userinfo close

  ,

سینما


cinema_world

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علیرضا الف - معاونان
سینما زندگی است. زندگی سینماست. از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا برد ادامه »
سینما زندگی است. زندگی سینماست.
از اعضای محترم تقاضا می شود در جهت احترام به قوانین کلوب و بالا بردن سطح مطالب کلوب از "ایجاد بحثهای تبلیغاتی و همچنین بحثهای تکراری خودداری فرمایند."

هر گونه اظهار نظر شخصی محترم و لازم بوده اما رعایت احترام سایر اعضا از اصول اولیه است.

لطفا فقط و فقط از رسم الخط فارسی استفاده نمائید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
682
6200
91/1/30 (20:48)
73
3246
91/2/16 (13:32)
1
37
91/2/6 (18:43)
158
7482
90/5/22 (03:44)
22
54
91/3/2 (11:18)
3
21
91/3/2 (11:17)
29
242
91/3/2 (11:15)
659
5221
91/3/2 (11:09)
9
52
91/3/2 (11:06)
36
123
91/3/2 (11:01)
1651
7128
91/2/26 (17:30)
151
1433
91/2/11 (15:33)
60
602
91/2/11 (15:30)
176
3046
91/2/6 (13:02)
601
6301
91/1/30 (21:03)
307
3475
91/1/30 (21:00)
680
11882
91/1/30 (20:44)
319
6616
91/1/19 (11:25)
662
12203
90/12/16 (19:02)
187
1526
90/12/14 (00:07)

عنوان بحث

 سید وحید چ , wahid58
سید وحید چ - 00:36 1384/12/1

چهار شنبه سوری

من تمام عزیزان رو به دیدن این فیلم زیبا تشویق میکنم خیلی فیلم خوبی بود اگر کسی فیلم رو دیده نظرش رو بده
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
  , hosseinsadi
hossein - 11:01 1391/03/2
36

fogolade bud mese bageye filmaye Asgar Farhadi

vali behtar az darbareye eli va jodaye nabud

پری دیکاپریو , parisaramago
پری دیکاپریو - 14:12 1390/03/12
35
البته خب فیلم خوبی بود
سیپان  , zhiman
سیپان - 03:08 1389/12/10
34

آخخخخخخ حرف خوراکی شد هوس فیلم 10 رو کردم که بشینم پاشو یه ساندویچ کالباس روبروش بخورم   

مهیار شمس , mahyar_joon1370
مهیار شمس - 00:20 1389/11/9
33

دوست عزیز جناب محمدصالح موسوی

یعنی چی همراه با خوراکی؟

یعنی وقتی هم که جلوی چشم هاتون اثر هنری گذاشتید باز هم باید به فکر این شکم لامذهب باشید؟

طرف زحمت میکشه فیلم می سازه بعد شما به فکر چیپس و آجیل و پفک و ... هستید.

متاسفم

 

