه کنی بعضی وقتها اگر ادمی باشی که هنوز با کودک درونت زندگی میکنی فضاهای توی کتاب به راحتی آب خوردن برات باور پذیر میشه ...کتاب خیلی ذهن آدمو باز میکنه همون ک اری که فیلم هم میتونه بکنه ولی با این تفاوت که با کتاب خوندن گنجینه لغاتت هم زیاد میشه. (البته اینا رو شما خودت بهتر میدونی ،منو چه به این حرفا من میگم برای شروع کار خودت رو مجبور کن که بشینی و یه کتاب بخونی... حتی اگه دیدی حالت داره از این وضع بهم میخوره بازهم ادامه بده...این یه جنگ بین خودت و خودته. پس اگه میخوای جلوی خودت کم نیاری حتما این کارو بکن. من یه کتابی دارم به اسم شراره های زندگانی ،داستان زندگی یه سری اسیره توی اردوگاه در زمان جنگ جهانی ...اول دبیرستان کادو گرفتمش ولی تا الان تمومش نکردم.میدونی چرا؟ این کتاب یه فصلی داره که توش اسرای مریض رو توی کوره های آدم سوزی میسوزونن،وقتی به قسمت سوزوندن رسیدم یکدفعه از توی کتاب بوی ادم سوخته زد بیرون جوری که حالم بد شد.از اون روز دیگه نتونستم این کتابو دست بگیرم چون تجربه چندشناکی بود. یه پیشنهاد هم دارم.اگه کتابی رو که میخونی راجع بهش با کسانی که اوناهم خوندنش صحبت کنی شاید این حس کمتر بشه...چون اینبار تو توی خوندنش تنها نبودی.
|



















)