با وجود همه دگرگونی هایی که در 77 سال گذشته در صنعت فیلم پیش آمده، جایزه اسکار همچنان پابرجا مانده است.
از اواخر دهه 1920 و ورود صدا به سینما تا قرن 21 و استفاده از تصاویری که به کمک کامپیوتر تولید شده، دهه های متمادی شاهد پیدایش و از میان رفتن سبکهای گوناگون بوده اند.
هالیوود پیوسته سلطه خود را بر عالم خیال حفظ کرده و بر فیلمهای اروپایی، بریتانیایی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته اند – سایه افکنده است.
ستارگان هالیوود نیز از نخستین بازیگران جهانی در دهه 1930 تا ستارگان شکوهمند دهه 1950 و چهره های پر زرق و برق دهه 1970 و بازیگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغییر های بسیاری شده اند.
در تمام این سالها، جایزه اسکار نشان دهنده وضعیت کلی سینما بوده و به عنوان پاداشی به فیلمها، بازیگران و کارگردانانی که دستاوردهای پایداری داشته اند اهدا شده است. حتی هرگاه که آکادمی از یکی از این نشانه ها غافل مانده، باز هم معیارهای مفیدی برای درک روندهای جاری در صنعت فیلم در اختیار مورخان گذاشته است.
با کلیک کردن روی عناوین دهه ها درباره صنعت فیلم در آن دوران و اینکه اسکار چگونه بر آن تاثیر گذاشته اطلاعات بیشتری بدست خواهید آورد.
دهه های 1920 و 1930
اسکار همزمان با ورود صدا به سینما پا به عرصه گذاشت. البته این جایزه تا سال 1939 رسما نام اسکار را بر خود نداشت.
با ورود صدا، استودیوهای فیلمسازی آمریکا بر صنعت فیلم مسلط شدند و آغاز عصر طلایی هالیوود را نوید دادند. با پیدایش فناوری تکنی کالر، بیشتر فیلمها به صورت رنگی فیلمبرداری شدند.
اولین مراسم اسکار یا در واقع جایزه آکادمی در سال 1929 در کنار یک مراسم شام رسمی در تالار "بلاسام" یا همان "شکوفه" روم هتل روزولت هالیوود برگزار شد.
فیلم بالها با داستانی درباره دو خلبان آمریکایی که هردو عاشق یک دختر می شدند، جایزه بهترین فیلم را برد و امیل یانینگز برای بازی در فیلم جسم یا همه تن جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد. جنت گینور برای بازی در فیلم آسمان هفتم جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت.
سال 1930 شاهد پا به عرصه گذاشتن نخستین ستارگان جهانی بود: اسپنسر تریسی، کلارک گیبل، بت دیویس و کاترین هپبورن همه برای نخستین بار جایزه گرفتند و هر چهار تن بعد ها در دهه های بعد نیز برنده جایزه اسکار شدند.
نخستین کارگردان- ستاره ها نیز رفته رفته وارد میدان شدند. فرانک کاپرا در این دهه سه بار (از جمله برای فیلم یک شب اتفاق افتاد) جایزه برد و جان فورد نیز اولین اسکار از چهار اسکار بهترین کارگردانی را در همین دهه برای فیلم خبرچین گرفت.
در دهه 1930 دو فیلم کلاسیک از دو فیلم برنده جایزه شکست خوردند. در سال 1932 وداع با اسلحه با شرکت گری کوپر و آلن هیز جایزه را به سواره نظام باخت و فیلم صفحه اول با شرکت پت اوبراین نیز در سال 1930 – 31 در برابر فیلم وسترن سیمارون که برنده جایزه شد، ناکام ماند.
در سال 1935 فیلم یک شب اتفاق افتاد به کارگردانی فرانک کاپرا نخستین فیلمی بود که پنج جایزه بهترین کارگردانی، بهترین بازیگران زن و مرد، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه را یکجا برد. داستان روزنامه نگاری که عاشق خانمی می شود که وارث ارثیه هنگفتی است اما از خانواده اش گریزان است، جایزه بهترین بازیگر مرد را برای کلارک گیبل به ارمغان آورد.
در همان سال یکی از بزرگترین پیشگامان سینما، دیوید وارک گریفیث که "به مردی که هالیوود را اختراع کرد" شهرت داشت جایزه ویژه آکادمی را برد.
گریفیث پیشگام ابداع و استفاده از بسیاری از فنون داستانگویی در سینما بود و یکی از نخستین آثار کلاسیک سینما موسوم به تولد یک ملت را در سال 1915 کارگردانی کرد.
