userinfo close

  ,

سینما


cinema_world

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا الف - معاونان
سینما زندگی است. زندگی سینماست. از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا برد ادامه »
سینما زندگی است. زندگی سینماست.
از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا بردن سطح مطالب کلوب از "ایجاد بحثهای تبلیغاتی و همچنین بحثهای تکراری خودداری فرمایند."

هر گونه اظهار نظر شخصی محترم و لازم بوده اما رعایت احترام سایر اعضا از اصول اولیه است.

لطفا فقط و فقط از رسم الخط فارسی استفاده نمائید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
682
6200
91/1/30 (20:48)
73
3246
91/2/16 (13:32)
1
37
91/2/6 (18:43)
158
7482
90/5/22 (03:44)
22
54
91/3/2 (11:18)
3
21
91/3/2 (11:17)
29
242
91/3/2 (11:15)
659
5221
91/3/2 (11:09)
9
52
91/3/2 (11:06)
36
123
91/3/2 (11:01)
1651
7128
91/2/26 (17:30)
151
1433
91/2/11 (15:33)
60
602
91/2/11 (15:30)
176
3046
91/2/6 (13:02)
601
6301
91/1/30 (21:03)
307
3475
91/1/30 (21:00)
680
11882
91/1/30 (20:44)
319
6616
91/1/19 (11:25)
662
12203
90/12/16 (19:02)
187
1526
90/12/14 (00:07)

عنوان بحث

مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 03:39 1385/01/3

آشنایی با سینمای آمریكای لاتین

با سلام

برای دوستانی كه علاقمند سینما هستند ، سینمای آمریكای لاتین سینمای غریبه ای نیست كه بخواهم بر آن نام سینمای نو را بگذارم.
فیلم هایی مانند " سه ببر خشمگین " از جمله فیلم های این سینما است .
در هر صورت ، به سینمای آمریكای لاتین بعد از دهه 60 ، موج نو ، یا سینمای سوم می گویند .
مقاله ی بالا آشنایی نسبی با این سینما است ، در پیام های بعدی درباره این سینما صحبت می كنیم.


شاد و سربلند باشید
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 05:20 1385/01/20
2
سلام
هیچ یک از دوستان در مورد سینماگران سینمای آمریکای لاتین نظری ندارند ؟
فیلم های پرطرفدار چند سال اخیر کارگردانان آمریکای لاتین ... چه چیز داشت که آن قدر مورد توجه و استقبال قرار گرفت ؟

یعنی هیچ نظری کسی نمی نویسد ؟
مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 03:40 1385/01/3
1
مروری بر وضعیت صنعت سینما
در كشورهای آمریكای لاتین