فربد رهنما , fbdnarmak
فربد رهنما - 00:40 1385/01/4
32
سلام و سال نو مبارک
در مورد آخرین و به نظر من بهترین ساخته ی اصغر فرهادی تقریبا همه ی گفتنیها رو دوستان گفتن.من فقط چندتایی رو که فکر میکنم از قلم افتاده اضافه میکنم.
یکی از زیباترین صحنه های فیلم جایی است که مرتضی در شرکت همراه با همکارانش مشغول ساختن کلیپی_یا یه همچین چیزی_با استفاده از آهنگ معروف لحظه ی تحویل سال نو هستن.ابتدا تکرار شدن های آزاردهنده ی این آهنگ را داریم و سپس مخلوط شدن این آهنگ با صدای آزاردهنده ی بوق اتومبیلها در خیابون.یعنی اول داره میگه انقدر این جور چیزها به ورطه ی تکرار یا بهتره بگیم روزمرگی افتادند که به جای اینکه پیام آور شادی باشند حتی آزاردهنده هم شدند و سپس با نشان دادن خیابون میخواد بگه اصلا نوروز و زیبایی و معنویت و اینجور چیزها لابلای زندگی روزمره ی ماشینی گم شده.به نظرم این صحنه یکی از محشرترین صحنه های سالهای اخیر سینمای ایران بود.
اما یکی از ضعفهای بزرگ فیلمنامه در مورد پایان بندی است.در طول فیلم و مخصوصا پس از ملاقات مرتضی و سیمین به هیچ وجه شرایط یک پایان باز فراهم نشده به طوری که در پایان منتظر یک نتیجه گیری صریح و سرراست از سوی فیلم هستیم ولی ناباورانه میبینیم که قضاوت در مورد پایان فیلم به تماشاگر محول شده!به عنوان مثال در فیلم قبلی آقای فرهادی_شهر زیبا_به زیبایی شرایط یک پایان باز فراهم میشه و در نهایت هم تصمیم گیری نهایی به عهده ی خود تماشاگر است.
کسی نمیتواند منکر بازیهای بی نظیر این فیلم بشود.به طوری که تک تک بازیگران_اصلی_فیلم در اوج هستند.اما بد نیست به یک نکته ی مهم توجه کنیم و اون اینه : خوب بودن بازی بازیگران شرط لازم است اما کافی نیست.بازیها باید یکدست باشند.در صورتی که در چهارشنبه سوری اینطور نیست.به خصوص منظور من در مورد مثلث فرخ نژاد-هدیه تهرانی وترانه علیدوستی است.بازی ترانه علیدوستی_که منو خیلی یاد بازی گلشیفته فراهانی تو فیلم بوتیک مینداخت_یه جورایی خیلی واقعی و رئاله در حالی که بازی اون دوتای دیگه کاملا سینماییه.تازه اون دوتای دیگه هم جلوی همدیگه هر کدوم یه سازی میزنن و در مجموع اصلا زوج سینمایی خوبی رو تشکیل ندادن.
صحنه های مخصوصا آخر فیلم که باید یک حس دلهره و ناامنی رو ایجاد کنن عملا کشش لازم رو برای این منظور ندارن.
و ادر آخر در مورد عشق روحی و رضا و رابطه شون باید بگم صحنمه ی آخر واقعا مضحکه.
راستی یه سئوال هم دارم : حکمت دختر دایی و پسر عمه بودن روحی ورضا چیه؟آ یا صرفا از مسئاله ی ازدواج فامیلی به عنوان نمادی از فرهنگ جنوب شهر استفاده شده یا چیزی فراتر از اینه؟
مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 22:01 1384/12/29
31
با سلام
آقای دانیال از لطف شما ممنون و سپاسگذارم...
در پیام های بعد می نویسم ، امیدوارم دیگران هم بنویسند تا از علم دوستان استفاده كنیم.

من هم سال نو را تبریك می گم .. امیدوارم سالی پر از خوشی و شادی باشه

تا پیام بعد كه احتمالا در سال 1385 خواهد بود ، ایام به كام و روزگار خوش

با تشكر
شاد و موفق باشید
دانیال محمدی , s_mh_s
دانیال محمدی - 19:14 1384/12/29
30
`
یادم رفت سال نو رو تبریک بگم

سال نوی خوبی داشته باشید همراه با موفقیت و کسب و کار خوب .
مثل اینکه رابطه با آمریکا هم داره خوب میشه . دعا کنید تا این مملکت یه تکون اساسی بخوره . پتانسیل
اقتصادی بالایی داریم . فقط مشکل اینجاست که حسود زیاد خست و نمیگذارن ایرانی ها پیشرفت کنند .

ببخشید اگر سیاسی شد .

تبریک تبریک تبریک .

دانیال محمدی , s_mh_s
دانیال محمدی - 19:09 1384/12/29
29


سلام
خیلی خوشحالم آقا مرتضی اینقدر ریز بین هستند .

به نظر من جنابعالی جای رشد بسیار زیادی در زمینه هنر دارید . خودتان را اصلا دست کم نگیرید و سعی کنید تا با استفاده از اراده ای قوی جایگاه خوبی را در میان منتقدین بنام سینمای ایران کسب کنید .
با آرزوی موفقیت شما در سال جدید .