دهه 1940
سینما همچنانکه از نظر اندازه و اهمیت رشد می کرد، تعداد ستارگانش نیز رو به فزونی بود.
اینگرید برگمان در این دهه چهار بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن شد و سرانجام در سال 1944 این جایزه را برای ایفای نقش در فیلم چراغ گاز گرفت.
لارنس اولیویر بازیگر تئاتر بریتانیا با موفقیت به هالیوود راه یافت و شش بار نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگری و بهترین کارگردانی شد. جیمز استوارت نیز که جمعاً پنج بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد، سه بار در این دهه نامزد شد و در سال 1940 جایزه اسکار را برای بازی در فیلم داستان فیلادلفیا برد.
به روایتی غولهای پیشگام سینمای آمریکا، فرانک کاپرا، بیلی وایلدر، جان فورد و اورسن ولز قویترین آثار خود را در این دهه خلق کردند.
در سال 1940 فیلم بربادرفته بیشتر جوایز اصلی اسکار را درو کرد. در حالیکه این فیلم هنوز یک اثر کلاسیک به شمار می آید، کارگردانش ویکتور فلمینگ در بوته فراموشی مانده است.
در سال 1941 رقابت بر سر جایزه بهترین فیلم میان فیلمهای خوشه های خشم، ربکا، داستان فیلادلفیا و دیکتاتور بزرگ بسیار فشرده بود.
ربکای هیچکاک جایزه را برد؛ اما از آنجا که جایزه بهترین فیلم همیشه به تهیه کننده داده می شود، دست خود هیچکاک هرگز به جایزه اسکار نرسید.
در رقابت بر سر جایزه بهترین کارگردانی جان فورد از هیچکاک پیش افتاد. هیچکاک انگلیسی چند بار دیگر نیز نامزد اسکار شد اما به آن دست نیافت.
در سال 1942 والت دیزنی جایزه ایروین تالبرگ موسوم به جایزه دستاورد تمام عمر را گرفت. این همان سالی بود که پروژه شخصی او، فانتازیا، شکست سختی خورد و دیزنی اشک ریزان از عدم توفیق آن در گیشه خبر داد. بازی روزگار این است که امروز فانتازیا را یک اثر کلاسیک سینمای کارتونی می شناسند.
مراسم اسکار سال 1942 یکی از بحث انگیزترین مراسم در نوع خود بود. دره من چه سبز بود به کارگردانی جان فورد اسکار بهترین فیلم را برد و همشهری کین اورسن ولز را ناکام گذاشت. فورد در زمینه بهترین کارگردانی هم اورسن ولز تازه کار را از جایزه محروم کرد. برخی استدلال می کند که این بزرگترین بی عدالتی در تاریخ اسکار بود.
دهه 1950
این دهه تحت تاثیر نام تعدادی از بزرگترین کارگردانانی که به سینما شکوه بخشیده اند قرار داشت. دیوید لین، آلفرد هیچکاک، الیا کازان، جان هیوستن و جان فورد، همه شاهکارهای خود را در دهه پنجاه آفریده اند.
این همان دهه ای بود که شاهد نمایش سرگیجه، پل رودخانه کوای، در بارانداز، اتوبوسی به نام هوس و قایق افریکن کوئین (مشهور به ملکه آفریقایی) بود.
مارلون براندو، یکی از تیزهوش ترین ستارگان هالیوود در دهه پنجاه بر پرده درخشید. او پنج بار نامزد دریافت اسکار شد اما برای دریافت اسکار می بایست تا سال 1954 که بخاطر بازی در فیلم در بارانداز جایزه گرفت منتظر اسکار می ماند.
کاترین هپبورن که دوبار هم در دهه های 30 و 40 نامزد دریافت اسکار شد بود سه بار هم در دهه 50 نامزد شد و چهار بار در دهه 60 و برای آخرین بار در سال 1982 نامزد اسکار شد.
هپبورن در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شد و چهار بار به این جایزه دست یافت که هنوز هیچ بازیگری به این رکورد دست نیافته است. جذابیت و محبوبیت هیچ بازیگر زن دیگری به اندازه او طولانی نشد و هیچ زنی هم به اندازه او در مراسم اسکار سالهای مختلف موفقیت کسب نکرد.
وجه غالب فیلمهای این دوره ترکیبی از شگفت انگیزی و مسخرگی بود. با این حال آکادمی در سال 1951 جایزه بهترین فیلم را – به درستی - به همه چیز درباره ایو و در سال 1955 به از اینجا تا ابدیت اعطا کرد.
اما در سال 1952 که اسکار بهترین فیلم به یک آمریکایی در پاریس داده شد (آنهم در برابر اتوبوسی به نام هوس) و در سال 1957 که اسکار را به دور دنیا در هشتاد روز دادند، آکادمی آشکارا به خطا رفته بود.