سرگذشت پرده نقره ای در آمریكای لاتین


از تولد تا رشد
یكسال كه از اختراع لومیر گذشت، این كالای جدید در پاریس، لندن ونیویورك به نمایش گذاشته شد. پس از این نمایش های ابتدایی، اولین حضور سینماتوگراف در آمریكای لاتین در سال۱۸۹۶ اتفاق افتاد.
برادران لومیر دوگروه را به آمریكای لاتین فرستادند یكی به مكزیكو وهاوانا و دیگری به ریودوژانیرو، مونته ویدئو و بوینوس آیرس. سال۱۸۹۶ در مكزیك و سال۱۸۹۷ در كوبا و آرژانتین اولین فیلم ها ساخته شدند.
همانگونه كه در دیگرنقاط جهان اولین فیلمها توسط مهاجران اروپایی ساخته شد در كشورهای آمریكای لاتین نیز این افراد پیش از بومیان پشت دوربین قرار گرفتند ومطابق معمول آنچه جلوی دوربین در جریان بود، رژه های نظامی، آداب و رسوم كهن، مناظر طبیعی، معماری شهرها، مراسم رسمی دولتمردان وتصاویری از معماری شهرها را در برمی گرفت.
فیلمهایی كه در آمریكای لاتین برای اولین بار به موضوعات داستانی پرداختند همانند فیلم آرژانتینی «كشتی دورگوكه» (۱۹۰۸) مضامینی میهن پرستانه را دست آموز قرار دادند.
استودیوهای فیلم سازی در اوایل دهه۲۰میلادی در كشورهای برزیل وكوبا تأسیس شدند. كلمبیا، بولیوی، شیلی وگواتمالا با یك دهه تأخیر به این قافله پیوستند.
پس از این اتفاق اولین فیلمهای بومی قاره با مضامینی اجتماعی ساخته شدندكه از میان آنها می توان به پسر بی مادر (تانكر دوتیبرا۱۹۲۵،) در برزیل و كابوی نجیب زاده (۱۹۱۵) در آرژانتین اشاره كرد.
روند فیلمسازی در تمام كشورهای آمریكای لاتین به شكلی متداوم ادامه پیدا نكرد. مكزیك، آرژانتین و برزیل با در اختیار داشتن بازارهای داخلی وتماشاگران كافی توانستند هزینه های تولید فیلم در داخل كشور را تقبل كنند. فیلمسازان كوبایی با نیاز به برخورداری از حمایتهای دولتی توانستند به حیات خود ادامه دهند.
با ورود صدا به عرصه سینما، شكل تازه ای از فیلم سازی در آمریكای لاتین جریان پیدا كرد. خواننده ها، كمدین ها و خوانندگان اپرا توانستند بر روی پرده نقره ای ظاهر شوند و فرهنگ عامه را تصویر كنند.
موج نو آغاز شد
در اواخر دهه۱۹۵۰ موج نو سینمای آمریكای لاتین شروع شد. تلاش ماهیگیران و راكروز علیه استثمار در فیلم «موج» تصویر شد و در دهه۶۰ گرایش عمده فیلمسازی سیاسی در سراسر آمریكای لاتین به این سمت متمایل شد.
سینما نیز مانند هنرهای دیگر در آمریكای لاتین تحت تأثیر سیاست قرار گرفت. فریادهای مبارزه با استعمار واستبداد از روی پرده نقره ای به گوش همگان رسید و تاریخ جدیدی از فیلمسازی شكل گرفت.
گرایش كارگردانهای آمریكای لاتین به سینمایی خودارجاعی وخود بازنمودی همزمان با روندی مشابه اروپا، رشد كرد. جنبشی كه این نسل از سینماگران آمریكای لاتین را دربرگرفت، تحت تأثیر نئورئالیسم ایتالیا بود. بسیاری از این فیلمسازان، اوایل دهه پنجاه میلادی درمدرسه سینمایی رم تحصیل كردند و وقتی به كشورهای خود بازگشتند، به خیابانها رفتند. استودیوهای فیلمبرداری هیچ جذابیتی برای آنها نداشت. این كارگردانها از همان ابتدا خود را در فضای حقیقی زندگی آمریكای لاتین فرو بردند. این الزام كه توسط كارگردانهای پیشرو دهه۶۰ به وجود آمد، هیچ گاه محدود نشد وتأثیر چشمگیری بر فرهنگ بصری پس از خود به جا گذاشت.