.........................

در فیلم چهارشنبه سوری سوم شخص دوربین است که از دید روحی ( کارگر ) به مسائل نگاه میکند . به همین دلیل دوربین به همراه روحی حرکت میکندو مسائل را در فیلم از دید روحی برای تماشاگر آشکار میکند بجز تعدادی از صحنه ها که نشان سوم شخص بودن دوربین است – کتک زدن مژده در خیابان توسط مرتضی و دیدار سیمین و مرتضی که بعدا روحی متوجه میشود .

روحی در مورد زندگی این زوج اطلاعات کمی دارد . تصمیم به فضولی میگیرد و از این طریق اطلاعاتی را از منزل سیمین وارد منزل مرتضی و از منزل مرتضی به زندگی سیمین می برد . جایی که او درباره بیت ها دروغ میگوید دیگر او ناظر نیست . قصه مژده و مرتضی حاصل دروغ روحی نیست ولی روحی به آن دامن می زند تمام کارهای ساده انگارانه روحی که از روحی احساسات صادقانه اش انجام می دهد به بحران منتهی می شود . درست است که بحران اصلی پیش از ورود روحی در این خانواده وجود داشته اما روحی این بحران را به نقطه جدیدی می برد .

در مورد مرتضی که گفته شد بعد از پیاده شدن سیمین دیگر نقش او افت پیدا کرده است !

به نظر من کارگردان عمدا این کار را انجام داده است زیرا فرهادی تمهیدی به کار برده تا از آن جهت پخته شدن شخصیت مرتضی استفاده کند و مرتضی را خاکستری نشان دهد . نه بد و نه خوب . مثل تمام افرادی که در جامعه وجود دارند . این تمهید باعث میشود تماشاگر وجه دیگر مرتضی را ببیند و بشناسد . شناختی تازه از شخصیت و روابط او که این نقطه قوت فیلم است .

در مورد زندگی سیمین اصلا قرار نیست زندگی او را باز کنیم و ببینیم آیا شوهر او اشکالی دارد یا خیر . سیمین تنها یک زمینه ای است برای روشن شدن شخصیت مرتضی و اینکه هیچکدام از آنها بد نیستند .


فرموه بودید چرا اینقدر فیلم چهارشنبه سوری کش دارد ؟

باید بگویم زمانی که سیمین سوار ماشین مرتضی میشود اوج فیلم است و انرژی زیادی در تماشاگر جمع می شود تا با تمام قوا مرتضی را خفه کند . اگر در این لحظه فیلم تمام شود دیگر در ذهن تماشاگر چیزی نمیماند بجز نفرت از مرد ها و با بیرون آمدن از سالن سینما و پایین آمدن انرژی فیلم از یاد تماشاگر خواهد رفت ! فرهادی با نشان دادن صحنه هایی از چهارشنبه سوری و بازی عالی روحی – نگاهی آرام به سیگار کشیدن مرتضی و تفکر در مورد امروز – بیننده را وادار میکند کمی آرام تر شود تا حرفهای اصلی داستان در آن 4 پلان آخر فیلم نهفته است را بگوید . یعنی داستان در ذهن بیننده زمانی که از سالن سینما بیرون می آید ادامه پیدا می کند و این بهترین پایان در مورد این فیلم بود .

اینکه بعضی از صحبت ها را در سینما متوجه نمیشدید مربوط به فیلم نیست . متاسفانه آپارات های سینماهای ایران حرفی برای گفتن ندارد و بدلیل گران بودن قیمت آنها برای صاحب سینما مقرون به صرفه نیست تا آنها را تعویض کند به همین دلیل اگر میتوانید فیلم را در سینما فرهنگ ببینید . در آنجا قطعا این مشکل حل خواهد شد .