در سال بعد از آن هم همین اتفاق افتاد. وقتی اسکار بهترین فیلم را به بزرگترین نمایش روی زمین دادند حتی مری پیکفورد که مجری برنامه بود، موقع اعلام نام فیلم برنده کاملا جاخورده بود.
دهه 1960
در همان حال که آمریکا با راه پیمایی های هواخواهان آزادیهای مدنی و ترور جان اف کندی در حال دگرگونی بود، هالیوود هم - هرچند به آهستگی - داشت تغییر می کرد.
در سال 1968 برنده اسکار بهترین فیلم، یعنی در گرمای شب و نامزدهای دریافت این جایزه یعنی بانی و کلاید و گراجوئت نشان دهنده آمریکایی هشیارتر و با آگاهی سیاسی بیشتر بودند. آمریکایی که قرار بود در دهه 1970 متحول شود.
اسپنسر تریسی با سه بار نامزد شدن برای اسکار در این دهه دوام کار حرفه ای اش را به اثبات رساند و در همان حال بت دیویس و کاترین هپبورن همچنان ستاره های محبوبی بودند.
یکی از موفقترین فیلمهای این دهه بن هور بود که در سال 1960 با بردن 11 جایزه اسکار رکورد های قبلی را شکست و به مفهوم "فیلم عظیم حماسی" برنده جایزه اسکار معنی داد. بعدها فیلمهایی مانند رقصنده با گرگها، دلاور و گلادیاتور از همین الگو پیروی کردند.
در سال 1964 سیدنی پواتیه اولین بازیگر سیاهپوستی بود که جایزه اسکار بهترین بازیگری را ( به خاطر بازی در فیلم سوسنهای مزرعه) گرفت. بازیگر سیاهپوست بعدی که اسکار گرفت دنزل واشینگتن بود که این جایزه را سه دهه بعد از آن برد.
در سال 1967 آکادمی سرانجام مشکل اعطای جایزه اسکار به آلفرد هیچکاک را با دادن جایزه دستاورد تمام عمر حل کرد. این تنها باری بود که دست هیچکاک به مجسمه اسکار خورد. او فقط زیر لب گفت: "ممنون!" و از صحنه پائین آمد.
در دهه 60 موزیکالها هم محبوب بودند. داستان وست ساید، بانوی زیبای من ، آوای موسیقی ( در ایران: اشکها و لبخندها) و اولیور اسکار بهترین فیلم را گرفتند.
در سال 1969 آکادمی یک بار دیگر نشان داد که برخی از تصمیم هایش در دراز مدت اعتبار ندارد.
2001: ادیسه فضایی ( در ایران: راز کیهان) استنلی کوبریک که اینک یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینما به شمار می آید هم در رشته بهترین فیلم و هم در زمینه بهترین کارگردانی نادیده گرفته شد. در عوض جایزه بهترین فیلم را به فیلم اولیور و اسکار بهترین کارگردانی را به کارول رید دادند.
دهه 1970
سالهای 1970 برای فیلمسازان آمریکا دهه تجربه های بزرگ بود. فیلمسازان آمریکایی در این دهه تعدادی از بهترین فیلمهای آمریکایی را ساختند.
نسل جدیدی از فیلمسازان جوان آمریکایی مانند مارتین اسکورسیزی، ویلیام فریدکین، فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ، نورمن جیوسون و سیدنی پولاک در این دهه پا به عرصه فیلمسازی گذاشتند.
آنها با زیبایی شناسی فیلمهای اروپایی پرورش یافته بودند و تغییر لحن ناشی از نوغ فیلمسازی آنها در فهرست اسامی نامزد ها و برندگان جوایز اسکار تاثیر گذاشت.
چایناتاون (محله چینی ها)، پدرخوانده، ارتباط فرانسوی، آخرین نمایش و مش همگی در آغاز این دهه نامزد جایزه اسکار شدند.
در این دهه نسل تازه ای از بازیگران هم در هالیوود به عرصه رسید. رابرت دونیرو و جک نیکلسون هم ار نظر ظاهری و هم از نظر طرز تلقی با بازیگران کلاسیک مانند کلارک گیبل و کری گرانت تفاوت داشتند.
در سال 1971 آکادمی بار دیگر به تصحیح یکی از اشتباهاتش اقدام کرد و به اورسن ولز یک اسکار افتخاری داد. در همان سال، جورج سی اسکات اولین بازیگری بود که جایزه اسکار را رد کرد. او پیش از مراسم پیغام داد که برای دریافت جایزه نخواهد رفت و مراسم را "یک رژه گوشتی دو ساعته" نامید.