سینمای نوین آمریكای لاتین از مدرسه مستندسازی «سانتافه» در آرژانتین شروع شد و با پایه گذاری انجمن سینمایی جدید در «هاوانا» گسترش پیدا كرد.
در كشورهای آرژانتین و برزیل تمام هنر و بخصوص سینما تحت تأثیر قدرتمندان حكومت بود. هر وقت فضای باز سیاسی بر این كشورها حاكم شد، سینماگران موج نو نیز توانستند تصاویری ازمردم و جامعه را بر روی پرده نقره ای نمایش دهند و هرگاه دیكتاتورها زمام امور این كشورها را به دست گرفتند سینماگران پیشرو نیز مجالی برای نمایش فیلمهایی كه مخفیانه ساخته بودند، پیدا نكردند.
اختناق سیاسی و محدود كردن هنرمندان در آرژانتین هر چند عوارض جبران ناپذیری به همراه داشت اما منجر به تشكیل «گروه سینمای آزاد» شد. سینماگران شیلی نیز در دهه۶۰میلادی حركتهای جدیدی را آغاز كردند و فیلمهایی نظیر «سه ببر غمگین»، ساخته شد. در اوایل دهه،۷۰ سینماگران با «جنبش اتحاد مردمی شیلی» در به قدرت رسیدن «سالوادور آلنده» همگام شدنداما با كودتای سال۱۹۷۳ ژنرال «پینوشه» سینماگران یا از كشور فرار كردند و یا به سرنوشت «ویكتورخارا» نوازنده وخواننده مردمی شیلی دچار آمدند.
نیكاراگوئه و السالوادور نیز با یك دهه تأخیر به «موج نو» سینمای آمریكای لاتین پیوستند.
سینمای جدید در برزیل با افرادی مانند «نلسون پریرا»، «روی گه را»، «پریرا دوس سانتوس» و «گلوبرروشا» معرفی می شود. سینمای كوبا نیزكارگردان هایی چون «توماس گوتیرز آلئا»، «هامبرتوسولاس»، «مانوئل هررا» و «ساراگومز» را به جهان معرفی كرد.
«سینمای سوم» نام دیگری است كه موج نو سینمای آمریكای لاتین برای خود انتخاب كرد. این نام توسط «فرناندو سولاناس» و «اوكناویوگتینو» با مقاله ای تحت همین عنوان به سینمای انقلابی دهه۶۰ و ۷۰آمریكای لاتین اطلاق شد. «خولیوگارسیا اسپینوزا»ی كوبایی همراه با این دوآرژانتینی در شكل گیری بنیادهای تئوریك این نوع سینما نقش مهمی داشت. این سه تن در نوشته های خود، استدلال هایی را پیرامون روش های سیاسی و ایدئولوژیك به كار بردن سینما مطرح كردند.
آنها در پی استفاده از سینما به عنوان ابزاری برای مبارزه با استعمار واستبداد بودند و قدرت سینما را در آگاه كردن توده ها و روشنفكران به نمایش گذاشتند.
رویكردهای نوین در سینمای آمریكای لاتین
شیوه های سینمایی امروز آمریكای لاتین با شیوه های غیرقابل پیش بینی دهه۶۰ و ۷۰میلادی تفاوتی آشكار دارد. دیگر از حركات سریع دوربین و قطع های پی درپی كه توسط روچار آلئا، میگوئل لیتن و خورخه سان خینس استفاده می شد، خبری نیست.
در سینمای متأخر آمریكای لاتین، چرخش آشكاری به سمت ملودرام مشهود است؛ سبكی كه در دهه های۶۰ و ۷۰میلادی تحت تأثیرجو ملتهب سیاسی این قاره و با گرایشی شدید به چپ انقلابی، بی اعتبار شده بود.
وضعیت امروز سینمای آمریكای لاتین عبارت است ازتعدادی صنعت فیلمسازی ملی متوسط، كوچك و گاهی بسیار ضعیف كه تمام آنها دچار ضعف های ساختاری و بازارهای كوچك هستند. اما همچنان باتیزهوشی كارگردان های این قاره و با استفاده ازتصاویری غنی، فیلمهای جذاب و بحث برانگیزی تولید می شود.