در مورد برخورد عبدالرضا ( شوهر روحی ) با روحی که میگوید: " چادرت کو ؟ چقدر خوشگل شدی ! "
اگر این رابطه را نیز تبدیل به یک بحران کنیم دیگر تماشاگر کشش دعوای جدید را نخواهد داشت . زیرا از ابتدای فیلم تا انتهای آن شاهد جدایی زن و شوهر ها از یکدیگر میباشد . از طرفی اگر قرار است در آینده هم دچار مشکلی شوند ما نباید پیش داوری کنیم و آنها را به ورطه پلیدی و سیاهی بیاندازیم .
به خاطر عشق واقعی که میان دختر و پسر وجود دارد اعتماد حرف اول را میزند اما در مورد مرتضی و مژده چون آن عشق وجود ندارد سوء ظن غالب میشود . به نظر من این دختر با نا آگاهی وارد آن ماجرا شده و در آخر به نظر میرسد خیلی چیز ها را میداند و معلوم نیست چه تاثیری در تصورات او در باب ازدواج خواهد داشت !


نکته جالبی که فرهادی انجام داده بود گمانه زنی هایی بود که تماشاگر انجام میداد . یعنی تلاش کرده بود به تماشاگر بفهماند حتی تویی که بیرون از این ماجرا نشسته ای مدام قضاوت غلط میکنی و شوکه شدن تماشاگر در بعضی از صحنه های فیلم به خاطر پیش فرض های غلطی است که گمان میکرده .

در هر صورت امیدوارم آقا مرتضی از دست ما ناراحت نشده باشه چون به طرز غیر قابل باوری من از فیلم حمایت کردم و امید وارم دیگران هم در این بحث شرکت کنند و نظر بدهند .

مرسی

دانیال .




مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 02:16 1384/12/29
28

سلام
من با زدن كارگر توسط رضا موافق نیستم ولی گفتم اگر می زد ، یا یك اتفاقی می افتاد روند خام ماجرای چادر شاید ( فقط شاید ) بهتر می شد ... به طور كل ناد سازی چادر اصلا موفق نبود ....
از زمین خورد از موتور به علت چادر و جمله ی عبدالرضا :
{ من نمی دونم كله ی صبح كی می خواد تو رو ببینه ؟ }
تا بیرون رفتن مژده با چادر تا شركت مرتضی ، كه مر تضی در دفتر به رفیقش می گه :
{ اصلا من بد ، این دلیل می شه چادر سرش كنه ، بیاد دنبال من ، خودش اذیت می شه ، چند تا ماشین واسش وایستادن } ( نقل به مفهوم )
و اون از آخر بی محتوای چادر :
رضا : كجا بودی ، چه كار كردی ، خوشگل شدی ؟
كارگر: هیچی بابا ، آرایشگاه بودم .
رضا : چادرت كو ؟
كارگر : اون هم بعدا برات می گم ، گم شد.

و دویدن رضا به سمت مرتضی كه به نظر به قصد زدن می رود ، ولی برای تشكر كردن رفته است !!

این یعنی چی ؟ رضا روشنفكر تر و خوشبخت تر از تمام مردان فیلم است ؟؟

من معتقدم نماد سازی چادر ! با اون هم تكرار ، بالغ بر 6 یا 7 جمله ( یعنی بیانی ) به تكرار این موضوع می پردازد.... در مقابل سیمین ، در مقابل مژده ، در مقابل رضا ، در مقابل مرتضی و ....
این چادر به فیلم ضربه زد .....

با تشكر
شاد و موفق باشید
نیوشا ر , newsha_r
نیوشا ر - 01:20 1384/12/29
27
salam morteza jan
un ghesmati ke neveshti abdolreza bayad kargar(roh angiz barati) ro mizad chera bayad mizad?khob dokhtare badbakht gonahi nakarde bud arusishe abruhasho morattab karde bud
chadoresham ke nabud bazam eibi nadare benazare man age uno mizad kheili bache gune mishod
albate khodamam vaghti filmo didam fek kardam alan mizane tu gushesh yani vaghean hame in fekro kardan amma farhadi ba in khoshruyi abdolreza ye shokki be hame vared kard ke jaye tahsin dare
نیوشا ر , newsha_r
نیوشا ر - 01:07 1384/12/29
26
albate musighie matn nadashtan aslan ajib nist
chon age deghat karde bashin hich kodum az filmaye mehrjuyi
musighie matn nadare
ke albate man kamelan ba in ghazie mokhalefam
film bayad mosighie matn dashte bashe ke tasiresh chan barabar beshe
مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 05:21 1384/12/28
25
سلام
پیشاپیش از غلط های املایی پوزش می طلبم ..