چارلی بیست سال پیش از آن، هنگامی که رفتار سیاسی او زیر ذره بین قرار گرفت از آمریکا رفت و هنگامی که در سال 1972 برای دریافت جایزه اسکار برگشت طولانی ترین کف زدنها در حالیکه همه به پا ایستاده بودند، در انتظارش بود.
تقریبا تمام فیلمهای بزرگ برنده اسکار این دهه مانند پدرخوانده قسمت اول و دوم و پرواز برفراز آشیانه فاخته، (در ایران: دیوانه ای از قفس پرید) منهای چند استثنا هنوز در زمره فیلمهای کلاسیک هستند.
در سال 1974 فیلم نیش (با بازی پل نیومن و رابرت ردفورد) با پشت سر گذاشتن دیوارنگاریهای آمریکایی و جن گیر برنده اسکار شد و سه سال بعد، راکی سیلوستر استالونه با پشت سرگذاشتن راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی و همه مردان رئیس جمهور آلن جی پاکولا جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی (جان آویلدسون) را برد.
جنگ ستارگان، (جورج لوکاس) موفق ترین فیلم این دهه در سال 1978 هفت جایره اسکار را در رشته های فنی برد اما جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردان را به آن ندادند.
دهه1980
فیلمهای بزرگ نامزد اسکار در این دهه به خوبی فیلمهای دهه 1970 نبودند. در این دهه فیلمهای احساساتی مانند رانندگی برای خانم دیزی، دست و دل باز، (Rain Man( دختر شاغل، و کنار برکه طلایی نامزد اسکار شدند.
اما فیلمهای خوبی مانند گمشده،عین جنس، رنگ ارغوانی، جوخه، فرزندان خدایی کهتر،امید و جلال، و می سی سی پی می سوزد هم که ترکیبی از یک حس تاریخی و وجدان اجتماعی را بازتاب می دادند نیز در میان نامزدهای اسکار دیده می شد.
سال 1981 یک تجدید حیات کوچک هم برای سینمای بریتانیا بود. ارابه های آتش در هفت رشته نامزد شد و چهار جایزه اسکار را برد. سال بعد از آن، گاندی در 11 رشته نامزد شد و هشت جایزه را برد.
ارابه های آتش فیلم محبوب سال 1981 یعنی فیلم سرخهای وارن بیتی که در 12 رشته نامزد اسکار شده بود اما تنها سه جایزه برد را تحت الشعاع قرار داد. یکی از این سه جایزه، اسکار بهترین کارگردانی بود.
دو تن از مهمترین بازیگران این دوره، مریل استریپ و داستین هافمن برای بازی در فیلم کریمر علیه کریمر اسکار گرفتند.
استریپ که بعد از کاترین هپبورن موفقترین بازیگر برنده اسکار است، در این دهه پنج بار دیگر هم نامزد دریافت جایزه شد.
هافمن در سال 1983 برای فیلم توتسی نامزد شد و در آغاز دهه 1990 دومین اسکار بهترین بازیگری را برد.
این دهه با این اتفاق نامیمون آغاز شد که درام خانوادگی رابرت ردفورد به نام مردم معمولی، اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از چنگ شاهکار مارتین اسکورسیزی به نام گاو خشمگین درآورد.
در سال 1984 فیلم شرایط مهرورزی پنج جایزه اسکار از جمله سه جایزه برای جیمز بروکز به عنوان کارگردان، تهیه کننده و نویسنده را درو کرد. چنین موفقیتی را تنها چهار کارگردان دیگر داشته اند: لئو مک کری در سال 1944، بیلی وایلدر در سال 1960 ، فرانسیس فورد کاپولا در سال 1974 و جیمز کامرون در سال 1997.
در سال 1981 رابرت دنیرو که چهار بار نامزد اسکار بهترین بازیگری شده بود سرانجام اسکارش را برای بازی در چهارمین فیلمی که با مارتین اسکورسیزی کار کرد برای ایفای نقش جیک لاموتای مشتزن در فیلم گاو خشمگین گرفت.
جک نیکلسون همچنان محبوب آکادمی بود و اولین بازیگری بود که بعد از دریافت اسکار بهترین بازیگر (در سال 1976 برای فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته) در سال 1984 (برای فیلم شرایط مهرورزی) اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت
az shoma davat mishavad dar in cloob niz ozv shode va be doostan moarefi konid

دایره : http://cloob.com/club.php?id=8330
دوستان قدیمی :http://cloob.com/club.php?id=8510
عضو بشیم و دوستان قدیمیمان را بیامیم
.