اكنون دیگر سالها از دوران «سینمای نو» آمریكای لاتین می گذرد. دورانی كه سینما نیز مانند اسلحه در دستان مردان و زنان این قاره جا داشت وجوانان انقلابی در پی نشانه گرفتن هر آنچه بودند كه از قاره شمالی بر آنها تحمیل می شد؛ التهابی كه تمام منطقه را فراگرفت و درسالهای۱۹۶۰ پدیدار شد، اكنون با دیدگاههای انتقادی بسیاری روبرو است.
از نظر برخی از مفسران، گرایش های سینمای انقلابی، جنبشی ایده آلیستی و داوطلبانه بود كه نتوانست به اتحادی حقیقی دست پیدا كند.
به غیر از آرام شدن التهاب سیاسی دهه های گذشته، تلویزیون عامل دیگری بود كه بر سینمای آمریكای لاتین سایه انداخت. برای رقابت با این رسانه قدرتمند بود كه سینمای آمریكای لاتین، راه دیگری در پیش گرفت.
پرداختن كارگردان هایی چون «سولویج هوگستیجن» (ونزوئلا) و «موریلوسالاس» (برزیل) به رئالیسم اجتماعی تصادفی نیست. در تمام این كشورها اصرار چشمگیری برای متحول كردن سینمای عامه پسند مشاهده می شود؛ تلاشی كه سعی دارد سینما را در كشورهایی نظیر مكزیك، برزیل و آرژانتین از فرو رفتن در باتلاق سرگرمی و تجاری سازی نجات دهد.
سینماگران معاصر آمریكای لاتین به تجربیات گذشتگان خود پشت نكرده اند، اما می خواهند از آنها به عنوان ماشینی قدرتمند استفاده كنند.
تغییر فضای سیاسی، فرهنگی واقتصادی كشورهای آمریكای لاتین عاملی اساسی برای تحولات اخیر سینما در این كشورها است.
از نظر اقتصادی عامل مهم تازه ای نیز مؤثر بودكه همان ورود پول كشورهای دیگر از طریق مكانیزم تهیه كنندگی به سینمای آمریكای لاتین است. این روند از اوایل دهه۸۰ و با افزایش علاقه تلویزیونهای اروپایی به سرمایه گذاری در سینمای این قاره آغاز شد.
این بودجه اندك برای به پایان رساندن برخی فیلمها و یا كمك به كارگردانها و تهیه كنندگان مستقل، بسیار مؤثر است. چنین بودجه هایی از جانب تهیه كنندگان خارجی برای حفظ اعتبار هنری خودشان و با امید به تهیه فیلمهایی غریب، تأمین می شد.
در همین دوران گرایشات فمینیستی نیز به سینمای آمریكای لاتین راه پیدا كرد واین قلمرو در اختیار نسل جدیدی از كارگردانهای زن مانند «فیناتورس»، «سولویج هوگستیجن»، «ماریا نو وارو» و «ماریا لویس بمبرگ» قرار گرفت.
در سینمای فمینیستی آمریكای لاتین كه فیلم «خانم ماری» اثر «ماریا لویس بمبرگ» نمونه خوبی از آن است، كیفیتی متفاوت با سینمای گذشته این قاره به چشم می خورد. در این فیلمها، فرم از محتوا جدا نمی شود. در آنها به زندگی روزمره و حقیقی مردم پرداخته می شود آن هم به شیوه ای كه ایهام، جمود، زندگی و مرگ در روح شخصیت های فیلم دمیده می شود؛ عناصری كه توسط عامه مردم قابل لمس است و هریك از آنها تجربه ای از آن دارند.
امروز همچنان سینما به عنوان ابزاری پرقدرت در تولیدات فرهنگی شناخته می شود. تلاش های فیلمسازان آمریكای لاتین وادامه یافتن شیوه سنت شكنانه آنها نقش مهمی در برانگیختن تغییرات اجتماعی از طریق سینما داشته است.
سینمای امروز آمریكای لاتین همان كشف «سینمای سوم» را به كار می گیرد اما در قالبی دیگر.
این سینما با به خدمت گرفتن خلاقانه تحلیل های انتقادی از مجموعه واقعیت های اجتماعی به ابزاری برای مقابله با ستم و خواستن عدالت برای مردم تحت ستم تبدیل شده است.

**

منبع : روزنامه ایران
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.