اگر از من بخواهند كه به فیلم ستاره ( درجه ، ریتینگ ) بدهم ( كه نمی خواهند ) از 5 ستاره ، سه ستاره می دهم و این فیلم را فیلمی خوب و نزدیك به خیلی خوب خواهم نامید...
این فیلم چندین اشكال بسیار بسیار بزرگ داشت و در عین حال چندین نقطه ی قوت بسیار قوی كه در مورد هر دو آن ها مفصلا می نویسم ...

اجازه بدهید اول در مورد فیلم نامه قدری صحبت كنیم :
شخصیت های فیلم به اندازه ی كافی مانند فیلم های قبلی فرهادی واقعی بودن ، البته بجز شخصیت كارگر ( ترانه علیدوستی ) ( من اسم كارگر را در فیلم نفهمیدم و همون كارگر می نامم ) اضافه كردن شخصیت كارگر به فیلم نامه به نظر برای ایجاد سوم شخص در طول داستان ایجاد شده است و از طرفی با توجه به نوع لوكیشن ها و اتفاقات در بیشتر موارد سوم شخص دوربین است و این حضور كارگر در صحنه اضافه حس می شود. اوج این اضافه بودن در صحنه ی درگیری مژده و مرتضی مشاهده می شود ... در این نما كه با فیلمبرداری بسیار عالی همراه است( آقای دانیال اشاره كردند ) ، كارگر نقش و حضوری غیر واقعی و غیر موثر و حتی مخرب دارد .... این در حالی است كه گاهی سوم شخص كه دوربین باشد با سوم شخص داستان كه كارگر باشد مخلوط می شوند و این تركیب به فیلم كمك می كند ...نمای بازی كردن مرتضی با بچه اش كه نمای موفق این تركیب است ناظر مشترك دوربین و كارگر دارد....
این كارگر هر چند نقش كلیدی در بیش بردن فیلم دارد ولی شخصیتی پخته ای نسبت به سایر شخصیت ها ندارد....
چند نكته ی بسیار عالی فیلم نامه دارد كه با آگاهی كامل انتخاب شده است و به فیلم بسیار كمك كرده است از جمله :
داستان ماجرای مرتضی و مژده در حالی آغاز می شود كه مرتضی تلاش می كند سیگار خود را با فندك و یا شعله ی گاز روشن كند .... این روشن كردن سیگار در تمام فیلم نمادی زیبا برای سردرگمی افراد است... این در حالی است كه مژده برای روشن كردن كتری چای به دنبال كبریت نمی گردد و به راحتی گاز را روشن می كند ( حتی دوست ، یا خواهرش ( من نفهمیدم كی بود ) كتری را خاموش می كند كه دسته اش نسوزد !! ) این عدم داشتن كبریت و آتش و تركیب آن با نام فیلم ( چهارشنبه سوری كه رابطه ای مستقیم با آتش دارد .. ) بسیار كارا ( و بی نظیر و عالی ) است ... این كبریت حتی در دفتر ناظم مدرسه ، در محل كار مرتضی ، در خانه ی سیمین ، در نزد شوهر سابق سیمین ! هم هست و هر جا شخصیتی سردرگم وجود دارد ، فندك روشن نمی شود !! این موضوع در خانه ی سیمین هم رخ می دهد .. این نماد فندك ( آتش ) در یك سوم پایانی فیلم رنگی جالب تر می گیرد ، هدیه سیمین به مرتضی یك فندك است و مرتضی را از سردرگمی نجات می دهد ! هدیه این فندك پایان سردرگمی های مرتضی است ( البته جلوتر می گویم كه ادامه ی فیلم بعد از این نما یك نقطه ی ضعف فیلم است ! ) .....

نكته ی جالب دیگر فیلم نامه استفاده ابزاری مفید از جملات در جهت پیش بردن فیلم است ... كه اوج آن با ساعت پرواز به دوبی است ( كه سیمین آن را به كارگر می گوید : " فردا ساعت 4 صبح پرواز دارند " ) این استفاده كاملا آگاهانه است ، و در جهت مثبت استفاده می شود ... به خصوص استفاده آن در تاكسی سرویس توسط كارگر ( تاكسی كه او را به دم مدرسه می رساند ، همراه با سیمین ) و توضیحات او در مورد سفر به قم ! هر چند به قصد طنز ارائه می شود ولی بیننده را در انتهای فیلم به این فكر می اندازد كه آیا مرتضی و مژده به پرواز می رسند ؟ این استفاده از ساعت 4 صبح كه به درگیری جالبی می انجامد ، دارای پایانی تحسین برانگیز است ، دروغ كارگر در مورد پیك یك اوج واقعی در انتهای زمان دو سوم ( 3 / 2 ) فیلم است ! این كه كارگر برای چی دروغ می گوید سوال بزرگی می شود كه حتی مرتضی از او می پرسد ولی كارگردان پاسخ نمی دهد و این پاسخ ندادن و ابهام آن زیبا است !

تنهایی سیمین پس از ترك مرتضی و انفجار نارنجك در كنار پایش و صدای دزدگیر ها و تركیب آن با حركت های سیمین و دوربین ، وحشت و تنهایی سیمین را به عنوان یك زن تنها می رساند ! این كه با شتاب بر می گردد ولی مرتضی نیست .. سیمین یك زن تنها است و بیننده را وادار به ناراحتی ( نمی خواهم از ترحم استفاده كنم ) و ترحم می كند ... این نما عالی بود ...

نكته ی دیگر در این باره : ( شخصیت ها )
شخصیت مرتضی تا جایی كه بی گناه جلوه داده می شود ، عالی و پخته است ولی بعد از آن دیگر ارزش ندارد !! این شخصیت بعد از رو شدن روابطش با سیمین به یكباره از دست كارگردان خارج می شود و سقوط می كند !! سقوطی كه بسیار بد به فیلم لطمه می زند ....

شخصیت مژده بسیار واقعی و در خور تحسین است و بازی گیری از هدیه تهرانی واقعا معركه بوده است !

كارگر : شخصیت كارگر پخته نیست و اشكال دارد ! نه آن قدر بدبخت است كه بخواهیم برای او ناراحت شویم و نه آنقدر خوشبخت كه بخواهیم او را در رده ی خوشبخت ها قرار دهیم ...شخصیتی كه لباس عروس خود را در دستشویی شركت پرو می كند ، ما را به سمت ناراحتی پیش می برد ولی اواسط فیلم آن قدر زرنگ و تیز می شود كه بیننده دیگر نسبت به او و آینده اش بی تفاوت می شود ....
به عنوان مثال اول فیم و عكس های دو نفر كارگر و شوهرش ! و یا دیالوگ های داخل شركت زیبا است و شخصیت كارگر را به خوبی نشان می دهد ، ولی در خانه ی سیمین به یكبار تغییر چهره می دهد ، حتی عشقش به رضا ( شوهرش ) به طرز احمقانه ای ساده و خام می شود ! این افت شخصیت عذاب آور است

سیمین : !!

نكات ضعف فیلم :
همان طور كه گفتم بعد از ملاقات مرتضی با سمین ماجرای فیلم تمام شده است و فیلم دیگر هیچ حرفی ندارد ! این را كارگردان هم می داند و برای پر كردن ادامه زمان فیلم ( كه نمی دانم چرا اصرار به ادامه دارد ) خیابان های شهر و مراسم چهارشنبه سوری را بسیار طولانی و خارج از هدفی به تصویر می كشد ... این تصاویر هیچ ارتباط معنایی با فیلم ندارد ! ابتدا فكر كردم شاید به خاطر رابطه با نام فیلم و اتفاقات فیلم این كار انجام شده است ولی وقتی دقت كنیم می بینیم كه نماهای داخل پاركینگ مجتمع و یا نماهای پارك به اندازه ی كافی بیان گر مطلب است ! و نماهای شهر به فیلم آسیب رسانده است !!

گفتم كه سیمین زنی تنها و نیازمند ترحم بیننده است ولی ما اشكالی در شخصیت شوهر سابقش نمی بینیم ! شونه كردن موهای دختر بچه توسط پدرش ! این را تایید می كند كه شوهر سیمین آدم بدی نسیت و در آخر سیمین خوب است یا بد ؟ البته شاید این سردرگمی نقطه ی ضعف نباشد و شاید از قصد ایجاد شده است ولی فكر نكنم زیاد لذت بخش باشد !

نماد سازی چادر كارگر ! كارگردان و روند فیلم با اجاره ی موفق یك نماد ( فندك ) دست به نماد سازی دیگری می زنند ! چادر كارگر . ولی این نماد سازی خیلی خام است ، خیلی خام .... شاید اگر آخر فیلم رضا كارگر را می زد ( به علت نداشتن چادر و برداشت ابرو ) ، ماجرا از خیلی خام به خام تغییر می كرد !!

نكات اوج قدرت فیلم ( قسمت های واقعا تحسین بر انگیز ) :

كارمونت اول فیلم در قسمت عنوان بندی ( كارمونت اتوبوس ) یك كار بسیار عالی از لحاظ ساختی و فیلم برداری است ....

كادر بندی ، به خصوص نماهای اول ( خروج مژده كه به دنبال كارگر می رود ، زنگ زدن كارگر كه زنگ خانه ی سیمین را می زند ، حركت كارگر در امتداد طول ساختمان ، كادر بندی داخل حمام یا اتاق خواب ها ) بسیار عالی است

بازی هدیه تهرانی و حمید فرخ نژاد ( هر چند بازی فرخ نژاد را كارگردان كپی برداری كرده بود !! بازی فرخ نژاد جدید نبود )

تدوین : حرف نداشت

نكات ضعف و بسیار ، بسیار بد فیلم

صدابرداری و صداگذاری فیلم یك افتضاح غیر قابل بخشش بود كه به فیلم ضربه ی بدی زد ... چطور می شود كه صدای یك نارنجك یا سیگارت ، تا طبقه ی سوم ساختمان و حتی داخل حمام ( كه درش هم بسته است ) با چنان وضوحی بیاید كه صدای شخصیت شنیده نشود ؟؟!!!!
چرا صدای جارو برقی های فیلم این قدر زیاد است ؟
وقتی مژده گریه می كند ، واقعا دیگه هیچی شنیده نمی شود !!
وقتی در پاركینگ نارنجكی منفجر می شود چرا صدایش اكو نمی شود ؟؟
دیالوگ های دو نفر و بیش از دو نفر، ( به خصوص وقتی چهار نفر در درون خانه بودن ، مژده ، خواهر یا دوستش یا زن داداشش ، دو تا كارگر ) ( و یا شركت مرتضی ) اینقدر دور از هم است ، مرتضی چهار یا پنج قدم به سمت آشپزخانه برای یافتن كبریت می رود ( داخل شركت ) ولی صدایش آن قدر كم می شود كه انگار چند صد متری دور شده است !

صدابرداری و به خصوص صداگذاری افتضاح بود ....

و دیگری :
خانه ی سیمین و مژده رو بروی هم هستند و در هر واحد رو به هم باز می شود ، چطور هواكش این دو واحد به هم می رسد ( یك ذره بررسی كنیم ، می بینیم كه اگر این دو واحد بغل به بغل بودن ، می شد و لی روبرو ی هم نمی شه ) به خصوص كه با حركت دوربین می فهیم كه جای حمام خانه مرتضی و مژده كجاست !
دقت كنید كه دستشویی هر دو واحد كنار در ورودی است ( این به وضوح معرفی می شود ، مژده از باز بودن شیر آب عصبی می شود ، سیمین با عجله برای مخفی كردن چیزی كه كارگر نبیند ، در دستشویی را می بندد ( لازم به ذكر است این نما و این كه سیمین آیا مرتضی را مخفی می كند یا خیر ، بسیار استادانه است ) ) ولی حمام جای دیگری است !



باز هم حرف در مورد این فیلم است ، ولی فكر كنم این مطلب یك مقدار طولانی شد ...

چند نكته ی پایانی
* باور كنید همه مرتضی ها این طوری نیستند ( لبخند )
* دستم درد گرفت !
* توی بحث سینمای ایران هم كه تازه راه انداختیم بنویسید
* در مورد این فیلم : می گویند در كشور كورها یك چشمی پادشاه است ! این فیلم در مقایسه سینمای فعلی خیلی خوب بود .


( در پیام بعد می نویسم كه اگر كارگردان چه كارهایی می كرد یا نمی كرد ، فیلم بهتر می شد ( البته از دید خودم ))



با تشكر
شاد و موفق باشید



* مرتضی . ت در پایان این نوشته اعلام می كند كه مطالب بالا را طرقا جهت اعلام نظر نوشته است و خواهان بخشش از كسانی است كه گوشه ای از مطالب بالا برخلاف سلیقه و مكتب آنها بوده .....


مرتضی ت , morteza410
مرتضی ت - 05:20 1384/12/28
24
سلام

من فیلم را دیدم .. اجازه هست كه من هم بنویسم

در مورد موضوع بخواهم بنویسم خوب دوستان نوشته اند ، اجازه دهید در مورد فیلمنامه و شخصیت ها و ساختار فیلم بنویسم ...
تا از نظر دوستان هم در این زمینه استفاده كنیم ...

با تشكر
نیوشا ر , newsha_r
نیوشا ر - 05:14 1384/12/27
23
aghaye danial ba nazariat shoma kamelan movafegham manam in filmo kheili didam rastesh nemidunam chan bar
daghighan asheghe un sahneam
amma man be hameye karakterha hagh midam
be nazare man morteza adame havas bazi nist
be unamhagh midam
khob vaghti mardi az zano zendegish razi nabashe jaye taajob nist ke donbale kasi dige begarde
karaktere mojde ye adame shakkako kami divune va sadast
didid ke morteza migoft
in tu familesham ba hame moshkel dare azin badam miad ba un rafto amad nakonim
asan baraye badbin neshun dadane un shohar khaharesh bahash ghahr bud
khob morteza bichaream hagh dare
va az tarafi bebinid ke karaye mojde cheghadr sadeo bachegunast
chadore taranaro saresh mikone....
zud az ru sadegi bavar mikone ke shoharesh rast mige
ya un sekanse kheili ghashangi ke mojde kenare amir ali khabide bud
ya vaghtike fahmide bud shoharesh behesh vafadare dahasht khunaro jaru mikard
..............
ya akharesh ke dobare be morteza shak kard va be hamum nega kard
dar kol mitunam begam 4shanbe suri payane talkhi nadsht
payane baze ghashangi dasht
farhadi khaste bud ye jurayi 4 nafare tamumesh kone
mojdeo morteza
simino shoharesh
mer30 ke ba inke fingilish neveshte budam nazaramo khundi!

دانیال محمدی , s_mh_s
دانیال محمدی - 23:25 1384/12/27
22

سلام . دوباره !

داشتم فکر میکردم کجای فیلم مو به تن آدم سیخ میشه یاد پلان دعوای مژده و مرتضی افتادم که امیر علی بیچاره رو مثل توپ فوتبال بین خودشون رد و بدل میکردن .

شاهکار حسین جعفریان ( فیلم بردار ) این بود که تونست 4 دقیقه و نیم فیلم برداری کنه بدون اینکه فیلم کات بخوره !
یعنی فکر کنم دیگه دوربین جای نگاتیو نداشت وگر نه همین جوری فیلمم برداری میکرد !!!

البته بازی هدیه تهرانی و حمید فرخ نژاد رو نمیشه فراموش کرد .

نکته دیگه ای که به نظرم رسید این بود که تو کل فیلم اصلا موسیقی متن نداشتیم . تنها ابتدا و انتهای فیلم موسیقی متن داشت و این از عجیب ترین اتفاقات تو سینمای ایران است !
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.